|
||||
|
تاریخ نشر:27.04.2010 |
||||
|
غ. د. شمع وحدت سُتره رفیق ببرک کارمل که بر حق رهبر نهضت انقلابی و مترقی کشور میباشد. در تربیه وپرورش صدها تن از کادر های حزب مستقیمآ نقش داشته وهمه اورا بحیث رهبر مسلم و بالاستحقاق حزب احترام میگزاشتند، وقتیکه زعامت شوروی در نتیجه تغیر در سیاست خویش تصمیم به تغیر زعامت حزبی و دولتی افغانستان اتخاذ نمود و نجیب الله را که پرورش یافته دست رفیق کارمل بود جانشین ایشان کرد جا داشت با بزرگواری اورا مانند فرزند و رفیق حزبی خویش در اغوش گرفته و مورد حمایت قرار میداد که دران صورت جایگاه ایشان در تاریخ حزب و دلهای هریک از اعضای حزب بیشتر از پیش ارجمند میگردید ولې با تاسف ایشان برعکس در صدد دشمنی و تقابل با دکتور نجیب الله برامده و با اتخاذ موضعگیری خصمانه موقع انرا مساعد گردانید تا عده با استفاده سوٌ از نام ایشان به ایجاد فرکسیون نیرومندی مبادرت ورزندکه در راس ان محمود بریالی قرارگرفت، بالاثردکتور نجیب به زندانې ساختن یکتعداد اقدام ورزیده ولی دوباره دست به دامان انها زده و با دادن امکان کار د ر ادارات دولتی و حزبی به ایشان گویا از در آشتی درامد، ولی بد بختانه پروسه انتقام گیری فرکسیون یادشده با ایجاد و تداوم بغاوت و دشمنی در وجود دوستم و مومن ابعاد گسترده و خطرناکتری بخود کسب کرده و لغزیدن در اتحاد با راستگرا ترین عناصر که دردشمنی با ترقی و اسایش، وحدت ملی و استقلال کشور سرخط دیگران بودند، وکودتا علیه حاکمیت ح. د. خ. ا مرتکب خیانت نا بخشودنی شدند که همه شاهد زنده حوادث وواقعات و عواقب آن بوده، ویدیو کلپ هایکه شاید در آن زمان بخاطر مستند ساختن افتخارات انها ثبت شده اند اسناد انکار ناپذیر و گویای اندو نیازی به تو ضیح ندارد. دوام فعالیت فراکسیون متذکره در اروپا منتج به ایجاد «نهضت فراگیر» شده که بنابر اختلاف سلیقه و دلایل خودخواهانه، انشعابی تحت رهبری نورالحق علومی در ان صورت گرفت، و بعد ازگذشت مدتی گروه های منشعب دوباره با هم یکجا شده و گویا «حزب واحد» و محور وحدت را ایجاد کردند، با تذکر نکات فوق باید اذعان کرد که این گروه قبل از سقوط دادن دولت جمهوری دموکراتیک و اضمحلال ح د خ ا راه خویشرا از ان جدا ساخته بوند و تشکیلات امور مالی جداو مستقل ازحزب وطن داشتند، بنا بهیچ وجه نمیتوان انها را جزایر ایجاد شده از بدنه حزب و طن نامید زیرا انها قبلا خودرا از حزب و طن جدا ساخته و علیه ان کودتا کرده اند. تقاضای من از همه سازمانها، تشکیلات ایجاد شده از بدنه حزب دموکراتیک خلق افغانستان که با احساس مسولیت بخاطر تشکل نیرو های مترقی در کتله های مربوط دست به اقدام وطنپرستانه «متشکل ساختن صفوف حزب وطن زده اند و انعده اعضای حزب که تاهنوز به این تشکیلات نه پیوسته اند اینست که با درک هنر و فن مبارزه به ایجاد یک وحدت ستره بین خویش بدون اشتراک عناصر و تشکیلات الوده به خیانت به ارمانهای مردم و حزب ما ؛به طرد مرتکبین این جفای نا بخشودنی بپردازند و دشمن ازموده شده را بار دیگر نیازموده واین مار را بار دیگر در استین خویش جا ندهند، زیرا این شیر بروتها از هرروباه روباه تر بودند و علاوه بر نداشتن غیرت و قبولی ننگ تسلیمی به دشمن مردم از کرده خویش پشیمان نیستند وبا بیشرمی تمام در صدد دفاع از اعمال ننگین خویش میباشند. در اخیر میخواهم سوالی از این برادران مجاهد مطرح بسازم وان اینکه :شما که بخاطر کسب قدرت و «تخت نجیب» به بد ترین پستی متوصل شدید چطور میتوان قبول کرد که نجیب بدون هیچ حرف و سخنې تخت کابل را گذاشته و فرار کند امر مسلم اینست که او بعد از درک ناتوانی خویش در برابر کودتاچیان و از روی مجبوریت ناگزیر به فرار شد و در غیر ان اگر وی امکان دوام قدرت خود را میداشت هیچکس قادر به برگشتاندن وی از میدان هوایی شده نمیتوانستند و عدم توانایی «فرار» وی نشانه پیروزی کودتای بود که از حیرتان شروع شده بود و در جبل ا لسراج «گندمک دوم» تسجیل و در میدان هوایی به ثمر رسید و نتیجه ان بربادی وطن و قتل عام هموطنان و فجایع بیشماری است که بار گناه ان بدوش این خاینین بوده و عفوه ان گناه کبیره دیگری خواهد بود. |
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||
استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد