www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:11.05.2009

نقیب الله رادمل

غلام دستگیر پنجشیری یا ریچارد

   وقتی رازها سر به مهر ودرگاوصندوقهای ظاهرآ غیرقابل نفوذ قرار داشته باشند جواسیس پرروی ترین همه میباشند٬ انهاییکه باداران شانرا باداران همه ویا دست کم بخش ازجهان میپندارند ودربستر نوازش انها چنان وچندان احساس راحتی واعتماد میکنند که برای لحظه ای دغدغه ای رسوایی وذلت ناشی از ان درمخیلهء شان خطور نمیکند٬ غافل ازانکه این تنها وتنها پروردگار ماست که رازهای مارا تا به اصطلاح فیل اسرافیل تا انکه بندگان گنهکارش ذلیل نه شوند وفرصت اظهار ندامت وجبران گناهانش را داشته باشند محفوظ نگهمیدارد٬ باداران این دنیا برده های شانرا بعدازانکه مانند اشیای یکبار استعمال مورد استفاده قراردهند انرا به زباله دان رسوایی پرتاب میکنند۰ وقتی درگذشته های نچندان دور میدیدم که اقای دستگیر پنجشیری درهرفصل سال تغیرعقیده میکند٬ سر دربالین یکی ودل درگرو دیگران دارد در حیرت فرومیرفتم ونسبت به ایشان درخود احساس همدردی میکردم که وی چرا چنین است وچرا چنین میکند ؟؟؟ گرچه خود اقای پنجشیری هرگز شهامت اظهارمعذرتش را نکرد تا  اینهمه به حیرت فرورفتگان را به جوابهای چراهای شان میرساند٬ انچه به درجن های سوالات درمورد شخصیت دایما درحال نوسان اقای پنجشیری پاسخ داد رسالهء کی. جی. بی. درافغانستان نوشتهء اقای واسیلی متروخین مسوول ارشیف کی.جی.بی. بود که درلندن  چاپ وبدست نشر سپرده شد٬ اقای متروخین ضمن این رساله اجنت های دستگاه استخباراتی شوروی وقت را تا سال ۱۹۸۴ میلادی درافغانستان با نام اصلی وشفری معرفی نموده که یکی ازانها غلام دستگیر پنجشیری بانام شفری ریچارد میباشد ۰

   گرچه درشرایط کنونی از فرط کثرت جواسیس اینکار نه تنها به نظر عده ای عیب نیست که به نحوی به ان افتخار نیز میکنند وقبل ازهمه شاید بهمین دلیل اقای پنجشیری نیز جاسوس بودنش را جدی نگیرد اما بهرصورت جاسوس کسی است که برایش منافع کشور استخدام کننده بالاتر ازمنافع ملی خودش میباشد وبه اساس تعهدش نگزیراند درخط ترسیم شده ازجانب انها حرکت کنند٬ تمام زندگی٬ کارعملی وفکری اقای پنجشیری مبین همین حقیقت است۰ حال که ذکر خیر اقای پنجشیری درمیان است فرصت راغنیمت شمرده چند خاطره ایکه از جناب ایشان دارم که شاید درشناخت شخصیت هنوز ناشناخته ان ممد واقع شود تقدیم حافظه تاریخ مینمایم۰

۱- گرحافظه کندی نکند شاید تاریخ دهم ویا دوازدهم ماه جدی سال ۱۳۵۸ بود که من بنا برهدایت مرحوم امتیازحسن بحیث ناظم امور امنیتی ولوژستیکی به قصرصدارت موظف گردیدم٬ دران روزها تعدار زیاد از اعضای رهبری وکادرهای ارشد حزبی  ازجمله نوراحمد نور وصالح محمد زیری بطور مداوم ودیگران گاهگاهی امده وروی ساختار تشکیلاتی حزب ودولت٬ جلب٬ جذب ونصب کادرها کارمیکردند٬ شاید دستگیر پنجشیری نیزعضو همین کمیسیون بود زیرا اوبیشترین وقت خود درانجا میگذراند وبرای انعده از خلقیها که درحاکمیت حفیظ الله امین کارمیکردند جهت ادامه کار شان واسطه ووسیله قرار میگرفت۰ من نیز بااقای پنجشیری درهمانجا ودرهمان وقت معرفی شدم٬ بعضآ خودش باب صحبت را بامن باز میکرد ودرطی ان از گذشته ها ومبارزات خود حکایه ها میکرد ودرلابلای ان برخی از کادرهای خلقی وپرچمی را گویا انتقاد میکرد٬ روزیکه سلطانعلی کشتمند امده بود ودرقصرصدارت برای خود اتاق کار انتخاب میکرد تقریبآ همه با او یکجا میگشتند پنجشیری درهمانجا نیز خود را بمن نزدیک ساخته وطوری افاده نمود که اولآ کشمند شایسته مقام صدراعظمی نیست وثانیآ بااین انتخاب وحدت حزبی خدشه دار خواهد شد زیرا همه مقامات کلیدی راپرچمیها بخود اختصاص دادند٬ بعد از رفتن اقای کشتمند او از من پرسید: رفیق جان دروقت امین چه کاره بودی؟ کفتم مخفی بودم با لبخند ملیح ومعنی داری گفت شکرانگی سر مرا بکن گر گرفتار میشدی حتمآ کشته میشدی٬ امین به هر کس رحم نمیکرد من پرسیدم چرا شکرانگی سر شمارا؟! گفت زیاده ازنه ماه خستگی ناپذیر کار کردم تا ورود قوای نظامی شوروی ممکن شد٬ امین ازبین رفت وبه این ترتیب مثل شما رفقای مخفی وزندانی ازاد شدند باابراز تشکر ازان خواستم تادرزمینه گرمعلومات مفصلتر بدهند چنین ادامه داد بعد از انقلاب شکوهمند ثور امین خود را قوماندان انقلاب جازد وتره کی جز حرف او از کسی دیگری را نمی شنید٬ خلاصه فهمیده شد که صاحبان قدرت درشکل ظاهری ان تغیرکرده میدانی که چطور؟ به این مفهوم که قدرت از دست یک قبیلهء یک قوم مستبد بدست قبیلهء دیگر همان قوم فاقد تاریخ و فرهنگ رسیده است٬ امین پلان داشت تا جمهوریت را متعلق به قوم خود ومیراثی سازد بناء من وچند تن از دوستان دیگرم دست به کار شدیم اولآ ان دورا که هم به نهضت وهم به خلقیهای مبارز خاین بودند نسبت بیکدیگر بی اعتماد سازیم وبعد کارهای دیگر مگر یک روز عمال امین پسرم را برده ومورد بعضی سوالها وجوابها قرار داده بود به این ترتیب من فهمیدم که امین نسبت به من مشتبه شده است به بهانهء مریضی وبه کمک دوستان شوروی از شرامین نجات پیدا کرده به مسکو رفتم٬ درمسکوبارادیوها وتلویزیونها مصاحبه ها کردم وضع کشور٬ حاکمیت وحزب راتوضیح میدادم درعین زمان حق الزحمه نیز اخذ میکردم که از نظر اقتصادی مفید بود ٬ عندالموقع با کادر رهبری حزب کمونست شوروی صحبت درمورد امین وپلانهای شوم او توضیحات میدادم ودلایل قانع کننده ارایه میکردم که بدون حضور قوای نظامی اتحادشوروی انتقال قدرت از امین وقرار دادن اتقلاب ثور درمسیر اصلی اش ناممکن است تا بالاخره به قناعت انها پرداختم وحرکت قوای نظامی اتحاد شوروی بسوی افغانستان اغاز شد امین فکر میکرد که قوای شوروی بکمک او دارد وارد افغانستان میشوند٬ شما خود شاهد بودید که اعتبار از اخیر میزان فضای کابل وبگرام را صدای طیارات غول پیکر تانک بردار اتحادشوروی پرساخته بود بعد ازانکه رفقای شوروی بمن اطمنان دادند یک روز قبل ازعلنی شدن ورود قوای نظامی اتحاد شوروی (شش جدی) به افغانستان امدم۰

۲- روزهای اغاز کمپاین نظرخواهی درابطه به مشی مصالحهء ملی درحزب بود من درینوقت درشعبهء تبلیغ وفرهنگ کمیهء مرکزی کارمیکردم٬ روزی جلسهء سازمان اولیهء دستگاه کمیتهء مرکزی حزب درقصر ستور وزارت خارجه تدویر یافته بود پنجشیری صاحب درقطار اول طرف دست راست نشسته بود٬ درسلسلهء سخنرانان نوبت به شهید دکتور نجیب الله رسید٬ داکتر صاحب در بخش از صحبت خود چنین گفتند (نکته به نکته نقل قول نیست): ما در رابطه به قطع جنگ٬ تامین صلح سراسری٬ وفاق ملی٬ بازسازی ویرانه های جنگ٬ سیاست خارجی٬ انتقاد از گذشته وتعین مشی جدید سیاسی درسطوح مختلفه جروبحث های داشتیم وداریم٬ ما از تمام رفقا احترامانه تقاضا کردیم تانظریات خویش را مطابق به اصول حزبی درزمینه ارایه نمایند ۰۰۰ اما باتاسف هستند رفقاییکه درجلسات حزبی سرتوافق میجنبانند٬ دست تایید بالا میکنند ورای موافق میدهند واما درخفا روند کاری مورد تایید خود را تخریب میکنند٬ بمن تهمت میبندند که انحراف کرده ام و۰۰۰ مثلآ من از پنجشیری صاحب میپرسم که امروز خوشبختانه درجلسه تشریف دارند ایشان دوروز قبل درجلسه رسمی حزبی باهمه مسایل توافق کردند اما چرا دیشب درخانه که چند نفر راجمع کرده بودید هم این روند را انحرافی توصیف کردید وهم به ادرس من سخنان جاوبیجا گفتید ؟! من ازشما خواهش میکنم درین جلسه که اکثریت کادرهای رهبری حزب وکارمندان اپرات کمیته مرکزی باهم جمع شده اند وخانه مشترک ماست درپشت تریبیون بیایید٬ درجای من قرار بگیرید وطرح خویش را باشجاعت ارایه نمایید گر منطق شما تامین کننده منافع ملی بود ورفقاتایید کردند ماهمه درعقب شما خواهیم ایستاد شهید نجیب الله سه مرتبه دعوت خود را از اقای پنجشیری تکرار کرد ٬ جای خود را فرصت کرد واز اوخواست تا عقب تریبیون بیاید مگر اقای پنجشیری سرخود را پایین انداخته بود ازجای خود تکان نخورد وبه اصطلاح ازسنگ صدابرامد ولی ازاو نه۰ 

۳- زمانیکه عزیز انیس دستیار مرحوم حیدر مسعود بود موصوف بعد از اینکه در یک سفر خارجی بود اینجانب به عوض ان کار میکردم مسودهء یک مصوبه زیر کار بود در رابطه به اعطای القاب علمی و اکادمیک٬ محترم پنجشیری پیشنهاد کردند تا این القاب بادرنظرداشت این وان خصوصیت دربین رفقا توضیع شود که عدالت تامین شود وهم وحدت حزبی خدشه دار نگردد و ایا بخاطر دارید که درجواب تان داکتر نجیب الله چه گفت؟! داکترصاحب گفت: اقای پنجشیری ایا در افغانستان غیر از رفقا کسی دیگری وجود ندارد که مستحق این القاب باشد؟! حقیقت این است که شما نه غم عدالت دارید ونه رفقا را، شما در فکر خود هستید و هدایت دادند که اول نام پنجشیری صاحب رابنویسید و بعداً شما ارام شدید۰ پنجشیری صاحب محترم! به چیزیکه شما مانند حاجی صاحبان حج نارفته میبالید وهیچ هم خوش ندارید نام تان بدون پیشوند اکادمیسین باشد ایا گاهی هم سر تانرا به گریبان کرده اید و وجدان تانرا قاضی ساخته اید که این لقب باد اورده برای تان از خیرات سر کی رسیده است؟ بلی این خیرات سر نجیب الله است که از شنیدن نامش لرزه به اندامت می افتد نمک ناشناسی هم حد دارد اقای ریچارد۰

   آقای پنجشیری! درحالیکه افتاب عمر نچندان قابل افتخارت به لب بام رسیده تادیر نشده انرا یک غنیمت ویک فرصت هرچند کوتاه برای توبه کردن دانسته ودیگر شما را بنام شفری ریچارد تان سوگند که درعبث گذراندن زندگی تان مبادرت نورزید درخاتمه برایت بحیث یک انسان دعا میکنم تا به صراط المستقیم هدایت گردید۰

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی