www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:08.08.2010

 خلیل الله عالم

قدرت های نوع ظهور جهان و بازهای بزگ بازیگرانی کوچک
آیا افغانستان لبنان آسیا مرکزی است؟ یا خواهد شد ؟

اگرافغانستان را لبنان آسیا مرکزی به حساب بیاورم یا قبول کنم که شباهت های باهم دارند که دارند اگرچنین است که لبنان که عروس خاورمیانه است چرا ؟ افغانستان خرابه وعقب افتاد ترین کشوردرآسیا مرکزی میباشد که نود درصد مردم آن از سواد خوندن  ونوشتن محروم هستند وبودآند این سوال مطره میشود که از پیدایش کشوری به نام افغانستان همیشه درکشمکش با بزگترین قدرهای جهان دست پنجه نرم کرده است و در یک منطقه برهان زای از جهان قراگرفته است که باید به خودی خود یک تجبربه بزرگی برای اهل سیاست این کشور باشد ولی هرگز چنین نبوده است این سوال اساسی مطره میشود که چرا ؟ در وقت امتیازگیری وملت سازی ناکام بوده است و هرفرصتی که برای باسازی یا نوسازی و ملت سازی پیش آماده است  برای این کشور به کابوسی تبدیل شده است  سوال اساسی این است که شما هر تعریفی که از سیاست داشته باشید به این نتیجه میرسید که داد و گرفت یکی از اساسات سیاست میباشد که ما همیشه دراین داد گرف بازنده اصلی بوده ایم  تا حتی که کسی مارا به عنوان یک ملت به رسمیت نمیشناخت ونمیشناست این ما بوده ایم که از حق خود گذشته ایم چرا ؟ کشورما را قبرستان قدرت هامینامند اگر این کشور برای قدرت های جهان قبرستان است و بوده برای باشنده گان آن هم دوزخت عالم بوده و هست وچی نصیب آن ها شده از این همه فداکاری های شان یا این بیشتر نادانی و ناکارآمادی سیاست مداران را نشان میدهد نمیدانم که کی پایان ناکارآمادی آنان  به پایان خود میرسد.

 بس این ما بوده ایم که میدان تمرین برای  قصابان نوع کار برای یادگیری صلاخی و زور آزمای بوده وهستیم یعنی همان بازنده اصلی آیا ما سیاست مدار حرفه ای نداشتیم یا نداریم ؟ اگر جواب مثبت است نام آنهارا که مارا به این وضیت رسانده اند چی باید ماند ما یک نمونه در تاریج خود هم نداریم که نشان دهد که ما توانسته باشیم  یک بارهم که شده باشد که از یک مرحله موفق عبور کرده باشم و همه را هم ملی قلمداد میکرده ایم ومیکنم  همه را زیره عنوان که لوی جرگه تسمیم گرفته است وبعدها سابت شد که اصلا نیرگ بوده است نه منافع ملی  بوده که بلکه منافع شخصی یاهم منافع کشورهای همسایه بوداست ما همیشه امتیاز داده ایم و هرگیز امتیازی نگرفته ایم امتیازی دادیم گفتم برای که خون ریزی  نشود بلکه همیشه هم بیشتر شده است.

امتیاز دادن  شروعی مرگ تدریجی است که ما آن را بارها وبارها  امتحان کردایم اگر ما این را قبول کنم که افغانستان لبنان دیگری است از آن میشود چیزی آموخته چون از تجروبه کشورخود که ما نیاموخته ایم  شاید  یک قرن کم باشد برای آموختن اما ما درلبنان شاهد یک نوع بازی بابزگترین قدرت های جهان هستیم ایم که یک داد وگرفت صورت میگیرد که من وارد جزئیات آن نمیشوم برای مثال در پلوی ارتش ملی لبنان یک مقاومت ملی هم موجود است یعنی همان مجاهیدن کار کشته و با تجروبه جنگ  هستند و آن را در مقابل قدرت های زورگو استفاده میکنند وموفق هم بوده اند وهستند که باید یاد آوری کنم که کشور لبنان هم دارای مذهب و قوم های خیلی موتضادتراز افغانستان میباشد که بازی از کادره رهبری امروز افغانستان هم تصیلکرده همان کشور میباشند  بازهم من وارد جزئیا آن نمشوم آن را به اهل خبره ومتخصصین اومورمیگوزارم اما افغانستان در اولین روزهای سقوط رژم طالبان و اولین خاسته پاکستان ازبین بردن مقاومت ملی رایعنی مجاهدین بود چون میدانست که ازاین حربه میشود از پاکستان امتیاز گرفته اول آن را نابود کرد.

وبعد به نیرگ جدید آغاز به کار کرد که از همان نیرگ که بعد از سقوط دولت دوکترنجیب الله استفاده کرد که ارتش  افغانستان توسط مزدو ران خود نابود کرد بعد به ساخت وپرداخت گوری به نام طالب  را راه هی افغانستان کرد و حالا میگوید که سرنوشته آن را برای پاکستان واگزار کنید و امروز میکوید که افغانستان کشوری قورن بوستاهی است و رهبران ما انتظار دارند که این کشور یعنی پاکستان میاجی دولت افغانستان و طالبان شود از گرگ میخاایم که چوپان باشد این تخروبه رامردم ما چند بار بادادن خون های فراوانی آموخته اند و لمس کرداند.

سوال اساسی من این است که برای نابودکردن مقاومت ملی چی امتیازی از پاکستان گرفته شده است و آن چی است ؟ آیا بهتر نیست که مقاومت ملی احیا شود ؟ اگرچی مشکلات خودرا دارد در گوتامدت ولی در درازمدات میتواند مانعی مداخلات کشور ها همسایه ما شود پول های که برای نابودی مقاومت ملی به مصرف رسید اگر این پولها برای تقویت وآموزش این نیرو به مصرف میرسید این نیروی مقاومت میتوانست بازوی خوبی برای ارتش ملی  باشده  و هم در چانه زدن های منطقی و بین المللی امتیازهای ملی گریفته میشود نه فردی  یا قومی و یک کلید راحل می بود.

من به این باورم که اگرچی دراین باره خطای نابخشودنی صورت گفته است که باید خیلی زود از این حربه استفاده ملی صورت میگیرفت نه قومی که درنایت به نفع مردم ما بود ما که دیگر چیزی برای دادن به پاکستان ندارم خط دیورند و معاهده گندمک راکه سال ها است  دادایم و باز هم این سوال مطره میشود که باز هم تجارت پاکستان برسر مردم ادامه پیدا خواهد کرد وتمام شدنی نیست ؟ من میگویم که باید هم نباشد چون امتیاز دادن برای پاکستان تمام شودنی نیست هر وقتی که دادن امتیاز به پاکستان خیانت ملی حساب شود نه افتخارآنگاه میشود امیدوار بود.

  آیا ما در این سرزمین کسی را که سیاست را به شکل حرفه ای آموخته باشد که توانائی عملی هم داشته  دارم ؟ میشود امیدوار بود ؟ چون سیاست  بد وبستان است که ما دراین عرصه همیشه ناکام بودایم و سوال بعدی من این است که آیا ما در انتخاب دوست ستراژیکی هم به همن مشکل دوچار نیستیم ؟ آیا مشکل ما تشخص است یا چیزی دیگر ؟ برای مثال در تاریخ افغانستان اولین باراست که ما با دو قدرت ما فوق جهان قراداد استراتژیکی امضاکردایم آمریکا و انگلیس  ولی خیلی زود انوز رنگ قلم  امضا کننده آن خوشک نشود بود که سروصدای میشود کادرهبری ما تهدید کرد که با طالبان یک جامیشوم یعنی به پاکستان این خوب نشان میدهد که ما حتی برای انتخاب دوست هم مشکل دارم چیبرسد که امتیاز گیری درازمدت اگر کمی به تجروبه جهانی نگاه کنم برای مثال آلمان گره جنوبی و جاپان که قراداد استراژیکی با آمریکادارند برای نمونه که اگر جاپان را مثال بگیرم از طرف آمریکا مورید حمله اتومی قرا میگرد که این سنگین ترین ظلمی است که میشود به یک کشور رواداشت  ولی در این تازگی نخست وزیر جاپان درانتخابات شعار داد که برای  برچیدن پایگاه آمریکارا اگر به قدرت برسد اقدام میکند ولی وقتی به قدرت رسید دید که این کار میتواند به ظره منافع ملی کشورش میباشد ازاین کار دست برداشت واز مقام خود استفاداد آیا جاپان امروز این توانائی را نداشت که حداقال ماند سیاسیون ماسر و صدا کند ویا از آمریگا به طرف چین  روبیاورد چنین نکر از مقام خود استفا داد.  ولی آنچی که خیلی کبود آن در کشوری مانند افغانستان اساس میشود یک شورای میلی قوی و یاهر شورای که باشد ماننده آمنیت ملی قوی که منافع ملی را تشخیص داده به تواند که وابسته به قوم زبان مذهب  یاایدئولوژی نباشد مانند لبنان که همه اقوام خود را برای  شیریک کردن در قدرت  داشته باشد حزب قوم مذهب و همه در قدرت شیریک باشند تا هر کار که صورت میگیرد منافع همه کشور های منطقه در خطرباشد نه که مانند ما که همه چیزه را فدای قوم گرای زبان گرای و بربریت کردایم تشکیلات یادشوده باید طوری باشد که چیزی برای آن ها مهم تراز انسانیت وبرابری که اصل دین اسلام است نباشد.

 اگر یک سیاست مدارضیف هم به قدرت میرصد در بد وبستان های داخیلی و منطقوی و جهانی ضیف عمل کند این توانائی را داشته باشد که معانی عمل آن گرداد و اگر قدرت شیرنی کرد همه چیزرا  فدای قدرت نکند او را وادار به استفا کنند مانند تمام اصول اسایسی سیاست که توانائی مطره است نه قوم  نه زبان نه حتی رای مردم  چون شاید هم درکشوری مانند افغانستان یک فریب کار قوم پرست به قدرت برسد آن گاه اگر چنین اورگانی نباشد کمی دیره شده است چون فرمان بازی ها شروع میشود باید کسی باشد که بدون خون رزی جلوفرمان رابگیرد که این همه بدبختی های ما از فرمان بازی های گزشته وحال است البته با نگاداشتن دست آورداها ۹ سال گذشته یعنی آزادی بیان برابرحقوق مرد و زن و حزاب سیاسی و و . قانونیت را باید از بالا شروع کرد نه از پائین سوال آخیری من این است.

مادرمنطقی زندگی میکنم که دیریازود این منطقه به باشگاه قدرت نو ظورجهان تبدیل خواهد شد این قدرت ها هم ازنظر تداد نفوس  فرهنگی  پیشینه و عمل کرد خود بابقیه قدرت های شناخته شده خهان فرق زیادی دارند باقدرترین وبیسابقه ترین باشگاه ی قدرت های جهان تشکیل خواهد داد سوال من این است که آیا ما باز هم خلته بوکس این قدرت هاخواایم بود ؟ ولی آنچی که ما میدانم این است که گزشته را میدانم  حاله حاضر را هم میبینم  پس اگر این فریزه دوست با شد که هرچی بکاشتی درومیکنی پس باید یک نظری را به عراضی سیاسی اقتصادی ملی  خود انداخت دید که دراین عرصه  کشاورزان ما یعنی سیاست مداران ما چی کاری کرده اند.

بااحترام

نویسنده خلیل الله عالم

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد