www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:25.07.2009

مسعود بابری

قلم یا افزار کینه توزی؟

خوانندۀ گرانقدر!

بنده همانند همۀ آنانیکه به نحوی در گذشته با سیاست سروکار داشتند، در جستجوی پاسخ و یا پاسخ هائی برای فهم دگرگونیهای چند بعدی سیاسی و اجتماعی دهه های اخیر کشور و پیرامون آن، از مدتی بدینسو با شوق و ذوق فراوان سایت های انترنیتی افغان ها، از جمله سایت های ساختارها و سازمانهای سیاسی افغانی را به خوانش میگیرم.

اما وقتی میبینم بعضی افراد از حلقات متشکل و غیر متشکل متعلق به زندگی سیاسی دوران حاکمیت ح.د.خ.ا. که بخود وزنۀ معین سیاسی نیز قائل اند، بجای نوشته های عقلانی، پرمایه و آموزنده، به کینه توزی و هرزه گوئی میپردازند و حتی از تعرض به شخصیت همفکران سیاسی و ایدئولوژیک دیروز خود باکی ندارند، سوألی پیش می آید که اگر دنبالۀ بحث سیاسی به همین منوال ادامه یابد بالاخره به کجا خواهد انجامید؟ چنین وضعیت واقعاً قابل تأسف است.

انگیزۀ تحریر این یادداشت، واکنش سبکسرانۀ آقای نورمحمد سنگر در سایت انترنیتی سپیده دم به یکی از نوشته های دیپلوم انجینر بریالی جویان است.

در میان ما کسی باور نمیکرد که هنوز رفقائی وجود خواهند داشت، که درک ابتدائی شان از تضاد، تحول و تکامل نه تنها سد پیشرفت فردی خودشان و دیدگاه های شان گردیده، بلکه حوزۀ کنجکاوی آنها را در خندق شخصیت پرستی محدود ساخته باشد.

سنگر که خود و شماری از دوستانش را وارث بلا تردید ح.د.خ.ا. میشمارد، بجای تردید و یا تکذیب محتوای نوشتۀ متذکره طی اتهامنامه ای، چیزکم هورا کشیده ادعا میکند که چهرۀ اصلی متهم را از زیر نقاب کشف کرده است.

سنگر که بدون شک استعداد شایانی در نوشتن بیانیه های تأئیدی داشته است، باید بداند که امروز واژه های احساساتی خواننده و شنونده را کمتر متأثر میسازد و به "چال دزدی" درشطرنج می ماند. چنین بر می آید که نویسنده شوق به نوشتن دارد، اما با تأسف نمیداند چی را، چرا و چگونه باید بنویسد.

او که حاضر است دوست دوران جوانی اش را که به گفتۀ خودش همدیگر را نه بنام خودشان بلکه بنام خواهرشان! یاد میکردند، برای چه یکسره زیر کتک حرف های ناشایست میگیرد و ناسزاگوئی میکند. معلوم میشود که او آنقدر عقده مند هست که حتی از بردن آنهائیکه به فعالیت ح.د.خ.ا. و شماری از رهبران آن به نظر تردید میبینند، به زیر چوبۀ دار دریغ نخواهد ورزید.

اوکه تصمیم گرفته به ارتباط نظریات بریالی جویان درقبال مسائل حزب و طرح هایش برای آینده ابراز نظر کند بدون شک حق مسلمش است مگر دانسته نشد که به کدام منظور در برابر تحلیل انتقادی از عملکرد رهبری دیروز عصبانی شده واژه های احساساتی و پر از عقده را قطار کرده است.

گذشته از آن فرهنگ و اخلاق مدنی و افغانی اجازه نمیدهند که حلقه های فامیلی در جدال سیاسی کشانیده شوند، ورنه بسیار اند آنانیکه نام نیک و بدِ مادر، خواهر، همسر و یا دختر سنگر و امثال آنرا میدانند. آنها یا از ادای چنین قباحت پرهیز میکنند و یا سایت های انترنیتی غیر از سپیده دم حاضر به نشرچنین اراجیف نخواهند بود.

نورمحمد باید بیاموزد که خودش را در محور دگرگونیها قرار نداده از خود معیار نتراشد، به نطریات دیگران احترام کند و بخود اجازۀ استهزا و اهانت به شخصیت های چیز فهم را ندهد.

جرأت آنست که اشتباه خود را اعتراف کرد و اگر خود به زدودن آن قادر نبود، از دیگران کمک و معاونت جست.

اگر ما توانائی نوشتن را داریم باید آنرا درخدمت تنویر و اشاعۀ اندیشه های سالم قرار دهیم تا یکی دو از آن بهره گیرند. نه اینکه قلم را چماق سازیم و دیگران را با آن از پشت تازیانه زنیم. چنین شیوه نه کار عاقلان است و نه پسند عوام الناس.

امید آقای نورمحمد سنگر و سائرهذیان گویان از سکوی گمراهی پائین آیند و در آینده مطالب خوب و در خور خوانش بنویسند.

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی