www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:18.07.2009

 

 

 

 



انجنیر حبیب
رحمانی
دنمارک 

چرا اعادهء ح.د.خ.ا ممکن نيست؟

 در این نبشته کوتا سعی  شده است، تا  بار دیگر روی برخی ازفاکت ها و حقایق در زمینه عدم  ممکن بودن اعاده   ح دخ ا  بطور موجز تماس بگیرم .

تغیر نام  حزب ازح د خ ا  به حزب وطن (با درک این مساله  که، نام ها  هدف بوده نمیتواند  ودر تحت همین نام ح د خ ا در مرحله اول  و بعد از ان یک سلسله حرکات تند و ضد منافع ملی  که، کودتا ها، زندانها، کشتنها،  پلیکون ها، شگنجه ها، اشغال، سرکوب بیرحمانه عقاید و اندیشه های مخالفین  حتی متحدین سیاسی ح د خ ا و برخی اعضای ح د خ ا  را نیز با خود همراه داشت  صورت گرفته  که، ثبت تاریخ درد ناک، خونین و پر ماجرای افغانستان است که،سفید ساختن، پاک کردن و فراموش کردن پشتارهء از اشتباهات؟ گذشته رهبران در سه دهه اخیر از تاریخ افغانستان کاریست دشوار، حتا نا ممکن!  بیان این مطلب به معنی ان نیست که،  در اهداف ح د خ ا غل و غشی وجود داشت  وحق دفاع مشروع و اصولی اعضای ح د خ ا از اهداف و اندیشه شان  زیر سوال قرار داده شود!)  بنا بر ضرورت و تقاضای  زمان در دومین کنگره ح د خ ا مورد تائید و تصویب تمام اشتراک کنندگان کنگره (موافقین و مخالفین سیاست مصالحهء ملی)  قرار گرفت. (فقط دگماتییست ها این فرموده را که ضرورت مادر ایجاد است قبول نداشته ونه خواهند داشت!)

از تغیر نام ح د خ ا به حزب وطن  تقریبأ 20 سال میگذرد، در این مدت از جانب هیچ یک از رهبران بدون استثنا گام های موثر، هدفمند و سازنده در راه اعاده دوباره چپ دموکراتیک تحت نام ح د خ ا در عمل برداشته نشده است. فقط  یکی دو رهبر برای فریب  طرفداران اعاده ح د خ ا در محافل شخصی  روی  اعاده ح د خ ا در حرف تاکید میکردند و بس! تا پروسه اعاده ح د خ ا ارام ارام به فراموشی سپرده شود. چنانکه چنین هم شد !هیچ   کس تا کنون  کدام مثال و یا سند در این زمینه که  احمد، محمود یا هم کلبی منظورم رهبران دست اول و مطرح  استطرفدار جدی اعاده ح د خ ا بعد از دومین کنگره ح د خ ا  و یا هم بعد از فروپاشی  بودند و یا استند، در زمینه ارایه کرده نمیتوانند. در حالیکه، اکثریت  رهبران  مطرح ودست اول در ان وضعیتی و موقعیتی قرار نداشتند  و ندارند  تا، برای حواریون و عاشقان شان که تعداد شان ما شاالله تا امروز کم هم نیست در زمینه دستور و هدایت  صادر نکنند. زیرا اکثریت رهبران به گونه ای با نزدیکترین اعضای خانواده وحواریون  خود تا اخرین لحظات حیات در تماس، مشورت  و ارتباط بودند .انچه ادعا های مرا قوت  بیشترمیبخشد این مساله است که ،اکثریت قریب به اتفاق ارا اعضای خانواده و نزدیکان سیاسی عقیدتی رهبران مطرح بدون انکه حتی درمورد اعاده ح د خ ا فکر کنند،راه شان را بر گزیده اند. (اگر عادلانه و بی طرفانه قضاوت نماییم انها حق به جانب هم استند، چرا  باید بار مسؤلیت گناهان و انحرافات  کسانی را که در تصمیم گیری ها نقش اساسی  نداشتند به دوش بگیرند؟!)  که  به معرفی انها ضرورت احساس نمیشود زیرا  همه اعضای حزب وطن سابق ح د خ ا  ومردم افغانستان انها را بهترمیشناسند! شاعری چقدر زیبا فرموده است:

پیر کس را گر چنین گمراه بود
 کی مریدش را به جنت راه بود

 طرح این مساله به معنی کم بها دادن به تلاش های انعده از کادر های  حزب وطن سابق ح د خ ا که، صادقانه خواهان اعاده ح د خ ا بدون رهبران  سابق؟!! هستند، نمیباشد. ما ازهر گونه تلاشهای هدفمند و موثر در این راستا  که، با واقعیت های موجودجامعه  ما  سازگار باشد و برای وحدت نیروهای چپ دموکراتیک و ملی کمک کند، حمایت میکنیم.

مشخصه بارز و برجسته دیگری که پروسه  اعاده ح د خ ا را به مشکلات  جدی روبروساخته  و اکثریت اعضای  حزب وطن سابق ح د خ ا  از لحاظ روانی به اعاده  ح د خ ا  عملأ علاقه نشان نمیدهند ، همانا مشخصه وابستگی بی سرحد ح د خ ا  به  مسکو، مسأ لهء دعوت نظامیان شوروی به افغانستان  و پاسخ  دهی پشتاره یی از اشتباهات ؟ دوران قدرت و حاکمیت ح د خ ا  برای مردم و تاریخ است.

 عامل دیگری که  در زمینگیر  شدن هوس اعاده  ح د خ ا   تاثیر گذاشته است، این واقعیت است که،اکثریت  کادر های تاثیر گذار مجرب و سازمانده در امور تشکیلاتی بنا بر دلایلی که به ان اشاره شد عملأ علاقمندی به اعاده ح د خ ا ندارند ، بنأ ح د خ ا  با دشنام  نویسی ها  توسط چند شخص اعاده شده نمیتواند و کار چند نفر هم نیست و همین مساله جدی ترین مانع در راه اعاده  ح د خ ا به شمار می اید و نباید به این مسأله کم بها داد .

 عمده ترین مُشکل  دیگر در زمان حاضريک چهرهء مرکزی برای زعامت آينده در اين پروسه است. این مشکل نه تنها دامنگیر مدعیان  اعاده ح د خ ا  است، بلکه دامنگیر اکثریت احزاب، نهضت ها و حلقات سیاسی نیز  میباشد.

 چیزی دیگری که اعاده ح د خ ا و طرح ها و فراخوان ها  را به بن بست رو برو ساخته است  هما نا برخورد شکلی با عقاید مردم، اداب و روان مسلط جامعه، محور قرار دادن یکی از رهبران غایب با تمایلات جناحی دیروز، بدون درک این حقیقت که، اکثریت رهبران بعد از فروپاشی بلاک سوسیالیزم چنان دست خوش حوادث گردیده  اند که، مطرح و پیش کشیدن انها  در جامعه به اعاده جنبیش دموکراتیک کشور فقط زیانبار بوده میتواند، میباشد.

ما تا هنوزهم حرف زدن با زبان مردم، سیاست و مطبوعات  را  بلد نیستیم و تا کنون یک تعریف قابل قبول و پذیرش از خود برای مردم  مطابق خواست و ضرورت زمان ارایه کرده نتوانسته ایم، ما  هم چنان به دادن شعار های سرخ، القا ب و واژه ها، سرکوب اندیشه و نظریات دیگران، شکلیات و تصورات کلیشهء بدون انکه به اهداف اولویت  داده  چسپیده ایم.

 در نتیجه گیری ها  مانند گذشته توتالیتار و خود محور می اندیشیم ، به پلورالیزم سیاسی و عقیدتی باورهای مان ضعیف و ناتکمیل است در نوشتار،تحلیل ها و بازنگری ها  اصول علم جامعه شناسی را( که  جالب وقابل پذیرش برای مردم باشد)   رعایت نمی کنیم.موضعگیری های ما در رابطه با حوادث جاریکشور میکانیکی ، غیر اگاهانه، غیر علمی و ناقص  بوده، که  به هیچ صورت  بازتاب دهنده منافع ملی ما در شرایطی پیچیده ی موجود سیاسی که، اگر؟ اساس و بنیاد مبارزه ما را  مبارزه علیه اشغالگران ، بنیادگرایان و ارتجاع ! تشکیل میدهد، نمیباشد.

 باید بپذ یریم که  دراین مبارزه  سخت ، دشوار،خشونتبار و ویرانگر اما سرنوشت ساز ، تاریخی و تعین کننده باهمه زشتی ها و افراطی گریها ترس و وحشت و معاملات عقب پرده ابتکارو رهبری حرکت های مردمی در کشور با تاسف به دست جنبیش اسلامی طالبان و روحانیون مذهبی عملأ قرار دارد، و این یک حقیقت انکار ناپزیر است، اگر بپذیریم یا نه ، چنین است  بخاطریکه نیروهای چپ دموکراتیک و ملی  در ان درجه از پختگی و تشکل سیاسی و اجتماعی خود  نرسیده نه هم قدرت و توانایی ان را دارد تا منحیث الترناتیف مردمی، همزمان در دوجبهه مبارزه کند ، بجنگد و در این مبارزه مبارزه ازادی بخش ملی به مثابه پیشاهنگ و گردان  رزمنده رهبری توده ها را  به دست بگیرد و بر اوضاع تاثیر گذار باشد!. بنأ  سوال جدی و با مسولیت چه باید کرد؟! و کدام یک و  یا کدام راه را برگزید؟!در برابرهرافغان با درد و رسالتمند قرار دارد. با شعاردادن های اتشین مرگ بر طالبان و اشغالگران وغیره و غیره..  و چسپیدن به خال سرخ جانان ، سمبول ها و القاب و نام ها ،ادبیات و واژه های گنگ  و بالا قسمیکه قبلأ  هم به ان اشاره کردم نمیتوان از منافع  ملی  ، رنجها ودرد های بیکران مردم دفاع ودر برابر تاریخ رفع مسولیت کرد. ( ما را عقیده بر ان است که  فقط و فقط با  ایجادجبهه وسیع و سرتاسری متحد نیروهای ملی دموکراتیک و چپ و درک سالم و اصولی از پلورالیزم سیاسی ، عقیدتی  میتوان بر حوادث جاری در کشور تاثیر گذاشت و بس و باور داریم که، هر نوع  طرح و حرک دیگر مانند گذشته به ماجراجویی انقلابی و به نفع نیروهای بنیاد گرا و ارتجاعی مانند حوادث ثور دوم منتهی خواهد شد!)

 به صراحت یکبار دیگر باید خاطر نشان بسازم که موضعگیری و اراده ما در مورد  اشغالگران، غلام صفتان و نوکران بیگانه با هر نام، پرچم ، نشان و هویتی که باشد  تروریستان، افراطیون و بنیادگرایان مکتب سوز ویرانگر، جنایتکاران و کودتا چیان به هر نام و پرچمی که باشد و در رابطه با حوادث مرحله اول ثور  کشتارها ، بستنها و زندان ها و خیانت ها، اشتباهات، کجروی ها بعد از ان تا امروز ... روشن و خلل ناپزیر است ( ما باید درچارچوب منافع ملی،  پروسه های باز سازی ترقی و تعالی کشور طرح ها، مقالات ،نوشته ها، موضعگیری ها و بازنگری های مان را سنجیش نماییم نه در محیط ها فرکسیونی و جناحی دیروز، حزبی، قومی ، زبانی و...  دیگر).

 انچه به حوادث ثور دوم  ارتباط دارد ( با انکه  امروز حقایق برای مردم افغانستان  کاملأ  واضح و قابل درک  است و اگر دوستان ما در مورد شک دارند یکبار به کابل سفر نمایند و با  چشم های باز و گوش های پاک از مردم جویایی احوال شوند  در ان صورت  درک خواهند کرد که ما چقدر در قضاوت ها ی مان در زمینه حوادث ثور دوم خام می اندیشیم ) یکبار دیگر  تاکید میکنم که : پروسه تحقق پلان صلح ملل متحد خلاف  خواست و انتظارات  مردم افغانستان و اعضای حزب وطن سابق ح د خ ا، در نتیجه اختلافات ذات البینی  و جنگ قدرت میان رهبران در گام نخست جناح پرچم و وسیله قرارگرفتن انها در تحقق اهداف ستراتیژیک بیگانگان ناکام شد.

لذا با اطمینان کامل میتوان اظهار گرد، که  اگر رهبران جناح  پرچم با هم کنار می امدند و امکانات خلقی ها را نیز جلب میکردند و اختلافات شان را برای یک لحظه فراموش  مینمودند و در مورد سرنوشت مردم ، وطن و جنبیش دموکراتیک کشور با احساس مسؤلیت گام بر میداشتند،  وضع کشور  و اینده  ای حزب  بدین شکل فاجعه بار ان که جنبیش به خاک و خون کشیده شد،  انکشاف نمیکرد و میشد حضور خویش را به حیث یک نیروی مترقی و دموکرات  در جلوگیری از فاجعه  داشته باشد و امروز به خاطر پر ساختن خلای دموکراسی و به خاطر حضور سیاسی خویش، دست همکاری و دوستی با دشمنان تاریخی مردم افغانستان و جنایتکاران قرن دراز نمیکردیم و در کنار انها  مانند حوادث ثور دوم  یکبار دیگرقرار نمیگرفتیم؟!اگر رهبران ما به خواسته های زمامداران  بیگانه، (با حفظ رعایت بیلانس و تعادل  در موضعگیری شان) با  رهبران کرملین، ... جواب رد میدادند، برای رهبران کرملین نیز ساده نبود تا وریانت دیگر مبنی بر سقوط رژیم  را طرح ریزی  نمایند  در این صورت  رهبران ما زمان  کمایی کرده راه برای  تحقق  پروسه صلح ملل متحد به مثابه یگانه راه هموار میشد و ملل متحد هم مجبور میشد، که به مثابه یک طرف معامله حزب وطن را نیز در نظرداشته باشد، چنانکه قبل از اغاز حوادث شما ل  حزب وطن به مثابه یک نیروی عمده در تامین و حفظ ثبات اوضاع و اینده  افغانستان جدأ مطرح بود.

 در همین جا میخواهم به یک نکته دیگر نیز  تماس بگیرم که :

 ما با رهبران دیروز همبستگی اندیشوی و فکری  به خاطر یک ارمان مقدس خدمت به خلق زحمتکش افغانستان داشتیم نه نوع دیگر از همبستگی؟!  که از هر انحراف، خیانت و گناه های شان در قبال سرنوشت مردم، تاریخ و منافع ملی و جنبیش مترفی  کشور چشم پوشی و چنه زنی نمائیم؟!  بسیار مهم است بدانيم که زمامداران کشور ما چگونه در جهت منافع ملی شان گام بر میداشتند، تا نمیگذاشتند افغانستان به میدان رقابت و جنگ میان کشور های مختلف مبدل گردد. این مساله مربوط به آن میشود که ما در افغانستان چگونه زمامداران و رهبرانی داشتيم؟! خود کامه، قدرت طلب، افراطی و یا رسالتمند، آگاه و معتدل؟!

 اوضاع جاری کشور  از ما میطلبد که:

 باید در پراتیک  سیاسی برای همیش با سبک و روش های کهنه ،شعارهای میان تهی واحساساتی دوران جنگ سرد، دوران قدرت و حضور نظامی اتحاد شوروی وقت در افغانستان وداع بگوییم و نباید خواب ببینیم که به اصطلاح همه چیز در افغانستان به حالت گذشته  قرار داشته وسنگچل سنگر هم از جایش شور نه خورده است.

 برخی از دوستان ما هنوز هم از گذشته نیاموخته  اند تغیر و تحول را  قبول نداشته در حالت سکون قیامت  و تاریکی سیاست  میکنند.

     مثال میدهم برخی از دوستان  ازاروپا در طرح ها مقالات و نوشته های شان چنین میفرمایند که:کمیته  ..... افتخار دارد که با جرئت و شهامت انقلابی برنامه جدید حزب؟! را با نام ، پرچم و هویت شناخته شده ملی؟! و بین المللی ان اعلام  داشته مردانه وار؟! در صحنه سیاسی موجودیت؟! می کند..  اگر حرف های دوستان  جدی  گرفته شود  نه ... و از ایشان  پرسش بعمل اید که ،کدام حضور و در کجا و یا بعضأ  میخوانیم  که.. از کاهش تعداد علاقمندان  ما تشویش نداشته باشید.. این حزب؟! انقدر توانایی؟! و تحرک ؟!دارد که خواب دشمنانش؟! را خراب سازد  وِغیره و غیره و....

پرسش بعمل اید که، اگر چنین است؟! و مساله انزوا ی سیاسی  هم در میان نیست پس چه مانع برای حضور فعال سیاسی در داخل کشور؟! و تدویر کنگره  وجود دارد و چرا در این صورت کنگره برگزار نمیشود ؟!  ما باید از خواب غفلت بیدار شویم که تمام سنگر ها درکشورتوسط دشمنان  وطن در نتیجه جنگ قدرت میان رهبران، اشغال شده است ، شیران و پلنگان و  جهان زور و زر در کشور  حضور دارند هرچه  بخواهند انجام میدهند، باید سر حال بیاییم، و نباید .... بگوییم.

بیان اظهارات فوق بدان معنی نیست که ما به مبارزات برحق اعضای حزب وطن سابق ح د خ ا و ازادی خواهان کشور علیه استبداد، بیعدالتی ، اشغالگران و متجاورین،استعمار ، استثمار و جهان زور و زر  کم بها میدهیم.

 من در نوشته های قبلی ام به این مساله اشاره نموده بودم  که،  سیاست ها،موضعگیری ها ، روش ها و شعار های حزب وطن سابق ح د خ ا در دو مرحله قبل از به قدرت رسیدن و دوران دفاع مستقلانه بعد از خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی وقت از افغانستان به طور کل برای مردم قابل درک پذیرش و تائيد  بود واست وامروز  تحلیلگران رسالتمند و با درد افغانستان اقدامات دوران دفاع مستقلانهء حزب وطن سابق ح د خ ا  را به مثابه فصل درخشان و صفحات جالب تاریخ کشور بعد از دوره امانی  تعریف و تمجید میکنند ولی ما ان دوره را بدون دلایل  رد و خود سند محکومیت مان را  در تاریخ امضآ  میکنیم نمیدانم چرا؟!!

  انچه به پلینوم 18 ارتباط دارد  واقعیت  خو این است که:

پلینوم 18 کمیته مرکزی ح.د.خ.ا  باید قبل از 14 ثور 1365 دایر و در ساختار حزب و دولت تغیرات و اصلاحات لازم به میان می امد و مضون سیاست باید تغیر میکرد. نمیدانم چرا برای یک تعداد از اعضای حزب وطن سابق ح د خ ا  پلینوم 18  کودتا و شش جدی مرحله نوین و تکاملی انقلاب شکوهمند و برگشت ناپزیر ثور 1357 تلقی میگردد ؟! خوانندگان قضاوت نمایند

پایان

منابع استفاده:

ازادی و پیام وطن

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی