www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:12.04.2010

نصیر باغبان

« عاقبت گرگ زاده گرگ شود »

چنانچه مبرهن است کشور عزیزما افغانستان بنا بداشتن موقعیت حساس جیوپولتیک خویش دردرازنای تاریخ پیوسته آماج مداخلات وسیع خارجی وهجوم قدرتهای بیگانه قرار داشته که این امربدون شک نقش بزرگی رادرحفظ عقب ماندگی قرون اوسطایی وسطح نازل سواد وبینش سیاسی وهم چنان دوام فقر وسیاه روزی درین سرزمین ایفا نموده است.

حوادث وریداد های تاریخ معاصر کشور نمایانگراین واقعات تلخ و زهرآلوده است که قیامها و نهضت های ترقیخواهانه، بخاطرطرد عقب ماندگی، استقلال وحاکمیت ملی، ایجاد واعمار یک افغانستان مرفه و مستقل بنابر توطه ها ی دشمنان خارجی وعمال داخلی شان باشکست های مرگباروجبران ناپذیرمواجه گردیده اند. بررسی مختصر گذشته ای نه چندان دور نشان میدهدکه دشمنان استقلال وترقی افغانستان همزمان بااستفاده از طرق وشیوه ها ی تجاوزعلنی دست مداخلات آشکاربکشور ما دراز کرده اند بلکه با نفوذ دادن عمال سازمانهای جاسوسی خویش درصفوف وطنپرستان، این جنبش ها را از درون منفجرساخته وبدین گونه به اهداف استعماری خویش به سهولت نایل گردیده اند. متاسفانه چنین لکه های سیاه درقلب خون چکان تاریخ کشور ما به وفرت دیده میشودکه باتوجه به مثال های ذیل میتوان به شمه ای ازاین حقایق پی برد.

آنگونه که گفته آمدیم افغانستان بنا به موقیعت ستراتیژیک اش بطورمستمر هدف تجاوزدوقدرت اسطیلاگر منطقه یعنی انگلیس وروس قرار داشته ودستگاه های جاسوسی شان پیوسته مصروف فعالیت وایجاد رخنه وشکاف درجنبش هاونهضت های وطنپرستان بوده ودرین راستاازبکارگیری هیچ وسیله ای دریغ نکرده اند که به شهادت تاریخ چند نمونه کوچک آنراتذکارمیدهیم.

- انگلیسهادرزمان فعالیت کمپنی شرق الهندباعطف توجه به اهمیت ستراتیژیک کشور ما وبخاطر دفع خطرات احتمالی کشور های رقیب با درک خصوصیات سنتی مردم افغانستان جواسیس وعمال خود را در چهره روحانی، سیاح ومبلغ به سرزمین مانفوذ دادندازجمله ایلدزپاتنجر یکی ازافسران معروف توپخانه ای انگلیس درابتدا به نام ملای هندی بسال ۱۸۴۱ به هرات رفت وبه تبلیغ دین پرداخت واسم خود راملا شیرمحمد گذاشت و با زیرکی خاصی مقرب دربار امیردوست محمد خان گردید و بمثابه یک جاسوس ماهر راه را برای رسیدن به تمام اهداف و پلانهای استعماری انگلیس هموار ساخت.

- یکی دیگر از جواسیس انگلیس بنام موهن لعل سالهای زیادی درایران بنام حسن آغای کشمیری و بعدا در افغانستان بنام مرزاقلی کشمیری شهرت یافت درجنگ اول افغان و انگلیس سازمان بزرگ جاسوسی را ایجاد وشبکه های وسیعی رادرصفوف ازادی خواهان بوجود اورد، گفته میشود که موصوف بخاطر پوشانیدن هویت اصلی خود چندین فامیل کشمیری را از کشمیر به افغانستان انتقال و در مناطق مختلف کشورمنجمله درقریه ای کمری درنزدیکی شهرکابل جابجا نمود.

- قاضی قادرونواسه ای قاضی حسن یکی از فعالان سازمان جاسوسی وعامل برجسته ای الکساندر برنس بدربار امیرشیرعلی خان تقرب یافت وکلیه اسرارسلطنتی رابه دستگاه جاسوسی انگلیس میفرستاد.

- علامه عبدالحی حبیبی درصفحات ۵۶-۵۷ جنبش مشروطیت مینگارد «حبیب الله خان که سراسر نظام سیاسی اش دروابستگی انگلیس قرارداشت، حزب سری ملی برای رفع اختناق حاکم وتامین استقلال سیاسی، از جانب عده ای اازروشنفکران وترقی خواهان بحیث نیروی عمده ای فشاردربرابر امیر حبیب الله ایجاد گردید، اعضای این سازمان مخفی هنکام تشکیل جلسه قران را درمیان میگذاشتند وبا قراردادن قلم وشمشیر بالای ان پلانهای خود را تنظیم میکردند باوجود آن دونفرخایین درمیان اعضای این حزب سری به نام های استادمحمد عظیم مشهوربه برگټ عظیموماشینکار وملا منهاج الدین فهرست اسمای حزب سری ملی رابه امیر حبیب الله دادند و او تعداد زیاد اعضای این حزب را به اعدام و حبس دوام محکوم کرد.

‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎- بعداز سال۱۹۱۹که افغانستان به رهبری امان الله خان به کسب استقلال سیاسی خویش نایل آمد، پادشاه تجدد خواه بعداز حصول استقلال با اصلاحات اقتصادی واجتماعی خواست پایه های دولت نوبنیاد خود را مستحکم سازد و از جانب دیگر مناسبات مستقلی با کشورهای منطقه وجهان تاسیس نماید این امر موجب نگرانی دشمن کهنه کار یعنی انگلیس گردید، انگلیس ها برای براندازی دولت امانی بابکاربرد همان وسایل

قبلی هزاران جاسوس را وارد خاک افغانستان نموده وعلیه امان الله خان فعال ساختند. میرغلام محمد غبار در کتاب افغانستان درمسیر تاریخ صفحهء۸۱۶ قصهء جالبی از زبان حبیب الله بچهء سقاو حکایه میکند (وی سفر خود رادر ماورای سرحد به حاضرین چنین شرح داد ٬٬ من از ترس تعقیب امان الله با پسران مامای خودسکندر وسمندر به پشاور براه رفتم وچندی مشغول چا ی فروشی بودم وآنگاه به توتگی رفته دکان سماوار را کشودم وهمان جا بماندم تا موقع مراجعت به افغانستان رسید، در راه بازگشت به قریه بریکوت رسیدیم روز جمعه بود به مسجد رفتم ملای برسرمنبر وعظ جهاد با کفر رامینمودچون تمام شدمن پیش رفتم از او دعای خیر خواستم ملا بمن دعا داده گفت در خارج شدن از مسجد درختی را خواهید دیدپای آنرا بشکا فید وهرچه بیابید بردارید. به چالاکی چنان کردم وچهار میل تفنگ، کارتوس ویک هزار روپیه نقد یافتم انها را برداشته وروان شدم وقتی از لغمان جانب کوهدامن میرفتم باز به ملایی برخوردم مرا دیده امر جهاد در برابرامان الله د اد. . . وقتی به کوهدامن برگشتم ملای دیگری مرا دید وفرمایش ملای پغمان را تکرارکردبه تگاو رفتم وغلا م محمد خان فرقه مشرتگاوی و آخندزاده تگاب ملا حمیدالله مرا به کشتن امان الله راه بلدی کردند وبعضی خان های پروان رابه کمک من نشان دادند، عزم برانداختن اوکرده به کابل حمله کردم) این داستان نقش جواسیس را بخوبی به تصویرکشیده است.

- درطی سه دهه ای اخیرگویی تاریخ تکرارگردیده است، عمال وجواسیس بیگانه با مهارت های خاص واردجنبش های مترقی وانقلابی گردیده ووظایف خایینانه ای شانرا با زیرکانه به پیش برده اند نفوذ حفیظ الله امین درحزب نو تاسیس دیموکراتیک خلق افغانستان و رشد سریع او در حزب و براه انداختن ماجراجویانه ای کودتای ثور و عدول صریح از برنامه ای حزب، اقدامات شتاب زده و حساسیت برانگیز جنبش عدالت خواهانه و دیموکراتیک را به بیراهه کشانید.

- بعد از سقوط حفیظ الله امین با هجوم ارتش سرخ جواسیس دیگر ازقماش دیگروارد صحنه ای سیاسی شدند و آن خوشنام را که زمانی با طرح برنامه ای دقیق وعملی اش (دیموکراسی ملی و راه رشد غیر سرمایه داری) در میان توده های وسیع مردم جاذبه ای بی نظیر داشت به یک حزب وابسته و دنباله رومبدل ساختند دوام چنین وضع نه برای رهبران سالم اندیش، نه کادرها ونه مردم قابل تحمل بوده میتوانست مسلما دخول وخروج ارتش سرخ برای روسها درسطح ملی وبین المللی شرم آور وننگین بودوآنهامیخواستند بعد از بیرون رفتن قوای شان کماکا ن منافع شانرا درافغانستان حفظ کنند که این مامول در وجود دکتور نجیب الله (بنیان گذار مشی بی بدیل مصالحه یی ملی وحافظ سرسخت استقلال، حاکمیت ملی، صلح وترقی اجتماعی) بود براورده شده نمیتوانست بناء نه تنها ازخارج بلکه درداخل حزب وقوای مسلح عمال ازقبل تعبیه شدهء خودرا فعال تر ساخت چنانچه دیده شد زمانیکه دکتورنجیب الله ح. د. خ. ا بعدا حزب وطن را ازکج راهه به مسیر اصلی اش قرار داده و سیاست نوینی رامبتنی برمنافع ملی کشورطرح وتدوین کرد عمال وگماشته گان بیگانه چگونه به سرعت بسیج گردیده وبمثابه ستون پنجم دست به تخریب وسبوتاژ زدند ، اینکه روسها برخلاف توافقات ژنیو (که خودیکی از امضاکنندگان آن بودند) برای برانداختن دولت قانونی دکتور نجیب الله وناکام ساختن پروسهء صلح چه کردند؟ آثار وکتب زیادی ازجانب قلم بدستان وتحلیل گرانبه نشر رسیده است که حتی نابینایان سیاسی نیز نمتوانند از حقیقت آن انکار نمایند.

- روسها نه تنهاخود کار تخریب وسبوتاژ اقتصادی وایجاد بحران سیاسی را بخاطر تضعیف و براندازی دولت نجیب الله، و ناکام سازی پروگرام صلح ملل متحد را در دستور روز قرار دادند بلکه با فعال ساختن ریزرف ها وجواسیس تعبیه شده ای خود درداخل حزب وقوای مسلح در وجود یک تعدادجنرال ها و افسران عالیرتبه وبسیج آنها دربغاوت نامقدس تشدید بخشیدند درزمره ای افسران عالیرتبه ودست اول سترجنرال نبی عظیمی معاون وزیردفاع وقوماندان گارنیزون کابل، جنرال عبدالفتاح قوماندان قوای هوایی ومدافعهء هوایی، جنرال محمد آصف دلاور (مشهوربه جنرال چرسی)، جنرال یارمحمد معاون اول وزارت امنیت دولتی (قاتل جنرال یعقوبی وزیرامنیت دولتی)وبرادرفریدمزدک، جنرال نورالحق علومی (این شخص قبلا رئیس زون جنوب غرب بودکه گفته میشود نسبت داشتن دوسیه های اختلاس وقاچاق سلاح به همدستی عصمت مسلم قوماندان قطعه ای قومی کندهار ازوظیفه سبکدوش گردید واز ترس محاکمه ازکشورفرارنموده وبه هالند پناهنده شد ولی درجریان کودتای ۱۹۹۲ بدستورمسکودوباره واردصحنه گردید بعدازچندروزی چون فهمید که میدان را باخته است دوباره کشور راترک کرد)، جنرال بابه جان معاون ریاست پنجم (قاتل جنرال عبدالباقی رییس ریست پنجم) و جنرال سید اعظم سعید جاسوس تعبیه شدهء شورای نظار، جنرال عبدالرشید دوستم (درفلم مستندی که بعدا مشاهده خواهید کردچهرهء اصلی وی راخواهید شناخت) در راه اندازی کودتای سیا ه وننگین۱۹۹۲ نقش وطنفروشانه خودرا آشکار ساختند. جنرال محمد نبی عظیمی را مورخین شهیر کشور نواسه ای همان برگټ عظیموماشینکار میدانندکه وطنپرستان رابهدهن توب داد میرغلام محمد غباردرجلداول چاپ ششم افغانستان درمسیر تاریخ(صفحات ۷۱۷-۷۲. ) چهره ای برگټ عظیمواین جاسوس دوطرفه را افشا کرده همچنان مرحوم عبدالحی حبیبی درصفحه ای ۷۱ کتاب جنبش مشروطیت درافغانستان وکاندید اکادمسین محمد آعظم سیستانی درصفحه۲۴۳ کتاب مقدمه ء برکودتای ثور وپیامد های آن جنرال نبی عظیمی را نواسهء همان برگټ عظمو دانسته اند. بنا بیجهت نبست که جنرال نبی عظیمی جاسوس کاغذ پیچ سازمان جاسوسی روسیه با خاصیت به ارث بردهء خویش توانست نقش محیلانه ای خود راازیکطرف باجلب اعتماد دکتور نجیب الله واز جانب دیگر درسازش با توطه گران با مهارت اجرا کند وبه این وسیله روان جدبزرگوارش راشاد ساخت.

- مگرچه کسی میتواندازاین حقایق آفتابی انکار نماید حتی خودنبی عظیمی هم نتوانسته ازاعتراف به ایفای ننقش دوگانه ای خود انکار نماید، او به افتخارافتضاح آمیزی در کتاب اردو و سیاست مینویسد: «درآنشب که قطعات دوستم وارد میدان هوایی کابل شدند و دکتور نجیب الله بخاطر انتقال دادن شان به محلات دیگر به دفتر کارم تلفون کشید به سکرتر گفتم بگو عظیمی نیست، و فردا صبح وقتی نزد داکتر به دفتر اسکاب رفتم برایم گفت رفیق عظیمی به شما اعتماد کردم و شما آخرین کارت من بودید و انتظار نداشتم برضد من کودتا کنید». با بیان این مطالب نبی عظیمی این شعر را در حق خود تحقق داد که گفته اند :

عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود

مردم افغانستان بادرک این حقایق چنین عناصر خاین ابن الخاین، ابن الخاین انتظار بیشتر ازین را نداشته و ندارند ولی توده های وسیع مردم و از جمله نیروهای ترقیخواه که در راه میهن مقدس و حزب پرافتخارشان تمام هست و بود مادی و معنوی را از دست داده اند حق دارند بپرسند که چرا عدهء ساده لوحانه میخواهند با دفاع از چنین خائینین با الفطره دامان خود را آلوده و ننگین سازند.

اکنون زمان آن رسیده است که نیروهای میهن دوست و دلبسته بمردم زجرکشیده صف خود را از جاسوسان و وطنفروشان جدا سازند و با معرفی چنین عناصر فروخته شده دین خود را در برابرتاریخ کشور ایفاء نمایند.

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد