|
||||
|
تاریخ نشر:30.04.2008 |
||||
|
ن ـ پایش تروریزم "تصویری" که جان یافت و به واقعیت مبدل گردید
یکی از دلایل رشد سریع ان در سیاستهای نهفته است که بنیاد گرائی را به حیث حربه در جنگ بر علیه دشمن مورد توجه و استفاده قرار داد بدین ترتیب تروریزمی که نوک پیکان ان دشمن را نشانه گرفت نه تنها اغماض گردید بلکه از لحاظ اقتصادی و امکانات تدارکاتی تقویه واز لحاظ اخلاقی باستودن و تقدیس ان تا سرحد "نبرد نجاتبخش شجاعانه" مورد تائید وتمجید قرار گرفت. ابعاد گسترده جنگ قدرت در دو "جبهه" (بقایای حریف و رقابت های سلطه جویانه درونی"کمپ پیروز") به توسعه و تعمیم بنیاد گرائی جهت سرباز گیری در خطوط مقدم "جبهه" نیاز داشت واین نیاز نه تنها به توسعه تروریستها در خط مقدم که در عین حال به تمرکز ان درین ساحه نیزانجامید که بشکل اجیر و یا داوطلب از گوشه وکنار جهان بخود جلب مینمود . وبدین ترتیب تمام امکانات مالی، نظامی، سیاسی و تبلیغاتی داعیه داران دموکراسی در خدمت نیروهای ضد دموکراسی وضد ترقی قرار گرفت تا بدان جا که "خالق" از مهار "مخلوقش" عاجز امد و "طفل دامنگیر" " گریبانگیر" شد . این سیاست که هنوز هم پایان یافته تلقی نمیشود ، بیش از هر جای دیگر افغانستان وپاکستان و در قدمه های بعدی برخی از کشور های عربی را مورد تهاجم قرار داد و تروریزم را در وجود بنیادگرائی چنان ترزیق نمود که اینک این دو واژه تقریبآ مترادف هم پنداشته میشود . تا جائیکه دیده میشود رقابت درونی "کمپ پیروز" هنوز هم با اشتهای کامل اماده استفاده ازین زمینه هاست، اوضاع داخلی پاکستان و افغانستان و سیاستهای عملی محور های ائتلاف ضد تروریستی درین رابطه گواه ادعای بالاست . باخت سیاستهای غربی را این واقعیت تسجیل میکند که با توجه به "امکانات" جنگی ان، نه تنها در افغانستان میخواهد دموکراسی را با ضد دموکراسی دفاع و تحقق بخشد بلکه برای کنترول پاکستان اتمی نیز به ارتش عمیقآ ایدیولوژیک شده و بنیاد گرا ی انکشور اتکا دارد. در حالیکه فشار های داخلی و خارجی لباسهای نظامی مشرف را از تنش در اورد ولی این وضع هیچ تغیری را در سیستم اداره نظامی پاکستان بوجود نیاورد ونمیتوانست بیاورد . چنانچه جنرال حمید گل رئیس پیشین استخبارات نظامی پاکستان در مصاحبه خود با مجله شپیگل المان با صراحت گفت" هیچ تغیری نیامده است ، حکومت نظامی همان است ...." (1) عده ای با کشته شدن بینظیر بوتو ، شکست و یا لااقل دشواریهای بزرگی را در روی راه سیاستهای امریکا در پاکستان میبینند. این دیدگاه درست است اگرحدود نفوذ ، روابط ذات البینی و نقشه های امریکا و متحدین ان در پاکستان مدنظر باشد ، واما اگر سوال مبارزه با تروریزم وبنیاد گرائی مطرح باشد در انصورت فراموش نگردد که مبارزه با بنیادگرائی و تروریزم با تعویض مهره ها نی بلکه با تعویض سیستم عملی شده میتواند .ایا این تعویض و تغیر ممکن است؟ چنین چیزی تا هنوز در ستراتیژی روی صحنه دو قدرت موثر در انکشور (امریکا و انگلستان) به نظر نمیرسد. ولی به هرحال پاسخ به این پرسش سرنوشت سیاستهای امریکائی و متحدین انرا در منطقه تعین میکند. اگر ستراتیژی نظامی ائتلاف بین المللی به رهبری ایالات متحده بر سلطه وایجاد پایگاه های نظامی، حفظ وحمایت حکومات ضعیف و جلوگیری از حضور فعال مردم در عرصه سیاسی در کشور های منطقه استوار باشد (تلقی سرباز خانه ای قدرت ) "ایران اخوندی " و " افغانستان جهادی ـ طالبی" به مقیاس وسیعتر در منطقه امکان تکرار یافته میتواند . زیرا این سیاست از نفوذ روشنفکران در حیات سیاسی کاسته و مانع بزرگی را در راه ایجاد و گسترش انیستیتوتهای دموکراسی بوجود میاورد. هیچ ایده صادر شده منجمله دموکراسی را اگر کسی خواسته باشد نمیتواند بر جامعه تحمیل نماید مگر اینکه زمینه های طبیعی پذیرش ان بوجود امده باشد و نتیجه محتوم ضعف نیروهای ترقیخواه تقویت مواضع نیرو های عقبگرا و ضد ترقیست که به ایجاد زمینه های پذیرش دموکراسی، حتی مطابق "ذوق" غربی نیز نمی انجامد و شرایط بسیار مساعد رشد بنیاد گرائی را فراهم میسازد. مسله دیگری که درین راستاقابل توجه بیشتر است، نیروهای ائتلاف بقول معروف "سوراخ دعا" را گم نموده است اینک امروز علاوه بر نیرو های افغانی، ائتلاف بین المللی ضد تروریزم با پنجاو دو هزار پرسونل نظامی از چهل ودو کشور جهان در افغانستان به جنگ بر علیه تروریزم مشغول اند، تروریزمی که روزبروز ظاهرآ قویتر میشود درحالیکه ائیتلاف، چاره کار را در تقویت عددی نیروهای خود جستجو میکنند . و گاه گاهی از مناطق قبایل ماورای دیورند به حیث نقاط مصون برای تروریست ها نام برده میشود و تفکری را که تروریزم را در بیرون از افغانستان جستجو میکند به نتیجه گیری و راه نادرست سوق داده و در یک تلاش بد فرجام دیگر قصد ضایع نمودن امکانات و انرژی جهانی را دنبال میکند. بدون شک هم در افغانستان وهم در مناطق قبایل ماورای دیورند بنیاد گرایان وجود دارند ومشغول فعالیتهای تروریستی اند ولی این مناطق میدان عمل تروریست هاست. لانه ها و خاستگاه انرا باید دورتر از مناطق که نشاندهی میشود جستجو کرد. تروریزم در شکل موجود ان، چه طالبی وچه غیر طالبی در بارکهای ارتش پاکستان تولد یافت و پرورش گردید. و امروز نیز در ارتش پاکستان ریشه دارد و توسط ان و بصورت اخص (ای اس ای) تربیت و تسلیح میکردد و مطابق اقتضای ستراتیژی مداخله گرانه ان به افغانستان صادر و یا در مناطق ماورای دیورند جابجا میشود. نظامیان پاکستانی معتقد اند که با حضور نیروهای ائتلاف ضد تروریستی در افغانستان انان از رسیدن به اهداف ستراتیژیک خویش در افغانستان محروم گردیده اند ، در حالیکه اهداف خود و امریکا را در افغانستان در نقطه مقابل هم میدانند پنهان نمیکنند که ایالات متحده دشمن انهاست . به گفته اقای جنرال حمید گل نظامیان و استخبارات پاکستان، همکاری با امریکا را در جنگ بر علیه تروریزم و القاعده "رقصیدن باگرگ" تشبیه میکنند و امریکا.ی ها را دشمن خود میدانند و این کار را فاصله گرفتن از اهداف اصلی خود تلقی میکنند. (2) "رئیس جمهور مشرف اندکی پس از یازدهم سپتامبر 2001 هنوز هم اهداف پاکستان را چنین تعریف میکرد : از جمله به رسمیت شناخته شدن بمثابه یک قدرت هستوی؛ همه پرسی توسط ملل متحد در کشمیر و تشکیل یک حکومت متمایل به دوستی در افغانستان" (3) ما از تجارب حکومات جهادی ـ طالبی در افغانستان میدانیم که "حکومات متمایل به دوستی در افغانستان" برای کشور ما و جهان چه معنی دارد . تغیر درین مواضع، پاکستان را به متحد راستی در مبارزه علیه تروریزم تثبیت میکند و نه ادعا های لفظی .ایا پاکستان درین مواضع خود تغیر آورده است ؟ جنرال حمید گل بدرستی گفته است که "برای یک کار کوتاه مدت کرایه شده بودند." ظاهرآ مشرف هنوز هم امیدوار است تا القاعده وطالب با پشتبانی "جنرالان کرائی" مانند گذشته بازهم برای پاکستان "تخم های طلائی" بدهد ولی تغیرات سیاسی در منطقه و توازن قدرت در جهان با امیدواریهای مشرف همخوانی ندارد، بازار "جنرالهای کرائی" کساد شده است. برای همین هم سخنان مایکل مولن رئیس ستاد مشترک امریکا او را وارخطا ساخته و در مصاحبه با روزنامه "استریت تایمز" چاپ سینگاپور اعلام کرد" هیچ کس وارد خاک پاکستان نخواهد شد مگر اینکه خود ما درخواست کنیم که این امر نیز بعید به نظر میرسد . "مشرف در پاسخ به این برسشکه" ایا نیرو های امریکائی در صورت ورود بدون اجازه به خاک پاکستان متجاوز تلقی خواهد شد پاسخ داد ـ بلی قطعآ همینطور است، چنانچه نیرو های امریکائی بدون اجازه وارد پاکستان شوند، تمامیت ارضی ما رانقض میکنند ومن با هرکسی که بی اجازه وارد کشور ما شود برخورد قاطع خواهم کرد." (4) او میخواهد به بنیادکرائی و تروریستان پیام بدهد که مطمین باشید شما در خاک پاکستان مصون هستید حتی اگر منبع تهدید امریکائی ها هم باشند و به امریکائی ها پیام میدهد که تنها او قادر است شما را نه تنها از شر تروریست ها نجات دهد بلکه در خدمت شما نیز قرار دهد فقط پول و امتیازاتش را بدهید. سایت پیام افتاب خبر داد که " رئیس جمهور پاکستان گفت: در صورتی که امریکا کمک های مالی خود را به پاکستان قطع کند اسلام اباد نیز به همکاری خود با واشنگتن پایان میدهد" (5) یعنی از ائتلاف جهانی ضد تروریزم خارج میشود. ایا سیاست از "انگشت افگار" گرفتن در شرایط تغیر یافته جهان، بازهم برای پاکستان سود آور تمام خواهد شد ؟ ایا سیاست دوروئی وباج طلبانه پاکستان هنوز هم جهان را میتواند در گرو خود داشته باشد ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1 ، 2 و 3 برگرفته از سایت انترنیتی اسمائی 4 ـ برگرفته از سایت انترنیتی اریانا نت 5 ـ برگرفته از سایت انتر نیتی پیام افتاب
|
||||