www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:12.09.2008

ك. كمال

همه به راه نجیب الله

اینک دوازده سال از تاریخ شهادت دو برادر ودو دلاور دکتور نجیب الله مبارز نستوه راه صلح وتفاهم وبرادر جوانش احمدزی میگذرد٬ گذشت این زمان چیزهای زیاد را در لابراتوار خود به ازمایش گرفت وسره های زیاد را از ناسره ها جدا ساخت٬ درضمن ان با تمام وضوح حقانیت موضعگیریهای حزب وطن ورهبر شهید انرا در بر ابر افغانها وجهانیان به نمایش ګذاشت وبا قاطعیت مهر بطلان بر تمایلات واقدامات مخالفت با انرا بر پیشانی عاملین ان کوبید .

   اینک درمسیر بی بر گشت زمان بعد از قریب به دو دهه پراگندگی هرچند اهسته اما پیوسته تلاشهای درراستای انسجام وکنارایی اعضای حزب وطن ودرک حقانیت موضعگیریهای حزب بوسیله انها در روشنی واقعیتهای عینی جامعهء ما به عامل نیرومند امید واعتماد بین اعضای حزب وطن مبدل گردیده است ما عقیده داریم که امر مقدس حزبیها وپیوست مجدد خانواد هء بزرگ سیاسی ما درنتیجه مبارزه دشوار اما پرافتخار علیه ګرایشهای حزبی وشخصیت های شاخص این گرایشها٬ ممکن ومیسر میگردد٬ این مبارزه می باید با تهذیب عالی سیاسی٬ درایت وحوصله مندی تمام٬ توام با دلسوزی نسبت به فرد فرد از اعضای این خانواده صورت گیر د٬ خوشبختانه امواج نیرومند وفزاینده از میان اعضای حزب وطن برای سهمگیری درین مبارزه ورفتن به سوی حزب وطن قامت می افرازد که ما را به درستی وحقانیت راه مان٬ بیش از پیش مطمین تر میسازد.

       مبارزه موثر علیه بحران همه ګیر درکشور که همه در بوجود اوردن ان سهم گرفته ایم نه تنها اعضای حزب وطن که از تمام نیروهای ملی ووطندوست مصرانه میطلبد تا با وحدت عمل واشتراک مساعی شان سهم در زدودن ان ادا نمایند، حزب وطن هنګامیکه هنوز قدرت دولتی را دراختیار داشت با نقد از اندیشه ها و انجام داده های سلفش به این واقعیت اعتراف نموده بود که رفع اثرات ناگوار بحران کار یک حزب نبوده همانطوریکه بحران دارای خصلت همگانی است٬ مبارزه علیه ان نیز باید خصلت همگانی داشته باشد٬ درست بهمین دلیل ودر پرتوی دستیابی به فکر ونتایج جدید از منافع تنگ ومحدود حزبی خویش به نفع منافع ملی گذشت٬ پلورالیزم سیاسی٬ کنارامدنها٬ گفتگو وتفاهم را اعلان و در راه رسیدن به ان سیاست مصالحهء ملی را تا انجاییکه به این حرب بمثابه یک طرف بحران ارتباط داشت با صداقت وصراحت به پیش برد.  شهید دکتور نجیب الله رهبرحزب وطن و رییس جمهور پیشین افغانستان بار ها مخالفین مسلح٬ کانونهای سیاسی خارج از کشور وشخصیتهای بانفوذ مستقل و به اصطلاح خود شان از شاه تا گدا را مخاطب قرار داده میگفت: ما بحیث فرزندان صادق این وطن وبحیث انسانهای متعهد در برابر وطن ومردم٬ بادرک رسالت خود در برابر تعمیل ارشادات الهی از تمام هموطنان دعوت بعمل می اوریم که ازرده گیهای قبلی را کنار گذاشته وبخاطر اشک واندوه یتیمان و مادران ماتم زده و نشسته در سوگ فرزندان شان یکپارچه و متحد شوند و در مار تامین صلح با ما یکجا گردند. همچنان رهبر شهید ما بارها گفت که بخاطر خدمتگذاری بمردم وبخاطر تامین صلح درکشور ما ازکرسیها وچوکیها تیر هستیم وحتی در راه رسیدن به این ارمانهای بزرگ اگر لازم باشد از زندگی خویش نیز میگذرم که چنین کرد و در راه سرفرازی و یکپارچگی ملت افغان از زندگی پربار و پرافتخار خویش مایه گذاشت. وضعیت حاکم کنونی بر جامعه از بسیار جهات مشابه به وضعیت همان سالهاست و هنوز هوشدارها و دعوتهای شهید نجیب الله برای جلوگیری از عمیق شدن فاجعه و راههای بیرون رفت از ان از اعتبار و قوت کامل سیاسی و فکری خویش برخوردار اند٬ حلقه مفقود درحرکت سیاسی جامعه ما همان است که نجیب الله به ان چنگ زد و این وفاق ملی است و این در واقعیت همان عروت الوثقی وحبل الله است  که ما را از پراگندگی به سوی اتحاد ویکپارچگی فرامیخواند و مفهوم اصلی نظریهء مصالحه ملی را تشکیل میدهد٬ مصلحت همگانی را منظور داشته و از طریق گفتگو و تفاهم بین الافغانی ممکن میگردد.

باور ما این است که برای تحقق ارمانهای حزب وطن ورهبر شهیدان٬ وحدت و همسویی اعضای پراگنده ان از اهم مسایل ووسایل اند ما با این مسله نه تنها برخورد شکلی وذوقی نداریم که انرا یک ضرورت و کار برای انرا مشخصهء وطندوستی وخدمتگذاری بمردم درعمل میدانیم٬ بگذار موجهای کوچک باهم اشتی کنند و توفان شوند٬ بگذار جویبارهای کوچک به بحر راه یابند و بگذار این ارزوی شهید نجیب الله جامه عمل بپوشد که بارها گفت:

څودې توان رسي په لوی دریاب کې ګرځه
په ویالو کې دې زوال وینم نهنګه
 

دوستان محترم!

درین اواخر درملاقات با برخی از اعضای سابق حزب وطن با سوالات برخورده ایم که از نظر ایشان به نحوی علت العلل فاصله حزبیها را از حزب مادر میپندارند٬ ما ضمن احترام به نظریات شان برخی از انها را مورد بحث و فحص قرار میدهیم. بطور نمونه برخیها میگویند.

۱- بد گویی و عیب گویی علیه رهبران را متوقف سازیم :

اگر قرار باشد سابقه حزبی مانرا از ح. د. خ. ا. آغاز نماییم درینصورت (نورمحمد تره کی٬ حفیظ الله امین٬ ببرک کارمل و داکتر نجیب الله) در صف رهبران قرار میکیرند.  باور ما این است که اساساً نارسایی در طرح مسئله است.  شک وجود دارد که شاید این عده دوستان ما عیب جویی وبد کویی را با نقد رهبران و سیاستهای شان به اشتباه گرفته باشند و اگر بد گویی غیر از نقد است در انصورت نه تنها درمورد رهبران که در مورد هر کس و بنام انسان مردود است.  بدگویی وعیب جویی هرچه است عمل سیاسی نیست و ما با ان هیچگونه رابطه ای نداریم، اما ما به نقد عمیقآ باور داریم نقد ویرانگری است برای اباد گری٬ نقد تلاشیست برای دستیابی به حقایق٬ جستجویست برای تشخیص خوب و بد٬ تصمیمیست برای شناخت و بیرون رفتن از بحران و بالاخره نقد پیش شرط هر برنامه وهر فکر جدید است هرگز نو نخواهید شد مگر انکه زیر ذره بین نقد خود را قرار بدهید و از ان رسیدن به فکر جدید را منظور داشته باشید٬ فکر نکنید که حزب نو ساختید دیگر شما نو هستید بخاطر داشته باشید که  هر نو٬ نو نیست و هر رفتن رسیدن نیست.

۲- میکانیزم ومحور قابل قبول برای تجمع دوباره حزبیها کدام است ؟

این سوال بسیار بااهمیت٬ جالب و قابل تامل است زیرا همه از وحدت حزبیها حرف میزنند ولی به این سوال که چگونه و بر کدام محور میتوانیم به این هدف نایل اییم کمتر میپردازند.

برخی از دوستان ما که از هم پاشیدن حزب وطن را به معنی غیابت دایمی غیر قابل بازگشت آن درعرصه سیاسی کشور تلقی کردند و احزاب جدید را از بدنه ان بوجود آوردند یا هم دور از محور حزب وطن دو یا سه جزیره بین خود پروتوکول همکاری بین الحزبی را عقد نموده  آنرا برای خود و فراتر از آن آنرا بحیث محور تجمع تمام نیروهای ملی و دموکراتیک قبول نمودند (به یخ نوشته کردند وبه آفتاب ماندند). ما عجالتآ با نیروهای ملی٬ دموکرات و وطندوست کار نداریم نخست معیارهای تشخیص این نیروها فرق میکند معیار تنها این نیست که تحت نام مبارزه علیه تروریزم هرکس وهر نیروی بد ما آمد به ان مرگ بگوییم ویا هر جنایتکار را که مخالف طالب است قهرمان بگوییم. مخاطب ما اعضای سابق حزب وطن٬ حزب مشترک و محور مشترک خود ماست ما بحیث کسانیکه همین اکنون نیز با حزب وطن تعلق فکری و تشکیلاتی داریم به این باوریم که حزب وطن بحیث حزب مترقی٬ دموکرات و متعهد به منافع ملی و بمثابه مجموعه ای وطندوستان راستین میتواند محور مناسب و مساعد تجمع دوباره حزبیهای پراگنده باشد. جزایر جدا شده از حزب وطن نتوانسته اند نمایندگی حداقل کیفی و کمی حزب مادر را داشته باشد٬ خلقیها گروپهای خویش را تقسیم کردند و نامش را احزاب گذاشتند٬ پرچمیها نیز چندین پارچه شده و خود را در وجود پارچه های شان حزب گفتند به این ترتیب احزاب جدید از بدنه حزب وطن عامل اصلی پراگندگی اند٬ حال دور از محور حزب مادر تلاش برای وحدت به شاخ بدون برگ و ابر بدون باران مبدل گردیده وبه پراگندگی بیشتر انجامیده است عاقبت به خیر٬ و این درحالیکه حزب وطن همه (خلقی٬ پرچمی و گروپهای متعدد جدا شده ازین دو گروپ) را در کوره اندیشه مصالحه ملی ذوب نموده نه خلقی دیروز به خلقی بودنش و نه پرچمی دیروز به پرچمی بودنش افتخار دارد بلکه هریک از انها به اندیشه٬ حزب و رهبرش افتخار میکنند و بس. به اضافه انچه گفته آمد محور جزایر جداشده از حزب وطن تنها به اعضای خود جزیره تعلق دارد و حتی به عضو یک جزیره دیگر بیگانه است درینصورت چگونه ممکن است بهمه قناعت داد تا از محور فعلی تشکیلاتی اش صرفنظر نموده وبه ان محور نااشنا و بیگانه دیگر بپیوندد تلاش درین راه بیهوده است و به ثراب تاریخ می انجامد و این در حالیکه محور حزب وطن٬ محور مشترک و محور اشنا برای همه اعضای سابق آن است و مهمتر اینکه مراجعه به این محور به معنی تسلیمی یکی به دیگری نیست بلکه مراجعه همه به اصل خویش است٬ کنگره حزب وطن میتواند کنگره تمام اعضای سابقه ان باشد ولی درعین زمان کنگره٬ کنفرانس و...جزایر جداشده ازین حزب نمیتواند از همه ما باشد٬ ممکن است برداشتهای مختلف به اعضای حزب درمورد حزب وطن دست داده باشد، این نتنها عیب نیست که حسن نیز است، ما میتوانیم با برداشهای مختلف و مخالف از حزب به کنگره حزب برویم برداشتها را ارایه نماییم٬ از آن دفاع نماییم٬ به فیصله برسیم و بحیث انسانهای متمدن از اکثریت پیروی نماییم کجای این کار عیب دارد؟؟

ما حاضریم با تمام جزایر حزب وطن بر مبنای طرح دعوت کنگره حزب وطن٬ احترام به صلاحیتهای کنگره و تعهد به رعایت تصامیم آن حزب واحد داشته باشیم و بعد درست از همین موقف با سایر نیروهای همسو و همطراز در چار چوب اتحادهای مؤقتی و طویل المدت تعین تکلیف نماییم.

۳ ـ عده ای از دوستان میپرسند که حزب وطن از جانب دولت مجاهدین منحل گردیده درینصورت چگونه میتوان دوباره درمورد آن حرف زد ؟؟

درینمورد چه میتوان گفت جز اینکه با تلخی و تاسف به سوی این عده دوستان خندید. راستش تا کنون باورم نمی آمد که درمیان ما هم چنین ادمهای با این سادگی وهردم شهیدی وجود دارد. این عده دوستان ما حتمآ نمیدانند که تشکیل و انحلال احزاب کار دولتها نیست برعکس این کار در حوزه صلاحیتهای خود اعضای یک حزب است که به وسیله ای کنگره و یا هر میکانیزم دیگر تشکیل حزب شانرا اعلان ویا هم بوسیله ای عین میکانیزم انرا منحل میسازند٬ برای معلومات این عده دوستان باید بگوییم که هیچ کنگره ای اعضای حزب وطن انحلال حزب را اعلان نکرده است٬ اگر ربانی و یا مجددی این سادگی را در اعلان انحلال حزب وطن از خود نشانداده اند عیب ندارد ولی اگر رفقا ما تصمیم غیرقانونی آن چپاولگران را در مورد سرنوشت حزب خود که مطابق قانون احزاب در وزارت عدلیه وقت راجستر بود می پذیرند هم عیب است هم حیف. ملا ربانی به تروریستهای بین المللی از جمله بن لادن وصدها عرب وعجم بی وطن تابعیت افغانی داده بود این عده رفقای ما شاید آن فرمان را نیز احترام میگذارند؟! بدون شک آن فرمانها فاقد اعتبار اند این ما هستیم که با ادامه پراگندگی خود به آن مشروعیت میبخشیم.

۴ ـ عده ای از دوستان٬ تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن را به تلاشهای استفاده از نام حزب وطن برای ایجاد حزب جدید متهم مینمایند.

ما به این عده دوستان خود اطمنان نمیدهیم زیرا خود مطمین هستیم که در صدد ایجاد حزب جدید نیستیم. ما در چارچوب تشکیلات خود اصول را مطرح نموده و حرکت مانرا روی ان تنظیم نموده ایم٬ انرا یکبار دیگر مطرح مینماییم تا دیده شود از کجای ان بوی استفاده از نام حزب وطن و در کجای ان مظاهر تلاش برای ایجاد حزب جدید بمشاهده میرسد. ما خود را اینگونه تعریف مینماییم:

   ما اعضای حزب وطن هستیم؛

   اندیشهء مصالحه ملی معرف طرزتفکر ماست؛

   وظیفه ما انسجام اعضای حزب وطن است؛

   هدف ما دعوت کنګره حزب وطن.

دعوت از کنگره حزب وطن٬ احترام به صلاحیتهای ان و تعهد به رعایت فیصله های ان یکی و تلاش برای ایجاد حزب جدید چیز دیگریست که ما به ان هیچگونه تعهد نداریم٬ جلسه تاریخ دهم ماه می سال جاری منعقده شهر هامبورگ ـ المان با قاطعیت تصریح نمود که جریان ما درصدد ایجاد حزب جدید نیست و بهمین دلیل هم بود که شعار دعوت کنگره اعضای حزب وطن به شعار دعوت کنگره حزب وطن تعدیل گردید٬ ما در روشنی اندیشه های حزب وطن درک میکنیم که هیچگونه نیازی به حزبِ به اصطلاح جدید وجود ندارد٬ حزب وطن٬ حزب با رنگ و آهنگ جدید٬ دموکرات٬ ملی و دقیقآ حزب امروز است. این برداشت و اعتقاد در تشکیلات ما چندان قوی و بدیهیست که ضرورت به دلیل آوردن ندارد همانطوریکه ضرورت نیست دلیل بیاوریم که ماهی دراب زنده گی میکند.

۵ ـ برخی دوستان میپرسند چرا به اعضای رهبری سابق حزب وطن (اعضای هییت اجراییه) در خصوص ایفای نقش شان در تجمع دوباره حزبیها مراجعه نمیشود ؟؟؟

نخست چرا مراجعه ؟؟ انها برای چه رهبران حزب بودند که وحدت حزب را نتوانستند حفظ نمایند؟؟ این ماهی خو از سر گنده شد. اگر انها انچه درمورد وحدت حزب به صفوف میگفتند خود صادق میبودند دیگر چنین فاجعه ای نه بر حزب و نه بر مردم ما تحمیل میگردید٬ انها که  تعداد شان از تعداد انگشتان دست تجاوز نمیکند بین خود متحد نیستند چگونه میتوانند حزب بزرگتر از صدهزار نفری را متحد گردانند٬ مع  الوصف اگر خود ایشان همانطوریکه در پاشیدن حزب نقش داشتند و دارند تمایل برای ایفای نقش مثبت در بسیج حزبیها در اطراف یک محور واحد داشته باشند چرا نی؟ ما به اصطلاح کلاه خود را به اسمان پرتاب خواهیم کرد و با تمام حرمت و احترام درخورشخصیت هرکدام شان از انها استقبال خواهیم کرد٬ ای کاش ایشان این مسوولیت را بدون مراجعه وسالها قبل بعهده میگرفتند.

ما اعضای حزب وطن نسبت به هرکس درهرتشکیل دیګر بر ضرورت سهمګیری اعضای رهبری سابق درکمپاین انسجام٬ تدارک کنګره وشرکت با الفعل شان در کنګره تاکید میکنیم زیرا ما سوالهای داریم که از انها مطرح نماییم وچه بهتر از این که ایشان حاضر ګردند تا به ما بګویند که چګونه این فاجعه بر حزب ووطن تحمیل ګردید که تا کنون از مردم قربانی میګیرد .

رفقاودوستان عزیز!   باور ما این است که کار صادقانه برای وحدت حزبیها یکی و استفاده تبلیغاتی از ان چیز دیگریست٬ به ان بدیده ارزش نگریستن یکی و نگریستن بدیده نمایش چیز دیگریست٬ کنار امدن حزبیها یکی و گول زدن انها چیز دیگریست٬ اما انچه درین فعل و انفعالات ضروریست تشخیص عاملین این بازیهاست زیرا لازمه اساسی غلبه بر مشکلات تشخیص عوامل و اعتراف بر ان است. ما با صداقت و احساس مسولیت در قبال سرنوشت حزب وطن اعلان میداریم که حاضریم درهر همایش٬ مجلس٬گفتگو و مذاکره که منظور از آن کنار آمدن اعضای سابق حزب وطن بر محور حزب وطن باشد فعالانه شرکت نماییم ولی علاقه نداریم در همایشهای شرکت نماییم که هدف از آن محض تبلیغاتی به نفع این و آن سازمان تعین گردیده باشد و چی بسا تحت نام ملی٬ وطندوست و دموکرات به چپاولگران تاریخ قهرمان خطاب شود (اخر کور هم میداند که دلده شور است) متاسفانه چه آدمهای هوشمند جامعه ما درصدد به جیب زدن واقعتهای تاریخی اند و درعقب امکانات واهی سرگردان اند.

شاید مفید باشد برای نجات از سردرگمی درین ازدحام به اصطلاح نیروهای چه و چه یکبار دیگر در مورد تشکیلات خود و حزب خود ما گفت تا باشد درین فضای فقدان اعتماد و بی باوری کار ولو کوچک را انجام داده باشیم. از نظر ما :

ـ  حزب وطن٬ حزب بزرگ٬ سرتاسری٬ ملی٬ دموکرات و مترقی افغانستان بود و در آینده نیز میتواند ازین پوتنسیال برخوردار باشد٬ فقط همین محور آشنا واقعیت کنار آمدن ماست٬ فرار ازین محور بنا به هر دلیل که باشد فرار از یک واقعیت تاریخیست٬ بگذار به خاطر همه همراهان دیروز زنده سازیم و توجه شانرا به این حقیقت جلب نماییم که: ح. د. خ. ا. گذشتهء تاریخی ماست٬ ولی حزب وطن آینده سیاسی ماست؛

ـ   اگر بنابر دلایل و یا فشار یک و یا چند جزیره حزب وطن نمیتوانند و یا نمیخواهند درحزب وطن با ما مشترکاً مبارزه نمایند میتوانیم در وجود همین جزایرمتعدد حزب وطن جبههء وسیع و سرتاسری را تشکیل نماییم و درینصورت جبهه ما واقعاً ملی و دموکراتیک خواهد بود٬ جبهه ایکه با جنایتکاران جنگی ساخته میشود قبل از همه درخدمت جنگ سالاران٬ قاچاقچیان مواد مخدر و مفسدین فی الارض قرار خواهد داشت؛

ـ  ما با جنگسالاران خود کامه و غارتگر در اییتلاف و جبهه نمیرویم٬ برای یک روشنفکر خالی از هر گونه افتخار خواهد بود که با وارثین افکار قرون وسطایی٬ مجرمین جنگی٬ عاملین بربادی وطن و غارتگران عزت و داراییهای مردم همراه وهمسنگ گردد. کنار آمدن باانها تحت هر بهانه ای که باشد برای ما به معنی با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گریه کردن است؛

-  ما با نیروهای و گروهای در جبهه نمیرویم که به تبر و تبار باور داشته هویت افغانی٬ وحدت ملی٬ برابری و برادری اقوام ساکن افغانستان را احترام نمیگذارند (این اشخاص و گروها بهمگان معلوم اند)؛ و

ـ  ما با اشخاص و گروهای به جبهه نمیرویم که اندیشهء مصالحه ملی را بحیث وسیعترین حرکت بسوی تکثر و مشارکت رد میکنند و در صدد تقسیم و تقابل جامعه اند.

شاید نزد عده ای سوال ایجاد گردد که از یکسو برای رفع بحران همه گیر تمام جوانب را به همگرایی دعوت مینماییم و از سوی دیگر برخی را مستثتی ساخته و از همکاری با آنها اباء میورزیم ایا این یک پارادوکس نیست ؟؟؟

نخیر٬ ما ضمن تاکید بر موقف خود مبنی برهمگرایی٬ مستثنی قرار دادن عده ای را نه بملاحظه ذوق و شوق بلکه دقیقآ بملاحظه موخذ های فکری و اندیشوی بحران زا آنهاست٬ وابستگی به ایدیولوژیهایکه ریشه در بنیادگرایی (راست و چپ) دارد بحران آفرین و دشمن ساز اند حاملین همچو افکار استعداد همکاری درتشنج زدایی را ندارند. توجه باید کرد که عدم همکاری ما با برخی از نیروها به معنی تلاش برای حذف آنها نیست این دو از هم فرق دارد مخالفت ما بآنها مخالفت فکری است ونه چیز بیشتر از آن.

دوستان محترم ! نیک میدانیم که نه همه همراهان قدیم به راه حزب وطن میروند ونه ما حاضریم با همه همراهان قبلی برویم اما روی تقاضا و امید ما به سوی آنهاییست که به هزار دلیل میتوانند در راه تحقق آرمانهای حزب وطن و رهبر شهید آن باهم وهمراه باشند.

فرخنده باد دوازدهمین سالگرد شهادت دو برادر و دو دلاور سرزمین ما

همه٬ همراه وهمسنگ بسوی تدویرکنگره حزب وطن به پیش

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی