www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:05.05.2010

ف. غرزی

                          نگاهی

به نقش تاریخی قبایل مرزی در سرنوشت افغانستان!

(ارقام و حقایق در مورد  مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی
و اهمیت جیوستراتیژیک قبایل مرزی افغانستان!
)

فصل اول

(قسمت اول)

 

سخنی چند با خواننده:

اثر حاضر پیامد کار خستگی نا پزیر وارث محمد « وزیر» است، که بر پایه ای آن نامبرده در سال ۱۹۹۰ میلادی تیزس کاندید دوکتورای خویش  در علوم  تاریخ را در انستیتوت روابط بین المللی وزارت خارجه فدراسیون روسیه دفاع نمود، و در سال ۱۹۹۸ میلادی بر گردان پشتوی این اثر را به چاپ رساند و به دسترس خوانندگان قرار داد.

 نویسنده  در نوشتن این اثر روز های زندگی گرانبهای خویش را چنان سرمایه گذاری کرده است، که برای نخستین بار در فرآیند شناخت علمی مسایل مربوط به قبایل پشتون سر زمینهای شرق افغانستان و سرنوشت پُر آشوب و پُر آوازه ای انها، یک اثر علمأ تنظیم شده بر بنیاد میتودولوژی نوین دانشپروری به پیشگاه اهل پژوهش و دانش پیشکش نموده است. معنی این گفته این است که پرداخته های اثر موجود در میان  دها و صدها اثر علمی  که در درون کشور و بیرون مرز های آن به مسایل قبایل پشتون افغانستان پرداخته اند، یک نوشته ناب و یک آغاز دارای ارزش دانشپردازانه و علمی میباشد.

این اثر در پنج بخش : پشگفتار، یاداشتها، مأخذ و نتیجه گیری سرهمبندی گردیده که با سر سخن از نویسنده و «سخنی چند در بارهَّ این نوشته و نویسندهَّ آن » از  محترم سلیمان « لایق» آراسته گردیده است.

برگردان این اثر گاهی با بکار بستن دو متن پشتو و روسی همزمان صورت گرفته است وهرگاه در ساختار جملات زمانی ناهمگونی هایی با متن پشتوی آن به چشم میخورد، یگانه دلیل آن بکاربرد همین دو متن بوده و در معنی و مضمون ایده ها و اندیشه های نویسنده هیچگونه تصرف و مداخله ای صورت نگرفته است.

به نظر من برخی ارقام و احصائیه ها، نامگذاری ها و بر چسپ های بکار برده شده  در متن اثر قابل بازنگری جدی بوده که به باور کامل، نگارنده اثر در زمان لازم به آنها خواهد پرداخت. البته این نارسایی ها به هیچوجهه از ارزش میتودیک این اثر نه می کاهد.

 سهمگیری بایسته ای زلمی نصرت در کار آرایش و پيرایش برگردان و نشر این اثر قابل ارجگذاری و ستایش میباشد.  با به  سر رسیدن پخش  و نشر انترنیتی این اثر تلاش خواهد شد تا  این متن به شکل کتاب به دست چاپ سپرده شود که در آن صورت با تمام مقدمه ها و پیشگفتار ها یکجا با مأخذ آن به دسترس خوانندگان گذاشته خواهد شد.

با سپاس بی پایان

ف. غرزی

 

 

قبایل نوار شرقی :مرزها، شمار و ترکیب  باشندگان!

 سر زمینهای  مناطق  شرقی و جنوب شرقی افغانستان ترکیب پیچیده ایست  از کوهستانات،  دره ها، دریا ها  و دشت های پهناور که از منطقهء « دیوانه بابا» مربوط علاقداری برگمټال  ولایت کنر  و رشته کوه های پامیر در ولایت بدخشان  در شمال کشور آغاز و سپس به جانب غرب و جنوب غرب در استقامت خط نام نهاد « دیورند» ادامه یافته و تا منطقهء «الاجرغی» ولایت زابل دامنه کشیده است. با در نظر داشت ویژه گیهای ملی-اتنیکی، اجتماعی- سیاسی، نظامی- ستراتیژیک و اقتصادی مناطق نامبرده میتوان گفت، که بزرگراه ترانسپورتی کابل- غزنی-قلات – فندهار سرحد قبایل مرز های شرقی را در داخل کشور تشکیل میدهد. افزون بر آن ولایت وردگ، واقع در جوار این شاهراه و نیز بخش های غربی ولایات غرنی، زابل و قندهار که بوسیلهء بزرگراه یاد شده از « مناطق قبایلی»جدا گردیده نباید با « مناطق قبایلی»  اشتباه شوند.
   سلسله کوه های پامیر در شمال شرق نورستان بر این مناطق  فرود آمده و در ولایت لغمان، کنر، ننگر هار، پکتیا و پکتیکا  با نام های سفید کوه و کوه سلیمان  شهرت داشته که پوشیده از جنگلات انبوه میباشد. قُله ای «
سگارام«  سفید کوه که فریب ۴۷۰۰ متر بلندی دارد در استقامت جنوب ادامه یافته و نقطه ای پیوند و لایت ننگرهار، پکتیا، لوگر و اجنسی کورم را تشکیل میدهد. دره های کامدیش، دانگام و پیچ در ولایت کنر و دره های پوشال،الینگار و الیشنگ در ولایت لغمان  ازدره های مشهور این کوهستانات به شمار میروند. وادی ننگرهار و دره های بزرگ مناطق جاجی، منگل و جدران(ځدران) ساحات  کوهستانی  قبایلی را تشکیل داده که دره های خیبر، کورم، شمل، سپیری، توچی و گومل در این کو هستانات شهرت تاریخی دارند. دره  خیبردر ادامه ای شرقی سفید کوه قرار داشته که بلند ترین نقطه ای آن، قله ای « شمشاد»  در  استقامت  جنوب تورخم افغانی واقع است.

   جنگلات کوهستانات یاد شده گنجینه ای بزرگ درختهای بلوط، جلغوزه، ارچه، نشتر و غیره وجود داشته که به صورت غیر فنی به کار برده میشوند. در نتیجه ای بهره برداری غیر مسلکی جنگلات، ساحه آنها به تدریج کاهش یافته که این امر به پروسه ای ایرایسیون یا کمبود خاک کمک نموده و بارندگی های پیهم زمینه را برای په میان آمدن قولها مساعد ساخته که خاک مفیده ای اراضی زراعتی را بلعیده و آفات گوناگون را به بار میآورد.

 دریا ها در مناطق شرقی افغانستان به سه گروپ تقسیم میشوند.در گروپ  نخست: دریا های کابل با معاونین آن شامل است که مربوط حوزهء اباسیند میشوند. این شریان بزرگ آب از بلندی های « اونی» سرچشمه گرفته، در ساحه ای بگرامی دریای لوگر، در حوالی نغلو دریای پنچشیر، در حومه های فرغه یی دریای الیشنگ و الینگار و در مربوطات کامه دریای کنر با آن بیوسته وطی تمام طول ۷۰۰ کیلومتر خویش صرف ۴۰۰ کیلومتر آن در خاک افغانستان جریان دارد.

در گروپ دوم : دریاهای کورم، کیتو( کیتی)، توچی و گومل شامل اند. این گروپ دریا ها نیز مانند دریا های کابل آب خویشرا به دریای اباسین میریزند. صرف گروپ سوم دریا ها که چندان بزرگ نیستند آب خود را به صورت کل در داخل افغانستان به مصرف میرسانند. اینها عبارتند از دریاهای غزنی و ترنگ که سر انجام در دشتهای غزنی و قندهار میخشکند. اکثریت دریا های منطقه آب خویش را از ذخایر برفی ویخچالها تامین نموده که در موسم بهار از وفور آب مستی نمود و در فصل تابستان تقریبأ بدون آب میباشند.

   شرایط خشک سوبتر اپیکی همراه با فصول گرم و خشک تابستان- خزان وفصول نسبتأ  مرطوب زمستان، بهار مشخصات سرشتی- اقلیمی سرزمینهای شرق افغانستان را میسازد. با آنهم این ساحات گواه موجودیت مناطق دارای میکرواقلیمهای رنگارنگ دیگر نیز میباشد. بخش بیشتر این مناطق وبه ویژه رخ کوهستانها مشرف به جانب شرق بوده و اثرات فصول کوتاه تابستانهای بحر هند را احساس میکند. بنا بر همین دلیل، ساحات جنگلی مناطق نامبرده در ارتفاعات دو تا سه هزار متر در نورستان، کنر، لغمان، ننگرهار، پکتیا و پکتیکا  واقع گردیده اند. افزون بر این، برخی دره ها واقع در ارتفاعات نسبتأ پائینتر مشرف به شرق  از وزش باد های سرد غربی در امان میباشند، مانند وادی ننگرهار، با وجود نبود آب کافی، برای کشت و پرورش نباتات چون نیشکر، مالته، سنتره و انواع گوناگون نباتات مدیترانه یی مساعد میباشد.  بخش متباقی« مناطق قبایلی»، منجمله نواحی هموار و دشتی ولایات غزنی، زابل و قندهار از موجودیت جنگلها بی بهره بوده و در عوض دارای علفچر های فراوان میباشد که با در نظر داشت همین ویژه گی، شرایط مناسب دامپروری را برای کوچی ها مساعد ساخته است. پیمانه ای بارندگی ها در بخش وسیع ساحات نامبرده ناکافی بوده که بدون موجودیت سیستم آبیاری مصنوعی( سیستم میکانیزه) کار زراعت در  انجا ناممکن میباشد.

  داشته های زیر زمینی« مناطق قبایلی» افغانستان کمتر مورد کاوش قرار گرفته است (۱). بر بنیاد پژویشهای کار شناسان، داشته های مواد سودمند زیر در این مناطق وجود دارند : تثبیت معدن کورم در چهل کیلومتری شهر خوست ولایت پکتیاکه موجودیت  کورم در سنگهای معدن نامبرده ۴۰ تا ۵۰ فیصد و حجم ذخایر آن تا ۳۵ هزار تن پیشبینی گردیده است ؛ وجود معدن سنگ بیرلیم در دره نور ولایت ننگرهار ودرهّ پیچ ولایت کنر که حجم مجموعی ‌خائر آن بالغ بر ۵۰۰۰ هزار تن میگردد ؛ تثبیت معادن طلا در قریه ای زرکشان ولسوالی مقر ولایت غزنی که ذخیره آن به ۱۵۱۶ کیلوگرام میرسد ؛ وجود معدن تلک در منطقه ای اچین ولایت ننگرهار با حجم تقریبأ ۱۰ ملیون تن، وجود معدن مرمر در امتداد شاهراه کابل – گردیز، موجودیت ذخایر آسبیست در ولایت پکتیا و لغمان که حجم ذخیره آن تنها در قریه ای شواک ولایت پکتیا حدود ۶۲۰ هزار تن پیشبینی شده است ؛ تشخیص  وجود سنگهای قیمتی چون یاقوت، زمرد،امتیست، گرنات و غیره در ساحه ای نورستان. در سال ۱۹۷۵ م یک شرکت نفتی فرانسوی وجود ذخائر نفت در ولسوالی کټواز ولایت پکتیا را به کاوش گرفت که بنا بر عوامل نا پیدا کار آن باز ایستاد. طی سالهای ۷۰ سده  بیستم میلادی در منطقه عینک ولایت لوگر وجود ذخیره بزرگ مس تثبیت شد.

  ساحات شامل «  مناطق قبایلی » از دیدگاه تقسیم بندی اداری به ۸ولایت جدا شده که برخی از آنها ( کنر، ننگرهار، لوگر، پکتیا، پکتیکا، زابل، خوست و نورستان ) در مجاورت مستقیم با نوار مرزی « دیورند » واقع بوده و دو ولایت لغمان و غزنی در پشت آنها موقعیت یافته است. در ترکیب این و لایات دو لوی ولسوالی و ۶۹ ولسوالی و علاقداری شامل میباشند.  که در مجموع  ۳۵ فیصد تمام واحد های اداری در افغانستان را در بر میگیرند. با مقایسه ای تناسب رقم  پهنای سر زمین های « منا طق قبایلی » و شمار باشندگان در انجا روشن میگردد که تعداد واحد های اداری در این مناطق در برابر پهنای سرزمین بیشتر میباشد.

  « مناطق قبایلی » از دیدگاه وجود قریه ها که بر پایه ای قوانین دولت افغانستان کوچکترین واحد اداری شناخته شده است نیز رقم بیشتر از نصف را نشان میدهد. در این مناطق قریب ۲۱،۵ در صد ساکنان کل کشور در ۳۸۹۳ دهکده به سر برده که ۲۳ فیصد مجموع روستا های افغانستان را تشکیل میدهند. چگونگی شمار افراد ساکن قریه ها وابسته به یکرشته پیش نیاز های است که در شمار آنها میتوان از عوارض طبیعی( کوهستانی و یا غیرکوهستانی بودن مناطق )، سرچشمه های آبی ( دریاها، دندها، نهر ها و کانال های آبیاری )، فاصله روستاها از شهر ها و شاهراه های مدرن و پاره عوامل دیگر نامبرد. به گونه ای مثال، در ساحات هموار وادی ننگرهار با چنان قریه های بزرگ بر میخوریم که دارای چندین هزار تن باشنده بوده، در حالیکه در مناطق  کوهستانی ولایت پکتیا و کنر و برخی  ولایات دیگر قریه ها بیشتر کم سکنه بوده که گاهی حتی شمار شان از  یک هزار تن هم تجاوز نمیکند (۲ ).

  با انکه ترکیب« مناطق قبایلی » از شمار زیاد  قریه های میانه متشکل میباشد، با آنهم کمبود شمار نفوس شهری در میان باشندگان این مناطق برجستگی ویژه ای این مناطق را میسازد.  به طور مثال، در سال ۱۹۷۹ م  ۱،۹۷۶.۷۳۸ تن در جمهوری دموکراتیک افغانستان در شمار باشندگان شهر ها ثبت گردیده بودند، در حالیکه طی همین مرحله شمار شهر نشین در ولایات «  مناطق قبایلی » صرف به ۱۱۰،۳۸۷ تن میرسید که در مقایسه با رقم  مجموعی نفوس شهر نشین در افغانستان فقط ۵،۶ فیصد را نشان میدهد (۳ ). با در نظر داشت این فاکت که ۲۱،۵ فیصد مجموع نفوس کشور در این مناطق به سر میبرند، روشن میگردد که  شمار شهر نشین در« مناطق قبایلی » چهار بار پائینتر از حد وسط میباشد. در میان شهر های بزرگ محلات زیست عشائر پشتون شرق و جنوب شرق افغانستان که در صفحات آمار رسمی درج میباشد،میتوان از این شهر ها نامبرد: شهر اسعد آباد ( مرکز ولایت کنر که شمار نفوس آن  بدون روستاهای اطراف شهر به ۲۰۸۹ تن میرسد )، شهر های جلال اباد و کژه مرکز ولسوالی خوگیانی ( که به تر تیب دارای ۵۳۹۱۵ و ۲۴۶۹ تن باشنده بوده و مربوط ولایت ننگرهار میباشند )، شهر های گردیز و خوست ( که به ترتیب دارای ۹۵۵۰ و ۱۸۶۵ تن باشنده بوده و در ولایت پکتیا موقعیت دارند )، شهر شرنه ( ۱۳۹۸ تن نفوس داشته و به ولایت پکتیکا مربوط میباشد)، شهر قلات( ۵۹۴۶ تن نفوس داشته و به ولایت زابل مزبوط است )، شهر مهترلام ( دارای ۳۹۸۷ تن باشنده بوده ودر ولایت لغمان موقعیت دارد )، شهر کُلنگار ( ۳۸۹۶ تن باشنده داشته و در ولایت لوگر واقع است ) و شهر غزنی ۳۰۴۲ تن نفوس داشته و مرکز ولایت غزنی میباشد ). مسافه بزرگراه های ترانسپورتی بین شهر کابل و شهر های نامبرده به قرار اتی است : شهر اسعد آباد ۲۰۷ کیلومتر، شهر جلال آباد ۱۴۷ کیلومتر، شهر گردیز ۱۲۲ کیلومتر، شهر قلات ۳۶۷ کیلومتر و شهر غزنی ۱۷۹ کیلومتر. افزون بر شهر های یاد شده، برخی روستا های شهرک نما نیز وجود دارند که بنا بر یکرشته ویژه گیها باروستا های عادی همسان نیستند که میتوان مراکز ولسوالی ها و علاقداری ها را در ردیف آنها بر شمرد. در چنین روستا های شهرک نما مکاتب ابتدایی دولتی فعال بوده، برنامه های  انکشافی منطقوی پیاده شده و تا پیش از بر پایی حاکمیت مجاهدین امور روزمره ای اهالی  با پیمانهء زیاد بر پایه نورمها و ارزشهای حقوقی مدنی و نمایندگان حکومت مرکزی تنظیم میگردید.

  همپا با کاوش در ساختار ملی- اتنیکی باشندگان« مناطق قبایلی »میبایست به پژوهش ویژه گیهای منحصر به فرد مناطق یاد شده نیز پرداخت. این مناطق بزرگترین حریم تمرکز باهمی پښتونهای افغانستان را تشکیل میدهد. بر پایه ای آمار ثبت شده در ضمیمه ای پنجم کتاب احصائیه، در سر زمینهای نامبرده کتله ای بزرگ نفوس کشور، یعنی ۳،۲۲۹.۱۱۲ تن به سر میبرند که در مجموع رقم ۲۱،۵ فیصد را در کل نفوس کشور در بر میگیرد. در ترکیب اتنیکی قبایل پشتون کماکان پنجاه قبیله  ای بزرگ و خیلهای آنها شامل میباشند.  پیش از همه میباید روی این نکته مکث نمود که در میان شمار باشندگان سر زمینهای شرق، پشتونهای قبایل درانی کمتر بوده، در حالیکه پشتونهای قبایل غلجایی از کثرت بیشتر برخوردار میباشد (قریب ۷۵۰ هزار تن) که به ویژه اکثریت مطلق اهالی ولایات زابل، پکتیا، پکتیکا و غزنی را تشکیل میدهند.  به منظور بررسی سر شمارانه ای قبایل بزرگ، به جاست که پزوهش خود را از شمالی ترین نقطه ای « مناطق قبایلی » به طرف جنوب در امتداد مرز های پاکستان آغاز و سپس به ارزیابی ای باشندگان  « ولایات عقبی» (لغمان و غزنی) ببردازیم.

صافی ها 

قبیله صافی یکی از قبایل بزرگ پشتونها به شمار آمده که شمار شان در داخل افغانستان به ۲۵۰ هزار تن پیشبینی شده است. بیش از ۵۰ فیصد اهالی ولایت کنر( ۱۰۲،۳ هزار تن) را صافی ها تشکیل میدهند. صافی ها در چند واحد اداری ولایت نامبرده به سر میبرند، از آن جمله : ۷،۱ هزار تن در شهر اسعد آباد، ۱۱،۲ تن در علاقداری نرنگ، ۴،۶ هزار تن در ولسوالی سرکاڼی، ۱۹۱۸ تن در ولسوالی چوکی، ۹،۹ هزار تن در علاقداری نورگل، ۳۲،۸ هزار تن در ولسوالی درهّ پیچ، ۱۹،۵ هزار تن در علاقداری چپه دره و برخی نقاط دیگر به سر میبرند.  یک بخش صافی ها در ولایات همجوار ننگرهار و لغمان نیز به سر میبرند. شمار صافی ها در ولایت لغمان به ۴۰ هزار تن بالغ میگردد که قریب ۱۲،۸ فیصد باشندگان ولایت یاد شده را در بر میگیرد که از آن میان ۱۰،۹ هزار تن در شهر مهترلام، ۲۵،۶ هزار تن در ولسوالی الینگار و ۴،۳ هزار تن  در ولسوالی الیشنگ زندگی میکنند. در ولایت ننگرهار نیز شمار صافی ها بیشتر از ۵۰ هزار تن تخمین شده است  که ۳،۵ هزار تن در شهر جلال آباد، ۲،۸ هزار تن در علاقداری بټیکوت، ۴۴،۱هزار تن در ولسوالی کامه و ۱،۴ هزارتن در ولسوالی کوز کنر به سر میبرند. بخش زیاد مردمان این قبیله طی سده های نوزدهم و بیستم میلادی از چهار چوب مرز های مناطق تآریخی زیست خویش مجبور به کوچیدن شده و در لحظه کنونی اکثریت باشندگان علاقداری کوه صافی ولایت پروان و ولسوالی تگاب ولایت کاپیسا را تشکیل داده و با مناطق قبایل پشتون ساحات مرکزی افانستان آمیخته اند. بر پایه برخی شواهد روستاهای صافی ها در ولایات شمال افغانستان  و بیشتر از همه در ولسوالی امام صاحب نیز به چشم میخورد. بدینگونه در لحظه ای کنونی صافی ها دارای سر زمین واحد و مشترک نبوده، تا اندازه ای زیاد با اقوام و ملیتهای دیگر آمیزش  یافته که شاخه های مسکونی این قبیله در مناطق گو ناگون فاقد روابط اقتصادی و پیوند های عشیروی میباشند.

 ادامه دارد

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد