www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:03.04.2009

احسان لمر

میر سید قاسم (میر صاحب)

     درسال (1267 ش ـ 1888 م) درچهارباغ ولایت لغمان ودرخانوادهء فاضل ودانشمندعصرطفلی  متولدشدکه اسم سید قاسم رابرایش برگزیدند. پدرش سید غـلا م محـمدپاچا از فـضلا و بزرگمردان زمانش  بود که حـرمـت بی پایان مرد م برایش قایل بودند.

     میرصاحب تحصیلات خصوصی داشت که نزدپدرآموخته بوددرشانزده سالگی عضویت دفتر " تالیف سراج الاحکام " را حاصل نمود بعـد ازدوسال بحیـث معلـم د ری، پـشتـووحساب به مدرسه حبیبیه مقـرر شـد ودرین محیط فرهنگی وآموزشی با راد مردانی چون مولوی واصف، کاکاسیداحمد لودین، محی الدین افغان وهم د یگرمشروطه خواهان بیرون ازآنجا ارتباط  پیدا نموده، بقول خود ش جراید "صوراسرافیل"  و "حبل المتین کلکـته" د رانکـشاف افکارواند یشه هایشان موثربود که آنرا پنهانی ازدفترسردارعـبدالقـدوس  خان اعـتماد الدوله  بدست میآوردند.

       درنهضت اول مشرطه، سهم  داشت که بد ین لحاظ  زندانی گردید ولی نظربـه حرمت شاه به مقام روحانی پدرش،بعد ازیکماه امـرآزادی اورا صادرنمود،ودو باره بحیـث معـلم تاریخ اسلام درمکتب حبیبیه  تعـین شـد.

     درجنبش مشروطیـت دوم " جمعیت جوانان افـغان" ودرحلقه محا فظه کاران وبعـد از وفات غـلام محی الدین افغان ریاست گروپ را عهـده داربودکه بنام " اخوت ایمانیه" یاد میشدند بقول ازاستادهاشمی" شاید این نام ملهم ازطرز تفکـرپان اسلامیستها  وخلافـتی ها باشد. چنانچه مولوی برکت الله خان تقریباً عین نام را در مقاله خوددرسراج الاخبارافغانیه یاد کرده است" . 1

     د رد وره امانیه رئیس تدریـسات وزارت معارف، مستشارآن وزرات، مدیرجریدهء " امان افغان "، کفیل سـرمنشی شاهانه، عـضوهـیت حل قـضیه شینواربا محمدصدیق خان چرخی را عهـده دار بود.

    درزمانیکه سردبیرروزنامهء امان افغان بود سرمقالات ومطالب نهایت بیدارگرانه ازخامهء شان بجا مانده بگونه مثال سرمقالهء یکی ازشماره های آن جریده :

     " بدبختانه غربیها(اروپائیها) برخلاف ما شرقیها خیلی دقیق النظر ودوربین بوده هیچ گاهی قضایا و مسائل دنیارا به نظرلاقیدی تلقی نیکنند.ابداًچیزی رابه نگاه بی اعتنائی،بی اهمیتی،حقارت وبی قدری نمی نگرند کوچکترین اشیا و اموررابادیدهء فلسفیانه واستفاده کارانه دقت وغورمینمایند،حرکات وحوادث را قبل ازوقوع پیش بینی ونتائیج مثبت ومنفی آنرا بخود کشف مینمایند.

     غربیها استفاده چی محض بوده لب نمی جنبانند تا حرفی درمیان نباشد قدمی برنمیدارند تاچیزی در نظرنباشد. حرکت و سکون،جد وعزل،تعارف وتجاهل،اقبالواهمال،التفات وبی التفاتی،طرفداری وبیطرفی شان بکلی مبنی برغرض وداشتن یک نصب العین است.ازآنجاست که همه وقت مراقب غرض بوده موقع استفاده را ابداً خطا نمیکنند وفرصت را ازدست نمیدهند.

     غربیها برای رسیدن به مقصد وبدست آوردن منظور خویش خواه جلب منفعت باشد یا جلوگیری و طردمضرات آنقدر بیشتراقدام وعملیات مینمایند وطوری وسایل ووسائط لازمه را بکارمیاندازند که ما شرقیها ابداً به اسرارآن نمیرسیم ومنویات شان ازآن عملیات پی نمیبریم مگر وقتیکه آنها کامیاب وخود راناکام میبینیم ودست افسوس وندامت برسرمیزنیم.

     کسی دقت نگرد که چرا انگلیسها از سالها فراریهای افغان را در هند نگاه میدارند،احترام میکنند، معاشات گزاف میدهند،مناصب وخطابات میبخشند؟ کسی فکر نکردکه چرا قشون انگلیسی در واقعه سودان ازعساکر مصری همراهی نمودندوتلفات خطیرجانی ومالی درین راه دادند؟هکذا بسی ازین قبیل مسائل وقضایای بزرگ زیرنظر است که نتیجه آنرا درموقعی فهمیدیم که خودرا دوچاربلا یافتیم ....

     بالجمله غربیها مثل سائر امور ازدین هم استفاده میکنند وآنرا وسیله پیشبرد مقاصدخود ساخته کار میگیرند.اگر دین را بی اهمیت می بینند مقصدی دارند. واگر بدین اهمام واحترام میکنند نیز برای غرض است."

     پس ازآنکه گزارشی مینویسند که درلندن کنگره توحید نظرهاوعقاید کلیساهای بریتانیه دایرشدومتعاقب آن در(اکسفورد ) کنگره دیگرغرض ارتباط علم ودین عیسویت دایرگردید. بعدازختم آندواجلاسیه کنگره ادیان مختلفه داخل امپراطوری بریتانیه دایرشد ودر ادامه مینگارند که:

     "چونکه این کنگره ادیان برنماینده های تمام ادیانیکه پیروان آنهادرداخل امپراطوری انگستان وجود دارند،محتویست مهمترین ادیانی راکه برویزمین است به یکراه میاورد.امپراطوری انگیستان از(460) میلیون انسان متشکل است که سدس این عده نصرانی است ومسلمانها دوبرابر نصرانها وهندوها دوبرابر مسلمانها بالغ به(210) میلیون میشود...

     متعاقب قرائت اثرشیخ خادم که شیعیت راایضاح(  روشن کردن وواضح ساختن.ا.لمر) نمود جلسه تعطیل شد .( قبل ازآن در باره مذهب تشیع دراروپا شناخت چندانی نبود) دراجتماع دومین جلسه وکیل رئیس دارالفنون(دورعام) سر(لیودور موریون) کرسی یاست جلسه را اشغال نمود.مومی اله مرزا بشیرالدین محمود رئیس فرقه  افراطی مذهب  قادیانی را بحضورحاضرین بصفت خلیفه ثانی (میرزا غلام احمد مسیح موعود!) تقدیم داشت.میرزامحمود قادیانی نمیتوانست وعادت هم نداشت که چند ساعت متوالاً بحضور12000 نفرهم نطق کند وهم لاههء راکه نوشته بود قرائت نماید بناعاً بیک ازکاتب ها رجا کرد تا نطق اورا احضارنموده بود قرائت نماید.این نطق خلاصه یک رساله صد صفحهء بود.

     درین کنگره علاقه مندی ما با بیاناتیکه بنام اسلام ایراد وایضاع شده بلا شبهه بیشتراست دررجال مسلمان هندوستان علمای اسلامی که بتواند دین اسلام راکماهی وبطور حقیقی ایضاح نمایند بسیار است. تا اینوقت ازمطالعه مطبوعات انگیسی به دانستن تمام اشخاصی که برای نمایندگی ازطرف دین اسلام در این کنگره شرکت داشتند موفق نشدیم. فقط چیزیکه ازمطبوعات انگلیسی درین زمینه استفاده گردیداین بود که ازبین اشخاصی که نسبت به دین اسلام ایراد مقال نموده اند یکنفر آنها راباکمال اهمیت یاد کرده اندوآن رئیس مذهب قادیانی ( خلیفه المسیح !) میرزابشیرالدین احمد پسرمیرزاغلام احمد است که باعث اهمیت دادن مطبوعات لندن به خلیفه المسیح از دومقاله که در امان افغان چند روز قبل نسبت بقتل ملا نعمت الله نگارش یافته به قارئین محترم واضح میگرددوموید نگارش مذکور است. بقول مرتب این کنگره(سردئیسن راس) نسبت به دین احمدی که میگوید: مذهب احمدی از سبب اعتراف اوبه حریت دینیه باهرحکومت که ازآن مستفید میشودابراز صداقت مینماید.این کلام سردئیسن راس سیاسی بودن مذهب قادیانی را ایضاح وصداقت اورا باانگلستان اثبات مینماید.

    .... ازحوادث وجریانات فوق الذکر نتیجهء که بخاطرحاصل میشود این است: درمملکت های مسعودی که علم ترقی کرده درحیات شان دین روزبروزجان میگیرد.حال آنکه درممالیکه سویه علمیه شان مثل... (خوانده نمیشد) است حیات علم مثل حیات دین ازخاطرهارفته. محیط های که به استیلاء فضائح وقبائح اروپا دچاراست ویا دارددوچارشود اگرازین افتهای مذکورهرگامیرا که درآن محیط درراه مدنیت حقیقی انداخته شودهرگونه بذل مساعی راکه درراه ترقی حقیقی نموده شودعقیم خواهد نمود.اگرچه ارتقای مابه هم چه یک سویه علمیه وابسته به مساعی یی مدید ما است لاکن بحکم غلبه عقل وبصیرت قطع امید نبایدکرد." 2   

     درشرایطی سیطره جهانی بریتانیه که آفتاب در قلمروش غروب نمیکرد و برچهارصدوشصت میلیون انسان حکمروائی مینمود،درشرایطی که دولتها ودربایان وابسطه ونمکخواراستعمارشرق وغرب جهان را احتوانموده بود،درشرایطی که وابستگان بریتانیه،منافقین وخائنین دربارامانیه رااحتوا نموده بودودرزمانی که استعمارغربی ازبیداری،بیدارگری وبیدارگران هراس ونفرت داشتند،عروة الوثقیو سراج الاخبار افغانیه را ممنوع ومطالعین آنرا مجازات مینمودند، بیدارگری چون نویسندهء فوق باید خارچشم استعمار وعمال وابسطه به آنها میبود. وبایدمشروطیت وبنیادگذاران ومبارزین آن ملحد، کافرودهری قلمداد میشدند و بعداً بیشتراز4250 تن ازاینها درمحبس دهمزنگ به زولانه وزنجیرمیبودندکه متاسفانه ازتعداد زندانیان سیاسی ولایات کشورچیزی نمیدانیم. مطالعه آن سطورکه عمق اندیشهء روشنگرنویسنده را برملامیسازد،  وی نتیجه گیری مینماید که گزارشاتی ازآن سه اجتماع دربریتانیه درمطبوعات آنکشورمطالعه شد تبلیغات درموردآنچه خودشان میخواستند بودوبس مذهب قادیانیرا ایضاح وصداقت اوراباانگلستان اثبات مینماید  ودرپایان چه عالی نتیجه گیری نمود که درمملکت های مسعودی که علم ترقی کرده در حیات شان دین روزبروزجان میگیرد.... اگرچنین روشنگرومشعلداری باشد وآنهم کافر بهتراست از آنهائیکه منع ازعـلوم ومعـارف میکنند بزعم خودصیانت دیانت اسـلامیه را مینمایندآنها فی الحقیقه  د شمن دیانت اسلامیه هـستـند.

     " آخرچرا كساني كه بايد بزرگترين جهادشان گفتن سخن حق درپيشگاه ارباب زورميبود، اينچنين بخواهشدل ارباب حكومت حرف ميزنند،رخ بردروازه قدرت ميمالند،زبان بركفش ارباب زورميسايند  سخن بنرخ سياست رايج ميگويند ويا اينكه گاه به مصلحت ميگويند وگاه نميگويند وباآخره متون دينى را بصورت بسيارآزمندانه وحقيرانه توجيه مينمايند."3

      میرصاحب درد ورهء حبیـب الله خان کلکانی پنج و نیم ماه زندانی شد که بعد ازرهائی منزوی گردید. دردورهء سلطنت ناد رخان اورا بحیث معـین وزارت معارف مقررنمودندکه شهزاده محمد ظاهر(بعداًپادشاه) کفیل آنوزارت بود.بعـد ازقتل نادرخان ( 16عـقرب 1312 ش ـ 1933 م ) اورا به جرم اینکه معـین وزارت معارف بوده وازعمل قاتل اطلاع نداشت؟!!  زندانی نموده  و دریکی ازروزهای تحقیق پرسیدند که:" شماکه معین یکوزارت بودید چگونه ازسلوک وافکارشاگردان مدارس مطلع نشدید تا شاه رابکشتند؟"  میرصاحـب جـواب داد که:

   " این سلطنت بمثابه سـقایی استکه مشکش راپـف ومتورم ساخته ودهن شرامیدوزد،آنگاه رویش نشسته  بقدری میفشارد تا مشک بترقد، این حادثه نتیجه اعـمال وروش خودشما نسبت بمردم افغانستان است.اگر عبد الخالق اینکاررا نمیکرد، دیگری مینمود درآینده نیز چنین خواهد بود". 4

      سی نه روزبعد ازکشته شدن نادرخان مجلس وزرا دا یرولـیست محکومین توسط سردارفیض محمد خان ذکریا وزیرخارجه قرائت میشد،" چون اسم میرصاحب را خواندعلا وه نموده گفت قرارتحقیقاتی که درباره محکومین درظرف این چهل روزبعمل آمده میرسید قاسم درقضیه شهادت اعـلیحضرت بکلی بری ا لذمه بوده هیچگونه دخالت ویاآگاهـی درین مسـله نداشته است حتی کوچکترین اطلاع استخباراتی هم در باره اود رین چهل روزتحقیقات به مشاهده نرسیده.درین وقت وزیرعـد لیه مرحوم فضل احمدخان مجددی اظهارداشت که شاید درین مسله دخیل نباشد اما اوکفرگفته ومستوجب اعـدام میباشد. سـردارفیض محمد خان پرسید که چه وقت کفر گفت، حضرت صاحب اظها رداشت که ششماه  پیش، سردارفـیض محمدخان گفت حواله باقیات هرچیزراشنیده بودم.اما از کفر گفتن را حالا میشنوم ، پس چرا درهمان وقتکه میرسید قاسم به کرسی معین وزارت معارف نشسته بود او را محکوم نکردید،که منهم یک سنگ برفرقـش میزدم، ....باید برای مجلس محترم ایـن مسله را خاطر نشان نمایم که سیدجمال الدین افغان باوجود اینکه د رایران بحیث یک اجنبی بود اما اتها م وتوهـینی راکه ازجانب حکومت ایران نسبت باوشدازطرف شاگردانش در آنجابی جزا نماند میرسید قاسم یکعالم منوریست که درین جامقام استادی  دارد... اگراو را جهت استجواب بمجلس اجازه دهید بهترخواهـد بود، بنابرآن اورا ازمحبس ارگ به صدا رت آورد ند،امامدعـیان میدانستند که باآن تبحرعلمی ومنطق قوی که او دارد نمیتوا نند که با وی محاضره ( سـوال وجواب  حضوری گفـتگو درموضوعی  که در محفلی مـورد بحث قـرار گیرد  ) ، یا محاجـه( خـصومـت  ورزیـد ن، حجــت آ وردن ، مخا صمه )  نما یـند لذا حضوراورا د ر مجلس مانع شدند..." 5( تا کید ا ز ما ا ست)

     یکروز بعـد دولت، افـسران رژیم ،وکلا ی گذ ر( کابـل واطراف آن شهر) وعدهء از درباریان را د ر صدارت خواسته تصامیم خود شانرا بعـنوا ن " فیصله قـضا ئی" به آنها ابلاغ نمودند که بازهم حضرت صاحب قضیه کفر گفتن میرسید قاسم راعـنوا ن نمود و ا ین باردو نفرعـبدالرب تره کی رئیس تمیزومحمد ابراهـیم کاموی ( پدرمـوسی شفیق ) عـضو جمعیـت العـلما را منحیث شاهـد ین گفتارکفرآمیزمیرصاحـب معـرفی نمود و" تره کی " شهادت دا د که :

" مـن ومـولوی کامـوی  روزی بدیـدن میررفـته بودیم ، میردرضمن صحبـت  گفـت کـه قـرآن کلا م خدا  نیست محمد  آنرا  خود  گـفته اسـت" .!!! 6

      " استفاده ازمذهـب درجهـت تقویت پایه هـای نظامهای غیر مردمی یکی ازشیوه های کهنی اسـت که تاهنوزبه همان قوت خویش باقی مانده ...

     درکشورما رهبران سیاسی مختلفی سعی ورزیده اندتاتنی چندرادرین راه استخدام نموده وآلـودگیهای خویش رابالنگی،عبا وقبای ایشان پاک نمایند که نمونه های تاریخی آن به هـمگان هـویدا است "7

     بقول ازشادروان غبار،احمدعلیخا ن، فضل عـمرخان مجددی (حضرت شوربازار)، سربلند خان، اصیل خان وسرگی خان جنرالا ن اعـزا زی نادرخان، عبدالغنیخان گردیزی قلعه بیگی ( قـوما ندان امنیه) محمدغـوث خان نائبسالارچندتن دیگرطرفداراعدا م میرصاحب بودند وحتی درجریان اجتماع  صدا رت احمدعلیخان لودین وعـبدالغـنی خا ن و... به سردارفـضل احمد ذکریا وزیرخارجه حمله نمودند که چرادردفاع ازمیرصاحب برآمده بود.

      ادعای سردارهاشمخان دردوران بیکاری برای سیدمسعود پوهنیارپسرمیرصاحب درلندن که گویا شاه محمود خان برادرسکه نادرشاه طرفـداراعـدام میرصاحب بودواو مخالف آن، به شهادت صفحات خونیـن وسیاه تاریخ دوره صدارت او مطلقاً جعل و دروغ  می باشـد.

     میرصاحـب دردورصدارت شاه محمودخان اززندان آزادودرکابینه اوبحیث وزیرعدلیه مقررشد(بجای حضرت صاحب که دردورقبلی درین مقام بود). د رسال( 1955 م) متقاعدگردید. بعدازکودتای سـرطان 1352 همراه با نواسه خود بدیدن رئیس دولت رفت وداودخان بعـد ازاحترام ودست بوسی برایش گفـت:

" با این پیری و زهیری لازم نبود که شخص خود شما زحمت کشیده  برای تبریک میآمدید. همینکه پرزه کاغذی  میفرستادید کافی بود. ومن ازشما خواهـشمند دعاهستم. میرصاحب بجواب گفـت:

      جمهوریـت افغانسـتان ازسالها باینطـرف آرزوی قلبی من بوداکنون خوشحال شـدم که درین اخر عمر آن آرزوبرآورده شد لذا خواستم که رئیس جمهور افغانستان را به چشم خود ببینم " 8

میـر صا حـب با یکی ا ز نوا سـه ها ی سیـد  د کنی ا زد وا ج نـموده بود ند.ا یـشا ن د ر 

( 22 حوت 1357 ش ــ11 ما رچ  1978 م )

بعمرنودسالگی د ریکی ازسیاه ترین ودهـشتناکترین دورهء تا ریخ  کشورما یعـنی حاکمیت دولتی تره کی ـ امین، وفات نموده وآنچه شایـسته مقام و حرمـت براوبود ادا نشده وخاموشانه بخاک سپرده شد .

عـشق شـور ا نگـیز ما را  بـر سـر کـوی تو بـرد

بر تلا ش خود چه مینا زم  که ره  سـوی تو بـرد

 

                                                             شا دروا ن میـر سـید قا سـم

 یادداشت پاورقی

     * احمد علیخا ن لودین رئیس ا ردو، یکی ازچهره های حیرت انگیزآغا زقرن بیستم کشور است

  ـــ عـضو دربا ریا ن ا میرحبیب الله خا ن سراج که درگیروگرفت وضدیت با مشروطه خواها ن اول  به امیر غـضبناک گفت " چون این چاربچه ( که قـبلاً نا مها یشا ن ) قـرائت شد حرامزادگی کرده اند،  پس آنهارا بما بدهید که بکشیم..." او یکی ازشکـنجه گـرانی است که همراه با سردا رهاشمخا ن ومرزا عـبد الرشید خان انگشتا ن دست وپای پاد شاه میرخان وجوهـرشاه خان را قطع  نموده بودند .

  ـــ  مامورعالیرتبه امانی تاسطح رئیس تنظیمه شمالی که باحبیب الله خان کلکانی ماهده واورا باسلاح  حکومت وبرضد آن رژیم تجهیـز وتحریک مینمود. بقول ازشادروان غبار" اشخا صیکه علناً شاه ( امان الله خا ن ـ ا .لمر) را درچاه میآنداختندعـبارت بودندا زعـبدالاحدخان ماهیاروردکی( وزیرداخله) ،احمدعلی  خان لود ین ( وا لی و سفیرسابق ورئیس  ردو درآینده ) محمدیعقوب خان وزیردرباروغیره 

   " وقتی نیروهای سقوی برای اشغال قندها رآمدند عـلی احمد خان لویناب خودرا برای مقابله آما ده  ساخت شهردرحال دفاع بودکه احمدعلی لودین( رئیس اردو) مخفیا نه باقوماندان سقاوی(جنرال پردل) درامرتسلیمی شهربه تماس آمد وبنای همکاری گذاشت. بلاخره صبح روز3 جون 1929 ( 13 جوزای 1308 ) دروا زه شمالی شهرقندهارتوسط یکی ازخوانین( بدستورمخفی احمدعـلیخان) بروی نیروهای  سقوی گشوده شد وشهردرتصرف قـوای سقوی درآمد ."9

 ـــ عضو دربارحبیب الله خا ن کلکا نی، تکفیر کننده نظام امانیه ودرخفاهم همکارنادر خان.

 ـــ رئیس اردو دورهء نادرخا ن که درمحکمه تصنعی محمد ولیخان دروا زی پیشکا رآ ن بوده اواولین شاهد  دروغـین برعلیه محمدولی خان است وقتا جواب معقول ومستد ل شهـیدمحمد ولیخان را شنید با لهجه دریده گفت " و الله خاین هستی، باالله خاین هستی "

ـــ  اما احمدعلیخا ن،محمد حسن شرق ( متعلم آنوقت مکتب طبی اردو) راکه عـریضهء عـنوانی وزیر دفاع ( شاه محمود خان) نوشته وتقاضا نموده بود که:

     " معاش سگ وان ومصا رف سگ را برایم بدهید من در وقت شکار مرغابی هارا از سگ کرده خوبترو زود ترازآب بیرون میآورم" امرنمود اورا با چوب برچه وهرچه نزدیک است بزنند .

 اماچون بعداً دانست که ویتحریک وحمایهء کنج د یگردرباریعـنی( صدراعظم هاشمخان وبرادرزاده هایش داود خان ونعـیم خان) را دارد، دسته گل نرگس وپطنوس غذا های متنوع درشفاخانه برایش فرستاد وفردابه عـیادتش رفت وپهلوی چپرکتش بپا ایستاد!!!  وگفت:

" درزند گی خوشبخت و در قبرآ را م خواهم  بود ا گر مرا ببخشی." ؟؟ 10

    وهمین نکته قابل توجه وتعجب است که یک جنرال ورئیس اردوی،بپای چپرکت متعلمی بیبضاعت وبی واسطهء !!! که بقول خودش کرباس پرپینه بتن وپاهای برهنه داشت و بخاطر گرفتن اسقاط مرده داران درفراه بدنبال آنها میدویدند،ایستا ده میشود ومعذرت میخواهد!!! درحا لیکه همین شخص بوطن،  بمردم آن، به نهضت مردمی مشروطه خـواهان،به شاه امان الله خان وحبیب الله کلکانی خیانت مینما ید برعلیه بهترین فرزند واقعاً وطنپرست کشورمثل محمدولیخان دروازی به گناه ناکرده شهادت دروغین میدهد درحالیکه خودش رژیم امانیه را ساقط  نموده بود وبا لهجه دریده درجریان محکمه تصنعی وی میگوید" والله خاین هستی،" میرصاحب وچهاردهری دیگر؟؟ محمد انوربسمل،عبدالهادی داوی، محمد سرورجویا وغلام محمدغباررا میخواهـند اعدام شوند و....

    درسیستم خونین وپلیسی هاشمخانی که هیچ ترحم و گذ شت برمردم وملت خود ندا شت وبقول خود داکترحسن شرق" انظـباط ودسپلین نهایت  شدید برروشنفکران تحمل نا پذ یر بود"11 یک متعلم مکتب نظامی عریضهء عنوانی وزیردفاع (بدون در نظر داشت سلسله مراتب اردو) که کاکای پادشاه وهم برادر صدراعظم هاشمخان است مینویسد وهمچنین در دوره محصلی درفاکولته طب به وزیرمعارف وقت که بازهم عضوخانواده سلطنتی است توهین میکند ولی هیچکسی هیچ چیزی برایش نمیگوید.!!! درحالیکه محمودی،غبار، اسمعیل بلخی،رسول پشتون،خال محمد خسته ودها مبارزه وطنپرست دیگر بجرم اینکه خاطروالاحضرات را آزرده ساخته بودند عمری را درزندان میمانند .

               

                     ************************************************

 

ماً خـذ

1 ـ ا ستاد سیدسعدالدین هاشمی ــ جنبش مشروطه خواهی درافغانستان ــ پاورقی ص 294  جلد اول چاپ سال 2001 سویدن.

 2 ـ میرسید قاسم ــ کنگره ادیان درانگلستان ــ امان افغان شمره18017 سال پنجم شنبه30عقرب 1303 شمسی چاپ مطبعه حروفی ماشین خانه

3 ـ خواجه بشیر احمد انصاری ــ شيخ شهر ما؛ مظهر آميزش مقدس و ملوث ــ مقاله در سایت انترنتی. اکتبر 2005 www.afghanistannews.org/ansari2.htm

4 ـ  شادروا ن غـبارــ افغانـستان د رمسیرتاریخ ــ ص 164 جلد دوم.

5 ـ  سـیدمسعـود پوهنیارـ جنبـش مشروطیت و قربانیان استبد اد ـ ص 160 چاپ پشاور سال 1375 ش.

6 ـ غـبار، ج دوم ص 168.

7 ـ خواجه بشیراحمدانصاری.

8 ـ پوهـنیارص 198 .

9 ـ شادروا ن غبار ج دوم ص 6.

10 ـ دکتورمحمد حسن شرق ـ کربا س پوشان برهنه پا ـ سبا کتابخانه پشاور( نقل قولهای رنگهای سرخ  وآبی ) صفحات 31 و32 .

11 ـ همانجا ، ص  44 .

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی