www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:14.09.2009


انجنیر زلمی نصرت مهمند
دنمارک

ایا کاندید نیروهای چپ توانست در انتخابات ریاست جمهوری فراگیر بودن سازمان خود را تثبیت کند؟!

در مقالهء تحت عنوان: نظری به مصاحبهء سلیمان لایق در برنامه به عبارت دیگر! که در سایت ازادی و اریایی به نشر رسیده است، روی برخی، مسایل مهم و بحث بر انگیز میان اعضای سابق ح د خ ا حزب وطن که به گذشته حال و اینده فعالیت و عملکرد نیروهای ملی دموکراتیک و سرنوشت هر یک ما ارتباط دارد بطور مختصر و موجز تماس گرفته شده است.

هدف نگارنده این است تا زمینه برای بحث و گفتگو های سازنده و هدفمند به منظور کاهش اختلافت و بی باوريها، یأ س و نا امیدی ها که فرا راه تمام نهاد های سیاسی نو بنیاد گردیده و تمام پروسه ها به بن بست رو برو است، اماده شده و به پرسش های زیر پاسخ های بایست ارایه گردد :

 چرا حزب قوام نمیگیرد و با گذشت هر روز به پارچه های خود می افزاید و همیشه از یأس و نا امیدی، ناکامی و نا ممکنات حرف زده میشود و حرکت های سیاسی انسجام پیدا نمیکند؟!، کمبودی و نقص در کجا است، در زعامت،  شعار روز، روش ها و یا هم عدم تحلیل و درک علمی از روند انکشاف اوضاع در داخل کشور منطقه و جهان و یا هم چیزی دیگر؟!!

 به همین ترتیب ایا شرایط امروز هولناک تر وبغرنج تر، از دوران تاسیس ح د خ ا است که ما را به یأس و نا امیدی و نا ممکنات میکشاند ؟!و چرا با وجود انبوه تجارب تلخ ازناکامی های گذشته باز هم حرکت های سیاسی که تا کنون در داخل و خارج کشور انجام شده و میشود خلاف خواسته های مردم و مسیر انکشاف حوادث بطور عجولانه و شکلی و نمایشی صورت میگیرد، دلیل ان از چه قرار است؟ و چرا جبهه، اتحاد و یا وحدت حلقات و نهاد های سیاسی همسو شکل نمیگیرد، پاسخ عقلانی و منطقی باید دریافت نمائیم.

 میخواهم به یک نکته دیگر تماس بگیرم و ان اینکه : یک حزبی که ۱۴ سال حاکمیت را در اختیار داشت (منظورم ح د خ ا حزب وطن است) ۴۵ سال تجارب مثبت و منفی سیاسی را نیز با خود دارد و در مقایسه با نظام های بعد از ان (مجادین، طا لبان و وضع فلاکتبار امروز) مردم از دوران حاکمیت ما در کل واز دوران شهید داکتر نجیب ا لله و سیاست مصالحه ملی و دوران دفاع مستقلانه بطور اخص حمایت میکنند و ان دوره مورد تائید شان است و نظر به اخرین ارقام تعداد اعضای حزب وطن قبل از فروپاشی به ۱۷۰ هزار عضو میرسید، که اگرتعداد خانوادهء اعضای حزب را بطور اوسط کمترین ۳ نفر محاسبه کنیم تعداد شان به نیم ملیون میرسد که امروز اکثریت انها در داخل کشور زندگی دارند و اگرتعداد حد اقل متحدین سیاسی و سازمانهای اجتماعی سازمانهای جانبی حزب در محاسبات مدنظر گرفته شود تعداد شان بیش از یک ملیون میرسد.

 اما کاندید نیروهای چپ دموکراتیک و روشنفکران مترقی محترم داکتر حبیب منگل سابق عضوی کمیته مرکزی ح د خ ا، عضوی شورای مرکزی حزب وطن چندین سال سفیر کبیر دولت ج د ا در مسکو و رئیس سکتور تبلیغ و ترویج و اموزش شورای مرکزی حزب وطن با انکه بهترین کادر های دیروز او را درستاد انتخاباتی اش به شمول محترم زلمی دامون برادر مرحوم ببرک کارمل ومرحوم محمود بریالی همرایی میکرد، موفق به اخذ رای ۰، ۵ فیصدی از مردم گردید؟ این فیصدی چه چیز را ثابت میسازد، یک بیروزی و تثبیت حضور فعال سیاسی و یا بر عکس ان را؟! مرا عقیده بر ان است که چنین حرکت یک پیروزی نه بلکه یک تجربه و حرکت دیگر ناکام سیاسی است که از ان فقط باید بیاموزیم و درس بگیریم که چرا نتایج انطوریکه پیشبینی نمیشد به دست امد؟

 من باور دارم که اگر این حرکت در تفاهم و مشارکت و مشوره با سایر نهاد ها و حلقات سیاسی بطور انسجام یافته و با یک مشی و پلاتفورم روشن سیاسی نه با دو طرز دید! پیش برده میشد، امروز نام حزب ما ای اعتبار را در میان مردم دارد که میشد نتایج به مراتب بهتری به دست اورد!

 انچه به جریان و نتایج انتخابات ریاست جمهوری در مجموع ارتباط میگیرد بدون انکه بالای تخلفات و تقلبات، مشروعیت و عدم مشروعیت انتخابات اشاره نمایم باید گفت که بدترین و خطرناکترین نتیجه این است که در این دور انتخابات متاسفانه باز هم به مسایل قومی و زبانی و منطقوی در حدی دامن زده شد (هر قوم و رای دهنده در حقیقت در عقب قوم خود قرارگرفت) که افغانستان را بیشتر از گذشته در بحرا ن، بی ثباتی و شکنندگی غرق میسازد و به همین ترتیب زمینه مداخله گسترده کشور های همسایه  منطقه و جهان را در امور داخلی کشور هموار ساخت.

 و این یک خیانت بزرگ و تاریخی است در حق مردم افغانستان که به اصطلاح شخصیت های مطرح امروزی شبه لیدران عصر دموکراسی غربی به ان متوصل شدند.!

 مرا عقیده بر ان است که که نباید نیروهای سالم خاصتا رفقای ما در این انتخابات خود را کاندید و یا به نفع سایر کاندیدان موضعگیری علنی میکردند، بهتر بود انتظار کشیده میشد و همه توجه امکانات و تلاش ها برای بسیج سایر گروها، حلقات و نهاد های سیاسی ملی دموکراتیک و مترقی برای ساختن یک سازمان سراسری در داخل کشور معطوف میگردید انچه ارزوی توده های وسیع صفوف حزب دیروز، کادر های و جوانان سالم اندیش است .

 چنین حرکات های احساساتی، شتاب زده و عجولانه فقط باعث تشدید اختلافات، بدبینی ها،  تشدید بحران اعتماد،  جنگ و انشقاق، در خود پیچیدگی، فرد گرایی مانند گذشته گردیده، حرکت های موزون و متعادل سیاسی به شمول ساختن جبهه و اتحاد نیروهای ملی دموکراتیک و مترقی را زندانی و خفه میسازد. و نشان میدهد که ما تا هنوز هم فقط حسادت های خود را پیش میکشیم و دیو درون خود را جواب میدهیم وبس.! و بر عکس درک و تحلیل علمی و ژرف بدون سطحی نگری از روند انکشاف اوضاع موجود و برخورد منطقی و عقلانی نسبت به ان ما را به سوی نرمش، ثبات، اعتدال، همگرایی، وصلت، گرایشات مثبت، کاهش بحران اعتماد و تفکر و اختلافات نزدیک ساخته، حرکت ها در نهایت تابع اصول و پرنسیب ها گردیده و راه را برای طرح یک میکانیزم قابل قبول برای گذار به سوی یک سازمان سراسری هموار میگرداند.

 متاسفانه اکثریت حرکت های سیاسی امروزی هم مانند گذشته در قالب های وابستگی های نا مشروع شکل میگیرد سر بلند میکند که هیچ گونه تکیه گاه مردمی ندارد و در نهایت نتیجه همان خواهد شد که ما امروز قرار داریم.

 یکی از ده ها دلایلی که جنبیش قوام نمیگیرد و با گذشت هر روز به پارچه های خود می افزاید پورته کیږی او په مخ ولیږی همین مساله وابستگی های غیر سیاسی شبه لیدران است که جنبیش ملی دموکراتیک کشور با داشتن تجارب بیش از ۲۰۰ سال با ان روبرو است.

 چیزی دیگری که ما را از هم متفرق ساخته قسمیکه بار بار سایر دوستان هم به ان اشاره نموده اند،  تاثیر گذاری روح رهبران غایب سابق و شبه لیدران امروزی بالای کادر های رده های دوم و سوم است.

 من باور دارم تا زمانیکه در ترد تاثیرات رهبران غایب و شبه لیدران امروزی عقب پرده موفق نشویم و خود را از زندان رهبران گذشته ازاد نسازیم، مستقل اوضاع امروزی و انکشاف حوادث را محاکمه نکنیم، تلاش و مبارزه کردن برای اعاده یک سازمان سراسری ملی دموکراتیک و فراکیر مبارزه ایست غیر سومند بینتیجه و بیحاصل.!

 چنین اقدام به هیچ وجه به معنی ان نیست که ما تجارب مثبت و کارامد، اندیشه  روش ها و حرکت های، دموکراتیک، اصلاح خواهانه و عدالتخواهانه و حرکت های معقول و اصولی سیاسی رهبران گذشته مان را زیر سوال قرار میدهیم و گویا رهبران ما یکسره خطاکار بوده چنین برداشت جز یک اشتباه محض چیزی بیش بوده نمیتواند.!

 در اخیر میخواهم به یک نکته دیگر که به سرنوشت حیاتی رفقای ما در داخل کشور ارتباط دارد اشاره نمایم : و ان اینکه حقیقت این است که، جبر تاریخ و زمان، مشکلات، درد و رنج مردم و منافع علیای ملی، انارشیزم و بحران و بیثباتی کشور، استبداد و بیعدالتی در یک کلام خطر از دست دادن هویت ملی ادم های بادرد و رسالتمند را مجبور میسازد که با هم در یک مسیر حرکت نمایند (متحد شوند) اینکه حلقات و نهاد های سیاسی بیرون مرزی با هم نزدیک نمیشوند قابل درک و فهم است اما اینکه چرا حلقات و نهاد های سیاسی داخل کشور در شرایطی که عملأ در اتش قرار دارند و مردم در خون و اتش، فقر، بی امنیتی در ياس و نا امیدی به سر می برند، حتی جبهه مشترک بر بنیاد منافع علیای ملی نمیسازند و منتظر فرمان جمع شی اند، بحث بر انگیز است؟

 محترم سلیمان لایق در مصاحبه اش در برنامه به عبارت دیگر شبکه جهانی تلویزیون فارسی بی.بی.سی کادر ها و رهبران حزب وطن سابق ح د خ ا را به وطن و سهمگیری در پروسه های سیاسی فرا خواند..

 مرا عقیده بر ان است که، اگر سهمگیری ها در پروسه های سیاسی کشور به سبک و طریقه که در بالا به ان اشاره شد و شخصأ لایق هم در مورد عملکرد های ناکارامد گذشته رهبران اشاراتی داشت، به نظر من بهتر است که انها در همینجا در غرب زندگی نمایند و بیشتر باعث درد سر و کشمکش های سیاسی و افتراق میان گروه ها، حلقات و نهاد های سیاسی داخل کشور نشوند.

 اخر کلام اینکه تا زمانیکه در عقب مرده ها در حرکت باشیم و به زنده ها اعتنایی نداشته باشیم  (در این حزب به صد ها کادر مجرب و با استعداد هم دیروز وجود داشت و هم امروزوجود دارد) و خود را مطابق شرایط امروزی همگام نسازیم و با عملکرد گذشته مان موضعگیری یی عقلانی و شفاف نداشته باشیم، به هیچ وجه قادر به سهم گیری فعال و تاثیر گذار در پروسه های سیاسی در کشور نه خواهیم شد.

پایان

 منابع استفاده: ازادی و سایت بی بی سی

 

  بازگشت به صفحۀ اصلی