www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:28.06.2009

م . صبور

همه نیک میدانیم که، در مورد چگونگی و  نوعیت قتل های مرموز حرف اخر را  فقط و فقط  نتایج طب عدلی میتواند بگوید، نه محضر مشاهده جسد و معاینه محل واقعه و تلاشی دفتر توسط کریمینالوژیست ها.!

 (از لابلای متن)

 

تأملی بر:                                  

نبشتهء فصلی در ذکر مرگ یعقوبی

وزیر امنیت دولتی


شهید غلام فاروق یعقوبی

 

قسمت اول

  نبشته حسین فخری سابق لوی څارنوال قوای مسلح افغانستان، یکی از کادر های سابقه دارحزب وطن (ح د خ ا)  شخص مورد اعتماد غلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی، فعلا یکی از روسای مورد اعتماد دستگاه استخبارات دولت  طرفدار امریکا را تحت عنوان فصلی در ذکر مرگ یعقوبی  به خوانش گرفتم.

نویسندهء فصلی در ذکر مرگ یعقوبی  جنرال حسین فخری در لابلای داستان خود ساخته اش تلاش نموده است، تا پای  جنرال یار محمد معاون اول وزارت امنیت دولتی را از قضیه ترور  بیرون بکشد و به گونه  بسیار زیرکانه پای  جنرال باقر فرین دیروز محسن یار امروز  معاون دوم را در قضیه ترور شامل و در اخرین تحلیل اقای حسین فخری با استفاده از مهارت مسلکی اش سعی نموده تا، مساله ترور را به مثابه اخرین اقدام  یأس و ناامیدی یعقوبی بعد از پناهنده شدن دوکتور نجیب الله به دفتر سازمان ملل متحد در کابل رنگ خودکشی  بدهد، در حالیکه در قضیه ترور یعقوبی هر دو معاون ان دست  داشتند. 

نمیدانم چرا؟ جنرال حسین فخری  حین نوشتن جعل نویسی اش با خود نه اندیشید که، روزی اسناد خیانت برخی از رهبران وزارت امنیت دولتی در پهلوی سایر رهبران  توسط اعضای صادق حزب وطن (سابق ح. د. خ. ا.) افشا  خواهد شد؟!  که با این کوتاه فکری  میخواست یک بخش از سناریوی فروپاشی  نظام و جنبش دموکراتیک کشور را با استفاده از صلاحیت وظیفوی اش منحیث څارنوال قوای مسلح افغانستان مسخ کند.

(خوانندگان حتماً کلیپ ویدویی جنرال یارمحمد و جنرال باقر فرین  را حین جابجاکردن قوای مشترک دوستم و شورای نظار جمعیت اسلامی  در میدان هوایی و سایرنقاط  کلیدی کابل بتاریخ 25 حمل 1371 در سایت اریایی و سایر سایت ها مشاهده کرده اند)

لوی څارنوال قوای مسلح بی خبر از انکه  قصر وزارت امنیت دولتی به  امر جنرال یار محمد و باقر فرین در بین ساعات 5  و 6 صبح  بوسیله کارمندان مدیریت مبارزه بر ضد ترور و اختطاف وزارت امنیت دولتی که  سوق و اداره ان مدیریت را نیز جنرال یارمحمد به عهده داشت، بعد از خلع سلاح کردن تولی محافط، غنډ 101 اشغال میگردد.

 مردم نیک گفته اند که:

دروغ گوی، جعل  نویس وعوام فریب حافظه ندارد

جنرال حسین فخری دربخشی از مقاله اش چنین مینویسد :

... فردایش ](29  حمل 1371  نگارنده)[ تابوت یعقوبی را به تپه شهدا می برند و بسیاری کارکنان و مقامات دولت و دوستان و نزدیکان بر وی نماز میکند.

  در همین جاه میخواهم به جنرال حسین فخری خاطر نشان بسازم که :

۱ـ  تابوت غلام فاروق یعقوبی  را نه به تپه شهدا بلکه در حضیره ی ابایی اش  به شهدای صالحین

برده و در همان جا به خاک سپرده شد !!!؟  و

۲ـ  نماز جنازه مرحوم یعقوبی در مسجد عیدگاه چمن حضوری خوانده میشود نه در تپه شهدا؟!

از انجایکه  من در یکی از  ادارات وزارت امنیت دولتی که بخش  کار با  شهدای وزارت امنیت دولتی را نیز  به عهده داشت  ایفای وظیفه میکردم،  و بگونه  با وقوع حادثه  ترور غلام فاروق یعقوبی سروکار داشتم و جریان را قدم به قدم تعقیب میکردم، زیرا حوادث شمال در ظاهر دراماتیک اما در حقیقت امر پلان شده  پیش میرفت.

 بعد از خبر به اصطلاح خودکشی غلام فاروق یعقوبی، ما  انتظار وقوع حوادث دلخراش دیگر را نیزمیکشیدیم که، خبر خودکشی جنرال باقی معاون وزیر و رئيس عمومی پنج  وزارت امنیت دولتی  و به

تعقیب ان خبر تکان دهندهء دیگر قتل جنرال شهباز رئیس ارکان گارد خاص ریاست جمهمو ری توسط جنرال

اسد مشهور به اسد مارخور را شنیدیم که این خبر ها اکثریت کارمندان وزارت امنیت دولتی را سراسیمه و وحشت زده ساخته بود.

 خوانندگان نیک میدانند که از تخریب پلان صلح ملل متحد و حادثه ترور غلام فاروق یعقوبی و .ا.د  بیش از ۱۶ سال میگذرد که، از ان زمان تا امروز مردم  درد دیده ی افغانستان  در خون و اتش، رنج،  گرسنگی و فقر و بی خانگی دست و پا میزنند. اگر ما در شرایط کنونی برای سعادت و خوشبختی و برگشتاندن صلح برای مردم کدام کاری را انجام داده نمیتوانیم ولی کم از کم حقایق را  برایشان گفته میتوانیم.

بناْ خواستم  به بهانه نقد بر  نوشته  نویسنده فصلی در ذکر مرگ یعقوبی جریان و چگونگی وقوع حادثه ترور غلام فاروق یعقوبی را تقدیم خوانندگان گرامی نمایم.!

 

قصر وزارت امنیت دولتی در محاصره کودتاچیان:

 

 ادامه دارد

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی