www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:26.03.2009

ک. کمال

مرغ طلایی با تخم گنده

دوستی برایم تیلفون کشید، درحالیکه نوع برافروختگی درصدایش نمایان بود مرا به مطالعهء پیام سلطانعلی کشتمند صدراعظم ده سالهء حاکمیت ح د خ ا که بمناسبت چهاردهمین سالیاد عبدا لعلی مزاری صادر گردیده بود دعوت نمود که درسایت بنام پندار اقبال نشر یافته بود٬ من هم رفتم سایت را باز کردم و پیام را به خوانش گرفتم۰ شاید منتظر باشید بلا درنگ احساسم را بیان نمایم٬ بلی احساس من بعد از مطالعهء پیام٬ خاص وفوق العاده نبود زیرا پیام حامل حرف خاص ونو نبود که از جناب صدراعظم پیشین شنیده باشم٬ این مرغ طلایی ما قریب به دو دهه است که تخم گندهء نژادی و قومی میدهد و در بازار مریدان جادو شده بفروش میرساند٬ جناب شان قبل از فروپاشی دولت جمهوری افغانستان در استعفا نامه شان از مقامات رهبری حزب وطن نیز به تعلق فکری خود به تنظیم اسلامی حزب وحدت اشاره صریح داشتند.

اقای کشتمند بیشتر از چاردهه درکنار روشنفکران قرار داشتند که خود را چپ مینامیدند٬ زمانی مسالمت امیز و در یک مرحله ای بطور قهرامیز دربرابر نیروهای ارتجاعی و وابسته به مراکز جاسوسی ارتجاع منطقه که مزاری یکی از انها بود مبارزه میکرد و اینک که درمسیر بی برګشت تاریخ خود لب به اعتراف میگشایند که جناب شان درین مبارزه واقعاً دموکراتیک و وطندوستانه صادق نبودند٬ جناب صدراعظم اگر سر بر بالین ح د خ ا انهم درعالیترین مقام دولتی داشتند ولی دل در گرو مرتجعین سیاه دل و نژاد پرست داشتند.

دیوه غیږ کې پرته اوبل ته خاندي
څه لولۍ
او بې حیا ده دا دنیا

جناب صدراعظم پس از انکه در پیام شان عقیده و باورش را به هزارستان٬ نظام فدرالی و خود مختاریهای ملی ومحلی تحویل خواننده اش مینماید در بخش از پیام چنین گل فشانی مینماید:

یاداوری از روز شهادت استاد عبد العلی مزاری اکنون به یکی از مظاهر همبستگی نیروهای دموکراتیک و ازادی خواه افغانستان مبدل گردیده است ۰۰۰ .

شرکت اگاهانه روزافزون درمراسم یادبود از شهادت استاد٬ نمایانگر سطح بالای اګاهی اجتماعی وسیاسی نه تنها هزاره ها ٬ بلکه تمام نیروهای دموکراتیک دیګر است ۰۰۰ .

   این است اخرین نتایج انهمه مبارزه و مطالعه تیوریسن ح د خ ا و نهضت فراگیر انهم برای ترقی ودموکراسی افغانستان که اسمان را برابر دهن چاه میبیند ومعیار های نفرت انگیز را برای اندازه گیری سطح اگاهی سیاسی٬ اجتماعی ومظاهر همبستگی نیروهای دموکراتیک وازادی خواه عرضه میکند.

واقعاً جای نهایت تعجب و حیرت است که ما از جناب صدراعظم تا امروز که اینک در استانه سیزدهمین سالگرد شهادت جانگداز شهید دکتور نجیب الله رییس جمهور پیشین افغانستان و رهبر حزب وطن که جناب کشتمند در هردو مورد جای شخص دوم را داشت قرار داریم هیچگونه پیامی و یادداشتی نداریم٬ نجیب الله ایکه امروز در قلب هر باشنده وطن برای خود جا باز کرده متاسفانه مایهء افتخار جناب کشتمند نیست زیرا به زعم پوسیده او نجیب الله هزاره نیست و به عوض ان به اساس برداشتهای نازل نژادی خود به کسی افتخار دارد که زیر هر تار ریشش میلونها مکروب تعصب و ویرانگری خانه کرده بود بکش تا کشته نشوی این بود شعار مزاری رهبر عقیدتی و نژادی اقای کشتمند. صلح برای تو، صلح برای هرخانه و صلح برای افغانستان و این بود شعار رهبر فرزانه من شهید دکتور نجیب الله.

   جناب صدراعظم پیشین ما در پیام شان بما میگوید که اگر در مراسم یادبود استاد جنگسالارش شرکت کردید هم سطح عالی اگاهی سیاسی دارید وهم نیروی دموکرات و ازادیخواه هستید که محور همبستگی تانرا بابه مزاری تشکیل میدهد.

   اگر این مکتب است واین معلم حال شاگردان را خراب میبینم.

ما به عشق بابه کشتمند نسبت به بابه مزاری کاری ندارم انچه مایهء تاسف ما بود وهست اینست که مدعیان مبارزه فراگیر و به اصطلاح بدون مرز برای رشد و نموی اندیشه های ازین دست زمینه میشوند و از حساب اعضای پاکدل اعضای حزب وطن٬ سابق ح دخ ا برای نشر این مکروب اسباب ووسایل تدارک مینمایند. وقتی میبینیم که کشتمند ها٬ کاویانی ها و منگل ها [۱]  با پوشش های قومی بجان هم افتیده مسلماً که باید بحال رفقای دیروز ما که اماج امیال ناپاک قرار گرفته وبه بیراهه کشانیده میشوند اندیشید.

   یکبار به رهبری مستقیم همینها وبه اشاره کانونهای دشمن پلان صلح ملل متحد برای افغانستان ناکام ساخته شد و مصیبت بزرگ تقابل قومی و نژادی را جاگزین تقابل منحط طبقاتی و ایدیولوژیک نمودند که این عمل شان توسط مریدان شریف چندان جدی گرفته نشد باز هم به همینها مراجعه کردند٬ انها را رهبران خواندند و در عقب شان مشروط بر اینکه درمورد گذشته هرگز نپرسند روان گردیدند٬ بعد حادثهء پیش امد و محمود بریالی درگذشت جنازه ان درمعیت یک هییت بکابل انتقال گردید درانجا از جانب جنگسالار محقق به افتخار هییت ضیافت مجلل و پر مصرف برپا شد (این دعوت به خواهش کشتمند کلان بدلیل حضور کشتمند خورد در ترکیب هییت برگزار یافته بود) باز هم رفقا به روی خود نیاوردند برعکس کم و بیش به ان افتخار هم نمودند و وقتی برای هرچه فراگیر شدن  روی موضوع اتحاد با یک متحد دیگر که حزب برادر هم خوانده میشود وعملاً با اخوانیها با داشتن ارتباطات مشکوک دیروزی و امروزی در یک اتحاد قرار دارد گپ تا به سرحد استعفای رهبر اروپایی کشید٬ اگر با اینهمه تکانه ای جدی دربین صفوف صادق ایجاد نگردد و راه شانرا با معامله گران جدا نسازند فاجعه ای که در انتظار شان است قطعاً جبران ناپذیر خواهد بود.

   ما به همرزمان خود صرفنظر ازینکه امروز بکدام تشکیل سیاسی تعلق فکری دارند در روشنی مسوولیتهای مشترک مان مراجعه میکنیم تا هوشیار باشند٬ عوض انکه به محورهای مزاری مسعود و دوستم کشانیده شویم باید به محور حزب محبوب خود حزب وطن اندیشهء مصالحه رهبر و شهید سرافراز وطن شهید دکتور نجیب الله برای نجات از توطیه های که بر سر راه وطن و جنبش روشنفکری کمین کرده اند متحد شویم٬ ما باید مشترکاً و درعمل نشان دهیم که زمان چلش سکه های بدل پایان یافته و بدینگونه دیگر حاضر نیستیم زیر یوغ رهبران که یا جاسوس بودند و یا هم بحکم سرشت شیطانی شان موقف ضد ملی داشتند قرار داشته باشیم.

درروشنی واقعیتهای تلخ باید معترف بود که در اثر پراگندگی مزمن که دامنگیر جنبش روشنفکری گردیده تاثیر خود را بر اوضاع کشور از دست داده و در اکثر موارد ازان اثر میپذیرد. درچنین شرایط تنگ و تار نمیتوان شوقهای خیز بلند را حتی در مخیلهء خود خطور داد کاندیداتوری دپلوماتان شناخته شده اخرین تیر کانونهای شریر بسوی ماست که پیوسته ازان پیک نفاق و شکست رسیده است.

اعضای صدیق حزب وطن !!!

   اگاه باشید که دشمنان و قاتلین شهید نجیب الله بار دیگر تصمیم گرفته اند که در کمپاین انتخابات برای مقام ریاست جمهوری (انهم اگر دایر گردد) باز هم از نام حزب وطن٬ سیاست مصالحه ملی٬ از نام و فوتوهای شهید نجیب الله استفاده تبلیغاتی نمایند٬ با وحدت و یکپارچگی تان به توطیه های ازین دست پاسخ بدهید.

   اینک ضمیمه این یادداشت فلم مستند از جریان کودتاه ۱۳۷۱ برضد پلان صلح ملل متحد و در نتیجه جاری ساختن حمام خون بخصوص درکابل بوسیله بابه مزاری و دوستان چپ و راست شان جهت نشر به سایت پیام وطن میفرستم که قبلاً در سایت وزین اریایی به نشر رسیده است٬ تا ببینید وبیندیشید که کیها عامل بدبختیهای متداوم مردم ماست واین کیها فعلاً در کدام محیط سیاسی برای بربادیهای دیگر کمین کرده اند.

قسمت اول

قسمت دوم

 

 

یادداشت:
اشاره به حبیب منگل است و ربطی به قوم شریف منگل ندارد.

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی