www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:12.02.2009

احسان لمر

 

محمود طــرزی و نقـش ماندگار او

 در بـیـدارگـری جامعه

 

« دين انسان عقل اوست. آنرا که عقل نيست؛ دين هم نيست.»
محمود طرزی

     «این جستارسپاسنامهء است برای یادمان  طــرزیها  آن شكـوهـنده  نامـوراني که مـردان و زنانش همسان وهمسنگ به فرااندوزی دانش و اندیشه شتافتند و بروشنگری میدانهای تاریک ذهنیتهای جامعه عـقبمانده يي  که شقاوت تاریخ، جغرافیای آنرا مثـله ساخته و مردمان آنرا در حصارهای تـنهایی درهم پیچیده بود، پرداختند.»

 - منیژه  باختری -

   

     " محمود طرزي را پدرمطبوعات افغانستان لقب داده اند که هرگزاسم با مسمايي نيست. اين نامـرا کساني براو نهاده اند که از ابعاد  گسترده توانايـيهاي  طـرزي، يا اگاهي نداشتند و يا آن قابليتها را بها نمي دادند.

     اگرمراد ازپدرمطبوعات، ديرينه ترين انساني باشد که بساط روزنامه نگاري را درکشورما پهن کرده است؛ بايسته بود تا اين لقب را ارزاني ميرزاعـبداالعلي گردانندهء شمس ا لنهار ميکردند وبه جاي اين خبط تاريخي، طرزي را پدرروزنامه نگاري مدرن کشور،ميخواندند که اين نام براستي سزاواراوست.

   

      طرزي همانسان که همه ميدانيم تنهاروزنامه نگارنبودواين حرفت بخشي ازشخصيت اورا ميساخت. اوانديشمند بود؛ نويسنده بود؛ شاعر بود؛مترجم بود؛ سياستگر بود؛ دو لتمرد بود؛ معرف ادبيات مدرن بود؛ بيگانه ستيزبود و فراترازهمه متجدد وهمآورد جويي عليه سنت گرايي بود. " 1

 

     " محمود طرزی، اسما طرزی، ثریا طرزي و روح افزا طرزی كه از تمدن و فرهنگ ترك بهره برده بودند، سنگواره های سنت و جاهلیت عصر خویش را شکستند. بی گمان اثرگذاری این شخصیت ها بر شاه امان الله وحمایت اودرمقام شاه افغانستان ازاین فراگردها سرنوشتی را برای این سرزمین رقم میزد  که اگرگره افگنان عصربا دستاویزی به دین چون سد سدیدی درمقابل آن نمی ایستادند،امروز ما دانش آموزان دبستان دموکراسی وحقوق زنان و... نمی بودیم بل چون یلان تهمتن درمیدان جهانی شدن گپی برای گفتن و اندیشه یی برای (من) خود می داشتیم" 2

 

     " البته اثری که «محمود طرزی»، دراین مدت از خویش برای آوردن دگرگونی در ذهنیت جامعه و گسترش اندیشه های نو گرا یا مدرن و حتا ملی گرا بر جای گذارده بود، برای همیشه نادیده گرفته شده نمی توانست. نور اگاهی را می توان برای مدتی به پسخانه استبداد در بند کشید، اما، برای همیشه این کار دور از امکان می نماید." 3

 

     محمودطرزی بااینهمه ابتکاروپشت کاردرمدیریت خویش، سراج الاخباررابه منبرمبارزه وآزادی خواهی درمنطقه تبدیل کرد. ازسراج الاخبارشبه قاره ی هند، سرزمینهای آسیای میانه وایران که زیر چکمه های استبداد داخلی واستعمارخارجی قرارداشتند متأثرشدند. سراج الاخباردراین جوامع درمیان عناصر وحلقه های آزادیخواهان ومبارزان دست به دست میگشت و منبع الهام درمبارزات سیاسی و اجتماعی آنها درجهت رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی می شد." 4

 

     " درهرحال گرچه هر دو شخصیت معروف افغانی، یعنی سیدجمال الدین افغانی ومحمودطرزی این پیکارگران در بربر استبداد واستعمار،دانشمندان سنت شکن،نو اندیش، تجددگرا، طرفدارترویج فرهنگ صنعتی، ضربت به ارباب تعصب وجمود فکری بودند،هردویشان استقلال طلب بودند ازآزادی وحریت سخن میزدند وطرفداراتحاد جهان اسلام( پان اسلامیزم) بودندوافکارشان الهام بخش بود."5

 

   "محمود طرزی پس از عودت از ترکیه عثمانی توسط جریده سراج الاخبار،اعتقادات« ترکان جوان» سیداحمد خان وسید جمال الدین افغان را برای افغانها معرفی کرد و آنها را از حوادث جهان در عرصه های سیاسی علمی و فرهنگی مطلع ساخت."  6

 

      "محمود طرزی یکی از اخلاف و پیروان راه سید جمال الدین افغان بعد از سپری شدن یکدورهء اختناق و سلطنت استبدادی توانست اهداف سید را تا حدی در جامعه افغان پیاده نماید وبزرگترین کار این بزرگمرد اندیشه وقلم احیای فرهنگ ومطبوعات بود که میتوان او را پدردومین مطبوعات وبنیان گذار روزنامه نگاری نوین در افغانستان یاد نمود"7  

 

     در چنین وضع وشرایط ملی وبین المللی محمود طرزی با نشر «سراج الخبار افغانیه» 1911م درفش روشنگری ترقی وازادی ملی را بر فراز قله های آسمائی کابل بر آفراشت." 8

 

     "بدین گونه سراج الاخبار و در راس آن محمود طرزی نه تنها در داخل کشور یگانه محرک جنبش آزادیخواهی روشنفکران و جوانان واصلاح طلبان بود، بلکه در خارج کشورنیزدرمحافل آزادیخواهان هند ومشروطه طلبان ایران وجوانان آسیای مـیانه، که درآتش استعـمار واستـبداد  شاهان  خود  کامه میسوختند ، جنبش آفرین بود"9 

 

     " فامیل محمودطرزی وزیر امور خارجه، تنها یک فامیل ادیب وبا سواد نی، بلکه خود یک مکتب اندیشه وتفکر است ... درطول دو دهه پس از برگشت خود،نفوذ زیادی بر دربار وارد نمود، اونظریات خود را ضمن موضوعات مختلف دربارهء آزادی ملی،علوم،انکشاف تکنالوجی،اتحاد مسلمانان، کسب دانش ونقش زن درحیات فامیلی، حیات اجتماعی وتعلیم وتربیت درسراج الاخبار (1911 ـ 1918) که به اجازه امیر نشر میشد منعکس نمود."10

 

     " اسماء رسمیه خانم محمودطرزی برای نخستین بارمجله ی ارشادالنسوان رامنتشر کرد وبانو ثریا طرزی دختر موصوف که خانم شاه امان الله خان بود انجمن حمایت نسوان را اساس گذاشت ومحکمه ی بررسی شکایات زنان رادربرابرمردانشان ایجادکرد. بدون تردیدنهضت زنان درافغانستان که سپس در نیمه ی دوم قرن بیستم باتاریخ پرفرازونشیب تکامل کردونسل نوی اززنان تعلیم یافته وروشنفکر را در جامعه تقدیم نموددراوایل این قرن بافکر وابتکارطرزی وخانواده ی اواساس گذاشته شد."11

 

     گریگورین مینویسد که: "... وظیفه مهم دیگر طرزی اینبود تا امیرحبیب الله را قانع نماید که تحولات اقتصادی- اجتماعی افغانستان  موجب  مداخلهء  خارجی نگردیده، سلطنت یا موقف  سلالهء  حاکم را به مخاطره نمیاندازد، بلکه بالمقابل چنین تحولی به اقتداروقدرت سلطان نیروی تازه بخشیده،به ثبات کشور کمک نموده وتهدیدات خارجی را دفع می نماید. فراتر ازاین جوانان افغان با وظایف دشواری دیگری هم روبروبودند تاهمدستگاه دینی راترغیب نمایند که اسلام،مدرنیزاسیون وسکولاریزم(عرفی گردیدندستگاه دولت) با هم درتوافق اند... "

      افکارسیاسی-اجتماعی طرزی وجوانان افغان با یک وسعت قابل ملاحظه ای ازیک سلسله واقعات خارجی وجریانهای روشنفکری شکل می گرفت. وقایع چون جنگ روس وجاپان، قرارداد روس و انگلیس درسال 1907، جنبش مشروطیت درایران، امپراتوری عثمانی، وقایع چین(1911-1906)، گسترش پان اسلامیزم، جنگ ایتالیا و ترکیه(1911)، جنگ های بالکان(1913-1912)، جنگ جهانی اول، انقلاب روسیه و اعلامیه 14 نکته ای ویلسون تأثیرات به سزایی روی افکارطرزی وهمکارانش داشت. آنها همچنان عمیقاً تحت تأثیرامواج بزرگ اندیشه های مدرنیته واحیا گرایی اسلامی قرار داشتند، که در آن سالها درهند و خاورمیانه درجوشش بود ." 12

 

     ظفرایبک که مانند( الله نواز، قربان حسین( شاه جی)، مولوی محمد حسین پنجابی  مولوی ظفرحسن داکترالله جویا وفقیرمحمد بیطار)ازدوستان وهمکاران نادرخان وعمال انتلجنت سرویس  بریتانوی بودند، درخاطرا تش نوشته بود:

 

    " در سراج ا لا خبا ر خبر های دا خلی ، تعـریف ا میر و شهزا ده ها ، مضمون دیگری نبود که مورد د لچسپی وعلا قه ما قرا ربگیرد..."13  

 

      نادرخان، فرامانروای آنزمان، به همه اطرافیانش دستورداده بود:" نام این ملعون«محمود طرزی»  را در برابرم مبرید.

     پدرمحترم صدیق رهپو طرزی در مورد علت وجرم تبعید شدنش میگفت:" « نادر» همان روز هایی که تازه براریکه قدرت تکیه زده بود، برای مشروعیت بخشیدن قدرتش تلاش میورزید، تا هوداران بیش تری را برایش جلب نماید. من را نزد خویش فرا خواند وخواهش  نمود که با او همکاری نمایم. من در برابرش  گفتم،" من، باری با مرد کار کرده ام." همیـن امر، برای فرستادنش  به تبعیدگاه در« هرات » کافی بود .درآنجا، او را که درمیان اولین دسته ازفارغ تحصیلان « مکتب حکام »، این هسته دانشکــده « حقوق »،  دردوره « امانی »، قرار داشت، به کار معابر ( ماموری که وظیفه دارد تا کار سرک سازی و نهال نشانی مربوط بلدیه شهر را بررسی نماید) گماشتـند." 14

 

     سردارمحمدهاشمخان صدراعظم برادرنادرشاه بعد ازختم یک کنفرنسی که سید قاسم رشتیا از محمود طرزی یاد آوری نموده بود با غضب گفت: "... جای افسوس است که جوانهای امروزافغانستان تاریخ مملکت وروحیات مردم خودراخوب نمیشناسند بعد مستقیم مرا« رشتیا» مخاطب قرارداده پرسیدند شما که ازمحمود طرزی تعریف میکنید اینرا میدانید که افغانستان را کدام کس خراب وبرباد کرد؟ مسئول انقلاب و خرابی افغانستان،خونریزی و پسمانی امروزی مملکت کیست؟اگر جوانهای امروز این حقایق را نمی فهمند برای آینده افغانستان چه بدرد میخورند" 15

   

      شادروان عبدالو هاب طرزی یگانه پسر محمود طرزی که در دور صدارت شاه محمودخان ازترکیه اجازه برگشت بوطن را حاصل نموده بود ودرسالهای اواسط دهه 30 شمسی درچوکات ریاست مطبوعات وقت برتبه سوم رسیده بود،بقول مرحوم سید قاسم رشتیارئیس مطبوعات آنوقت درکتاب (خاطرات سیاسی) وی وقتی غرض منظوری رتبه دوم برای طرزی بعدازپنج سال (درحالی  که مدت دوره ترفیع ازرتبه سوم به رتبه دوم چهار سال بود)،  طبق مقررات وقت به مجلس وزرا پیشنهادی نمود، سردارمحمد داودخان صدراعظم پرسید: " فهمیده میتوانم که عبدالوهاب خان طرزی چه خدمتی را برای افغانستان انجام داده است که مستحق مکافات باشد" درحالیکه مکافاتی مطرح نبود مطابق قانون ماموردولت درصورتیکه سجل مناصب داشته  باشدبعدازچهارسال رتبه وی ارتقامینماید،بعد ازصدراعظم برادرش محمد نعیمخان" باعکس العمل شدید"  به موضوع  مداخله نموده به آن مخالفت نمود. قابل یاد آوری است که عبدالوهاب طرزی سالها بعد (دهه اخیر سلطنت) بحیث رئیس گرزندوی« اداره توریسم» افغانستان کار مینمود برای خدمت هموطنان به مامورین دولتی وادارات خصوصی،محصلین ومتعلمین بیبضاعت که بزبانهای خارجی(انگلیسی،فرانسوی  و...) آشنا بودندزمینه کارهای موقت وسفرباتوریستها را مساعد ساخته بود، بدین گونه دست مزد وکمک اقتصادی به ایشان میشد که گاهی بالا ترازمعاش دولت میبود،وچنین است مردم دوستی وخدمت بمردم که مستحق « مکافات» است نه....

 

         " وابـستگان تمدن غـرب با تمایلات سیاسی متخاصم وارد دربار حبیـب الله شده... امیر توسـط  چـند احمق مثل محمود طـرزی  وعبد القدوس احاطه شده ". 16

 

     " محمود طـرزی  شاهزاده جوان شاه امان الله را بنابراساس خدمت بمردم و... باروحیه و مفکوره سـوسیالیستی که درآنزمان تازه ترین کشفیات گـمراهان ومکتب جدیدی پا نهاده درعرصه عامل انسانی بود بارآورد."17

 

شعر نا گفتن به از شعری که آید نادرست

بچه نازادن به از شش ماهه افگندن جنین

 انوری

 

      "شاه (امان الله خان) بمجرد رسیدن به مسکو مورد استـقبال شخص لینن قرار گرفته و در شوروی از شاه افغانستان استقبال گرمی بعمل آمد. ... دماغ و مغـز او در کارخانه کثیف لینن ازعـقاید اسلا مـی شستشـو گردید و..."18                                                                                    

 

      قابل یاد آوریست که: اگربه دایرة المعارفها و تاریخ روسیه مراجعه نمائیم ملاحظه خواهـیم نمود که:

 

Vladimir  Illich  Oulianov  Lénine   22/ 04/1870 – 21/01/ 1924

 

      واقعیت اینست که شاه امان الله خان وهمـراهان شان چهار سال بعـد از مرگ لنین به آنکشور سفـر نمود ند یعنی از ( 14 ــ 29 ثور1307 ش مطا بق 3 تا 18 مـی 1928 م ) واگر درزمان حیات لنین هم به آنکشوربحیث رهبرکشورسفرمینمودجرم وگناه وننگی نداشت،زیرا لنین رهبرحزبی ودولتی آنکشوربود. امان الله خان ودرمجموع مشرطه خواهان اول ودوم پاک ومنزه ترین وطندوستان ومیهن پرستانی بودند  که سر های خویشرا فدای آزادی وحریت وطن نمودند وهرگزوهرگزوابستگی به بیگانه  نداشتند وخوش  خدمتی  به بیگانگان نکردند واگر چنین میبود پاداشت آنرا تا به امروزمیگرفتند درافغانستان تقریباً در چهاردهه اخیرما رهبران حزبی ودولتی متعدد داشتیم وایشان هم سفر های داشتد،آیا سفر ها محمد داود خان درشوروی وقت ویا استاد ربانی به مسکوواقامت دررژیم دکتاتوری نظامی چون ضیاالحق یا سفرها واقامت حضرت صاحب مجددی به پاکستان یا امریکا چه تعبیری دارد...

 

« ارتباط  دا شتن گناه نیست ولی وا بستگی ننگ ا ست »

     سخنسراي بزرگ سيستان، ابن مفرغ (متوفى 69 هجري) باري سروده بود:

الا ليت اللحى كانت حشيشا
فنعلفهـا خيـول  المسـلمينـا

     يعني:اى كاش!(برخي) از ريشها عـلف بودي تا( اگر فايده ديگري نداشتي ) ازآن براي اســپان مسلمانان  خوراك تهيه مینمودند.

 

      دردوران اقامت دوهفتهء اعـلیحضرت امان الله خان درروسیه،استالین رهبروقـت آنکشورهیچ ملاقات تعارفی معمول ودیداری باایشان بحیث رهبریک دولت مهماندار نداشت. اما توجه فرمائید: میخائیل کالینین (Mikhaïl Kalinine  ) رئیس شورای دولتی روسیه که یک پست نمایشی درنظام شوروی وقت بود که ظاهراً حیثیت رئیس جمهوررا  داشته ورئیس جمهورباید به پذیراهی مهمانانش میرفت، مهمانان افغانی را  کالینن و ورشیلوف وزیردفاع ( Kliment Vorochilov  ) وقت شوروی استقبال نمودند.

     اسناد متعدد وموثق تاریخی بشمول جراید وقت وآرشیف وزرات خارجه بریتانیه واندیا افیس و... موجود است که در جریان سفر هیت افغانی ( قبل وبعد ازورد به انگلستان ) به امان الله خان توضیه شد تا به روسیه نرود،ولی اوجواب گفت که وطنش استقلال داشته وآزاد است وبدین گونه آزادانه تصمیم گرفته میتواند که به کجا برود یا نرود.

 

    " دراوئل سال 1928 امان الله وملکه ثریا افغانستان را برای سفری طولانی در اروپا  ترک گفتند .... ودرهمه جا با استقبال گرم مـواجه گشتند. همه این کشورها با کمال اشـیاق خواستــند توجه وحسن نیت امان الله را برای منظورهای بازرگانی و سیاسی خود جلب کنند. درهـمه جا هـدایای گرانـبها به او تقدیم شد اما او مانند یک سیا ستمدار عـالی نقش خود را به خوبی اجرا  میکرد و درهـیچ  جا هـیچ تعـهدی به گردن نگرفت...

      درایام غیـبت امان الله تمام اشخاص وعـناصرمـرتجعی که با او مخا لــف بودند به پیش آمدند.انواع  دسیسه ها طرح شد و تبلیغات برضد اوانتشار یافت. ظاهراً پولهای فراوانی برای تبلیغات ضد امان الله  خرج میشد وهیچکس نمیدانست این پولها ازکجا میآمد. بنظرمیرسید که به بسیاری ازمــلاها وآخــوندها  مبلغ هنگفتی به ا ین منظورپرداخت شده بود و آنها درتمام کشورامان الله  را" کافـر" و دشمن دین معرفی میکردند... "19

 

     " درحالیکه ازدیدگاه برخی نویسندگان وتحلیلگران به ویژه عناصروگروه های چپِ طرفدارشوروی  سابق، جنبش نوگرایی ومشروطیت دوم واندیشه های محمود طرزی درسراج الاخبار وسپس استقلال افغانستان ملهم ومتأثر ازافکار بلشویک ها وانقلاب اکتوبر 1917 در روسیه تلقی می شود، اما نفوذ و اثرات افکاربلشویک های روسی وانقلاب اکتوبر نه دراندیشه های طرزی قبل ازاستقلال قابل مشاهده بود ونه درسیاست خارجی او پس ازاستقلال به حیث وزیرخارجه ی افغانستان منعکس گردید.

    

جنبش مشروطیت دوم ونهضت تجددونوگرایی دراین دروه که با نقش محوری محمود طرزی مشخص می شود، نه یک جنبش آیدئولوژیک ومتأثرازآیدئولوژی انقلاب اکتوبر1917روسیه، بلکه جنبش ملی ومنبعث ازتعالیم وباورهای دینی وملهم ازاندیشه های آزادیخواهانه وضداستبدادی وضداستعماری سید جمال الدین افغانی ونهضت های روشنگری اروپا وافکار ناسیونالیستی ترک های جوان بود." 20

 

شجره غلام محمدخان طرزی

 

سردا ر پا ینده محمد خا ن

ا زدواج با د ختری غـلجا ئی

پـرد لخا ن ـــ کهـند ل خا ن ـــ رحمد ل خا ن ـــ شیـر د لخا ن ـــ مهـر د لخا ن

غلا م محمد  خا ن  طرزی

     ـــازدواج با دختری از خانواده سردار رحیم داد خان ،پسر ارشد شان گل محمد خان طرزی.
وی  اولین اثرش را ــ البته تا جایی که تا کنون به دست آمده است ــ به نام "جنگ روس و روم" نوشته و همچنان 13 اثر  دیگری  نوشته و یا به کوشش و اهتمامش نشر شده است

                                                                             

       ـــ ازدواج دوم دخترکاکایش مهردلخان مشرقی، که ازین ازدواج دو پسرمحمد زمان خان (خازن الکتب)، ( از وی دواثر تا کنون دریافت شده است) وشیر محمد خان وهم یک دختر.

           ( پسرمحمد زمانخان طرزی ،محمد صدیق خان طرزی مورخ،مترجم ونویسنده بود و دخترش  خانم روح افزا طرزی ( متخلص به منشیه ) اززنان منورودانشمندعصر بود که درجریده ارشاد النسوان بحیث مدیرمسئول همراه با خانم  طرزی همکاری داشت وی تحت تاثیراندیشه ومکتب کاکایش محمود طرزی  قرار داشت« خدایش رحمت کند».

                  

      ـــ خانمی از کوهستان ، فرزندانشان عبدالخالق خان طرزی (ازنامبرده، نه جلد کتاب ورساله ــ البته تا حالا ــ که به سعی، اهتمام ویا ویراستاریش، به دست نشر سپرده شده است، دستیاب شده  است . او همچنان در سال اول نشراتی س.ا.، به حیث مهتمم و یا دبیر نشریه کار نمود و بعد امور چاپخانه «عنایت» را پیش می برد.)، محترمه سارا و محترمه منوربودند.

 

     ـــ  خا نم سدوزائی اولاده تیمورشاه، مادر محمود طرزی وخواهرش.

 

محمود "طـرزی"

ازدواج با ا سما رسمیه طرزی

خیریه ، حوریه ، ثریا وعبدالوهاب.

 

ثریا "طرزی،  د افغانستان"

اعـلیحضرت امان الله " د افغانستان"

 

آ منه  ــ عادله  ــ  ملیحه، احسان الله، ناجیه، هندیه، رحمت الله،عابده و سلطانه  

 

******************

        

      محمودطرزی در(دوم سنبله 1244 ش،24 اگست 1865 م ) درشهرغزنی وهمجوارآرامگاه سلطان غزنه متولد شد.تعالیم متداوله رانزدپدرش وملامحمداکرم هوتک فراگرفت.غلام محمدخان  طرزی قبل از تبعید صاحب کتابخانه غنی، بزرگ و جالبی بود که در آن کتابهایی با نسخه های خطی همراه با جلدهای طلا ومنبت کاری،قدیمی ونو، درکنارهم قرارداشتند. وی دراین کتابخانه اکثراً به نسخه برداری با خطهای گونه گونه،ازروی کتابهای اصلی،مصروف بود. طرزی برای مدتی به زندانی انداخته شد وبعد با فامیلش ازافغانستان به امرعبدالرحمن خان درجنوری 1881 م تبعید گردیدند.

    " امیرعبدالرحمن زمانی اقدام به تبعید سردارغلام محمدخان به هندکرد که ازقول اوبه امیراطلاع دادند که سرداربایکتن ازهراتیها ازبازگشت سردارمحمدایوبخان ازایران سخن میگویند.امیرپس ازاین اطلاع به مصادره ی اموال سردارغلام محمد پرداخت وسپس اورا با 36 تن اعضای خانواده اش به هند تبعید کرد. مجازات آن فردهراتی همراه سردار سنگینترو وحشت ناکترازآن بود. ماموران امیرعبدالرحمنخان آن مرد هراتی را به غل وزنجیربستند ودرقفس آهنی بگذاشتند وقفس را  برسردرختان سرو در سرحدات غوریان هرات گذاشتند. چون امیرگفته بود که او درآن قفس ازفرازدرختان بلندسرو ببیند که چگونه موکب سردار محمدایوب خان باز می گردد؟ "21

     تبعیدشدگان مدتی سه سال درکراچی اقامت نمودند درآنجا پسرکاکا( سردارشیرعلی، پسرمهردلخان مشرقی ) که ضمناً خسربرهء غلام محمدخان طرزی،( برادرخانم دوم )  هم میشد،ازگماشتهای بریتانیه بوده وبه اقامت فامیل طرزی که ازمخالفین انگلیسها بود درآنجا رضایت نداشت، بناعاً غلام محمدطرزی بعدازسیاحت ودیداراز آثارتاریخی هند آنکشوررا بصوب ایران ترک گفت، درراپوری ازجانب سکرترخارجهء حکومت بمبی مورخ 13 دسمبر 1883 چنین آمده است:

     " سردارغلام محمد قندهاری : این سردارپسربزرگ رحمدل خان است که دربارهء او معلومات  کمی داریم،ولی زمانی ازروسای بااهمیت قندهار بود. مدرکی دردست نداریم که نشان دهد وی صاحب موقعیت  مهمی درافغانستان بوده باشد. پسرعمش والی (سردارشیرعلی ذکر شده) دربارهء وی نظریه نیکی ندارد. تاجائی که بما معلوم است وی هیچگاه خدمتی برای حکومت بریطانیه ایفاء نکرده است، لهذا برما کدام ادعای حقی داشته نمیتواند..."22   بدینگونه تبعید شدگان بعدازمدتی اقامت در ایران ، به قلمرو عثمانی پناهنده شدند گردیدند.( تاکید از ما است)

     محمود درترکیه به تحصیل علوم ادامه داده به زبانهای دری، ترکی،عربی وتا اندازئی فرانسویً آشنا شد. درسال (1265 ش مطابق 1890 میلادی) با اسما رسمیه دختر دانشوروفرزانهء یکی از تجار دمشق شیخ صالح « المسدیه » موذن جامع امویه در شام ازدواج نمودکه فرزندان شان عبارتند از،خیریه متولد (1893م ) خانم سردارعنایت الله سراج ، حوریه متولد(1895) خانم سید قاسم ( یکی ازمامورین وزارت خارجه)،ملکه ثریا متولد( 1898) خانم اعلیحضرت امان الله خان وهم یگانه پسرشان عبدالوها ب طرزی متولد(1903)  میباشد. البته دردوران اقامت کراچی یکی ازخوگیانی های مقیم آن جا نسبت اخلاص زیاد به غلام محمد خان گفت که دخترشرا به نکاح محمود به وی میدهد که برسم افغانی طرزی این درخواست را رد کرده  نتوانست، ولی محمود از آن زن اولادی نداشت.

   

     درسال 1896 م سید افغان به استانبول تشریف برد ندوغلام محمد خان فرزندش محمود را بامکتوب بسیار« ا دیبا نه وحکیما نه » غرض استفاده از« فیوضات علمی آنحکیم فرزانه ازشام به استانبول اعزام  نمود» که محمود هر روزه درمحفل عرفان این عالم و فیلسوف سترگ اشتراک مینمود و خودش مینویسد:

      " علا مه مشارالیه یک معـد ن عـرفان بود، هـرکس بقدر اسـتعـداد آلات  وادوات حواس دماغـیهء  خـود از آن معـدن به استخـراج  فضائل کامیاب میآمد.این هفـت ماهـه مصاحبت، بقدرهفتاد ساله  سیاحت

 را دربردارد مباحثه عـلمیه،حکمیه، فلسفیه،سیاسیه اجتماعـیه وغـیره که هرروزه درمحفل بزم حضـور آن عـلامه دهرجریان میافت،هرجمله وهرعباره آن کتابها ورساله ها تحریر بکار دارد که درینجا تذ کار بیا نات آن خارج  حـوصله اخبار ماسـت ...."

   محمود با عشق ،عشقی همچون بوعلی سینا ،ابوریحان ،فارابی ،حکیم سنائی غزنوی ،مولانای سترگ بلخ  وجمال الدین و دیگران بسوی علم و معارف و فرهنگ غنی به پیش میرفت. عشق او بوطن وعلم با همدیگر چنان ممزوج گشته بود که « با شیر اندرون شد وبا جان هم بدر گشت »

 

دریکی ازیاداشتهای غیرمطبوع محمود نوشته است که:

     " فکرکردم ودیدم که طبیعت مرا دربین اشخاص  که برای معرفی اینگونه پیشرفتها مدنی و علمی واسطه شده بتواند، بعضی استعداد وقابلیت هائی ارزانی داشته است.

     اولاً اصل افغانی بودنم... و ثانیاً بیست سال اقامتم در ممالک عثمانیه و تربیه وتحصیلم در آن بلاد ، حتی ازدواجم با یکی ازاتباع عثمانیه وعلاوتاً آ شنائیم بزبان افغانی (پشتو)، فارسی،ترکی وعربی ویک  اندازه اردو، مرا برای اجرای فکری که در سرمیپروردم حاضر و آ ماده ساخته است ..." 23 .

 

     محمود در سال( 1893م)  رسالهء حقوق بین الدول ـ اثر حسن فهیمی پاشا بدری را از ترکی به دری ترجمه وپدرش آنرا به امیر عبدالرحمن خان فرستاد، که مورد توجه وعلاقه او قرار گرفته، و طی نامهء محمود را تحسین وآفرین گفته توصیه نمود تا کتب مفید دیگری را هم ترجمه نموده برایش بفرستد. قابل یاد آوریست که قبلاً به هدایت و وساطت  شاه عثمانی، سردار غلام محمدخان طرزی ارتباط  تلگرافی با امیر برقرارساخته بود. بعد از کوتا مدتی غلام محمد خان وفات مینماید و به تعقیب آن امیر عبدالرحمنخان هم میمیردوپسرش حبیب الله خان به سلطنت میرسد،دراین آوان، گل محمدخان برادربزرگ محمودطرزی (از ازدواج اول غلام محمد خان ) که نزدیک به یک دهه پیش همراه با برادردیگرشان عبدالخالق طرزی( ازازدواج  سوم غلام محمد خان طرزی) به وطن برگشته و در دنیای ادبیات، کتاب و چاپخانه جای پای بزرگی برای شان تدارک دیده بودند، به او نوشتند که با استفاده از فرصت برای ادای فاتحه امیرعبدالرحمن خان و آشنایی با امیرحبیب الله خان، به کشوربیاید. دراین راستا، محمد زمان خان برادردیگرآنها که رئیس کتابخانه شاهی یا « خازن الکتب » بود، ازامیر جدید، اجازه آمدن برای «محمود طرزی»، را به کشور گرفت.                     محمودطرزی هم  درمارچ 1902م  به عنوان فاتحه همراه با برادرزاده اش حبیب الله طرزی، بکایل آمد ومدت ده ماه مهمان امیر بودند،درحالیکه محمودطرزی پست حساس دولتی درعثمانیه داشت ولی خدمت  بوطن وبمردم وطنش ازمقام ومنافع مادی ومعنوی برای وی ارزش بیشتر را دارا بود، محمود طرزی طی نشستها ومجالس متعدد با شاه دربارهء اوضاع دنیا خارج وپیشرفتهای علمی وفنی در ترکیه صحبت مینمود که مورد توجه واقع شد. وی میگفت :

 

     " امروزدراروپا وممالک عثمانی پیشرفت وترقیات چشمگیری صورت گرفته است. برای ترقی افغانستان نه ازانگلیس ونه ازهندیها خیری متصور است. حال آنکه اگرازممالک عثمانی، که نظربه نزدیکی اروپا،علم وفن در آنجا بیشترازدیگرممالک اسلامی انکشاف یافته است، متخصص جلب شود برای بر آ ورده شدن آرزوهای حضرت ا میر مفید تر وموثرتر واقع خواهد شد."24   

    

     محمود طرزی اجازه اقامت دایمی بوطنش را حاصل نموده و دوباره برای آوردن فامیل به ترکیه بر گشت،در آنجا غرض ادای دین وخدمتی بوطن توانست ازاستانبول، مصروسوریه متخصصین ترکی را تشویق برفتن افغانستان نماید که عبارت بودند از :

 

    "ــ علمی فهمی (متخصص مالیه ) دفترمحاسبات مملکت را به شکل واصول عصری که بنام ( اصول دفتری ) شهرت یافت درآورد.

     ــ  دکتور منیر عزت اولین شفاخانه عصری با لابوراتوار ودوا خانه را تاسیس نمود.

     ــ  فرماسین محمد مسئول لابوراتوار و دوا خانه بود.طورمثال باراول واکسین چیچک را با وصف مشکلات زیاد مروج ساخت.

      ــ انجنیر رضا برای اول دفعه بساختن باروت سفید بی دود واضلاح ماشین آلا ت درماشین خانه کابل موفق گردید.

     ــ  محمد فضلی (نویسنده کتاب سیاحت مصورافغانستان) متخصص مطبعه وهم رسام ماهر، مطبعه تیپو گرافی ودستگاه زنگوگرافی را تاسیس نمود. بعد از آن سراج الاخبارعوض چاپ سنگی ازچاپ نو استفاده میکرد.

      ــ غندمشرحسن حسنی راجع به تشکیلات مجددعسکری افغانستان به اساس تشکیلات حربی عثمانی پلانهای ترتیب نمود.

      ــ  حسن حلمی دراصلاح تکتهای پستی کارروائی های زیاد نمود.علاوتاً بعضی سبزیجات نورا در افغانستان معرفی نمود"25    

    

      برگشت محمودازترکیه هم بوطن بی دردسرنیست عبدالباقی شوهر خواهرش( بقول از عبدالوهاب طرزی) بحیت مخبر این فامیل  با قونسلگری بریتانیه رابطه داشت. درروزحرکت فامیل طرزی حیلهء بکاررفت، اموالشان به بمبئی ومسافرین بکراچی روانه شدند،درحالیکه قبلاًدریک کشتی برای همه بصوب بمبئی جا ریزرف  شده بود. و این پلان عـمـداً تنـظیم شده روی این هدف بود که دست آوردهای وآثار دست داشته محمود طرزی را محو یا احتمالاً  ظبط وغـضب نمایـند چنانچه بعداً در کراچی برایشان اطلاع داده شد که درانگر اموال آنها دربمبئی حریق رخ داده است درحالیکه درهیچ انگر پهلو حریق سرایت نکرده بود. دربین اموال آثارقلمی وطبع نا شدهء پدرش وکتب فروانی بزبانهای  ترکی ،عربی وفارسی که طی بیست سال محمود جمع آوری نموده بود شامل بود.

  

       درآغازدرمنطقه باغ پروانه خان « دهکدهءهندکی» یا چهلستون امروزی وبعداً درده افغانان « خانه ملاعموی توخی» اقامت نمودند ( از1905 الی1918) این خانه مانند دیگرآثار معماری کلاسیک افغان از لحاظ معماری ،نجاری ودیزاین خصویت برجستهء داشت مثلاً پنجره های آن ازپارچه های کوچکی چوب مربع شکل بدون انکه ازمیخ  یا سرش استفاده شود ساخته شده بود. که منطقه ده افغانان کابل  دردوران به اصطلاح جمهوریت داودخان بدون هدف یا پلان ساختمانی جدید امرتخریب صادرشد، تعجب درین است با آنکه مرحومین اعلیحضرت محمدظاهرشاه ومحمد داودخان درفرانسه تحصیل نموده بودند ودرینکشور وسایل ووسایط  مـنقول وغیر منقول که بیشتراز30 یا40 سال عمردارندجز کلکسیون وآثار تاریخی میشود وشخصی اجازه تخریب و امحای آنرا ندارد ولی درعهد ایشان ما شاهد تخریب یا نهایت بی توجهی به آثار فرهنگی، کلتوری ادبی وتاریخی خویش میباشیم. مثلاً: چرا گنبد کوتوالی ( چوک پشتونستان فعلی) برج لندنی (پارک جوار ریاست سره میاشت وسالنگ وات)، بوستان سرای ،گلستان سرای  وکردانسرای ( پارک زرنگار  کنونی ) تخریب شد؟ برای حفظ دیوارهای کابل (از دوره کابل شاهان قبل ازاسلام)، شهرشیرپور( دوره شیرعلیخان) ، آثار تاریخی بلخ (فبل از اسلام)،آثار بامیان،مینار چکری (در خورد کابل ) آثاردوره تیموریان هرات،آثار تاریخی غزنی ،قلعه بست،هده درننگرهار،موندی گگ قندهار،ای خانم تخار،کوتی ستاره درپغمان ،قصر دالامان .... حتی یک خریطه سمنت را هم ضایع نکردندوعلاقهء هم نداشتند. والی لغمان دورجمهوری داود خان ازسردارانی بود که بامعارف وآثارتاریخی یک نوع دشمنی داشت برای تخریب بقایای کاخ « فرح بخش» در لغمان شاگران مکاب شهر را جبراً بکارتخریب وا میداشت و...  

 

     فعالیتهای علمی وکلتوری محمود دروطن با ترجمه آثار ژول ورن(1828 ــ1905Jules Verne. ) نویسنده پیشرو و پیشتاز فرانسوی آغاز شد که آن نویسنده  قبل ازاختراعات علمی چون سفینه فضائی ، تحت البحری،هلیکوپترواکتشافات بری، رومانهای درین باره نوشته بود بدین لحاظ هموطناش اورا پیشقدم وپیشروازعصر(En avance sur son temps ) میخوانند،آثاراین نویسنده تا کنون شهرت جهانی دارد، که شامل هشتاد داستان ، رساله ونمایشنامه میشود مانند: بیست هزار فرسخ سیاحت در زیر بحر ـ سیاحت بردورا دورکره زمین به هشتادروز، اززمین تا مهتاب، سفرزیربحر، پنج هفته دربالون،سیاحت درجوهوا وغیره، آثارایننویسنده به بسیاری زبانهای جهان ترجمه شده است وهم فلمهای سینمائی ازآن تهیه نموده اند که فلم بیستهزارفرسخ تحت البحرآن تا کنون تماشاچیان فراوان دارد،از ناولهای ژول ورن فلمهایکارتونی برای اطفال هم ساخته اند.

      محمودطرزی مسئول ادارهء بنام دارالترجمهء تعین گردید که درباغ مهمانخانه موقعیت داشت.مهمان خانه عمارت زیباهی بود که آنرا مانندهمه باغها،کاخها وبرجهای دیگرتاریخی تخریب نمودندوجایعمارت مهمانخانه را عمارت بد شکل ونامیمون  ولایت کابل فعلی گرفته است.

    آثاری ژول ورن فرانسوی که توسط احمد احسان بزبان ترکی ترجمه شده و طرزی آنرا به در دری آراسته بودعبارت اند از :

 ــ  جزیره پنهان                                                                  (Lille  Mystérieuses  )

 ــ  سیاحت در جو زمین                                        (Voyage  au centre de la  terre )

 ــ بیست هزارفرسخ سیاحت  در زیربحر                ( Vingt Mille Lieues Sous les Mers)

 ــ  دوردنیا درهشتاد روز  La tour du monde en quatre-vingt  jours)                     )

 ــ  رساله جنگ روس وجاپان (1603 ـ 1905 ) ،

      بقول ازمحقق دانشورما استاد رسول رهین فلورا (رومان علمی) اولین رومانیست که محمود در (1890 م) ازرسالهء« انوار ذکا » ترجمه نموده که این رومان علمی هم اززبان فرانسوی ترجمه شده بود  اهمیت این رومان درین است که بقول خود محمودطرزی" این اولین رومانیست که خوانده وهمین قدرآنرا  درنشریه موقوته «انوارذکا» یافته بودم ترجمه کردم. گرچه ناتمام است ولی چون اولین کتابیست که مرا به ترجمه رومان تشویق نمود، خیلی دوستش میدارم..." 26

      دکتورروان فرهادی فهرست سی ویک اثرچاپی وچاپ ناشده آن را درپایان مجموعه مقالات  طرزی درسراج الاخبار برشمرده است ولی محترم صدیق رهپو طرزی (39 ) اثرمطبوع وچاپ نشده طرزی را جمع آوری نموده اند:

      1ـ گزینه شعـرها یا کلام استادن،2 ـ  گزیده یی ازشعـرهای«غلام محمدخان طرزی»،3 ـ مجموعه اخلاق،4 ـ سیاحت  نامه در سعاده ( دروازه خوشبختی یا سعادت)،5 ـ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین در29 روز( آسیا، اوروپا و افریقا) ، 6 ـ دیباچه دیوان «غلام محمد طرزی»،7 ـ از هردهن سخنی وازهر چمن سمنی، 8 ـ روضه حكم، 9 ـ تلخیص حقوق  بین الدول ( ترجمه)، 10ـ  سفربعد از وفات پدر،11ـ مطالعات  صحیحه،12ـ افغانستان (جغـرافیای مختصر ممالک افغانستان)   در آغاز این اثر چنین آمده است:

 

در وسط آسیاست یکی خاک چون بهشت
در شـرق هرکه دید و را غرب را بهشت

 

 13 ـ سوانح زنده گی، 14 ـ رساله اغـذیه و طبخ، 15 ـ  سراج الااخبارافغانیه (بیش از 500 مقاله)، 16ـ علم و اسلامیت،17 ـ آیا چه باید کرد؟، 18ـ سیاحت بر دورا دور کره زمین به هشتاد روز(ترجمه)، 19ـ سیاحت در جوهوا(ترجمه)، 20 ـ ادب در فن،21 ـ رساله نقطه گذاری،22 ـ توحید خالق یگانه به زبان موالید ثلاثه،23 ـ بیست هزار فرسخ سیاحت درزیربحر(ترجمه)، 24 ـ جزیره پنهان(ترجمه)، 25 ـ مختصر جغرافیای عمومی ،26 ـ مکمل و مفصل جغرافیای عمومی، 27 ـ معلم حكمت، 28 ـ رساله رموزات تحریرعبارات، 29 ـ تاریخ محاربه روس و ژاپان(ترجمه)، 30 ـ وطن و معانی متنوعه حکمیه آن،31 ـ سراج اطفال،32 ـ  نامه «محمود طرزی» به «امان الله»،33 ـ یاد داشت ها، 34ـ سیاحت نامه استامبول، 35-  پراگنده،36 ـ شعر های بدون عنوان،37 ـ « ژولیده»،38 ـ پژمرده، 39 ـ دیدنی ها و شنیدنی ها.

      

     استاد رهین در مورد مقالات مشهور محمود در سراج الاخبار چنین میافزایند که،(منازعه علم ودین یا معرکه مذهب وسیانس) (ترجمه اثر جان ولیام دری پر) که (احمد مدحت افندی) آنرابه ترکی وسپس طرزی آنرا به دردری آراست، که درعین زمان غلام محی الدین افغان، آنراازآثرشبلی نعمانی به عـنوان " معرکه مذهـب و سیا نس" ازاردوبه دری ترجمه نموده  بود، که محمود طرزی دراستقبال آن نوشت:

   " یک عالم افغانی نژاد وطنی ماجناب مولوی غلام محی الدین خان افغان سرکرده مدرسه دارالمعـلمین  که بزبانهای شرقی مانند افغانی، فارسی، عربی وزیاده برآن بزبانها ی متنوعه هندوستانی مانند ا ردو، سانسکرت وغیره بدرجهء که ترجمه بتواند آگاهی دارد " معرکه مذهـب و سیا نس" را که جناب غـفران مآب شیخ نعـمانی آنرا بزبان اردو ترجمه کرده است این مرد  فاضل افغانی ما بزبان دری ترجمه میکند. من به ترجمه احمدمـدحت افـندی آغازمیکنم. پیش ازآنکه جداگا نه به طبع برسد درصفحات سراج الاخبار افغانیه نشرمیکنم." یک قسمتی ازین اثر درشماره های سال هشتم ( قـوس 1297) سـراج الاخبار بچا پ رسیـد. 27

     مقالاتی بنام( علم ثروت ملل ) که ازشماره دوم سال اول سراج الاخبارتا شماره بیست سوم سال سوم دوام مینماید. ( حکمت طبیعه،مترولوژی کره هوا، کابل) درشماره های هفتم الی چهادهم سال دوم جریده، ( زراعت پنبه) درشماره های نهم الی پانزدهم سال هفتم ، ( عالم عسکری یا خراب کردن راههای آهن ) ازشماره سوم تا پانزدهم سال دوم ،( وظایف عسکریه) ازشماره 12 الی21 سال اول،( ادبیات، حکایه، افسانه، رومان وناول ) در شماره5 الی12 سال هفتم،( فاجعه های پاریس .les Mystères de Paris) ازنویسنده فرانسوی ( Eugène SUE 1804 - 1857 ) شماره دوم سال اول الی 23 سال سوم،( سلطان  صلاح الدین ایوبی) شماره 10الی 18 سال هفتم ، (عالمهای جاپانی) ازشماره13 الی21 سال اول ،(علم براحوال عالم ) ازشماره 4 سال ششم الی 20 سال هفتم و(نامور زنان جهان) درشماره 7 سال اول الی 21 سال سوم نشرگردید. استاد حبیبی این آثاررا درجمله رسالات مطبوع طرزی شمرده اندکه مورد تائیداستاد  رهین ، محترم رهپوطرزی وجناب دکتور روان فرهادی نمیباشد.

 

در آغاز اولین اثرش « روضه حکم» محمود طرزی مینویسد، 
"     
 ایوطن عزیز! ای مسکن محبت انگیز! ازهنگامیکه از سوق مجبوریت، و ذوق غربت مرا از خاک پاک دلچسپ صفا ناکت بیرون انداخته، وتسیار قسمت، واظطرار معذوریت ازدیدار فرحت آثارآب وهوای دلاویزت محروم ساخته،خنجرفراقت جگرم راپاره پاره نموده،ودردحرمانت وجودمراپامال الم داشته .. " او، بعد با اندوه ادامه می دهد،"...ولی هزارافسوس که ساکنانت از شورو شر، وانسانهایت همه گی از حال واحوال عالم بیخبراند... قلع وقمع همدیگر دستهایشانرا چنان بسته که به تربیت و ترقیت نمیکوشند وحرص طمع جان ومال همدیگرافکا شان راچنان مشغول داشته که حریصان و طامعان خاک پاکترا هیچ  بخاطر نمیآورند وعدم مدنیت وعدالت ووجودجفا واذیت دروجود و قوای شان آنقدر قوت و قدرت نمانده که گلوگاه نازنیت را درزیرفشار، وتحت تضییق چنگ حریصان بیدینت می بینند، ولی چاره  تخلیصت را نمی اندیشند و نمی بینند….

     پس ای اخوان دین، و ای ابنای وطن عزیز! من که یکی از اجزای فردیه شمایانم، و بنابر سوق قسمت و مجبوریت حالا درشام جنت مشام امراراوقات حیاتم را مینمایم اینست که بنابر حسب وطنیت، و شراکت ملیت بدینقدر تفصیلات متقاضیانه شما را تحریک و تشویق نمودم، و به اجرای وظیفه خدمت وطن ـــ ولو که عاجزانه باشد ــ خود را مفتخر و مباهی ساختم. باقی ( تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال) "

   این نوشته را میتوان تبلوری ازآرزوها وعشق وی برای رهایی کشوروخدمت به وطن به حساب آورد. گرچندروشنفکروقتا به قدرت رسیدآنچه گفته عمل نمیکند اما طرزی درعمل هم درپست وزارت وسفارت بشمول ریاست هیت مذاکرات استقلال« به اجرای وظیفه خدمت وطن ـــولوکه عاجزانه باشد»عشق واقعی  خویشرا به میهن ومردمش به اثبات رسانید.  

     مقالات دیگرسراج الاخباربقلم طرزی« دین، دولت، ملت، وطن» در(شماره 20 سال 4 مورخ 24 جوزا 1294) « افغانستان ونعـت آزادی» (شماره22 سال 4 ،22سرطان 1294)،«  حـی علی الفلاح» (شماره 10 سال 5،16 جدی 1294) «شناخته شدن استقلال افغانستان » ( شماره .23 سال 7، 19 سرطان 1297) و دیگر،دیگرمیباشد.

 

     محمود بمانند هر شاعر وفیلسوف و متفکر دیگر به جهان خلقت به طبعیت زیبا وهمهءموجودات آن علاقه وافر داشت در سفر های شاه اگر باوی میبود در شکارهای شاه سهم نمیگرفت و از آن متنفر بود چنانچه فرزندان مصاحبان با درک این روحیه محمودطرزی غرض اذیت وی عمداًحیواناتی را که برای خوردن هم استفاده نمیکردند میکشتند، چنانکه :" یکی از پسران مصاحبان(خانواده نادرخان) برای آزار خاطرمحمود طرزی تفنگی برداشت ویک مینا را که برشاخ درخت سروی نشسته نغمه سرائی میکرد کشت. محمود طرزی آنقدر ازین منظره منفورمتاثرشد که در یک گوشه باغ رفته شعری درمرثیه مینا سرود و آن شکل ترجیع بند بود ....

چپ شوین مرغکان من چپ شین "28

  

       محمود و فامیلش در جستجوی مسیری بودند تا اهداف عالی شان را برای وطن متبارز تر سازند در اویل سال 1909 امیرازمحمود طرزی دخترش خیریه را برای ازدواج پسرارشدش سردارعنایت الله خان  طلبگارینمود،امااهداف عالی محموددرین ازدواج برآورده نشد. باردوم امیروبخصوص ملکه علیاحضرت  سرورسلطان ملقب به ( سراج الخواتین) دختر دیگر طرزی ثریا را برای شهزاده امان الله خان طلبگاری نمودند که ازدواج شان درروزچهارشنبه 19عقرب 1293 شمسی ( 9  نومبر1914 ) صورت گرفت.بقول  ازدانشورفرزانهءکشورما دکتورروان فرهادی" ثریا دخترزیبا ودارای ثقافت عالی بود، بزبانهای عربی، ترکی وفرانسوی حرف میزداوبا داشتن فرهنگ عالی دختری عالمه وفاضله وسخنور و زبان آورومردم  دوست ودانش پرور بود."  29 .

            

    " واما ازسوی دیگر او( محمود  طرزی.ا. لمر) مشاهده مینمود که وجود جاسوسان انگلیس وگماشـته گان امیرالعسس دربار، بویژه درپیگرد دگراندیـشان، اوضاع سیاسی کشوررادرگردباد خطرکشانده است بناءً طرزی نمیتوانست بدون یک پشتوانهً سیاسی وتکتیکی این بارخطررا به پیش کشد وبصورت آشکار در برابرانگلیس که با امیرمیانهً دوستی داشتند ستراتیژی خودرا آزادانه دنبال نماید ویا علـل عقـب افتاده گی جامعه و زوال کشوررا درحقایقی بازتاب دهد که بمثابه میراث شوم، ازبطن دربارهای شاهان پیشین این خاندان، سرچشمه گرفته بود،میراثی که پرورده استعماربود فشاررعییت وعیاشیهای افسانوی امیرحبیب الله را با خود داشت... چندسالی بعد زمانیکه شهزاده امان الله عین الدوله با ثریا دختردومی محمود طرزی ازدواج کرد فعالیتهای سیاسی طرزی جان تازه یی بخودگرفت وحال دیگردرمرکزدایرهً وطنپرستانی قرار گرفته بود که مخفیانه روی نقشـهً ایجاد مشروطیت سخت درتلاش افتاده بودند.

   بخاطربرآورده شدن این هدف مهم دروهلهً نخست بیک قاید مدبر،آزادی طلب وقابل اعتماد ضرورت بودکه میبایست ازدرون خاندان شاهی به پیش کشیـده میشد. این خصایل آزادمنشی تنها دروجود شهـزاده امان الله مورد تائید بود که طرزی با امید وتردید به آن چشم دوخته بود. مسـًلهً سـرنوشت سازی کـه شـبها تفکرواندیشهً اورا تا دل ستاره گان بخود مصروف نگهمیداشت، ولی بازهم دشوارمینمود که این برنامه را مستقیماً با امان الله خان درمیان گذارد، تنها دخترش ثریا میتوانست میان پدروشوهـرمحرم این راز بزرگ قرار گیرد.

     ملکه ثریا که یگانه ترین دخترهمـرازپدر بود نه تنها اورا ازین برنامهً پرخطر برحذر میداشت بلکه بمثابه یک بانوی باشهامت پدررا تـشویق میکرد تا موضوع را با عین الدوله درمیان گذارد. ملکه ثریا در حضورپدربا اطمینان میگوید: تا جائیکه من شهزاده امان الله را درک کرده ام، آرمان واندیشهً اوتنها با آرمان خوشبختی مردم وآزادی کشورش پیوند خورده است.اوازاوضاع نابسامان واستعمارزدهً مملکت  ومناسبتهای ننگین دربارسخت رنج میبرد،متیقن باشید پیشنهـاد شماراازدل و جان می پذیرد ویگانه مرد مورداعتماد، ازخاندان شاهی خواهد بود که دروجود اواین آرمان بزرگ برآورده خواهـد شـد. به اجازهً شما من خودم وسـیلهً این رازمهم با او میشوم.

   درختم صحبت ملکه ثریا دست پدررا میبوسد وبه حرمسرای خود برمیگردد، طرزی با تلاطم افکار شب زنده دار میماند."30

       محمود در مسیر دیگری  بیدارگری:

 

     «  ژورناليزم کا ر شريفی ا ست و من خود ژورنالیست بوده و درپا ريس جريدهء داشتم ...  در ا ين كشورجرايد سياسى ، عـلمي و ادبي زيادى وجود دارد، درحالى كه مردم به يک جريدهء ساده نياز دارند  كه براى شا ن  بگويد: پا هاى تانرا بشوئيد، دستهاى تانرا بشوئيد، جامه هایتا ن را بشوئيد" سید افغان  

 

     پس از بیست وهشت سال تاریکی  درمسیر اخبار نویسی و ژورنالیزم در(11 جنوری 1906) سراج الاخبارافغانستان بمدیریت مولوی عبدالروف نشرشد اما عمری بیشترازیک شماره نداشت.

     درنهم اکتبر1911 م   محمود طرزی سراج الاخباراین پرمایه ترین اخباردرمنطقه راباردوم نشرنمودکه تاختم دوره سلطنت حبیب الله خان فرازونشیبها،اخطاریه ها تهدیدوسانسورها وهم دشمنی  ومخالفت عمال بریتانوی درباررا با خود داشت.

در نخستین شماره آن جریده آمده است که:

    این یک ظاهر آشکار است که اخبار ها درین عصر بمثابه زبان مکها وملتها قایم گردیده است ودر وقت حاضر بجز اقاوام وحشیه وبدویه هیچ یک دولت و قومی از هیت های اجتماعی موجود نیست که مالک اخبار نباشند....اخبار جمع خبر است که ضد آن بیخبری است..." 31

     سراج الاخبار نقش سزاواری را نتنها در جامعه افغانی بلکه آسیای مرکزی،هند وایران بازی نمود. این جریده جز کاروان مطبوعات انقلابی  وآزادیخواه زمان چون حب المتین، الهلال  و... بوده آگاهانه درمسیرروشنی وبیدارگری حرکت مینمود. سید افغان در وصف و نقش اخبارو جراید و هم گردانندگان آن میفرمایند:

     هـرامتی که جویان سعادت وخواهان رفاهیت باشـد باید بداند که بغـیراز جرائد واخبارنامـه های یومیه به مقـصـود اصـلی ومطلوب حقـیقی خود نخواهـد رسید پس بیعـت راههای بیغـوله( گوشه)  نباید اراضی پـست وبلند را بیهـوده قـطع  نماید ولکن بـشرط آنکه صاحـب جریده بنده حـق بوده باشـد، نه عـبد دینارو درهـم. زیرا اگربنده دینارودرهم بوده باشدحق را باطـل وباطـل را حق  و خاین  را امین  وامین را خا ئن وصاد ق را کاذب وکاذ ب را صاد ق وعـد و( د شمن ) را صـدیق ، د وست و صـد یق را عـدو، و قریب را بعید وبعـید را قر یب وضعـیـف را قـوی وقوی را ضعـیف ومنفعـت را مضـرت و مضـرت را منفعـت و حـسـن را قـبح و قـبح را حـسین و موهـوم حـقیقـی را موجود و موجود  را موهو م وامینماید والبته عـد م این گونه جریـد ه ا ز وجود آ ن به مرا تب غـیر متناهی بهـتر ا سـت.

     استاد حبیبی در وصف سراج الاخبار از زبان صدر دین عینی شخصیت برجسته ادب و فرهنگ تاجیکستان چنین نقل مینماید که:

     " چون سراج الاخبار کابل ونوشته های محمود طرزی هم بما میرسید وآنرا اندرخفا میخواندیم، گماشتگان امیربخارا نمیگذاشتند وخواننده سراج الاخباررا تعقیب  وتنبه میکردند...اکثرشعرای جوان  تاجیک به پیروی اشعارتنبه آورسراج الاخبارشعرسرودندوجوانان تاجیک آنرا ازبر میکردند . پیام سراج الاخبار درجوانان ماوراءالنهر خیلی تاثیرات نغز و نیکو داشت" 32

درسپتمبر1914کمشنردهلیW .M .Haily. به مسئول اطلاعات جنائی Sir. Charles Cliv land نوشت که: "چون لهجه سراج الاخبار بکلی به منافی منافع ما میباشد،بیاید ورود و توزیع آنرا در هند ممنوع قرار دهیم" 33

     تهدید های امیر حبیب الله خان وبریتانیه هیچ تاثیری بر جریده ننمود چنانچه در 16 اپریل 1915 شعرحماسی وپرشور مولوی صالح محمد افغان نشرگردید ، وایسرای هند بقول شادروان داوی با قلم سرخ عنوان شعررادائره کشیده به امیرضمنامهء فرستادند. صدورکنندگان دموکراسی،آزادی اندیشه، گفتاروبیان نوشتند که:"... اگرچنین افکارونظریات خطرناک ومشتعل آمیزادامه یابد. برای حکومت غیرممکن خواهد بود که توزیع اخبار را اجازه توزیع آزادانه درقلمرو خود دهد...  باید چنین نشریه تعرض  آمیزرا چک کند" 34

      ا زینجاست که هراس دردلها میافتـد وورود جریده به هـندمانند قلمروزارروسیه ممنوع میشود چنانچه درست بیست وپنج سال  قبل درمصر قانونی تصویب شـد که جریدهء عروة الوثقی را ممنوع الورد اعلان نموده بود.

    بریتانیه نه تنها ورد سراج الاخباررا درقلمروهند ممنوع ساخت بلکه وقتاً فوقتاً امیررا برضد طرزی تحریک مینمودند واوکه جزرضایت بریتانیه آرزوی دیگر نداشت با تهدید وجریمه مزاحم کاروی میشد.  درادامه در16 اگست 1916 سیاست جدیدی راعلیه اخباراتخاذ نمودند، بقول ازحافظ سیف الله نماینده ی  برتانیه درکابل که درراپور7 نومبر1917 خود نوشته بود که امیرحبیب الله برای طرزی خشمگینانه نوشت:

      « محمودطرزی، پسرغلام محمدطرزی، ادیتور، اخبار!

     باید بدانیکه درآینده چنین مطالب غیرمؤثقراعلیه برتانیه، نوشته نکنید،چه آنها، دوست حکومت  ما میباشند. اگر دوباره بدین طریق نوشته کردید بدون ملاحظه از کشور خارج ساخته خواهیدشد.»  

     حتی ویرا جریمه نقدی نموده و معاشاتش را قطع نمودند. وگفت:« مرغی که بدون وقت آذان دهد سرش ازبریدن است.امیر به اینهم اکتفا نکرده 26 هزارکابلی جریمه اش کرد. این پول بصورت سری توسط شهزاده امان الله خان پرداخته شد.»  

      درباریان وابسطه به انگیسهاهم با انواع مختلف چه زبانی وچه عملی با وی مخالفت مینمودند. تضاد  ودشمنی نادرخان وبرادرانش، سردار عبدالقدوس خان اعتماد الدوله ودیگردوستان آنها چون شیراحمدخان شیرزاد،احمدعلیخان لودین، بی بی حلیمه( بیوه عبدالرحمن خان ونواسه دوست محمد خان) ودیگران با محمود طرزی و نهضت بیدار گرآنزمان، الظهرمن الشمس میباشد. خانواده نادرخان دردورهء حکمروائی نیم قرنهء شان مانع شدند که نامی یا تحقیق وتدقیقی درمورد محمود طرزی صورت گیرد.اینکه چگونه اجازه دادند یک مکتب درنواحی دارالامان کابل بنام وی ثبت شود ازنادرات زمان است،همچنان نامه های اعتمادالدوله به حضرات مجددی وعلمای دینی قندهاربرای اخذ فتوای «واجب القتل » بودن مشروطه خواهان ، تلاشها برای اعدام میر صاحب به جرم کفر گفتن!! وهم محمد انوربسمل، عبدالهادی داوی، غلام محمدغبار و محمد سرورجویا به جرم دهری!! بودن، ادامه همان هراس بریتانیه با« افکارونظریات خطرناک ومشتعل آمیز» میباشد.  

     نویسندگان سراج الاخبار را شادروان عبدالهادی داوی،شهید عبدالرحمن لودین مولوی صالح محمد افغان، مولوی عبدالروف ، محمدحسین راقم، مولوی عبدالرب ( برادر مولوی واسع),  پـروفیسورغلام محمد  میمنگی، غلام محی الدین افغان ، علی احمد لویناب (مورد اشتباه طرزی وهمکاران)، عبدالعلی مستغنی، قاری عبدالله ملک الشعرا، میر غلام حضرت شایق ،عبدالغفور ندیم، ملا طوطی کابلی، میر محمد یوسف و هم عبدالعزیز بسمل ،میرزا عزیز زاده ،سلطان محمد کابلی ،غلام حیدر مذنب، میر حسین محویی، شیراحمد مخلص ،عبدالخالق، سردارعبدالرسول، ملا محمد ،عرض بیگی، میراکبر صابر،عبد الولی عاشق ، غلام نقشبند(از قاهره)، قاضی ابوایوب،علی احمد (بعداً وزیردربار) ترجمان انگلیسی ، فیض محمد ذکریا ترجمان انگلیسی، محمد صادق فانی، عبدالشکور، ملا عبدالجبار، صوفی زاده محمد شریف، محمد ادیب ترجمان عربی ،غلام حیدر حاکم بهسود و میر محمد علی آزاد... تشکیل میدادند.

     " قابل یادآوریست یک تعداد دانشمندان،متخصصین،سیاسیون ونویسندگان خارجی نیزبا سراج الاخبار افغانیه همکاری داشتندکه این وضع ناراحتی وتشویش فراوان مقامات هند درمورد سراج الاخبار افغانیه را هم بوجود آورده بود "35،این نویسندگان عبارت بودند از داکتر منیر بیک ترکی ،مولوی برکت الله ( از جاپان )، راجا مهندرا پرتاب و محمد فضلی ( که قبلاً ذکر شده که به تشویق محمود طرزی از ترکیه به افغانستان آمده بود).

 

     می اسکنازی:May Schinasi  مورخ ومحقق فرانسوی مینویسداو(طرزی)نظریات خود را ضمن موضوعات مختلف دربارهء آزادی ملی،علوم،انکشافات تکنالوجی،آتحاد مسلمانان،کسب دانش ونقش زن در حیات فامیلی،حیات اجتماعی و تعلیم وتربیت در سراج الاخبار(1911 ـ 1918)که به اجازه امیر نشر میشد منعکس نمود."

      وقتی طرزی نامه یی را از فردی که خود را ( خادم الشرع احمدی و چاکر دین محمدی، ملا رفیق ابن المرحوم ملا ابوبکر آخند زاده ابن المغفور ملا صدرالدین آخند زاده) با عنوان (مکتوبی از شهر) در واکنش به نشر ستون (ناموران زنان جهان) در سراج الاخبار به دست می آورد، با ملایمت به پاسخ این فرد که می پندارد زن نصف وجود مرد و بی اهمیت و کم مقدارست، می پردازد.

 ملا رفیق مینویسد:

     « مديرصاحب، يکطرفه مردان راازخاطرمحوکرده،از« زنان نام آورجهان» بحث ميرانند؟ چون افغان يک طايفه جليله باحميت وذي غيرت وشجيع همت اند؛ هرگاه عوض آن درتعريف توپ و تفنگ واسلحه وآلات جنگ افزوده مي شد بهتر بود»

 

     طرزي در پاسخ ملا رفيق  مي نويسد:

     « سبحان الله اگر ما از قدروقيمت ومزيت وحيثيت آنها بحث ميرانديم چه واويلا مي شنيديم ؟ اگر ازاحوال حقوق طلبيها و داستان رزم آزماييهايي که دراين وقت با مردان به ميدان مسابقه درآمده اند؛ بحث مي رانديم ؛ چه چيز ها مي ديديم.

     طرزي دليرانه ازانديشه اش دفاع مي کند وروشن مي سازد که دين اسلام همان گونه که در تمام  شؤون زندگي، عدالت را معيار قرار داده است ؛ براي زنان  نيز حق داد گرانه يي  قايل شده است  که در ديگر اديان هرگز نظيرش را نمي توان يافت."36

 

    محمود طرزی که بحیث مدیر مسول سراج الاخباروظیفه اجرا کرد." رسالتی که درحقیقت یک دبستان سیاسی وروشنگری را در کشوراساس گذاشت وپنجره یی ازجهان نوین را به رخ جوانان نهضت گرا باز نمود. اوکه درعطش آزادی وطن نفس میکشیـد، دم ازاستقلال میزد واستعمارانگلیس را دهمه جا ازطریق مقالات، اشعاروصحبتهای خود محکوم مینمود وبا صراحت کلام  صدای خشم ملت اش را دربرابرعمال استعمارانعکاس میداد وچه بجا میسرود

شهیـدان ظلـم فـرنگیـم مـا ـــ به خون وطن لالـه رنگیـم مـا

    انگیسهاچندبارازقلم تنداوبه امیرشکایتها بردند ولهجهً پرخاشگرانهً اورا نسبت به خوداهانتبارمیخواندند اما طرزی به عقب برنگشت آنچه درتوان داشت درراه بیداری مردم وآزادی کشورش دریغ نکرد."37  

     درروزگارسلطه جهانی استعمارعدهء وجدان باخته و بقول مولانای سترگ بلخ" سوداگران دین فروش" دین شانرا دربدل دنیاعرصه میکردند،که متاسفانه مثالهای اینگونه پیشوایطریقت، ملا، شیخ، صوفی وتارک دنیا و... درتاریخ قروننزده وبیست کشورهای شرق بسیاربسیارمیباشند مکاتبی چون دیوبند را دراختیارداشتند واز تربیون آن اسلام را منفور وقرآن را تفسیرهای جعلی مینمودند.آنها در خدمت جاسوسی بیگانه قرارداشتند وبرای منافع آنها خدمت مینمودند وچنین خادمین بودند که درزیر ماسک دین ودینداری دانش رياضيات وعلوم طبيعي را نفي مينمایند توجه فرمائید صد سال است در کشورما با معارف ومکتب جنگ است،عاملین این جنگ ونبرد کیها هستند؟؟،مخالفت به تحصیل نو جوانان بخصوص دختران، مکتب سوزی، تیزاب پاشی، تهدید وبه راکت زنی اهل معارف کار کی است؟؟ "اگرگره افگنان عصربادستاویزی به دین چون سدسدیدی درمقابل آن نمی ایستادند، امروز ما دانش آموزان دبستان  دموکراسی وحقوق زنان و...  نمی بودیم".

 فیلسوف فرانسوی وقتا با سید افغان درپاریس هم صحبت شد چنین نوشت:   ٍErnest RENAN (1823 – 1892)        

 

ا رزش هر د ینی به میزا ن ا رزش کسا نیست که ا زآ ن پیروی میکند

 

     زیرا سید خودش گفته بود:

 

   « عـلم اسـت که هـرجا عـظمت وشوکت خودرا ظاهرمیـسا زد...( پادشاه عـلم) هروقتی پایتخت خود را تغـیرداده است وگاهی ازشرق بغـرب وگاهی ازغـرب بشرق رفته،عـلما ی ما د راین زمان علم رابه دو قسم کرده اند یکی را میگوید عـلم مسلمانان ویکی را میگویندعلم فرنگ وازین جهت منع میکند دیگران راازتعـلیم  بعـضی ازعـلوم نافعه واین را نفهـمـیده اند که عـلم آن چیز شریفی است که به هیچ  طایفه نسبت داده نمیشود وبه چیزدیگری شناخته نمیشودبلکه هرچه شناخته میشود به علم شناخته میشود و هـرطایفـه ای که معـروف میگردد به عـلم معـروف میگردد. انسانها را بایدعـلم نسبـت داد نه عـلم را به انسانها، چه بسیارتعـجـب اسـت که مسـلمانان آن عـلومی را که به ارسـطو منسوب اسـت آنرا به غایت میخوانند که گویا ارسـطو یکی ازاراکین مسـلمان بوده اسـت واما اگرسخنی ازگالیله،نیوتون وکپلرنسبت  دا ده شود آنرا کفرمیا نگارند. پدرومادرعـلم برهان اسـت ودلیل نه ارسـطو و نه گلیلو.حق د رآنجاسـت که برهان بوده باشـد....

آنهای که منع ازعـلوم ومعارف میکنند به زعـم خود صیانت دیانت اسـلامـه رامینمایند آنها فـی  الحقیقه  د شمن دیانت اسـلامـیه هستند.نزدیکترین دینها به عـلوم ومعارف دیانت اسـلامیه اسـت و هیچ منافاتی درمیانه عـلوم و معـارف واسـاسهای دیانت اسـلامیه نـیست. »

طرزي به ادامه راه سید افغان بجواب انها نوشت که:

   «هرگاه رياضيات خوانده نشود،ازگردش شمس براطراف زمين وبه وجودآمدن شب و روزچقدر چيزفهميده خواهد شد؟ اگر علوم طبيعيه وحکميه  ديده  نشود کيفيت ابر و باران و باد وحيوانات و نباتات،چسان خواهد شد»

     درآنروزگارسخن زدن ازمعارف جديد به گونه يي خطرکردن بود وکساني بدين کاردست ميزدند که آنان را جربزه يي بود.مگرسالهاي فراوان پس ازطرزي درزمين داورقندهار، متنفذين محل مردم را برنيا نگيختند که عليه مدارس جديد دست به شورش بزنند تا جايي که دولت ناگزيرشد بابمباردمان هوايي غايله راخاموش سازد؟ مگراينک نزديک به صد سال پس آغازسراج الاخباردربيشترينه شهر های کشور مدرسه ها را به آتش نمي کشند؟ 

     هرچند درآنروزگاردرمرکز،مدرسه هاي سنخ جديد  وجود داشت ولي ازيکسو مشتاقان اين مدارس اندک بودندوازسوي ديگرنيروهايي وجودداشتتند که پيوسته درتلاش مسدود کردن اين مدارس به خصوص درانديشه برانداختن حبيبيه بودند. بنابرهمين بودکه مدرسهء حبيبيه پس از14 سال، تنها19  تن فارغ داده است

     پرسش طرزي اين بود که چراعلم را محدود به علوم ديني کنيم. اومي پرسيد چرا يک مردفرنگستاني،  ياامريکايي، ياژاپاني،دوصد هزارسيره يک چيزيرا به حرکت يکسرانگشت بالابرده برزمين مي گذارد،  وما(يان)،ازدوسيرزياده ترچيزي را با دودست بالا کرده نمي توانيم وپس ازآن بلا فاصله نتيجه مي گيرد  که آن قوت و توانايي،ازآن مرد فرنگي نيست ازدانش معاصراست و پيشرفت آن مرد فرنگي، امريکايي  و ژاپاني هم به علت دانشهاي طبيعي، ميخانيکي، و رياضي است. آنگاه مي نويسد:     

     « ماچرادراين باب کوتاهي کرده ايم وعلم را تنها برعلوم اخروي حصر کرده ايم ؟درکارهاي دنيايي خودپياده مانده ايم.و به اين سبب محتاج امريکاييان و ژاپانيان مانده ايم.»

     دهه نخست سده بيستم، روزگار پديد آيي اختراع ها و کشف هاي جديد است و لي در جامعه طرزي از اين همه دستاوردهاي شگفتي انگيز، خبري نيست. نه فقط مردم ما از اين  پديده هاي نوآيين بي بهره اند  بل ازوجود آنها نيزبيخبراند، طرفه اين که قشرتاريک انديشي با جوهراين دستاوردها، نيزسردشمني دارد. درجمله هاي زير روي سخن طرزي به همين گروه است

      «  علماي کرام خواهند گفت که جهت تعلق اين سخنان به ما چيست که اين اخبار والاي هرزه درا، حلق خود را مي درد و مغزما را مي خورد؟ عرض مي کنم که جهت تعلق اين سخنان به علم است و علم به علما راجع است. ما نمي گوييم که علما ريل بسازند ياتوپ وليکن چيزي که برعهده عالي علمايکرام ترتیب مي کند اين است که عموم راتشويق  کنند؛ تحريک نمايند؛ فتواهادهند؛ اجتهاد ها فرمايند که اين چيزها را به وجود آورند و اين چيزها به وجود نمي آيند مگر به افزوني مکتبهايي که علم هاي آموختن اين چيز ها درآن خوانده شود . معلوم است که ريلها، تلگرافها، تلفونها و ... اين علمهاي جديد است که مخصوص عصر جديد است.»38

    مگرامروزصدودوازده سال بعدازشهادت سیدافغان طرح شیطانی(عـلم مسلمانان وعلم فرنگ)اززبانها شنیده نمیشود؟ مگرامروزمکاتب زنانه را( مرکز فحشا و فساد ) ندانسته ونبستند؟، قفل زدن بردرمعارف، وزن کردن ریش(در شیشه اریکین) و... کارکیهاست؟ صدای زن که ازطریق تلفون با متصدی پروگرام رادیویا تلویزیون صحبت نماید برای شنونده تحریک کننده نیست؟ وصدها فتوای دیگر.

     " يكى ازعوامل انحطاط جوامع اسلامى وجودآنعده ازمتوليان عمامه داربتكده استبداد است كه دين راعامل اغفال ذهنى وتخديرروحى گردانيده وازآن سلاحى ساخته انددردست دروازه بانان دستگاههاى جوروجهل كه بدون كوچكترين خجالت؛ ظلم طبقاتى و خودكامگى سياسى وبیعدالتى قومى را رنگ و آب دينى مى دهند.اين ملاباشى هاى دستگاه (خان خانان) كارىجزتدوين تيوریهاىاسارت وارائه حيله هاى شرعى ندارند.اين رزيلت مآبان بي آبروهيچ مشكلى رانمى يابند كه آنراآسان نتوانند وهيچگناهى  نيست كه راه گريزى رندانه براى آن نيابند."39

   

      " محمود طرزی با اینهمه ابتکاروپشتکاردرمدیریت خویش، سراج الاخباررابه منبرمبارزه وآزادی خواهی درمنطقه تبدیل کرد.ازسراج الاخبارشبه قاره ی هند، سرزمین های آسیای میانه و ایران که زیر چکمه های استبداد داخلی و استعمارخارجی قرارداشتند متأثرشدند. سراج الاخبار در این جوامع در میان عناصروحلقه های آزادیخواهان ومبارزان دست بدست میگشت ومنبع الهام درمبارزات سیاسی واجتماعی آنها درجهت رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی می شد. "

      پروفیسور لودیک آدمک Ludwig W. Adamec درمورد سراج الاخبار مینویسد:

     " سراج الاخباردرسال1911 درشهرکابل یک وسیله برای تعلیم و تربیت مردم افغان وبرای تبلیغات اصول تجدد اسلامی وملیت افغانی ایجادگردید. سراج الاخبار وسیله ی افاده سیاست پان اسلامیزم گردیدو اهتمام می ورزید سیاست افغانستان رابراساس همبستگی اسلامی رهنمایی کند. سراج الاخباردروهله ی نخست با برتانیه خصومت نمی ورزید، لیکن بانزدیک شدن جنگ اول جهانی بصورت روزافزون نوشته های بالهجه انتقادی درباره ی برتانیه منتشرمی شد. سراج الاخبار برای نخستین بار در زمانیکه جنگ ترکیه و ایتالیه شروع شد درباره ی مسایل بین المللی سخن گفت." 40

 

     محمودطرزی با سراج الاخباردرواقع ژورنالیزم معاصرافغانستانرا بنیانگذاری کرد. او نه تنها ژورنالیزم نوین افغانستان را اساس گذاشت، بلکه طراح وبانی نوگرایی درژورنالیزم کشور شمرده می شد. سراج الاخبارطرزی با واژه ها ومقولات ادبی، سیاسی و اجتماعی دگرگونی وتحول ژرفی را با دیدگاه وجهان بینی نو ومدرن درعرصه  مبارزات سیاسی و اجتماعی بازکرد. طرزی درسراج الاخبارنشان دادکه ژورنالیزم یک رکن مهم ودگرگون سازدرحیات سیاسی و اجتماعی یک جامعه و کشور وابزارمؤثر درمقابله با استبداد و سلطه ی استعماروامپریالیزم است.

سراج الاخبارطرزی،طرزجدید ومکتب نوی رادر زبان وادبیات فارسی دری گشود. طرزی نخستین کسی بودکه ادبیات اروپایی را ازطریق سراج الاخبارمعرفی کرد.

      بقول ازرهنورد زریاب، طرزی درنوشتارزبان فارسی دری:« ساده نویسی را مطرح کردودر این باب مقاله نوشت. اونیازبه ترجمه ی کتاب های علمی باخترزمین راروشن ساخت راه های عملی این کار را پیشنهاد نمود. اودرباره ی رومان نویسی سخن گفت وخود، برای بارنخست، چندرومان نویسنده ی فرانسه یی" ژول ورن"(1828-1905) ویکرمان نویسنده ی فرانسه یی" گزاویه دومونته پن"(1823-1902) را به زبان دری ترجمه کردوبه چاپ رسانید. اوبه زبان مردم وبه زبانها ولهجه های گونه گون کشورمان توجه کردوشایدبرای نخستین بارلهجهءهزارگی را ثبت وضبط کرد. اودر سروده های خودش، محتوای شعررا نیزدگرگون ساخت.» 41

     به گفتهء لطیف ناظمی شاعرونویسنده سترگ کشورما، طرزی درادبیات راهی را کوبیده است که تاآن روزگاردیگران نکوبیده بودند :« زمزمه های آزادیخواهی، میهنپرستی، مبارزه باستم واستعمارواندیشه ی اتحادویکدلیرامضمون شعرمیسازد وچون به شعرزمینی باوردارد زبان گفتاریرا درشعرمیریزد ودیگران  را نیزبدین ورطه می خواند. واژگان فن آوری رادرشعررخصت حضورمیدهد وبه بدایع وبدعتهایی ازاین دست دل می بندد. . .

     طرزی هم شعرگفت وهم نظراتی را پیرامون شعرانتشارداد. درواقع اودرادبیات معاصر ما بازهم از پیش قراولانی است که به نظریه پردازی شعردست یازیده است. . .»  42

       محمودطرزی یکی ازبنیانگزاران نهضت مشروطیت دوم بود، این جنبش که ادامه مشروطیت اول ودارای عین اهداف بود:

 

     ــ  اطاعت به اصول اسلام و تقدس قرآن عظیم و قبول احکام اسلام.

     ــ  کوشش مداوم در بدست آ وردن حقوق ملی و مشروطه ساختن رژیم حکومت تحت نظر نمایندگان ملت و تامین حاکمیت ملی و حکم قانون.

     ــ سعی در راه تلقین عامه بدرستی امور معاشرت و نکوهش عادات مذمومه.

     ــ آشتی و حسن تفاهم بین ا لقوام و قبائل افغانستان و تحکیم وحدت ملی.

     ــ  سعی در اصلاح ملت از راه صلح و آ شتی نه با دهشت افگنی و استعمال سلاح و زور.

     ــ تعمیم معارف و مکاتب و وسایل بیداری مردم و مطبوعات.

     ــ تاسیس مجلس شورای ملی از راه انتخابات آزاد نمایندگان مردم.

     ـ  ـتحصیل استقلال سیاسی و آزادی افغانستان و گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با دنیای خارج     ( که درآنوقت امیرافغانستان مکلف بود،غیرازدولت هندبریطانوی با دیگر دولتی ،روابط سیاسی نداشته باشد).

     ــ تامین اصول مساوات و عدالت اجتماعی .

بسط مبانی مدنیت جدید از صنعت و حرفت و ساختن شوترع و بلاد و امنیه و منابع آب و برق و غیره.

     که ا ین ده مبدا را ا یشان به تعبیر قرآ نی " تلک عشرة کا مله " میگفتند."  .

 

     محمود طرزی ودیگران با درک ازاوضاعی داخل کشور، دست بکار شده، اندیشهء مشروطه  اول را دوباره فعال ساختند، زیرا موجودیت عوامل استعماری درداخل درباروهمچنان مخالفتهای سردار نصرالله خان و گروپ طرفدارش( پیروان مکتب صوفیانه در شرق افغانستان)  با نهضت جوانان پیشرو مشروطه خواه خطری جدی را متوجه نهضت ساخته بودند. چهره های ممتاز« جوانان افغان » عبارتند از:

 

       عبدالهادی داوی،عبدالحسن عزیز،فیض محمد ناصری( دراثرمساعی وی جنازه سید افغان به کابل منتقل شد)، خواجه هدایت الله، فقیراحمدخان، فتح محمد جبارخیل (ارسلا)،عبدالجبارجبارخیل ، محمد کریم نزیهی، عـبدالرحمن لودین، غلام محمدغبار،غلام محی الدین آرتی، سید سعدالدین بها، مرزامحمد  چنداولی ،حاجی گل احمد افغان، سیدهاشم (برادرمیرصاحب)، حاجی شیراحمد کابلی، سردارمحمد رحیم شیون ضیائی و... و...

     آنانی که ازنهضت اول مشروطیت جان به سلامـت برده بودندو درسازمان« جوانان افغان » عضویت  داشتند: میرسید قاسم(میر صاحب)، غلام محی الدین افغان، باباعبد العزیز، کاکا سیداحمد لودین، محمد ولیخان دروازی،شجاع الدوله غوربندی، ماما ابراهیم ساعت ساز،سردارعبدالرحمن( پدر کلان ماگه رحمانی ) وبرادرش سردارعبدالحبیب، مولوی عبدالروف خاکی، محمدحسین راقم،استاد غلام محمد میمنگی، و دیگران.

     بقول از شادروان عبدالهادی داوی، محمود طرزی رسماً عضویت مشروطیه خواهان دوم را نداشت، ولی رهبری معنوی مشروطه خواهان و روشنفکران افغانی را بدوش داشت."  43  

         باید یا آور شد که در پهلوی اعضای فعال مشروطه خواهان دهها وصدها هموطن نخبه و روشنفکر  دیگرداشتیم که اگرعضو علنی «جوانان افغان» نبودند درهمکاری و دوستی وخدمتگذاری به وطن با آنها سهیم بودند مانند: اسمارسمیه طرزی، روح افزا طرزی« منشیه»، ثریا دافغانستان طرزی (بعداً ملکه) ،

ا ستاد قاسم افغان، استادغلام حسین، سردار نرنجن داس،استاد عبدالعلی مستغنی، مولوی صالح محمد، قاری عـبدالله ملک الشعرا، میرغلام حضرت شایق، عـبدالغفورندیم، ملا طوطی، میرمحمد یوسف،صلاح الدین سلجوقی  و... و...    

     مشروطیت دوم که برخی ازمؤرخین ونویسندگان اصطلاح جوانان افغان را درمورد آن بکاربرده اند درواقع بادومرحلهء قبل ازاستقلال ویا قبل ازسلطنت امان الله خان ومرحله پس ازاستقلال مشخص میشود. محمود درهردومرحله ی این جنبش نقش مؤثرواساسی داشت. طرزی درمرحله نخست جنبش مشروطیت دوم،سراج الاخباررابه پایگاه وکانون فکری ومبارزاتی آن تبدیل کرد.ازعمده ترین کارطرزی دراین دوره جذب شهزادهء جوان امان الله خان به نهضت مشروطیت دوم وجریان سری وانقلابی جوانان افغان بود.

     محمودطرزی دردرون دربارنخستین  بار فکر تجدد ونوگرایی وایجادسلطنت مشروطه را از طریق دخترش ثریا باعین الدوله شهزاده امان الله خان درمیان گذاشت. اوزن زیرک، روشنفکروسخنران شمرده می شد که بزبانهای ترکی، فرانسه یی،عربی ودری صحبت می نمود وهمچوپدرش حامی وهوادارنهضت  نوگرایی وتجدد درافغانستان بود. امان الله خان این اندیشه وپیام طرزی راپذیرفت و درنخستین ملاقات و گفتگو برسراین امردست تعهد بدست اوگذاشت.شهزاده به طرزی اطمینان دادکه  بدنبال اندیشه های تحول طلبانه ی او میرود درراه ترقی واستقلال کشورش با اوهمرزم وهم صدا می شود.

    بااحرازسلطنت امان الله خان درفبروری1919 که درنخستین اقدام،درفش استقلال کشوررا درمقابل  استعماربریتانیا برافراشت مهمترین بخش اندیشه وآرمان آزادیخواهی طرزی جامه عمل پوشید.           آغازسلطنت امان الله خان درواقع آغازاقتداروحاکمیت نهضت نوگرایی وجنبش مشروطیت  دوم است که  محمود طرزی درتمام سالهای پیشین بذرآنرا باپخش ونشراندیشه ودیدگاه آزادیخواهانه ونوگرایانهء خویش درسراج الاخبارکاشته بود.

     وقتا تاریخ جهانی را ورق میزنیم مقدمات دموکراسی را در پیدایش نظام سرمایه داری درمغرب زمین درقرن 18 میلادی سراغ مینمائیم،اعلان حقوق پارلمانی درانگلستان، انقلاب کبیر فرانسه واعلامیه حقوق  بشربه ادامه آن ، جنبشهای روشنفکری،انقلابات فرهنگی، تکنا لوجیک،سیاسی واجتماعی درقرن نزدهم، پیروزی جاپان درجنگ با روسیه تزاری1904 ـ 1905، نهضت بیدارگرانه ،آزادی خواهانه ودمکراتیک سید افغان ومکتبیان اودرمصر، ترکیه ،ایران و دیگرکشورهای اسلامی. مانند اصلاحات میرزا تقی خان درسالهای1907 و1908 در ایران که منجر به برقراری دولت مشروطه درآنکشور شد.ا نقلا ب مصر، جنبش مشروطیت ایران، پروگرامهای مدحت پاشاورشیدپاشا وبعداً انقلاب ترکان جوان،جنبش جمهوری خواهان چین برهبری  داکترسون یات سن1911، انقلاب 1905 روسیه ، نهضت آزادیخواهانه مسلمین، سیکها وهندیهای هندوستان همسایه جنوبی ما.،مقدمات آغازجنگ اول بین المللی وبلاخره شروع آن جنگ سفرهیت ترک در1907 درجریان جنک ترکیه وایتالیا،غرض تبلیغ پاناسلامیزم وسپس هیت ترک وجرمن غرض جلب توجه دولت افغانستان به طرفداری آنها در جنگ اول جهانی وغیره که این عوامل وشرایط ملی وبین المللی دررشد پروسه نهضت مشروطیت نقش برجسته داشتند که کشورماهم ازآن مستثنی نیست ونباید باشد.با بازشدن روزنهء کوچکی بسوی معارف عصری در1903( مکتب حبیبیه) استعدادعمداً سرکوب شده وزیرخاکسترافغانها باردیگرمتبارزوپرتوافشان گردید. باید خاطرنشان ساخت که ملت افغان( باختر و خراسان سابق) درطول تاریخ خوداز فرهنگ پرغنا برخورداربودند،موجودیت خانواده برمکی درپهلوی عباسیها صفحه روشنی تاریخ وعظمت این دوره را ساخته، وهم غنای عظیم فرهنگ خراسانیا ن براقوام  واولاده تیمورچنان اثرگذاشت که تمدن عظیم شرق( دوره تیموریان هرات) راباعث گردید. ملت افغان در طول تاریخ ثابت نموده اند اگرزمینه رشدمساعد میگردد" همه بوعلی سینا "میشدند،بدین لحاظ کوچک ترین روزنه بسویرشد،بهترین ثمره رادربرداشت که متاسفانه ازآغازقرن 19 میلادی تا امروزصدها هزار تن ازین نیروبالندهء کشورقربانی جنگهای قدرتخواهی وبرادرکشی برادران سدوزائی ومحمدزائی(به دلیل  جاه طلبی واختلافات برادراندرها)،تحریک وتفرقه ومداخلات اجنبیان ودست نشانده هایشانگردیدند.بگونه  مثال باموجودیت زمینه نهایت کوچک ومساعد امروزی در با وجود مشکل عمده اقتصادی مردم ما،نوابغ وسرآمدگانی درتمام عرصه های چون علوم،معارف، سپورت وسینما وهنرهای زیبا وغیره سر برآوردند که افتخار وطن ماهستند.ازصدیق برمک، یا خالدحسینی، ازعتیق رحیمی یا روح الله نیکپا ،از تیم کرکیت افغانها( باسابقه کمتر از ده سال در افغانستان) یا ستاره های درخشان آموزش زبان خارجی،ازجوانترین واولین وکیل افغان در پارلمان هالند ودیگر ودیگر یادنمایم،توجه فرموده باشید که در فلم(خاک وخاکستر) نه آن پیرمردونه آن طفل کوچک ویا درفلم (اسامه) دوقهرمان اصلی فلم دخترخوردسال وپسر(اسپندی) هرگزیک  روزی هم درسینما وتیاتر بازی نکرده بودند اما چنان درنقش خود موفق بودند که فلم شان افتخار نمایش درسرتاسرجهان وقبولی هیت قضائی شهر کان Cannes  درفرانسه را حاصل نمودند.

     سید افغان که بیدارگری را در زادگاهش دردهه 1860 آغاز نمود ه بود مشعلی را افروخت که پرتو افشانی آنرا باردیگردرکشوردرسالهای( 1903ـ1978) ملاحضه مینمائم ،که شامل چند بخش میشود :

 

     ــــ  مرحله نخستین دوران مبارزهء مخفی علمداران علم برعلیه جهل (1903 ـ 1919).

     ــــ  پیروزی جنبش آزادیبخش ملی وجهش علمی وفرهنگی (1919 ـ 1929) .

     ــــ  پس از خونین ترین سرکوبها توسط نادر خان وهاشمخان پرتو افشانی مجدد در1947 ــ 1953 .

     ــــ  وسرانجام 1963 ــ 1973 (دهه دموکراسی)

 

       در اولین سال سلطنت امیر حبیب الله خان (سراج)، قوغ های زیرخاکسترعلم و دانش یا فرهنگیان وطن دوست درداخل کشور محیط ماحول شانرا  گرم نموده ومبارزه ضد استبداد ، دهشت واستعمار را توام بااحیای علم و فرهنگ،آزادی و عدالت ونظام مشروطه آ غازنمودند،در عین زمان برگشت تبعیدیان استبداد عبدالرحمن خان، چون محمود طرزی ،ماما ابراهیم ساعت ساز،غلام محی الدین افغان،مولوی محمد ظفرمروت و.... دیگران با دودیدگاه و ره آورد بزرگ به وطن برگشتند:

 

     ـــ  آموزشهای ازاندیشه ها و افکار پر غنای سید افغان درهند،مصر، ترکیه وایرن.

     ـــ  شناخت علمی وآگاهانه خودشان ازپیشرفت علوم، سیانس وتکنالوجی جدیدوهم جهان خارج.

 

     امیرحبیب الله که تحصیل خویشرا نزداستادان ورزیده سمرقندنموده وبا علوم متداول آ شنائی داشت، وپرمطالعه ترین شاهء کشورما بود به کتب، مجلات و ترجمه ها علاقه زیاد نشان میداد، وقتی میخوانیم که "حب المتین" و" سوراسرافیل" دردفترسردارعبدالقدوس خان اعتمادی  محفوظ بود خواهی نخواهی به مطالعه امیرهم میرسید،همچنان امیربه ترجمه آثارژول ورن فرانسوی توسط محمود طرزی اشتیا ق فوق العاده متبارزساخت، که این خود توجه امیررابه مدنیت جدید نشان میدهددرحالی که برادرش سردار نصر الله خان با آن بشدت مخالف بود.  

      مورخین ما چون حبیبی،هاشمی، پوهنیاروفرهنگ بیک نظرمیباشند که مکتب حبیبیه کانون و مرکز مشروطه خواهان اول بوده، واستاد هاشمی نشرسراج الاخبارافغانستان"هسته مشرطیت نخستین" راهم میافزایند وشادروان غبار ازسه کانون جداگانه یاد مینمایند. 

   

       ذهنیت تأثیرگذارانقلاب اکتوبربراستقلال افغانستان بیشترازمعاهده " لیتوفسک برست" میان فدراتیف روسیه ودولت آلمان ناشی میشودکه درآن ازاستقلال افغانستان سخن میرفت، باید بازهم تکرارنمائیم که نفوذ واثرات افکاربلشویکهای روسی وانقلاب اکتوبرنه دراندیشه های طرزی قبل ازاستقلال قابل مشاهده بود ونه درسیاستخارجی اوپس ازاستقلال بحیث وزیرخارجهء افغانستان منعکس گردید. درفقره 7مربوط به این موضوع درمعاهده مذکورنگاشته شده بود

     « دولت های ایران  وافغانستان هردو مستقل اند. ضمیمه  هیچ دولت دیگری نمی شوند. ودول امضاء کنندگان صلح مؤظفند که استقلال سیاسی واقتصادی ایران و افغانستان رامحترم شمارند.»

      سراج الاخبار درشماره 23 سال هفتم  مــورخ 19 سرطان1297 (8  جولای1918 ) تحت عنوان « استقلال افغانستان » ازینمعاهده که ازسوی دولت شوروی،دولت آلمان وکشورهای متحدش درجنگ استقلال کشور ما به رسمیت شناخته شده بوداستقبال کرده نوشت:

     ... " ای کهنسالان معظم و محترم قوم مکرم افغانیه! ای جوانان غیور وبرومند ملت افغانیه ! ای نونهالان آمال استقلال! ای عزیزان با کمال! چشمهای تانرا باز کنید! گوشهای تانرا به آواز!... چون ایننخستین باری است که از طرف دولتهای بزرگ دنیا،استقلال سیاسی واقتصادی وحاکمیت وملکیت  نامهء افغانستان احترام و تصدیق شده است. شکر این نعمت عظمای غیبی ربانی را...از لوازم تربیه انسانیت میشناسم".

     بی ارتباط وبدون تاثیرازین استقبالیه طرزی نبود که امیرحبیب الله خان در2 فبروری 1919عنوانی لارد چلمسفور ویسرای هند درارتباط به استقلال افغانستان نامهء نوشت که:

     ... ازورای جراید دانسته میشود که نمایندگان قدرتهای درگیروبیطرف ازهرطرف بشمول شخصیت های ازهندوستان به کنفرانس صلح عمومی درورسای اجتماع میکنند تا حقوق ونیروی دولتها وملتهایشانرا نگهداری کنندوداعیه های برحق شانرا بخاطر تقویه و تائید امور مهم کشورها و ملتهایشان تقاضا نمایند. دولت بلندپایه وخداداد افغانستان،که خود راازهرنگاه آزاد ومستقل حساب مینماید ودرجریان جنگ کنونی (جنگ جهانی اول) بیطرفی رااختیار نمود وازهیچ طرف جانبداری ننمود،خویشرا مستحق میداند تا نماینده اش را درکنفرانس مذکوربفرستد وموصوف بتواندمانند دیگران حق آزادی،استقلال وارادهءعمل برای دولت خود بدست آورد. به اینخاطراست که حکومتی جلالتمآبی ایندرخواست افغانستان را به این ارتباط دوستانه  وهمدردانه مورد غور قرار دهد، آنچنانکه شایسته دوستان میباشد. ازین روی لازم میبینم که به جلالتمآب شما بگویم که دولت عالیه انگلستان باید ازهمه اعضای شامل کنفرانس موافقه تحریری را فراهم نماید که درآن، آنها آزادی مطلق ،خودارادیت واستقلال دائمی دولت بلند پایه افغانستان راازهرگونه مداخلات... در اختیارمن واگذارشود.درغیرآن اجتناب ناپذیراست که نمایندهء دولت بلند پایه در کنفرانس مجوزه شرکت ورزد تا ازحقوق حقه دولت خود برای آزادی،اراده و استقلال کامل  دفاع نماید. تحت این شرایط لطفاً یک جوابیه قاطع وعاجل مبنی براینکه آیا حکومت جلالتمآبی میپذیرد که موافقه مورد نظررا بدست آرد،ارائه  شود تا من از آن بدانم."  44 

     شواهد زیاد نشاندهنده این است که مسوده این نامه ازطرف محمود طرزی ترتیب وبعد ازتوشیح امیر به انگلیسها ارسال شده بود.این نامه بی جواب ماند وامیر هم در همان ماه بقتل رسید.

      امااین معاهده انگیزهء اصلی مبارزات استقلال طلبی درافغانستان وعامل مهم واثرگذاردرسلطنت  امان الله خان واعلان استقلال نبود. تذکروتأکید به استقلال افغانستان درمعاهده ی دولت شوروی وآلمان به اهداف حاکمان دولت نوتشکیل شوروی درآسیای میانه برمیگشت تاافغانستانِ مستقل ازسلطه بریتانیا منطقه حایل دربرابررقابتهای بریتانیا علیه روسیه باشد وانگلیسها نتوانندازطریق افغانستانِ تحت سلطه خودمانع جدی دربرابر توسعه طلبی روسهادرآسیای میانه ایجادکنند.آلمانها نیزاستقلال افغانستان را به سود رقابت های خود درتوسعه جویی وسلطه طلبی برشبه قاره ی هندمیپنداشتند.احتمال پیروزی آلمان درجنگ اول جهانی که دولت نوتشکیل شوروی با امضای معاهده ی صلح میدان جنگ رابه نفع آلمانها ترک کرده بودند،آلمانها رادرنفوذ به افغانستان امیدوارمی ساخت.استقلال افغانستان ازبرتانویها،رویای حضور آلمانها رادرافغانستان وعبورازاین طریق بسوی نیم قاره ی هند تقویت می کرد.

     عدم تأثیرانقلاب بلشویکی روسیه وآیدئولوژی بلشویکها برنهضت مشروطیت دوم واستقلال افغانستان رامیتوان به خوبی ازلابلای نامه های امان الله خان ومحمود طرزی وزیرخارجه افغانستان عنوانی لنین ودولت نوتشکیل بلشویکی روسیه دریافت. درنامه های امان الله خان ومحمود طرزی، لنین رهبر دولت به نام« اعلیحضرت رئیس جمهوریت دولت معظمه روسیه» خطاب می شود ودرآن نامه هاهیچ اشاره ای به ماهیت حکومت مذکوربه عنوان حکومت کارگران ودهقانان صورت نمی گیرد؛ درحالیکه نامه های دولت  روسیه ومقامات حکومت شوروی به رهبران دولت افغانستان ازحکومت کارگران وکشاورزان درروسیه  سخن میگوید.دریکی ازنامه های محمودطرزی که ازمسند وزارت خارجه درهفتم اپریل1919 به نظارت خارجیه دولت علیه معظمه روسیه نگاشته شده است می آید:

     « نامه پادشاه متبوع خودم اعلیحضرت(امیرامان الله خان)، پادشاه ملت بزرگ وآزاد افغانستان راکه بحضورجناب شوکت وجلالت مآب اعلیحضرت اشرف(رئیس جمهوریت دولت معظمه روسیه) مبنی بر اخبارکیفیت شهادت خاقان فردوس مکان اعلیحضرت امیرحبیب الله خان علیه الرحمه و الغفران ومراسم جلوس پادشاهانه امیرجوان تدبیرمعظم(امیرامان الله خان)، اطال الله عمره بوده میباشد، بنا برمقصدخیر مرصد نخستین مقدمه تمهیدات ودادیه وپیدانمودن مناسبات توحیدیه لفا ارسال سوی دولت پناهی کسب فخر وشرق میورزم، ازآن دولت مآب والاجناب امید میکنم که نامه اعلیحضرت پادشاه دولت متبوعم را دراسعد اوقات ازپیشگاه انظارمطالعه اعلیحضرت اشرف رئیس  موصوف گذرانیده، در تأیید وتشید مناسبات دوستانه ی دولتین علیتین روسیه وافغانستان اقدامات خیر خواهانه ودادیه را دریغ نفرمایند.»  

     " نشرمقالات وگزارشات سراج الاخباردرموردانقلاب اکتوبرروسیه موجب استنتاج برخی تحلیلگران  دراثرگذاری تحولات روسیه برنهضت تجددواستقلالخواهی افغانستان وسلطنت امان الله خان گردیده است؛ درحالیکه طرزی واندیشه های ناسیونالیستی وتجدد طلبانه اوهیچپیوند فکری وآیدئولوژیک باافکارواندیشه  های انقلابیون روسی نداشت. محمودطرزی دررهبر ی سیاست خارجی افغانستان پس از استقلال امیدوار بود که دولت انقلابی وضدامپریالیستی شوروی به رهبری ولاد یمیرلنین به آن همه ادعا ها ووعده ها در مورداستقلال وآزادی ملتهای دربند مشرق زمین چه ازبند اسارت بریتانیا وچه ازبنداسارت روسیه تزاری  پابندی نشان دهند وبه حیث جانشین حاکمیت تزاری به اشغال سرزمین های دوران تزارها نقطه ی پایان بگذارند.اما دولت نوتشکیل شوروی دربهار1920 خیوه را اشغال کرد و سیدعبدالله پادشاه خیوه به تاشکند فرارنمود. پنجده نیزکه بخشی ازخاک افغانستان بودبه تصرف کامل آنهادرآمد. بخارا نیزازسوی بلشویک ها اشغال شد " 45

زجور رهزنان کم  گو که رهرو          متاع خویش را خود راهزن  است

 اگر  تاج   گهی  جـمهور بپوشد           همان هــنگامه ها در انجمن اسـت

                    هـــــوس انــدر دل  آدم  نمیــرد          هـمان  آتـش میان  مرزغـن  هـست

                    عروس اقتدار سحــر فـــن   را          همان  پیچاک  زلف  پرشکن هست

اقبال لاهوری

       « براي انسان در اول امردوکار است که يکي کار آخرت است و يکي کارهاي دنيا. در هر دو کار، انسان به علم محتاج است بدون علم ،انسان خود را نمي شناسدوچون خود را نشناخت؛ خدا را نشناخت. حق رسول، حق والدين، حق استاد ،حق اولاد ، حق همسايه ، حق همنوع و حق هم ملتي را نمي تواند و بجا نمي آردکه در آن وقت لا سمح الله، مسلمان  هم گفته نمي شود»

سراج الاخبار شماره سال

      استاد ناظمی مینویسد که:   

       ميدانيم که مدرنيته را روزگار پيروزي خرد انساني برباورهاي سنتي (اسطوره يي، ديني، اخلاقي، فلسفي ...)، رشدانديشه هاي علمي و خرد باوري ( راسو ناليته)،افزون شدن اعتبار ديدگاه فلسفه نقادانه که همه همراهند با سازمان يابي تازه توليد و تجارت؛ شکلگيري قوانين مبادله کالاها وبه تدريج سلطه جامعه مدني بر دولت. طرزي درجامعه سنت زده وخرد گريز آنعهد مردي است خرد گرا که خرد راعـين ايمان مي شمارد  تا جايي که ميگويد:  ( تاکید از ما است )

     « معارف، دانايي و شناسايي  وباخبري است. از مفاد آن معلوم است که اين چيز ها تا چه درجه، مقدس ومعظم کلماتي است . مملکت جسد است روح آن معارف است . ملت خواب است بيداري آن معارف . وطن جماد است حيات آبادي آن معارف. هيج وطن ، بدون معارف نه ترقي مي کند نه بيدار مي شودو نه حيات مي يابد .» 46

   " شيفتگي وي به رشد اجتماعي جامعه از يک سوو  دلبستگي هايش به فن آوري و  تکنولوژي که درحال تغيير دادن جهان است ؛ از سوي ديگر، شعر او را به مسير تازه يي مي اندازد؛ اين مسير  چيزي نيست جز دل بستن به فراورده هاي نوين و رشد فن آوري که تحولي را در جهان ما پديد  آور ده است و ازهمين رو،دست به نوشتن اشعاري مي زند که درآنها از پديدهدهاي جديدفن آوري سخن مي رود.  سال 1333 دفتر شعرپراگنده راچاپ مي کند که دوبخش دارد. بخش نخست که به بيان وي،درآن، شعرها يي گرد آمده است که درزمان هاي مختلف وجاي هاي گوناگون سرودده شده است وبخش دوم کتاب،( ادب درفن) يا محمود نامه نام دارد که درآن ذکر پديده هاي جديد صنعت است؛ شعر هايي که ناقدان نام ( شعر مقتضيات ) رابرآنها نهاده اند.غزلهايي با قافيه هاي تفنگ وکريچ، توپ و تفنگ،زغال سنگ، الکتريک، ريل،تحصيل،معارف،هلال سرخ،اخبار، بايقوتاژ، کاغذ، ونظاير آنها. پيداست که اين غزلها جوهرشعري  ندارند اما سرايش اين اشعار،روش جديدي در شاعري است که تا آن زمان نمونه اش ديده نشداست  طرزي خود در داوري منصفانه يي در باب اين شعر ها، از زبان محمود نامه پنج کتاب مي  مينويسد:

« آيا هيچ شرم تان نمي آيد که به اين ثقالت و غاظتي که داريد نام شعر رابرخود ميگذاريد،و با فن نام چيزکلفتي خود را آغشته ساخته،در بازار ادب به جلوه گري جرآت ورزيديد؟ شعر کجا ، و زغال سنگ کجا؟ادب کجا و طوپ و تفنگ کجا!» «47

 

     « نمرودي به دعواي الوهيت بر مي خيزد . پشه پاشکسته يي به مغز خوردنش مأمور ميگردد.پرکار  داران پرکاري ظهورميکنند، يک نوک پرکارخود را بريک نقطه وحيد غرب شمالي گذاشته، ديگر نوک آنرا برهرطرف کرده، دورداده، درخريطه عالم هيچ قطعه ونقطه را نبيني که ازاثر خون آلود نوک پرگار غدارانه اش، خالي مانده باشد. بحرها ازمن است! ممالک فسيحه ازمن است! درقطعه هاي پنج گانه زمين، اراضي واسعه ازمن است! نفوسهاي بي شمارسياه، سرخ، زرد، رنگارنگ »48  

 

     طرزی معتقد بود که: " کسی  که وطن خود را دوست دارد دین خود را دوست داردوکسی که دین خود را دوست دارد وطن خود را دوست دارد و وطن خود را گرامی میدارد.به نظر طرزی ناسیونالیزم، اصلاحات اسلامی،عصری سازی ،پان اسلامیزمو پان آسیائیزموضد امپریالیزمباید در اصلاحات قرار گیرد" 49

     طرزی مینویسد: " وطن شجر است ملت ثمر، وطن چشم است ملت نظر، وطن مزرعه است ملت محصول، وطن خزینه است ملت نفوذآن ، پس چنانچه شجر بی ثمر، دید بی نظر ،کشتزار بی حاصل، خزینه بی معامل از نفع مبرا است، کذالک وطن بی ملت وملت بیوطن نیز از هم چیز معر است."50  

     وقتا سراج الاخبار را مرورنموده و درمقالات محمود طرزی وهمکاران غورنمائیم،درهرسطر وهر جمله آن وطن، آزادی واستقلال ،آموزش و علم را میابیم. بطورمثال مقاله « حی علی فلاح » مقالهء از طرزی است که در شماره 16 جدی 1294 ( 8 جنوری 1916 م) سال چهارم نوشته بود، امیر به نشر آن برآشفت جریده را سانسور وطرزی را 26 هزارروپیه جریمه نمود درآنجا میخوانیم که:

    "... مبلغین اسلام با بلاغ های حقیقت مقام،نغمه ها میسرایند،حدیها میخوانند،آواز ها میدهند فریادها میکشند،« بیدار شوید !» گفته فغانها بر میکشند.« هوشیار گردید!» نداها کرده منادیها میدهند،اما کی میشنود؟ که میخواند؟ که گوش مینهد؟ چند نفر میفهمد؟ چند شخص میداند؟چند تن بر میخیزد؟ کو؟ کجا؟ کی؟...سراج الاخبارافغانیه یک اخبارمسلمانیست،نه انگریزست،نه روسیست،نه فرانسویست،نه جرمنی است، نه ایتالوی است، نه چینی است، نه ژاپنی است صرف مسلمانیست. در مسلمانی هم افغانیست.هر چیزیکه میگوید هرنغمه ای که می سراید هر نوائی که مینوازد،از نقطه نظر افغانیت میگوید،از مقامات علویت افغانیت میسراید، از نوا های شرافت مینوازد...."

     اقبال لاهوری هم ازجملهء رهروان مکتب واندیشه سید افغان ویکی از فلاسفهء شرق میباشدکه همهء اقبال شناسان در باره اونظرمشترک دارندکه سالها ی(1914 ـ 1915 م )" سا ل ولا د ت  مجدد" اوسـت که مصادف بدوران نشرات بیدارگرانه جرایدانقلابی وقت بشمول " سراج  الاخـبار افغانیه" میباشد. وی هم دررابطه بیداری از« خواب گران » وهوشیاری ملل شرق میسراید که:

ای غـنـچه خوابـیده  چـونرگس  نگـران  خـیـز

کاشـانه  مـا رفــت بـه تا راج غــــما ن* خـیـز

ا ز نا له ی مــرغ  سحـرا ز با نگ ا ذا ن خــیـز

ا ز گـرمی  هنـگا مـه ی آ تـــش نـفـسا ن خــیـز

ا ز خـوا ب گـرا ن  خـوا ب گـرا ن  خوا ب گـرا ن خیـز

ا ز خـوا ب گـرا ن خیــز

 

خـورشـید که پـیـرا هـــه بـسیـــما  سـحر بـسـت

آ ویـزه بگـوش  سـحـر ا ز خـون  جـگـر بـسـت

ا ز د شـت و جـبل قـا فـله هـا رخـت سفـر بسـت

ا ی چشم جها ن بیـن به تـما شا ی جها ن خـیــز

ا ز خـوا ب گـرا ن  خـوا ب گـرا ن  خوا ب گـرا ن خیـز

ا ز خـوا ب گـرا ن خیــز

     در جای دیگرپیامی دارد بنام  

 

پـیام ا قـبا ل به جوا نا ن ا فـغا ن

     

چـون چـراغ  لا له  سـوزم  د ر خـیا با ن  شــما

ای  جـوا نا ن  عــجم  جا ن  مـن و جا ن   شــما

غــوطه هـا  زد  د ر  ضـمیـر زند گی ا ند یشه ا م

تا   بد سـت آ ورده  ا م  ا فـکا ر  پـنها ن   شــما

مهـرو مه د ید م نگا هـم بـر ترا ز پروین گذ شـت

ریخـــتـم  طـرح  حـرم  د ر کا فـرستا ن( 1 ) شـما

فکـر ر نگـینم  کـند  نـذ ر تـهی  د سـتا ن شــرق

پا رهء  لعـلی کــه دا رم ا ز بد خـشا ن شــما (2 )

میـرسد  مـردی که  زنجـیـر غـلا مـا ن   بشکــنـد

د یـده ا م  ا ز  روزن  د یـوا ر  زنــدا ن  شـــــما

حـلقه  گـرد مـن زنـید ای پیکرا ن آ ب و گـل(3 )

آ تـشی  د ر سـیـنه  دا رم  ا ز نـیا کا ن شـما (4)*

و در دیوان مسافر نوشت :

آسیا یک پیکر آب وگل است          ملت افغان در ان  پیکر دل است

از   فـساد  او  فـساد   آســیا          در  گـشاد   او   گــشاد    آســیا

      ازخجستگي هاي طرزي يکي هم اين است که در زندگي شاهد استقلال کشور خويش است و خود در گفت وگوهاي استقلال کشور درميسوري ( 2 اپريل 1920) و کابل( جنوري ـ فبر وري 1921)شرکت مي جويد؛ پس ازآنهم درعمل با کار سياسي مشغول ميگردد. وزير خارجه کشور ميشود.

      " محمودطرزی دررهبری ومسئولیت وزارت خارجه بهمان حد تلاش کرد تا درمذاکرات وتوفقات  با انگلیسها استقلال افغانستان راتثبیت کندومنافع بیشتری را برای کشور ودولت افغانستان بدست بیاورد، به همان حد مساعی به خرچ داد تااستقلال، حاکمیت ملی ومنافع افغانستان را در ایجاد روابط  گسترده ی خارجی با کشورهای مختلف دنیا تـثبیت وتضمین نماید. درنخستین ماه های مدیریت و رهبری او( جون 1919) برسیاست خارجی افغانستان،هیئاتی بریاست محمدولیخان دروازی بسوی اروپا وایالات متحده  امریکا اعزام گردید.این هیئات دریکدوره زمانی دوساله ازطریق تاشکند تامسکو و کشورهای اروپایی  و تا واشنگتن سفرکردند و بایک دیپلوماسی فعال، افغانستان رابه حیث یک کشورمستقل معرفی نمودند وبه دست آورد بسیار مهم خروج افغانستان ازانزوای منطقوی وبین المللی نایل گردیدند." 51

     جناب داکتراکرم عثمان مورخ،محقق، نویسنده وپژوهشگرورزیده ما ضمن اشاره برطرزدید وسیاست خارجی محمود طرزی دروزارت خارجه برمبنای متذکره می نویسد: «از همینجا همینکه خلافت عثمانی را "حزب ترکان جوان" برهبری مصطفی کمال اتاترک سقوط میدهد میدان دیگری برای تعبیررویاهای طرزی پدیدمی شودوپادشاه افغانستان راشخصیت مناسبی برای تحقق برنامه های مرادش سیدجمال الدین افغان تشخیص میدهد. ونیزاطلاع داریم که رس رسانی حکومت افغانستان به جنگاوران آسیای میانه به سرکردگی انور بیگ ودیگران، منجربه اعتراض وحتی دخالت های گاه وناگاه نظامی دولت شوروی می شودوپادشاه  افغانستان را به اتخاذ شگردهای دیگری درسیاست خارجی ترغیب می کند که سرانجام به دوری محمود طرزی ازعرصه ی سیاست خارجی افغانستان می انجامد.» 52

     علیرغم تمامی مشکلات وموانع درمسیرسیاست خارجی افغانستان،محمودطرزی درنخستین سال های مسئولیت خوددروزارت خارجه نقش مهمی را درشناسایی استقلال افغانستان ازسوی کشورهای خارجی ایفا کرد. دولت افغانستان مؤفق بایجاد سفارت ووزارت مختاری درپایتخت برخی کشورهای اروپایی گردید.شوروی وبریتانیانمایندگی های سیاسی درکابل تأسیس کردند.کشورهای دیگراروپایی وآسیایی چون: فرانسه،آلمان،ایتالیا،ترکیه وایران به تشکیل سفارتخانه ووزارت مختاری درپایتخت  افغانستان مبادرت ورزیدند. رفت وآمد خارجی هابه افغانستان آغاز شد، روابط افغانستان درعرصه های مختلف فرهنگی ومعارف واقتصادی باجهان خارج گسترش یافت وزمینه برای تعلیم وتحصیل شاگردان ومحصلان افغانی به بیرون ازکشور مساعدگردید.

     محمودطرزی درجون 1922 از وزارت خارجه کناررفت وجای خودرا به محمدولی خان دروازی گذاشت. اونخست به وزارت مختاری افغانستان درپاریس گماشته شد وسپس باردیگر در سال1924 به وزارت خارجه رسید اما بار دیگراز این مقام کناررفت ودرایام فروپاشی سلطنت امان الله خان وشکست نهضت تجددونوگرایی دوباره ازافغانستان آواره شد ودردیارغربت وآوارگی در22نومبر1933 به عمر 68  سالگی وفات یافته ودرترکیه درجوارزیارت ابوایوب انصاری بخاک سپرده شد.

 

در غربت اگرمرگ بگیرد بدن من          آیا کی کند قبر وکی دوزد کفن من

               تابوت مرا بر سـر کوهی بگذارید          تا باد  وزد  برسر آن از وطن من 

محمود طرزی                                                                                                                                                                                                            

 

 

     امروز که ملت افغان  ازفرزانه مرد دانشمند و دانشوروطندوست ومردم دوست استعمارستیز وآزادی خواه چون محمود طرزی و دیگرانی مثل او شناخت واقعی پـیدا نمودیم امروز که مامیدانیم که«افغانستان  را کدام کس (کدام کسان) خراب وبرباد کرد(کردند) ؟ مسئول انقلاب وخرابی افغانستان، خون ریزی و پسمانی امروزی مملکت کیست(کیهااست)؟ »  بجاست تازندان دهمزنگ به صفت سمبول وحشت،دهشت  و بربریت هاشم خان ،جایگاهی هزران شهید بیگناه به موزیمی تبدیل شود به همانگونه که فرانسویان در جای زندان باستیل میناری ساختند ویا المانیها حمامهای گازوداشهای انسان سوزی هیتلررا به موزیم تبدیل نموده اند ،اگردولت ملی ومردمی داشته باشیم نامها و فوتوهای قربانیان استبداد را در دهلیزهای قلعه جدید دهمزنگ حک نمایند و بعدآرامگاه ومینار یادگاری بنام شهدا و مبارزین مشروطیت اول ، دوم ، سوم  و دیگر قربانیان صد سال  اخیراعمار نمایند واسامی:

    

       شهید محـمد سرور واصف، سعد الله خان الکوزای،عـبدالقیوم خان الکوزائی ،عـبدالرحمن خان الکوزای، محمد عثمانخان پروانی،محمدایوب خان پوپلزائی ، پاچا میرخان جوهر شاه خان،استاد غلام محمد میمنگی، لعـل محـمد خان تگاوی ، تاج محمد بلوچ، محمود طرزی،محمد ولیخان دروازی،مولوی عبدالواسع اخوند زاده، مولا دادخان و فیض محـمدکاتب،عبدا لرحمن لودین،غلا م نبیخان وغلا مجیلا نی خان چرخی ، فـرقه مشـر شیرمحمدخان، فقیرمحمدخان، میرزا محمدمهـدیخا ن، خواجه هد ایت الله خان، محمد اسحـق خان، میرمسجـدیخان،میر عـبدالعـزیزخان،محمود خان،محـمد زمانخا ن،میرزامحمد خان، امیرمحمد خان،عـلی اکبرخان غـندمشـر،سید کمالخان (درا لما ن برادر نادرخان را کشته)،عبدالخالق خان ( اونادر خان را به قتل رسانید)،غلا م ربا نی خان چرخی وبرادرش غلا م مصـطفی خان (پسران غلا م جیلا نی خان چرخی)،عـبدالطیف خان چرخی (پسرعـبـدا لعـزیز خا ن چر خی )،سید کما لخا ن ( درا لما ن برادر نادرخان را کشته)،خداداد خان پدر،مولا دادخان کاکا،قربانعلی خان مامای (عبدالخالق ) مدیرومعاون مکتب امانیه آنوقت،محمود خان (همصنفی عبدالخالق)و8 تن متعلم دیگرمکتب امانیه( که اصلاً از اقدام خالق شهید اطلاع نداشتند) ، محـمدعـظـیم منشی زا ده ، محی الدین انیس وصـدها تن دیگرازین وطندوستان واقعی، سرورجویا،عبدالرحمن محمودی،غلام محمد غبار،سیداسمعیل بلخی، محمدهاشم میوندوال، فدامحمد فدائی، جنرال خان محمد مرستیال، ماما زرغون شاه، محمد عارف تاجر،  12هزارقربانی جنایات شانزده ماه اول کودتای ثور1357 وبعد از آن ودیگرودیگررا

درآنجاحک نموده بیاد گار گذارند و ملت افـغان یاد شانرا جاودانه دارند.

 

 

 

           ******************************************************  

 

*پا نویسی ازشعر« پیام اقبال به جوانان افغان » :

 

    1 ـ نورسـتان امروزی  ما  تا اوا خـر قـرن نـزدهـم به کافـرستا ن شهـرت داشت.

 

    2 ـ چون لعل بدخشا ن ما شـهرت بیـن المللی تقریبا ًپنجهزار ساله دا رد بـناعاً اقـبال سنائیها، مولویها وجمال الـد ینهای افغانستان را به لعـل بدخشا ن آن تـشبه نموده است.

 

    3 ـ اشاره به بیت ( آسیا یک پیکرآب و گل است       ملت افـغان درآن پیکر دل است).

 

    4 ـ بر اصل بعضی روایات اجداد اقبال از اهالی ( پغمان ) ولایت کابل میبا شند. 

 

 

 

مآخذ

 

1 ـ استاد لطیف ناظمی ـ  محمود طرزي و تجدد ــ سایت انترنت « دویچه ویله».

 

2 ـ منیژه باختری ـ  طرزیها، روشنگری و زنان ـ  کابل ناتهـ  شماره 80 سال چهارم سنبله 1387 سپتمبر 2008.

 

3 ـ صدیق رهپو طرزی  ـ طرزی و سراج الاخبارش ـ سایت انترنت وطن ، خاوران .

 

4 ـ محمد اکرم اندیشمند ـ  نقش محمودطرزی درنهضت روشنگری ونوگرایی دهه ی دوم وسوم قرن بیستم  ــ 16 سپتمبر 2008 سایت خاوران.

 

5 ـ  پوها ند سید سعد ا لد ین ها شمی ـ جنبش مشروطه خواهی در ا فغا نستا ن ــ چا پ شورای فرهنگی ا فغا نستا ن سویدن جلد دوم ص 4

 

ـ استا اولسن ـ اسلام وسیاست در افغانستان ـمترجم خلیل الله زمر ،چاپ اول 1999  ص 6

 

7 ـ دکتورحلیم تنویرـ تاریخ وروزنامه نگاری افغانسـتان ـ شـورای  فرهنگی هالند سال 2000 ص 52

 

8 ـ غلام دستگیرپنجشیری ــ ظهور وزوال حزب دموکراتیک خلق ــناشر کتاب فروشی فضل پشاور 1377 ص 55

 

9 ـ کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی ـ علامه محمود طرزی وشاه امان الله و روحانیت متنفذ ـ مرکز کلتوری افغانها جرمنی 2004 م ص 30

 

10 ـ می اسیکنازی  ـ زنان افغانستان تعلیم و فعالیت اجتماعی در عصر امانی ـ ترجمه رقیه حبیب طبع لیموژ فرانسه.

 

11 ـ محمد اکرم اندیشمند.

 

12 ـ عیضاً .

 

13 ـ ظـفرحسن ا یبک ـ افغانستان ازسلطنت امیرحبـیب الله خان تا صدارت سردارمحمدهاشمخان ــ ترجمه محقـق  و پژوهژگرفرزانهء افغان فضل الرحمن فاضل انتشارات میوند ثور1382 ش صفحا ت 151 ، 117 .

 

14 ـ  صدیق رهپو طرزی .

 

15 ـ سید قاسم رشتیا ــ خاطرات سیاسی ــ به اهتمام قوی کوشان پشاور ص 43 .

 

16 ـ  سید رسول ـ نگاهی به عهد سلطنت امانی ـ طبع دوم 1377 ص 26.

 

17 ـ امان الله فـروغی  ـ گنجیـنه معانی ـ 1998  د نمارک.

 

18 ـ شاه آقا مجـددی ـ مختصری پیرامون زندگینامه امیرحبیب الله کـلکانی ـ 1378 پشاور ص17.

 

19 ـ جواهر لعل نهرو ـ نگاهی به تاریخ  جهان ـ  ترجمه محمود تـفضلی ، جلد سوم چاپ هـشـتم 1366 تهرا ن صفحهء 1504 .

 

20 ـ اندیشمند.

 

21 ـ اندیشمند.

 

22 ـ عبدالوهاب طرزی ــ شرح زندگی محمود طرزی ــ انتشارات انجمن فرهنگی افغانستان مارچ2000 ص7 .

 

23 ـ عبدالوهاب طرزی.  ص52 . 

 

24 ـ  همانجا ص 54 .

 

25 ـ  عیضاً ص 74 .

 

26 ـ پوها ند رسول رهیـن ( مقا له) کتا ب نویسی دردوره زما مـدا ری ا میـر حبیب الله خا ن مجلهء آ ریا نا ی  برون مرزی سا ل سـوم شما ره ا ول  1380 ش 2001 م. 

 

27 ـ آاستاد رهین..

 

 28 ـ  وهاب طرزی.

 

 29 ـ استاد سیستانی  ص 19.

 

 30 ـ دپلوم انجنیر خلیل الله روفی ــ محمودطرزی درفاصلهً دودربارــ مقاله مطبوع در سایت خاوران.

31 ـ محمد کاظم آهنگ ــ سیر ژورنالیزم در افغانستان ــکابل 1349 . ص44 .

 

 32 ـ پوهاند هاشمی.ص 169.

 

33 ـ پوهاند حبیبی.ص 170.

 

34 ـاستاد هاشمی جلد دوم ص.12 بنقل ازیادداشت ویسرا به امیرافغان ،اندیاافیس L /PS /11 /88. 20/05/1915.

 

35 ـ هاشمی. ص  48 .

 

36 ـ  محمد کاظم آهنگ ـ تعریف و تحلیل ژانر های مطبوعاتی سراج الاخبار . ص 10 .

 

37 ـ انجنیرروفی.

 

ـ ناظمی.  38

39 ـ خواجه بشیر احمد انصاری ــ شيخ شهر ما؛مظهرآميزش مقدس وملوث ــ مقاله در سایت انتر نتی

40 ـ اندیشمند ( آدمک، لودیک.دبلیو، تاریخ روابط سیاسی افغانستان اززمان امیرعبدالرحمن تا استقلال، ترجمه ی علی محمدزهما، ناشر:موسسه نشراتی افغان، سال طبع 1349، پوهنتون کابل، ص 135)    

 

41 ـ اندیشمند (رهنورد زریاب، محمودطرزی وفارسی ناب درافغانستان هشتاد سال پیش، سایت پیمان ملی) .

 

42 ـ اندیشمند ( ناظمی، لطیف، محمودطرزی وتجدددرادبیات، سایت فارسی صدای المان )

 

ـ هاشمی ص 5 . 43

 

44 ـ اکادمیسین سیستانی ،ص.22

 

 ـ اندشمند.  45

46 ـ ناظمی ـ ( سخاورز، طرزي و سراج الاخبار. تهران: 1386، نشرعرفان، ص ص 180 و 181)

47 ـ ناظمی.

48 ـ اندیشمند. 

 

ـ سیستانی ،ص 23 بنقل از ریاتالی ستوارت ـ  آتش در افغانستان ـ ص 203 ترجمه نورمحمد کهسار پشاور 2000 49

 

50 ـ دکتورروان فرهادی ـ مقالات محمود طرزی در سراج الاخبار ـکابل 1355 ص 282          

 

51 ـ اندیشمند.

 

52 ـ داکتراکرم عثمان ــ سیدجمال الدین افغانی، پیش آهنگ نهضت مشروطه خواهی درافغانستان ــ بخش چهارم، سایت فردا.

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی