www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:09.05.2009

محمود هوتک -  کابل

بس است فقط همینقدر

مکثی براعلامیه ای مشترک نمایندگان احزاب٬ سازمانها
و حلقات ایجاد شده ازبدنه ء حزب وطن٬ سابق ح دخ ا
منعقده ای شهر هامبورگ
- المان

    در زمان زندگی کردن٬ از زمان اموختن و با زمان راه رفتن اگرعلم نیست در هنر بودنش شکی ندارم٬ وفق داشتن با سمت حرکت حوادث٬ درک اقتضاات و چلنجهای شرایط حاکم هنریست که با اشنایی باان میتوان چاره های بی خطر دستیابی به راه حل ها دریافت و به نتایج دلخواه رسید٬ اما گاهی همه چیز برعکس میگردد و با زمان حرکت کردن و وفق دادن خود به سمت وزش باد به یک عمل ارتجاعی و فاقد ایندهء دلخواه می انجامد و در انصورت هرچند برای ان بخواهیم استدلال تراشی نماییم شاید بتوانیم دیگران را قانع سازیم، انکه را نخواهیم توانست قانع ساخت وجدان خود ماست٬ همانطوریکه میگویند هر رفتن به معنی رسیدن نیست٬ هر کنارامدن هم به معنی یکی شدن نیست٬ گر کنار امدنها و اتحاد ها به اساس درک متقابل٬ اعتقاد به محورهای مشترک فکری٬ عدم اعتماد و صداقت برگزار گردد ماحصل ان اتحاد خواهد بود که سالها قبل در اصطلاحات سیاسی بنام اتحاد مقدس خوانده بودیم که هرانچه غیرمقدس بود در ان جمع شده بود۰

    اینرا هم میدانیم که برای رسیدن به تفاهمات چیزهای برای از دست دادن وبرای بدست اوردن قبل از اغاز مذاکرات تشخیص و مورد موافقه قرار میگیرد٬ اما انچه درین میان قابل بحث و قابل از دست دادن نیست اصول و قواعدی است که انسان انرا جز اعتقادات خود میپندارد٬ از دست دادن وبه حراج گذاشتن انرا در بازار معاملات و مذاکرات خیانت به ارزشهای عقیدتی خود میداند درینصورت گر قبل از اغاز مذاکرات فهمیده شود که ارزشها اماج مذاکرات است بهتر است به ان وارد نشد و گر انرا در جریان مذاکرات درک نماید درانصورت راه طی شده را اشتباه تلقی نموده از پیشروی دران باید باز ایستید۰ و اما در روشنی انچه گفته امد در مورد مذاکرات اغاز شده و تاکنون به یک اعلامیهء مشترک انجامیدهء احزاب٬ سازمانها و حلقات ایجاد شده از بدنهء حزب وطن٬ سابق ح د خ ا چه میتوان گفت؟ ایا ممکن است انرا تردید کرد؟ شاید بگویند این یک عمل احمقانه است٬ و ایا میتوان به هر قیمت انرا ادامه داد؟ این کارهم از نظر من عاقلانه نیست٬ من در حالیکه به هیچ صورت اصل مذاکره را حتی با شیطان تردید نمیکنم و بحیث عضو حزب وطن انرا در حل منازعات نسبت به هر وسیله ای دیگر ارزانتر و مفید تر میدانم مشروط براینکه اصل منذاکره بر محور ملی و اصولی مطرح باشد نه براساس اصل معامله۰ شاید بپرسید که مشکل من بامذاکره ایکه که ظاهراً مورد حمایت چندین حزب٬ سازمان٬ کمیسیون٬ نهضت٬ تشکیلات٬ کمیته و۰۰۰ قرار گرفته است در کجا و در چه است ؟؟؟ این مذاکرات از نظر من چند نارسایی دارد۰

۱- درحالیکه مذاکره بین جزایرجداشده ازبدنهء حزب وطن جریان دارد وهیچیک ازین جزایر حامل نام وسیاست ح دخ انمی باشد درینصورت به اساس کدام دلیل ومجبوریت پیوست نام حزب وطن پسوند نامناسب سابق ح د خ ا پینه میشود۰ من به اعضای ان حزب که ارزوی جزخدمت به وطن نداشتند درود میفرستم ولی اندیشه های ان فقط میتوانست قیامت برپا کند وهرگز استعداد برپایی صلح را به اساس سیاست خشونت امیزطبقاتی خود نداشت وحزب وطن محصول نقد همین طرز تفکر است نمیدانم باز چگونه وبکدام منظورنام ح د خ ا با نام حزب وطن نسبت ووصلت داده میشود؟!  گر نام وسیاست ح دخ ا خوب است چرا زینت بخش نامهای نامسمای جزایر علاقمند به ان نیست؟ چرا هیچگاهی کسی ننوشت که نهضت فرگیر ۰۰۰ سابق (حزب وطن) یا حزب متحد ملی سابق (ح د خ ا) وغیره این بخاطر اینکه اصلآ نیازی به این کار دیده نمیشود۰ وقتی حزبی بنابر ضرورت که خود احساس میکند نام ومرامش را تعویض کرد دیگر ضرورت برای حفظ نام ومرام سابق راباخود ندارد٬ باور من اینست که نام ح د خ ا درکنار حزب وطن دردشمنی وعناد با حزب وطن مطرح میشود وبا این کار  میخواهند وانمود سازند که دربین این دوحزب تفاوت وجود ندارد ویکی ادامه دیگریست۰ ح د خ ا درخت خشکیده ایست که دیگرنمیتوان از ان امید ثمر داشت٬ انرا بگذارید وبگذرید

۲- موجودیت افاده های نامفهوم درمتن اعلامیه : صراحت وشفافیت درلفظ ومتن ازاسباب بنیادی بوجود اوردن همکاری واطمنان است٬ برعکس موجودیت ابهام سبب سردرگمی٬ تعبیرات وتاویلات گونه گون ودرنهایت سبب سوء برداشتها وسوء تفاهمات میگردد بطور نمونه دربخش از ازمتن اعلامیه میخوانیم که: اشتراک کننده گان۰۰۰ باتوجه به حمایت گسترده از اندیشهء تدویر مجمع عالی جهت ایجاد حزب سراسری۰۰۰ مجدآ تاکید نموده۰۰۰ درینجا دست کم دوافاده مبهم وسوال برانگیز به نظر میرسد۰ نخست تدویرمجمع عالی معلوم نیست مجمع عالی کدام حزب؟ دوم اینکه جهت ایجاد حزب سرتاسری۰۰۰ این جمله حداقل برای شخص خودم بمعنی تاسیس حزب جدید است٬ شاید بهمین دلیل هم حزب که مجمع عالی ان تدویر میگردد درمتن اعلامیه معلوم نیست٬ موجودیت ابهامات ازین دست شک و تردید های را در مورد ماموریت نمایندگی تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن درخارج را بوجود اورده است٬ اینجا مسئله ای ارزشها مطرح است٬ حزب وطن برای ما ارزش است٬ گر مجمع عالی ای مطرح است ازحزب وطن است٬ وگر حزبی مطرح است حزب وطن است۰ ماهرگز با سازمانهای جداشده از بدنهء حزب وطن برای ان مذاکره نمیکنیم که با انها حزب جدید بسازیم برعکس مامشترکاً باید باهم قانع شویم که فرار از محور حزب وطن باعث پرگندگی گردیده و منطقآ مراجعهء مجدد به ان یگانه میکانیزم معقول ومقبول یکپارچگی خانوادهء سیاسی ماست۰ بحیث یک عضو حزب وطن تشویش دارم که این همه مساعی برای ان نباشد که تا حرکت وسرعت مطلوب کنونی مارا معطوف به هدف تدویر مجمع عالی حزب وطن خدا نخواسته بی ثمرگردد ویاحداقل انرا به تعویق بیاندازند٬ درروشنی تجارب گذشته هرگاه ما ازتدویر قریب الوقوع مجمع عالی حزب وطن خبر داده ایم کمیسیونهای بنام تفاهم ازینجا وازانجا قد برافراشته اند وسرود وحدت حزبیها را سرمیدهند درحالیکه تعدد خود همین کمیسیونها که درهر شهریکی ان وجود دارد خود سبب پرگندگی وسردرگمی اند۰

۳- اشخاص مشهوربالفساد وذوالمجرم بحیث نمایندهء طرف مذاکره: این دیگر عجیب نی که ابوالعجیب است٬ گر مذاکره باشخص بنام باقرفرین سابق معاون وزارت امنیت دولتی٬ یکی ازجمله قصابان پلان صلح ملل متحد٬ مجری نفوذ شورای نظاربه شهرکابل ومتهم به قتل سترجنرال غلام فاروق یعقوبی وزیرامنیت دولتی بکدام دلیل موجه پنداشته میشود ؟! گرمذاکره بااو موجه است درینصورت مذاکره با شهنواز تڼی٬ حکمتیار ودوستم وسایر مفسدین فی الارض چه اشکالی خواهد داشت ؟؟؟ گردلیل اینست که مانگزیریم تاازطریق فرین خود را به رفقای خود درنهضت فرگیربرسانیم بگذار هیچ نرسیم٬ گررفقای درین وان سازمان جداشده ازبدنهء حزب وطن تڼی٬ فرین٬ کاویانی وکشتمند رارهبر خود میدانند دیگرچیزی بنام رفاقت وهمفکری دربین ما نمیتواند وجود داشته باشد ٬ انها گر تاکنون قانع نیستند که دوکودتاه خیانت وعاملین ان خاین اند دیگر بهتر است برای شان دعا کرد ودیگرهیچ٬ انها همان رفقای ما هستند که بعد از پلنوم هجدهم به گروپ ضد حزبی محمود بریالی حق العضویت پرداختند واورا درمبارزه علیه مشی مصالحهء ملی تشجیع وحمایت نمود ودرنهایت اغاز دور جدید فاجعه را بحیث پیروزی خود جشن گرفتند٬ اینهمان رفقای ماهستند که وقتی سیاست بازان ح د خ ارامانند چکش برفرق حزب وطن میکوبید ازان حمایت میکردند وقتی حزب وطن ازاثر خیانت انها فروپاشید وسیاست بازان دیگر به ان چکش ضرورت نداشتند وازکنار ان باارامی گذشتند  ازانها حمایت کردند٬ وقتی کشتمند کربلایی شد٬ وقتی کاویانی خراسانی شد ووقتی حبیب منگل ماسکویچی شد ازانها حمایت کردند درینصورت بهترخواهد بود گذشته مانرا درود بگوییم ودراینده بانها پدرود گفت۰

بلی نام حبیب منگل را گرفتم شاید جالب باشد در مورد این کاندید همان رفقای ما که در کمپاین تبلیغاتی خود از کدام شیوه ها استفاده میکند معلومات بدهم۰ سیاستمدار شناخته شده وکاندید به اصطلاح نیروهای چپ و دموکراتیک مانند اب در هر ظرفیکه انداخته شود رنگ همان ظرف را بخود میگیرد وقتیکه با کارملیها مواجه باشد او را تا سطح پدر خود بالا میبرد از ان خاطره ها و از ملاقاتهایش با او برداشتهای را بیان مینماید٬ کوشش چنان به سامعین خود تلقین نماید که در کارملی بودن ان به اندازه سر سوزن هم بخود شک راه ندهد٬ وقتی با اعضای حزب وطن و سایر علاقمندان شهید نجیب الله خود را مواجه میبیند او را برادر خوانده٬ استاد٬ همصنفی٬ محرم خانه٬ چی و چی خود معرفی میکند و به ایشان وعده میدهد که امده است تا مجسمهء طلایی نجیب الله را در چاراهی اریانا برپا کند٬ وقتی با اخوانیها افتخار ملاقات می یابد با پررویی به ایشان میگوید شما فرزندان و وارثین اصلی این اب و خاک هستید٬ جهاد و قربانیهای شما یک امپراطوری وحشتناک را به زانو دراورد٬ قدرت سیاسی حق شماست و بهمین دلیل بود که با حفظ مخالفت برخی از رهبری حزب وطن ما قدرت دولتی را به شما انتقال دادیم و وقتی خود را با وطنداران خود مییابد چهره ای غمزده را بخود گرفته میگوید هیچکس به این قوم بزرگ خدمت نکرد٬ کرزی که به زور همین قوم از هیچ به همه چیز رسید اما با دیگران ساخت وقوم خود را فراموش کرد یکی از اهداف من رساندن شما به حقوق حقه شماست ولی در حقیقت این بچه خوانده ببرک کارمل و برادرخوانده نجیب الله وقتی در ماسکو حزب اعتدالیون میساخت داکتر نجیب الله و ببرک کارمل را مساویانه محکوم مینمود۰ راست گفته اند کسیکه میخواهد هرجاباشد٬ هیچ جا نخواهد بود اقای منگل قبل از انکه انتخابات را ببازد سیاست را باخت۰

۴- درماده دوم اعلامیه چنین میخوانیم : جهت تامین فضای اعتماد٬ تبلیغات زیان اور این احزاب وسازمانها علیه یکدیگر قطع گردد۰ این دیگر صاف وساده دست ودهن همه را دربرابر ستون پنجم بسته میکند۰ به تاسی ازین ماده هیچ یکی از امضاکنندهء اعلامیه حق نخواهد داشت بگوید که حزب ورهبران شان غیر مقدس اند٬ حق گفتن این ازهمه سلب گردید که مجریان تجاوز شوروی برافغانستان کیها بودند٬ دیگر کسی حق ندارد بگوید که عاملین تحمیل انشعابات مکرر تقسیم وتقابل حزبیها کیها بودند٬ دیگر به اساس این ماده خود ما به دهنهای خود مهر زدیم تا گفته نتوانیم که عاملین ایجاد تشکیلاتهای مخفی دردرون حزب ولی علیه حزب٬ سربراهان کودتا های پی درپی که بالاخره به فروپاشی حاکمیت٬ حزب وطن وناکامی پلان صلح ملل متحد انجامید کیها بودند ودرهمین راستا دیگر نخواهیم توانست گفت که کیها مسایل زبانی٬ قومی وسمتی را همین اکنون دربین همین سازمانهای جداشده از بدنهء حزب وطن دامن میزنند۰ ازرعایت این ماده فقط انهایی سود خواهند برد که درسازشهای ضد ملی دست داشتند وهنوز هم دست دارند۰

به عنوان سخنان اخر :

تاجاییکه درجریان هستم قیام ما برای تدویر مجمع عالی حزب وطن به قوام خود نزدیک گردیده است٬ بگذارید کمیسیون تدارک مجمع عالی تشکیل گردد و باز همین مقام از تمام اعضای حزب وطن اعم از متشکل و غیر متشکل مشروط براینکه تعلق تشکیلاتی و فکری خود را با سازمانهای موجود قطع کنند جهت اشتراک در عالیترین مرجه تصمیمگیری حزب دعوت بعمل بیاورد٬ فکر میکنم این جلسات حضوری و پالتاکی٬ این قطعنامه ها و اعلامیه ها انهم در خارج از کشور در حالیکه رهبری این سازمانها به اساس ادعای خودشان در کابل است سودی بحال هیچکس نمیبخشد۰

بس است٬ فقط همینقدر

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی