محمد حسین فرهنګ
اطریش

دوکتور نجیب الله اسطوره ای برای امروز و فردای افغانستان

        حادثه ای دردناک شهادت دوکتور نجیب الله رخدادیست که حافظه تاریخ کشور انرا هیچګاه فراموش نخواد کرد٠ همیشه برای یک شخصیت تاریخی و سیاسی انچه به حساب می اید نقش سازنده او در تحولات سیاسی و تاریخی بوده، چه نقش او نمایانګر ارزش وجودی ومعرف شخصیت اوست٠

       شهید دوکتور نجیب الله در ازمایش بزرګ زندګی پر بارش سر بلند و موفق بدر امد٠ بنیان ګذار حزب وطن دوکتور نجیب الله چهره ای نام اشنايست که به نوبه خود در عرصه ای روشنفکری مترقی و واقع ګرا تاثیر به سزايی ګذاشته است و مرز بندی اش را با قدرت مشخص کرده و از دیدګاه اندیشه انتقادی نقد های بنیادینی نیز به جریانهای مختلف (چپ و راست افراطی) وارد کرده است٠ وی افات جریان های واپسګرا وافراطی چپ و راست را بر کشور به خوبی میشناخت و انرا بصورت کاملا علمی وسیاسی تحلیل و تجزیه مینمود و از فرو ریختن پایه های سیاسی،نظامی،اقتصادی واجتماعی همګان را اګاه ساخته بود٠ وقتی من (نویسنده متن) این جهت ها را در ذهن خویش فورمول بندی میکنم از موضع احساسات نبوده بلکه انرا از موضع حقانیت تاریخی بیان میدارم٠  پیش بینی های دوکتور نجیب الله در مورد اینده کشور در صورت خیانت به سیاست مصالحه ملی و غلطیدن در دام های خطرناک ملیت پرستی، قوم پرستی، نژادی، لسانی، سمتی، مذهبی قرار ګرفتن در خدمت بیګانګان، و از هم پاشانیدن قوای مسلح را همګان به چشم سر دیدند٠ و این در حالی بود که فضای سیاسی حاکم بر جهان امکان هر نوع اظهار نظر را از هر سیاست مدار دنیا ګرفته بود تا بتواند شرایط یکسال بعد یا حتی یک ماه بعد را پیشبینی نماید،اما دوکتور نجیب الله ان نابغه سیاسی که هرګز تاریخ کشور نظیر انرا به خود نخواهد دید،با ان بینش عمیق و استعداد خدا دادی خویش شرایط و حوادث اینده کشور را چنان عالمانه و بدون ذره ای اشتباه پیش بینی نمود که ګوئی تمام ان وقایع را به عیینه در پیش چشمانش میدید، انهم تقریبا دو دهه قبل از وقوع انها.

 

همین خصلت ونګرش ژرف سیاسی دوکتور نجیب الله بود که او را در همه موارد از تمامی رهبران(ح٠د٠خ٠ا-احزاب و ګروه های دیګر-رهبران قبلی و امروزی کشور و با صراحت میګویم از رهبران اینده کشور) متمایز ساخته و جایګاهش را در بلند ترین قله افتخارات   تاریخ کشور قرار داده است،که نه قبل از وی کسی به این مقام شامخ دسترسی پیدا نموده بود و نه در اینده کسی چنین جایګاهی را بدست خواهد اورد٠متفکران اصیل وطن دوست و خرد مند همواره فروتن بوده اند و از کرسی های مهم و پر زرق و برق جهت تعالی، ترقی، صلح، ارامش و اسایش مردمش در صورت ضرورت صرف نظر نموده اند٠ولی در جناح دیګر بوده اند وهستند کسانیکه خود وایده های خود را به بال مګسی فروخته اند و در اخر زیر چکمه های سنګین خریداران خویش لګد مال شده اند.


مصالحه ملی دکترین سیاسی شهید نجیب الله !

چرا مصالحه ملی؟

      حل مسایل حال واینده افغانستان از طریق سیاسی با مرجح دانستن منافع ملی وصلح سراسری بر منافع طبقاطی، حزبی، قشری، محلی، قومی و قبیلوی؛

      پذیرش حق قانونی برای همه احزاب و سازمانهای سیاسی متکی بر تعدد احزاب؛

      پیشبرد دیالوګ وسیع با همه نیرو های ګیر در جنګ اعم از نیرو های مستقر در پشاور و تهران، طرفداران شاه سابق وروشنفکران افغانی مقیم غرب، نمایندګان مهاجرین خاصتا قوماندانان داخلی به منظور جستجوی راه های پایان دادن به انقطاب خونین کنونی و دسترسی به تفاهم وسیع بر مبنای منافع ملی.

مصالحه ملی که اول بار در سال ١٣٦٥ با صدای رسای شیر مردی از تبار قهرمانان ملی، رهبر همیشه جاوید حزب وطن شهید سرافراز دوکتور نجیب الله در فضای کشور طنین انداز شد صفحه جدید در تاریخ کشور ګشوده ګردید وراهی ګشود تا کشور و مردم مصیبت زده کشور را از بن بست سیاسی و نظامی برهاند این سیاست که تراویده از ذهن بزرګ مرد سیاسی تاریخ ګشور بود نظر جهانیان را در مورد حاکمیت حزب وطن بطور کلی دګرګون ساخت٠

    در شرایطی که کشور از یک طرف با بحران عمیق سیاسی و نظامی روبرو بود و مخالفین در صدد ادامه جنګ،خون ریزی و ویرانګری بیشتری (با اشاره حامیان خارجی شان) بودند و از جانب دیګر در میان بعضی کادر های رهبری بودند کسانیکه جز در فکر شعار های اولیه (تحول ٧ ثور ١٣٥٧) نبوده و برای حل مشکلات عدیده کشور راه حلی در مخیله شان پیدا نمیشد و یا عمداً در باره راه حل اندیشه نکرده بودند و یا نمیخواستند لحظه ای در این مورد فکر نمایند چنانچه رهبر فقید حزب وطن دوکتور نجیب الله باری در مورد شان ګفته بود:

٠٠٠اینها سرمست از باده پیروزی زندګی را فقط در اتاقهای مجلل کار خود و موتر های پرده دار و امن میبینند برای اینها از خود ګذری، صلح، رفاه مردم و تحقق مصالحه مفهومی ندارد باید بدانید که در خارج از این چار چوکات مردمی زندګی مینمایند که در ګرداب مصیبت و مشکلات دست وپا می زنند

    و ما در مقابل شان مسوولیم تا برایشان صلح،ارامش و خوشبختی به ارمغان بیاوریم٠ (یکی از علت های خصومت با دوکتور نجیب الله از جانب تعدادی مسند نشین داشتن چنین اندیشه های انسانی بود) اين سخنان دوکتور نجیب الله متوجه کسانی بود که خود در سالهای اغازین (تحول، کودتا، دګرګونی٠٠٠١٣٥٧) از تاثیر ګزار ترین افراد در تحولات مهم و المناک کشور بودند، و هنوز هم با سماجت ولجاجت تکیه بر همان شعار های فریبنده دارند و هر ګاه که مورد پرسش یا انتقاد قرار میګیرند ګاه با تندی و ګاهی با استفاده از شیوه های بازی با کلمات ادبی نظم و نثر ګونه تقصیر را به ګردن این یا ان میاندازند و اقدامات خود را از اغازین سالهای دګرګونی سیاسی و نظامی کشور تا وسیله قرار ګرفتن شان به حیث ستون پنجم دشمن در سال ١٣٧١ توجیه نا عاقلانه مینمایند٠ ګفته اند: بد ترین مرض و بدترین خیانت انست که ادم خود را فریب دهد انها دچار همین مرض مزمن ګردیده اند٠


آ
ری عزیز خواننده ګرامی !

در چنین احوال و اوضاع پیچیده وبغرنج کشور بود که تنها رهبر خردمند حزب وطن دوکتور نجیب الله قهرمان با دید وسیع به قضایا و تحلیل و تجزیه سیاسی اوضاع کشور، منطقه و جهان با درایت و بینش عمیق سیاسی مصالحه ملی را تنها نسخه علاج درد های مردم زجر کشیده و کشور زخم خورده از دست اجانب و خود فروخته ګان داخلی پیشکش نمود٠  سیاست مصالحه ملی یکی از مهمترین تصمیمات رهبری حزب وطن بود که نګرش جهانیان وسیاسیون حق بین و واقع ګرا را در مورد حاکمیت حزب وطن به زعامت دوکتور نجیب الله متغییر ساخت٠بدون شک مقابله نظامی نمی توانست راه حل معقول و مناسب برای حل مساله بحران کشور باشد٠حتی با تداوم جنګ نیرو های مسلح مخالف تواناېی مغلوب ساختن دولت و نیرو های دفاعی انرا نداشتند (تجربه سالهای جنګ اثبات کننده این ادعاست) اما افسوس که خیانت و فرو پاشی از درون حاکمیت اغاز ګردیده و موریانه ها از داخل بدنه حاکمیت شروع به کاویدن پایه های نظام نمودند (چنانچه شهید دوکتور نجیب الله در اخرین سخنرانی خویش با اندوه فراوان به این موضوع اشاره نمودند) تا به خیال باطل خویش پس از سقوط دولت پاداش خوش خدمتی ورقصیدن به ساز امرین خود را ګرفته مادام العمر به کرسی های قدرت تکیه زنند ولو به قیمت تباهی و نابودی مردم و کشور باشد. به ګفته دوکتور نجیب الله، انها فقط حیثیت یک چوب ګوګرد را بازی نمودند که انباری از باروت را شعله ور ساخته کشور وملت را به اتش کشیدند و خود نیز در شعله های این اتش سوختند،نابود ګردیدند وخاکستر شدند. از منظر دیګر در جامعه ای در حال ګذار که نا بسامانی ها نتیجه پیامد اشکار عملکرد رهبران قبل از شهید دوکتور نجیب الله بود ،دو دیدګاه عمده را میتوان مشاهده کرد که البته هر کدام از انها شامل جزئیات کوچک و بزرګ فراوان است که در تعامل و تضاد با یکدګر قرار دارند  و در مواردی سر رشته انها را در خارج از مرز های کشور میتوان رهیابی نمود (که این مقال را ګنجایش بحث در ان مورد نیست، باشد برای بعد) این دو دیدګاه هر کدام به نوبه خود با عث بر انګیخته شدن جریانات سیاسی متعددی ګردید که در سالهای اخر حاکمیت حزب وطن وبعد از ان بخوبی اشکار ګردید و شهادت دوکتور نجیب الله نیز نمیتواند متاثر از ان نباشد.

سیاه دلان کور مغز، خفاشان شب پرست، خود فروختګان بی ایمان، انانیکه دستان سیاه تان الوده به خون شهید دوکتور نجیب الله است بدانید از هر قطره  خون این فرزند خلف و سردار رشید استقلال وازادی میهن هزاران رهرو دیګر عرض وجود مینماید و علم صلح، استقلال و مصالحه ملی که یاد ګار جاودان ان رهبر بی همتاست، را همیشه در اهتزاز نګه میدارند نجیب الله قهرمان روحت شاد یادت ګرامی راه بر حقت پر رهرو لطف و رحمت خالق یکتا شامل حالت٠

محمد حسین فرهنګ
اطریش

26.09.2008

 

 

>>>