www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:15.05.2009

نویسنده: اشرف غنی احمدزی
مترجم: خلیل الله زمر

برنامه دهساله برای افغانستان

استفاده درست از فرصت دوم

 نام فوق اثر دکتور اشرف غنی است که طی گزارشی به شورای اتلانتيک ايالات متحده امريکا تقديم گرديده است. اشرف غنی دراين اثر "سياست جديد ايالات متحده امريکا درباره افغانستان" چگونگی استفاده از آنرا در شرايط کشور ما برای ايجاد دولت تأثير گذار و تأمين صلح وثبات در افغانستان بطور مبسوط به بحث ميگيرد.

شورای اتلانتيک يک سازمان بيطرف متشکل ازرهبران مختلفی است که هدف آنها اقامه انديشه هابه قدرت ودادن قدرت به انديشه ها ميباشد.  دکتور اشرف غنی هم عضو بورد بين المللی مشورتی و هم عضو "گروه مشورتی برنامه بين المللی درباره امنيت استراتژيک" سازمان متذکره فوق ميباشد. آنچه را در اين ترجمه ميخوانيد اختصار اثر مذکور است که تقديم خوانندگان ارجمند ميگردد. برای معلومات بيشتر ميتوانيد به آدرسهای ذيل مراجعه کنيد:

www.acus.org/tags/south-asia.       وب سايت شورای اتلانتيک    www.acus.org   

 

رئيس جمهور اوباما بخاطر بدتر شدن اوضاع در افغانستان و پاکستان متعهد شده تاظرفيت نظامی، حکومتداری و اقتصادی را درهردو کشور ارتقاءببخشد. بهمين دليل، موصوف در 27 مارچ 2009 برنامه اش را مبنی برطرح استراتژی جديد منطقه ای دراين راستا اعلام نمود:

ما،دوستان ومتحدين مابرای پيروزی بايددستآوردهای طالبان راعقب زده وحکومتی پرتوان وحسابده رادرافغانستان ايجادکنيم......افغانستان حکومتی انتخابی دارد، اما اين حکومت بوسيله فساد تخريب شده و در رسانيدن خدمات اساسی برای مردمش مشکلات دارد. اقتصاد در اثرتجارت پررونق مواد مخدره که جنايت راتشويق وشورشيان راتمويل ميکند،تنزل مييابد. مردم افغانستان باوجودوعده های داده شده برای آينده بهتراکنون يکبارديگراميدروزهای نوين رادراثرخشونت وبی ثباتی بربادرفته ميبينند.

بنابرين، اداره اوباماهم به تعريف مشکلات پرداخته وهم اهداف روشن رابرای اشتغال امريکائيهادرمنطقه قرارداده است.اماتبديل اين اهداف بدستآورد های عملی مستلزم درک درسهای گذشته،زمينه های آن واقدامات رجحانی درآينده ميباشد. اگرچه شرايط عملی امروز بمقايسه سال 2002که مردم افغانستان ازمداخله بين المللی بااشتياق استقبال نمودند،مشکلترشده،اماهرگاه نيازهاوآرزوهای مردم افغانستان درمحراق مساعی نوين قرارگيرد، اهداف مذکورتاهنوزقابل حصول ميباشند.اداره اوباما آشکارا پذيرفته که نيل باهداف مذکور با برخوردميان مدت ملازمه دارد. اين گزارش چارچوکاتی را برای تطبيق اهداف متذکره در فرايندها و اقدامات عملی در افغانستان پيشنهاد ميکند.

چهارتهديدعمده برای امنيت آينده افغانستان وجوددارند. اول، القاعده که بآسانی ميان افغانستان و پاکستان در حرکت است. دوم، يک شورش گسترده، کثيرالابعادوبااستطاعت خوب مالی که نيروهای افغانی وخارجی رابصورت مستدام تهديدميکند. سوم، شبکه توليد، پروسس وتوزيع مواد مخدره که در دستان چند فرد شنيع قرار داشته و فساد و خشونت رادامن ميزنند.وچهارم،حکومتداری ضعيف که تمام مشکلات فوق الذکردرپيوندبآن قرارداردباعث شده که به بسياری ازارگانهای حکومتی بمثابه ابزارفسادنگريسته شوندتاابزارمشروعيت وحاکميت قانون.

تهديدهای متذکره بوسيله ناتوانی جامعه بين المللی برای انکشاف يک استراتژی واحدياطرزالعمل همآهنگ تشديدوتداوم يافته است. تأمين توافق بالای يک استراتژی مشترک در باره وسايل همآهنگ ساختن اقدامات ازپيش شرطهای پيروزی درافغانستان بشمارميرود.گرايش نخبگان افغان درحمايت ازبی ثباتی بجای رفورمهای اساسی قانونی عامل بزرگ ديگررادراين زمينه تشکيل ميدهد. بنابراين، عرصه سياسی در افغانستان بايد گسترش داده شودتا پيدايش ومشارکت نيروهای جديد را در يک کشور باثبات و سعادتمند مجال دهد.

هرگاه برای نيل باهداف فوق موانع موجوداست درکنارآن امکانات داخلی وبين المللی نيز وجود دارد که بايد اعمارگردند. در جانب افغانی ازجمله امکانات طبيعی،مالی و سرمايه بشری و موفقيتهای نهادسازی که ساحاتی مانند قوای مسلح تا بخش انکشاف دهات رادربرميگيرددرپهلوی پيروزی روندسياسی از 2001-2004 هنگامی که نخستين انتخابات رياست جمهوری برگزارشد، نمايانگراراده مردم افغانستان دراشتراک روندهای دموکراتيک ميباشد.

برنامه همبستگی ملی يکی ازمثالهای برخوردجديداست که دربخشهای مختلف پياده گرديده است. پيروزی اين برنامه بيانگرآنستکه کليد موفقيتها در نهاد سازی نه درزمينه های آن بلکه درطرح برنامه هاو ماهيت همکاری ميان جانب افغانی وجامعه بين المللی ميباشد.

برخورد منسجم به اعماردولت ميتواندحکومتی تواناوحسابده راايجادنمايد.اين گزارش برخوردی مرجح رابرای وظايف اعماردولت تااندازه ايکه ايجادگر پيوندهای خودکفائی وروندهای اصلاحات باشد،پيشنهادمينمايد.حکومت افغانستان برای تأمين کنترول برقلمروخويش وجلب پشتيبانی مردم در يک چارچوب زمانی دهساله ميتواندوظايف دولت رادرعرصه نظم وقانون بچهاردسته تقسيم نمايد.اين طبقه بندی وظايف هم روش معيارسازی رامجازساخته وهم به عاملين داخلی وبين المللی مجال ميدهدکه ازآمادگيهای اختتام ناپذيردرروی صفحه کاغذبه تطبيق وظايف اساسی درعمل عبورکنند.

    دسته اول وظايف شامل حاکميت قانون بمعنی اطمينان ازاينکه دولت افغانستان ميتواند بخاطرعرضه خدمات امنيتی موءثر در قلمروش بااستعمال قوه  توسط پوليس درمحدوده معين که توسط قوانين تعريف شده وتمويل عامه بخاطراطمينان ازاينکه منابع مالی اعم ازداخلی وخارجی بطور موءثر تنظيم وبر اساس حساب وکتاب مصرف شده ودولت درهرسطح مصرف آن ازسيستم حسابدهی نيرومندملی استفاده برده است،ميشود.اجرای اين وظايف با کنترول اداری،تقسيم قلمرو افغانستان ازلحاظ سلسله مراتب به فاصله های معين که وظايف وسطوح حکومتداری درآنهابروشنی تعريف وهمآهنگ شده وتوسط کارمندان تواناحمايت گردد،ملازمه دارد.نيل به هدف متذکره شامل انکشاف سرمايه بشری بمنظورتربيت طرفداران معتقدبرفورم ودارای مهارت جهت تقويت يک سکتور موءثرعامه،سکتورموءلدومشروع خصوصی ويک جامعه مدنی فعال ومتحرک خواهدبود.

    دسته دومِ وظايف مشتمل است بر:اعمارمارکيت، کشانيدن جوانان بيکارکه پايگاه شورش وتجارت موادمخدره راآماده ميکنندازراه ايجاد اشتغال پايدار برای آنان. تحقق اين امرباانکشاف ابتکارات اساسی درتقويت زراعت بايک اقدام جسورانه که ازدسترسی بمارکيت تا زنجيره های ارزش، عرضه، معرفت و زيرساختهاگرفته تاکاربردامتيازات تجارتی ومتداول ساختن ابزارمالی که برای تأمين توليد سودآوروپايدارموءثرباشد،بشمول استفاده از معادن را درچوکات جوازهای شفاف، داوريهای با اعتبار، اجراآت حقوقی قراردادها و مقاوله ها در برخواهد گرفت. اين وظايف امورساختمان رانيزازطريق تدوين قانون نامه های مرکزی ساختمانی،ايجاد اداره مرکزی فراهم سازی وهيئت مرکزی ساختمانی راشامل ميشودکه توانائی وقدرت تغيرموثريت وتداوم انکشاف پايدارزيرساختهای سراسری کشوررابخاطراعمارظرفيت خصوصی درافغانستان داشته باشد.

    دسته سومِ وظايف تمرکز بر زير ساختهاست که تمام قلمرو کشور و ساحات مجهز آنرا با هم پيوند ميدهد. آزاد گذاردن نيروهای مارکيت برای استفاده ازامکانات داخلی ومنطقه ای جهت اعمارسرکها،انکشاف انرژيهای بديل وسرمايه گذاری بالای فن آوريهای جديدتوسط سياستهای اجتماعی، برنامه های روستائی که توليد ثروت، انکشاف اجتماعی وسرمايه نهادينه برخاسته از پائين را اجازه بدهد،دراين زمره شامل ميباشند.

    گروه چهارم وظايف عبارت ازاستقراض عامه است که ورود منابع حقيقی خارجی رابرای تقويت بودجه دولت بمثابه ابزارمرکزی پاليسی شامل می شود.تعميل اين وظيفه بامديريت موءثردارائيهای عامه،دارائيهای فرهنگی، محيطی وابداعی توسط مقررات،پيمانهای با اعتبار و فورمولبندی حقوق مالکيت در تلازم قرار دارد. انکشاف سرمايه انسانی نسل دوم با تمرکز بر تربيت تخصصی بمثابه بخشی از برنامه طويل المدت 20 ساله برای  انکشاف انسانی نيزدرجمع وظايف فوق شامل است.

اينها فرآيندهای نهادسازی ميباشندکه ازلحاظ استراتژيک توجيه پذيراست،زيرااين نهادهادرراستای مساعی برای اعمارموفقانه دولت بين سالهای 2002-2005 درجريان بوده وازآمادگی مردم افغانستان برای بهره گيری ازحکومتداری خوب،حاکميت قانون ونقطه پايان گذاشتن به خشونت وفقرنمايندگی ميکند.

برخوردِضدشورش مانند عراق که همين اکنون دراقدامات نظامی ايالات متحده امريکادرافغانستان آغازشده است نيزبريک برخوردمنسجم وهمآهنگ در باره استعمال عندالضرورتِ قوه درقصيرالمدت وخودداری ازآن درطويل المدت نيزبرحکومتداری خوب وحصول اعتمادعامه تأکيددارد.اين نظريه باتفکر بين المللی درباره اعماردولت که اکنون برمرکزيت حکومتداری وبهای گرانِ ناکامی برخوردهای انکشاف پراگنده وغيرمنظم درين مورداصرارميورزد، در تطابق قراردارد.

ماه هائيکه درپيشروست بدلايل عديده ازاهميت خاص برای آينده افغانستان برخورداراست.استراتژی جديدايالات متحده امريکاکه نکات عمده اولويت  ميان مدت آن درباره اعماردولت فوقاً توضيح شد، بوسيله اقدامات قصيرالمدت ذيل ميتواندقابل دسترسی باشد:

    * تأمين سطحی ازامکان مبارزات انتخاباتی رياست جمهوری در آگست 2009 و پشتيبانی ازفرآيندهائيکه طی آن مردم افغانستان بتوانندبطورواقعی درمباحثات مربوط به آينده کشورشان سهم بگيرند.

   * انکشاف استراتژی منسجم بين المللی برضدشورش وتدوين يک مارشال پلان برای سهل ساختن اقدامات جامعه بين المللی.

   * تهيه برنامه هائی توأم باپلانهای عملی وتطبيقی که بلافاصله برنامه عمل روزمره اداره جديد قراربگيرد.

   * ازبرنامه همبستگی ملی که يک برنامه انکشافی عامه ميباشدبمثابه يک خط ومشی برای تشبثات روستائی وتوليدثروت استفاده گردد.

   * هشت ولايت درمقياس سرتاسری افغانستان درگام نخست بحيث مودل درمحراق توجه قرارگيردتاتأثيرضريبی گونه گونه آن درعرصه حکومتداری خوب،آهسته آهسته برای سايرنقاط کشورسرمشق ونمونه گردد.

شرايط درافغانستان دشواراست،اماباتمرکزمجددبين المللی برآن وتوسل به محرکهای داخلی، فرصتهای حقيقی رادرهمسوئی باهم ميسرميسازندتاديگرراه افغانستان ازمسيرگلوله عبورنکرده وشرايط زندگی مليونهاافغان تغيريابد.گام نخست دراين زمينه برداشته شده وآن استراتژی منطقه ای منسجم ايالات متحده امريکاميباشد.اکنون برماست تااين سياست رابااهداف ميان مدتِ قابل پيمايش برای تقويت يک دولت تأثيرگذاروحسابده عيارساخت.اهداف متذکره بايست بااقدامات عملی درقصيرالمدت پيوندزده شودتابتوانداين تغيرمثبت واحساس اميدواری رادرداخل وخارج ازافغانستان توليدکندکه آينده بيشترازگذشته سعادتمندتروبا امنيت ترخواهدبود. ايجاد چنين شرايطی برای افغانستان،منطقه وجهان حياتی ميباشد. 

احصائيه های کليدی

* ارزش بالقوه صادرات ترياک، مورفين و هيروئين افغانستان بالغ بر 3.4 ميليارد دالريايک سوم محصول غير خالص ملی که 10.2 مليارد دالر درسال 2008   تخمين زده ميشد.

* کمک واقعی ايالات متحده امريکابرای افغانستان 300مليون دالردريکسال بود.

* مصارف موجودناتوونيروهای ائتلاف درافغانستان تقريباً 20 مليارد دالر در يکماه ميباشد.

* عايدسرانه در روستا ازيک دالر در روز حداقل به چهار دالر در روز بايد افزايش يابد تا توليد ترياک در افغانستان غير سود آور شود. 

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی