www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:26.03.2009

 عبدالصبور

چه عوامل باعث شد که در وقت طالبان درکشور امنیت بود؟

ایا طالبان واقعاًافغان و به افغانستان خدمت میکنند؟

اقای اوباما میخواهد چه ګروه را به نفع خود بالای ملت افغان تحمیل کندویا۰۰۰؟

این  سوالات  ر ادر این بحث مختصراٌ خدمت خوانندګان محترم باز میکنم۰

 عزیزان باید توجه کنند که بحث بدن تعصب و جانبداری مبتنی براصول اساسی  منافع ملی کشور صورت میګردتقاضا من این است که قضاوت ازدیدګاه منافع ملی باشد نه حزبی ویا قومی ومذهبی۰

در این جای شک نیست که پاکستان هیچ ګاه هم در مورد افغانستان نظر خوب نداشته  ولی با امدن قوای اتحاد شوروی ان وقت زمینه خوب مداخله ونیرو فراوان بخاطر تخریب زیربنا های وطن  مابرای پاکستان  مهیا شد که تا فعلاٌ این مداخله ودست درازی ادامه دارد ،زمانیکه ISI یاسازمان استخبارات نظامی پاکستان از ګلبدین حکمتیار دلسرد شد ودر یافت که نمی تواند او را  به تاج وتخت کابل برګزیند درصدد ان شد که  بدیل خوب را جانشین ان سازد کار بخاطر بدیل ګلبدین ازاوخرسال ۱۹۹۱ ازطرف ISI اغازګریده بودزیرا چندین کودتا که ISI برای کلبدین تدارک دید بخت با او یاری نکرد که کودتا اخر بکمک اقای شهنواز تڼی صورت ګرفت ولی ناکام شد ازطرف هم اقای ګلبدین درولایات ویاقسمت ازخاک افغانستا ن تسلط کامل نداشت باوجود کمکهای سخاوتمندانه امریکااکثراٌدر جنګ ها باسایر ګروپها مصروف بود،ISI ازیکطرف ازنفوذ واعتماد زیاددر بین رهبران جهادی قرارداشت که این اعتماد و وابستګی بیحد رهبران با ISI باعث شدکه با مشوره های ګویا استخباراتی وذیرکانه وضعیت داخلی کشوررا در بحران عمیق فرو بکشاند بدون انکه رهبران جهادی شک کنند ویاچیزی ازاین تدابیر بدانندازطرف دیګراین نفوذ و اعتماد تا سرحدی بود که اقای ربانی از جنرال حمید ګل دعوت کرد تا مشاور رئیس جمهوری شود ولی او قبول نکردچون مستقماٌ منحیث مشاور رئیس جمهوری نمیتوانست پلانهایش را تحقق بخشدوهم  وی درصدد خرابی وضعیت بودتا بهبود،ازاینرو   ISI در خرابی وضع  داخلی رول بارز داشت تا بااستفاده ازاین خرابی بتواند موقف ګلبدین را تقویه کند ویا بهر وسیله ممکن بدیل انرا بقدرت برساند که رساندن بدیل به قدرت وقت وزمان زیاد وشرایط مناسب نیاز داشت، وقت بزودی سپری میګردید تنظیم های مجاهدین که ازارتباطات قوی باISI برخوردار بودند  وتحت تاثیر این سازمان قرار داشتند درعملی ساختن پلان های  ان رول اساسی رابازی میکردند ISI با درک دقیق از قدرت قوای مسلح افغانستان و اردو منظم وپر قدرت ان که دربرابر امریکا، ناتو ،پاکستان وایران، چین وسایر متحدین ایشان مقاومت میکرد بخصوص جنګ جلال اباد این سازمان را مظطربتر ساخته بود، درقدم نخست اقای ربانی و احمدشاه مسعود را فریب داده قوای مسلح جمهوری افغنستان را منحل و افسران وسربازان به هر طرف پراګنده شدند،با تاسف که همه رهبران جهادی از اردو ملت افغان درک نادرست داشتنداین اولین ضربه قوی ISIبود که به حکومت بیتجر به احمدشاه مسعود وارد کرد درحقیقت این ضربه نتها بحکومت اقای مسعودو اقای ربانی بود بلکه ضربه کاری بود که بر ملت رنج کشیده افغان وارد امد دراینجا لازمست بګو یم که امروز امریکا و ناتو وهمه متحدین ایشان اکنون دربرابر طالبان که  با کلشنیکوف ومواد انفجاری میجنګند وصرف ازطرف یک ارګان جاسوسی  ISI  حمایت میشوند نه موزائیل دارندو نه ستنګر ونه راکت ها سکر۲۰ وسکر۳۰و ۴۰ ونه هم پشتوانه سخاوتمندانه ٔزمان جهاد علیه روسهارا ،تاب مقاومت رااز دست داده اند این امر ثبوت دیګراست که قوای مسلح جمهوری افغانستان چقدر قوی وقدرت قوی مانور های نظامی داشت وISI به خوبی میدانست که در موجودیت اردو و دستګاه دولتی شهید داکتر نجیب الله پلان های ایشان نمی تواند جنبه  عملی کسب کند بناٌ بهر ترتیب که باشد باید این قوت منظم  از دست اقای مسعود ګرفته شودکه چنان هم شد، با عملی شدن پلان انحلال قوای مسلح افغانستان دست ISI باز شدزیرا ازیک طرف ISI در بین فرماندهان  مجاهدین دست بالای داشت واز طرف دیګر میدانست که نظم ودسپلین کاری و اداری درایشان وجود ندارد این ضربه در اوایل مورد تمجید یک عده رهبران جهادی وبعضی از کسانی که با دولت شهید داکتر نجیب الله تعصب و ضدید داشتند قرار ګرفت ولی بیخبر از اینکه این نیرنګ پاکستان بود وکارتبلغاتی قوی وموثر بخاطر این پلان شوم ازسال های قبل وجود داشت که در صورت سقوط حکومت کابل باید در قدم اول قوای مسلح از بین برده شود زیرا این قوا کمونستی است وارزشهای جهاد تحت سوال قرار میګیردوجهاد بدنام میشود واز این قبیل تبلیغات  ورهبران جهادی هم بیدون تحلیل دقیق از قوا ،نظم ودسپلین در سیستم تشکیلا تی تنظیم های خودی ودرک وبررسی های تبلیغات، خود هم در این تبلیغات رول قوی داشتند  شهید داکتر نجیب الله چندین باردر بیانیه هایش به این نکته اشاره کردواز این رو پا فشاری میکرد که سیستم باید حفظ شود چون عاقبت را میدانست ولی این ګفته بی ارزش ګرفته شد ، بعداز رسیدن مجاهدین بقدرت نتنها اینکه ارزش های جهاد حفظ نشد بلکه به بدنامی رهبران جهادی تمام شدوهمه به جنګ سالار وجنایتکار معروف شدند، پلان بعدی ISI چه بود ؟

شهیداحمدشاه مسعود زود تر ازهمه به عاقبت این اشتباه پی برد ولی دیګر دیر شده بود اګرچه تلاش کرد تا صاحب منصبان وسربازان را انسجام بخشد ولی قادر نشد زیرا از یک طرف افسران نظامی اعتماد نمیکردند واز طرف هم تبلیغات منظم دستګاه جاسوسی پاکستان در وجود  قومندانان مجاهدین واقای ګلبدین حکمتیاروحزب اومجال انرا نمی داد که حکومت اقای ربانی اردو را منظم سازدچنانچه  یکتن ازجنرالان حکومت شهیدداکتر نجیب الله اقای اصف دلاور تامدت در حکومت اقای مسعود حضور سمبولیک  داشت ولی با تبلیغات وسیع زیرنام خلقی وپرچمی وغیره و غیره که از طرف عمال ISI صورت میګرفت مسعود مجبور شد که او را سبکدوش کند۰شهید مسعود با درک حقیقت صرف خشم خود را با حریق ساختن سفارت پاکستان فرونشاند ولی این کار دیګر فایده نداشت، ISI بعداز انحلال قوای مسلح ضربات پیهم رابه  کمک اقای ګلبدین اغاز کرد کابل مورد حملات متواتر نظامی،استخباراتی وتبلیغاتی بلاه وقفه قرار ګرفت ،تدابیر استخباراتی باشدت تمام از طرف سازمان جاسوسی پاکستان بلاوقفه ادامه داشت ورهبران مجاهدبن که دراین بازی درګیر بودند بدون درنظر داشت منافع ملی اګاهانه ویا ناګاهانه  پلان ها ی ISI یکی پشت دیګری توسط ایشان عملی میشد وبه  اساس ان اختلافات تشدید میشد بی اعتمادی روز افزون میشد وجنګ داخلی شعله ورمیګردید، پاکستان درجنګ تبلیغاتی از رده های پائین مجاهدین بیشترین استفاده را میبرد ومنافع پاکستان که عبارت ازتضعیف ملت افغان وایجادحکومت دست نشانده بود روز تاروزمحقق میکردید رهبران مجاهدین وحکومت کابل با نداشتن یک سازمان جاسوسی مجرب ومشاورین خوب امنیتی ازدرک عواقب بیخبر بودندولی عاقبت چه شد ؟ تشدد، پراګنده ګی، نبود انظباط محکم اداری، نداشتن یک ارګان استخبارت قوی و اردو منظم ،فساد اداری، بیبندوباری ،عدم درک مسولیت ودها مورد که ISI ازان بخوبی اګاه بود وازاین ضعفها استفاده موثر میکرد موجب بوجودامدن  وضعیت وشرایط شدکه تاامروز ملت افغان دراتش ان میسوزد وتحکیم صلح را دشوار ساخت وازطرف دیګر باعث بوجود امدن وظهورطالبان در سطح ملی وایجاد تروریزم به سطح بین الملی ګردید ،البته که پلان بدیل اقای ګلبدین ازوقت طرح  شده بود ولی زمینه تحقق ان کاملاٌفرارهم ګردید۰

 

به قدرت رساندن طالبان منحیث بدیل در مقابل ګلبدین توسط ISI:  

قسمی که در بالا ذکر شد نظریات بدیل ګلبدین ازاواخر ۱۹۹۱ بررسی و زیرکارګرفته شده بود،تغییر در رژیم کابل پاکستان را غافل ګیر کرد هنوز پاکستان شخصی  ویا قوت را که بتواند مورد قبول برای پاکستان و هم سایر ګروهای مجاهدین باشد تدارک نداشت وګلبدین مورد نفرت سایر تنظیم هاقرار داشت ISI و حکومت  نوازشریف به وقت ضرورت اشد داشتند زمانیکه مسله استعفا شهید داکتر نجیب الله مطرح شد پا کستان نمی خواست چنین کاری صورت بګیرد از اینرو نوازشریف  کمک ده هزار تن ګندم را به حکومت داکتر نجیب الله اعلان کرد ولی ګلبدین مخالفت کرد وراه تورخم کابل را تحت نظر قرار داد واخطار داد که کاروان راتحت حمله قرار میدهد بعد قرار شد این مقدار کندم از طرق فضا وارد کابل شود با سقوط رژیم کابل و انحلال قوای مسلح افغانستان وکارسریع ISI اکنون شرایط برای ګروپ بنام طالبان فراهم شده بودISI  دراین پلان همواره از حمایت امریکا برخوردار بود چون امریکا بهر صورت طالبان را نظر به اخوانی ها ترجیع میداد وهم میخواست ازطالبان در برابر ایران استفاده کند درربع چارم سال ۱۹۹۴ طالبان درساحات والسوالی سپین بولدک ولایت قندهار اغازبه فعالیت کردند ISI بخاطر پیشروی طالبان به طرف قندهاربا قومندانان حزب اسلامی ازجمله سرکاتب عطا محمد تماس ګرفت تا طالبان رااجازه دهد که امنیت شاهراسپین بولدک قندهارا تأمین کنند به این ترتیب طالبان در شاهرا بولدک - قندهار جابجاشدندتوافق قسمی بود که پوسته های اساس را سرکاتب عطا محمد با خودنګاه میکند وپوستهای اطراف شاهرا به طالبان واګذار میشود  که چنان  هم شد ولی ISI  باسرګروپان عطا محمد تماس مخفی ګرفته و بسیار انها را خریداری کرده بود در۴نوامبر ۱۹۹۴ کاروان تجاری پاکستان که شامل ۳۰ عراده موتر بود وعازم ترکمنستان میشد وضع تغیر کردکاروان متوقف شد و همان پوسته های اساس و قابل اطمینان سرکاتب عطا محمد در قدم نخست تسلیم طالبان شدند و قوای طالبان به شهر قندهار داخل شد درجنګ مختصر که بین سرکاتب عطا محمد وطالبان صورت ګرفت عطامحمد صرف توانست بمشکل فرار کندوخود را به کویته برساند دراین وقت ګلبدین در چاراسیاب  بود و کابل را راکت باران میکرد از این وضع شوک دیدودر مصاحبه با BBC وضع طالبان راقابل نګرانی دانست وطالبان را که بنام ګروپ کمک به کاروان پاکستان رویکارشده بود خطر جدی دانست در ۵ نوامبرقندهار بدست طالبان فتح شد و کاروان اجازه یافت عبور نماید با ګرفتن قندهار ISI با دست باز واطمینان زیاد قومندانان وسرګروپان جهادی را هدایت میداد تا با طالبان بپیودند  درچاراسیاب ISI به ګلبدین هدایت داد که چاراسیاب را تخلیه کند وهمه تجهیزات را باید رها نماید وچاراسیاب به طالبان سپرده شد ازاینجا بود که فتوحات طالبان یکی پشت دیګری با مشاوره نظامیان پاکستانی اغازشددر سال ۱۹۹۶ پاکستان با وجود پرابلم اقتصادی مبلغ شش میلون دالر معادل ۳۰۰ملیون روپیه پاکستانی جهت تادیه معاشات مامورین  طالبان تخصیص دادواین کمک درسال ۱۹۹۷و۹۸ به سی(۳۰)ملیون  دالررسید قومندانان جهادی که حمایت بیدریغ ISIرا از طالبان دیدند در صورت عدم همکاری با طالبان چون جای وموقف خود را در پاکستان در خطرمی دیدند وازطرف هم وابستګی ایشان با ISI انهارا وداشت تا با طالبان یکجا شونددیګر طالبان با خطر حمله وبی نظمی امنیت مواجع نبودند چون انهای که در افغانستان امنیت را برهم میزدند اکنون حکومت دست نشانده خود را داشتند واګرمجرم پیدامیشد دیګر جای در پاکستان نداشت ودر داخل هم  طالبان مجازات سنګین وعلنی را اعمال میکردند تاوحشت وترس در مردم حاکم باشدبه این تریب امنیت در ساحه تسلط طالبان  حلقه بګوش پاکستان قابل سوال قرارنداشت وپاکستان که سالها به ارزو چنان حکومت مزدوربود رسید ،حکومت طالبان تشکیل شد وامیرالمومنین انتخاب شد کابینه متشکل بود ازملا ها که نه علم دنیایی داشتندونه اسلامی  ونه سیاست میفهمیدند صرف معلومات نهایت مختصر ازدین مقدس اسلام داشتند۰

کابینه طالبان مرکب از افراد ذیل بود

اســـــــــــــــــــــــــم                        مـــــــــقـــام                             مــــلاحـــظــات                                                                                                                                                                                                                                            

ملا عباس                                  وزیر صحت عامه       تعلیم یافته مدرسه ولایت زابل ،تاجر

ملا عبیدالله                                     وزیر دفاع ملی     تعلیم مدرسه کویته ،عضورابط  با  ISI

ملامحمدالله اخند                                     وزیرمالیه                             تعلیم مدرسه کویته

ملا امیر خان متقی                وزیر اطلاعات وفرهنګ                            تعلیم مدرسه حقانیه

ملا عباللطیف منصور                          وزیرزراعت                            تعلیم مدرسه حقانیه

ملامحمدعیسی                               وزری اب وبرق                                                  

ملا الله داد اخند                                 وزیرمخابرات           خود صاحب مدرسه صوبه سرحد

ملا نورالدین ترابی                               وزیر عدالیه                                                  

ملا محمد عمر                                    ایرالمومنین                            تعلیم مدرسه قندهار

ملا محمد حسن                                   وزیر خارجه                             تعلیم مدرسه کویته

ملا سیدغیاث الدین                     وزیرصاحب معارف                 بدون تعلیم از ګوشها معیوب

ملا خیرالله                                          وزیر داخله                            تعلیم مدرسه حقانیه

ملا عبدالستار                                  قاضی القضات                            تعلیم مدرسه قندهار

ملا حمیدالله نعمانی             وزیرصاحب تعلیمات عالی                          بدون تعلیمات رسمی

ملا احمد جان                                 معادن و صنایع                            تعلیم مدرسه حقانیه

ملا جلال الدین حقانی                                سرحدات                            تعلیم مدرسه حقانیه

ملا عبدالوکیل متوکل  منشی ملا عمر وبعد وزیر خارجه                              -----معلوم نیست

بدین ترتیب ما میبنیم کابینه کاری یک ملک جنګ زده در قرن ۲۱ درعصر تکنالوجی و انترنت که جهان را بیک دهکده کوچک تبدیل کرده جالب ان است که وزیر تعلیمات عالی ووزیر معارف هردو  بیسواد که صرف خواندن ونوشتن یاد داشتنداین بدان معنی است که طالبان هیچ نوع علاقه مندی به ترقی وتعالی کشور نداشتن  کتب وسیستم اموزشی که در زمان این وزیرصاحبان در وطن پیاده شد با فراغت ا زفاکولته سطح سواد یک جوان ا ز سطح تحصیل وزیر صاحب تحصیلات عالی ومسلکی ووزیر صاحب معارف بلند نمیرفت ایا این کابینه به افغانستان چه خدمت میتوانست انجام دهد؟ ایا این کابینه توانائی صحبت وجلب حمایت کشورهای صنعتی را داشت ؟ ایا این کابینه میتوانست باشرکتهای بزرګ که درراًس انها سازمان های مجرب (جاسوسی دربخش اقتصادی)قراردارند ویاتحت نظر ومشوره این سازمانها کار میکنند واقتصاددانان میباشند معامله به نفع کشور انجام دهند ومطمین باشند که فریب نخورده اند؟ایا توان حداقل صحبت  درساحه علمی، اقتصادی ،تخنیکی سیاسی رادارند؟ پلان های پاکستان بخاطر انقراض علم وفرهنګ وملت افغانستان توسط این کاببنه عملی میشد وزارت خانه بنام وجود داشت ازسیستم دفتری ودیوان خبر نبود سیستم ترانسپورت  زمینی ونقل وانتقال سیستم پاکستانی شد تشکیلات اردو محدود شد  به ګروپ ملیشه تیپ پاکستان اسعارافغانی از توجه افتید و بجای ان کلدار مروج شد مکاتب دختران مسدودشد واز طرف دیګر فرمان صادر کردند که قرارذیل است۰

۱-باید زن مریض نزد داکتر زن برود،درصورتیکه داکتر مرد ضرورت باشد،زن مریض رانزدیکترین عضو فامیلش همرائی کنند۰

۲-هنګام معاینه،زن مریض وداکتر مرد هردو باید لباس اسلامی داشته باشند۰

۳-داکتر مرد نباید به قسمت های دیګر زن مریض بجز همان نقطه درد دار دست بزند۰ 

۴-اتاق انتظار زنان  مریض باید بصورت مطمین مصؤن باشد۰

۵-شخصی که در اتاق انتظار زنان مریض نوبت را کنترول میکندباید زن باشد۰   

۶- هنګام شب داکتر مرد نمی تواند دراتاق زنان مریض بدون اجازه داخل شود۰  

۷-نشستن وصحبت کردن میان داکتر مرد وزن مریض اجازه نیست، اګر چنین چیزی ضرورت افتد باید  صحبت با حجاب اسلامی صورت ګیرد۰ 

۸- داکتر زن باید لباس ساده در بر نماید، پوشیدن لباس شیک واستعمال ارایش ومیک اپ اجازه نیست۰  

۹- داکتر زن ونرس زن اجازه ندارند دراتاق مردان مریض داخل ګردد۰  

۱۰- کارمندان شفاخانه بصورت مرتب نماز خود را در مساجد دراوقات معین ادا نمائند۰ 

۱۱-پلیس مذهبی صلاحیت دارند بخاطر کنترول به اتاق مریضان مرد داخل شودهر شخص که ازاصول عدول کند جزا شرعی میبیند۰  

این فرمان سطح سواد انهارا نشان میدهد که تا چه اندازه بیسواد بودند ،این فرمان توهین اشکا ر به شخصیت زن و مرد است ،طالبان در این فرمان نګفته اند که با مسدود شدن مکاتب دختران داکتر، نرس دختر ، پلیس زن، حقوق دان وقاضی زن وو۰۰۰از کجا  میشود۰

اګرفرض کنیم که یک نوجوان درزمان به قدرت رسیدن طالبان ۷ سال داشت درزمان سقوط طالبان این نوجوان  ۱۶ (شانزده )سال ازتعلیم عقب افتاد واین عقب مانی شامل ده ها هزاردختران در قدم اول وپسران درقدم دوم میشود  مسولیت ان بدوش کی است؟ با تاًسف که زمامداران  وبعضی  داکتران  حقوق ما از این ګروه دشمن وطن حمایت میکند واقای اوباما میخواهداین ګروه بیسواد قرون وسطیی رابه نفع خود بالای ملت افغان تحمیل کنند امریکا درسال ۲۰۰۱ جنګ را با القاعده زیر نام تروریزم اغاز کرد وګروه طالبان را تروریست خواند وګفت هرکی با القاعده است تروریست والقاعده میباشد امروز ملا عبدالسلام ضعیف در تلویزون اعلام میکند که طالبان با القاعده ارتباط دارند ولی یګانه ابر قدرت جهانی  چقدر عاجز شده ۰امریکا واقای کرزی مسله طالبان میانه رو را مطرح میکنند که ګویا میخواهد  بااین افراد کنار ایند فهمیده نشد که هدف از میانه رو کیست ایا میانه رو ها قدرت پیوستن وقدرت تحکیم صلح را دارند ؟هرګزنه، افراد میانه رو عبارت از صفوف طالبان است دراین جای شک نیست که در صوف طالبان افراد خوب ووطنپرست وجود دارد که روی مجبوریت های چون بیکاری اقتصاد ضعیف ونبود امنیت فساد ادرای عدم تامین عدالت واقعی از طرف دولت حق تلفی بیسوادی باعث شده تا این افراد درتحت تسلط طالبان قرار ګیرد اګر دولت ومتحدین در این مورد توجه میکردند هیچګاه چنین حالت بوجود نمی امد امد درحالیکه امریکا بخاطرتقویه حضور نظامی وپلان های استراتیژیک خویش علاقمندی وتلاش جهت بهبود وضع نداشت ووضع متشنج نفع میبرد اهسته اهسته وضع شکل غیرقابل پیشبینی را بخود ګرفت وهم امکان نیرنګ دیګردرکا رمیتواند باشد واحتمالات ذیل قابل پیشبینی است شایدبه این ترتیب میخواهند همسایګان که از موجودیت قوای خارجی نګران اند  باید طورتمثیل کنند که واقعاً خواهان صلح هستند ولی میسر نیست وبه این ترتیب میخواهند حضورشانراتداوم دهد و یاپلان تجزیه پاکستان وتغیرنقشه منطقه درکاراست زیرا برداشت یک کشور اسلامی مجهز باسلاح اتومی قابل قبول نیست چون نظریات کندک های قومی وتشکیل ملیشه ها باز شدن راه قانونی جهت سپردن اسلحه  به این ګروپها سرکش تشدید ناآرامی های بیشتر شده میتواند ،مسله تبدیل شانکای به یک پیمان نظامی  نیز برای غرب نګران کننده است ، دراین روز ها از استراتیژی جدید حرف ګفته میشود ومیخواهند حکومتهای محلی را تقویه کند این  کار در زمان جهاد نیز صورت  ګرفته بود وقومندانان طور جداګانه حمایت میشدند برای اینکه جنګ علیه شوروی تداوم یابد تا قصد ویتنام ګرفته شود که رهبران جهادی ازخرابی عواقب ان کاملاً اګاهی دارندوشیخ اصف محسنی در مصاحبه با BBC از عواقب ومشکلات که بار امده بود  یادکرد، بهر صورت  این عمل جز پارچه پارچه شدن افغانستان وتضعیف حکومت مرکزی وتداوم داومدار قوای خارجی درکشورما وتبدیل ان به تخته خیز علیه کشور های روسیه چین وایران فایده دیکری نخواهد داشت وافغانستان همیشه در تیر رس این کشور ها قرار خواهد ګرفت۰

اګر فعلاً هم واقعاٌ امریکا به اوردن صلح متعهد باشد تایک حکومت قوی مرکزی بوجود اید به نواقص فوق الذکر توجه شود شغل کاری ایجاد شود مردم بالای دولت منحیث ناجی ایشان اعتماد کنند ساحه جلب وجذب برای طالبان محدود شود وپاکستان تحت فشار قرار ګیرد که مناطق قبایلی  را تحت فشارنظامی قرار دهند قوای مسلح کشور هرچه سریع تقویه شود طالبان وابسته به القاعده بدون جنګ محو میشوند واګر دولت امریکاهرروز از مذاکره باطالب حرف بزند وانها را قدرت بشمارد مردم بیشتر بالای طالبا ن اعتماد میکند وباعث تضعیف حکومت مرکزی وقوتګیری طالبان میشود مصاحبه ملا ضعیف ومتوکل نشاندهنده وثبوت این مدعا است۰                 

 

رویکردها:

۱-طالبان اسلام و بازی بزرګ درآسیای میانه مولف احمد رشید مترجم عبدالودو ظفری

۲- رادیو BBC

۳- یاداشتهای شخصی                                               

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی