|
||||
|
تاریخ نشر:17.03.2010 |
||||
|
هدایت حبیب
بیانیه هدایت حبیب در همایش ادغام تشکیلاتی شوراهای سویدن بنام خداوند تاریخ ! رفیقان ارجمند! پیشتر از همه، حضور تک تک شما وطنپرستان راستین و آزمون شده را خیر مقدم مگویم. رفیقهای محبوبم! نهایت خرسندم، که رفیقهای کمر بسته به خدمتگزاری برای مردم غمدار افغانستان را، در زیر این سقف با قلبهای گرم از دادخواهی و مبارزه جویی، با لب های پرتبسم و آغوش های باز بروی یکدیگر می بینم. رفیقهای عزیز! نیاز به وحدت از آنجا ناشی میشود، که هدف اساسی ما پاک سازی کوههای آلام، مصیبت، فقر، بیماری و بدبختی نازل شده بالای مردم افغانستان است. برای رسیدن به آن هدف، ما به وسیله ای نیاز داریم، که عبارت از سازمان هایی ماست. از آنجایی که مصایب و فقر مردم وویرانی کشور چنان بزرگ است، که هیچ جمیعتی به تنهایی از عهده بیهسازی آن بدر شده نمیتواند. ازاین سبب به وحدت با سایرسازمان ها ضرورت داریم. چون فقط اعداد هم جنس را میتوان جمع بست و پدیده های اجتماعی همانند را بطور ارگانیک، نه میکانیکی، میتوان متشکل ساخت. ازاین روی از همه پیشتر وحدت بین حزب متحد ملی افغانستان و نهضت فراگیردموکراسی وترقی افغانستان مطمحِ نظر هر دو جانب قرار گرفت. خوش بختانه قبلاَ پرنسیب آن درکل حل شده است، اسناد آن در پایتخت کشور و در شورا های اروپایی به امضا رسیده است، و ادغام بعمل آمده است.ما نیز به نوبه خود این آمال و آرزوی دیرینه ی مان را، امروز جامه ی عمل می پوشانیم. امیدواریم، که در آینده ی نزدیک بتوانیم، اعضای سایر جزایر جدا شده از حزب مادر ؛ یعنی ح د خ ا (حزب وطن) را نیز به آغوش بکشیم. همچنان آرزومندم، که همه اعضای دور مانده از تشکیلات و مبارزه ـ که متعلق به خانواده ی دیروز ما هستند ـ به حزب واحد یعنی حزب خود شان بی پیوندند و در خدمتگذاری مردم افغانستان نیرومندتر گردیم. رفیقهای عزیز! از هم اکنون ما مسولیت خطیر وبزرگی را عهده دار میشویم. باید اذعان کنیم که این ودیعه نهایت گران بهاست، یا به عبارت دیگر، تامین وحدت آسان است، اما، تحکیم وحفظ آن نهایت دشوار است ؛ زیرا، بیم آن موجود است، که در وجود اکثر ما زمینه روییش تخم نفاق و رفتن به بیراهه وجود داشته باشد : ما به کشور عقب نگهداشته شده ای بیشتری از قسمت عمر خود را گذشتانده ایم. ازین لحاظ همه بیماریهای آن جامعه را : مانند مظاهر سکتریزم قومی، محلی، زبانی، مذهبی وغیره در وجود خود داریم. چند سال متمادی را درجنگ خانمان سوز تحمیلی بسر برده ایم. مسلم است که تاثیرات روانی منفی، بالای هر یکی ما بجا گذاشته است. همچنان در سالهای حاکمیت و خدمتگذاری به مردم افغانستان، به امر نهی، تحکم اداری، نظامی گری، مقام طلبی وشهرت خواهی عادت کرده ایم، که خود مانع کسب کرکتردموکراتیک در آگاهی ما میتواند باشد. بعد آن، در نتیجه ای عدم تناسب قوا و متلاشی شدن تکیه گاهِ صلح جهانی و عدم بضاعت مالی و اقتصادی ناگزیر به ترک حاکمیت شده ایم ؛ یا به لفظ دیگر، شکست خورده ایم و مورد لعن و طعن مخالفان قرار گرفته ایم، واضح است که آن وضع نیز رگه های مخرب خود را، در کردار و رفتارماحک کرده است. سپس بی حزب، بی وطن و مهاجر شده ایم و همه ی حقوق انسانی و شخصیت اجتماعی خود را از دست داده ایم. به انسان های درجه دوم چه که، حتا به درجه سوم وبه درجه چهارم مبدل شده ایم. ازاین سبب بطور نا خودآگاه ذهنیت و خصلت کودک یتیم در پیکر ما القا شده است، که ایجاد اعتماد وتفاهم، سازگاری و توافق را به ما دشوار ساخته است. و به موجود ناراضیِ دایمی مبدل گردیده ایم. از بدی حادثه خانواده ی سیاسی که با آن متعلق بودیم از هم پاشید و متفرق گردیدیم. در مهاجرت سازمانهای جدید ایجاد نمودیم و مدتی است که از هم جدا به سیاست مشغول بوده ایم، این امر نیز بالای کار و فعالیت آینده ی ما، بی تاثیر نمی تواند باشد. بخصوص ستم و رنج بزرگی را که، مردم کشور مان بعد از تسلط واپس گرایان تا کنون متحمل می شوند که ما احساس مینمایم، توان و اعصاب ما را خورد مینماید. بدتر از همه این است، که ارتجاع و تکیه گاه آنها، هم دست زیر الاشه نه نشسته اند چنانکه می بینیم، به انواع دسیسه ها و نفاق اندازیها دست یازیده اند. بنابرآن بایست تک تک ما تجدید پیمان نماییم و توانمندی حمل این بار سنگین و این امانت بزرگ را حاصل کنیم. پس، از هم اکنون باید : آگاهی، حوصله مندی، برده باری پیشه کنیم، باگذشت واز خود گذر باشیم، بلند پروازی، خودکامگی، خودمحوری، شهرت طلبی، تک روی و سایر خصوصیتهای منافی اخلاق سیاسی را از ذهن خود بشویم. از هرگونه سکتاریزم عاری شویم. سنتهای پسندیده ی ملی مان را حفظ کنیم و ملاحظات نا پسند افغانی را دور سازیم. به اصول دموکراتیک، به اساسنامه سازمان مان، به اخلاق و کلتور عالی انسانی چنگ بیندازیم. در برابر انسان، بخصوص در مقابل رفیقان و سازمان با صداقت، با انصاف، قاضی عادل، نیک خوا، نیک اندیش، نیک گفتار و نیک رفتار باشیم. منافع علیای ملی کشور و مصالح سازمان را، نسبت به هر چیز دیگر ترجیح بدهیم، کادر های جوان با دانش، با ادب، کار آی، دلبسته به افغانستان و مردم آن و فروتن را بدون هرگونه حُب و بغض غرض آلود پیش بکشیم، از تجارب و مشورت رفیقان بزرگ مان استفاده کنیم. دموکراسی درون حزبی، آزادی فکر و بیان را ترویج نماییم. از شیوه های تحکم، نظامی گری، سخت گیریهای چپگرانه، بی بند باریهای راست روانه، خورده گیری وحساب گری در برابر رفیقان پرهیز نمایم. کلتور مشورت، تفاهم و جروبحث روی مسایل را در سازمان ترویج نماییم و نظرات بهتر را تشخیص بدهیم و پی بریزیم. انتقا د و انتقاد از خودِ سازنده را بکار بیبند یم، سیستم نقد کار رهبران و سازمانها را، جواب گویی و گزارش دهی آنها را تنظیم نماییم، انتخابات دموکراتیک را در سازمانها نهادینه سازیم. دیوان پرستی و چسپیدن به مقام را بیزداییم. همه خوبیهای گذشته مان را بخاطر بیاوریم و استفاده کنیم و از همه کمبودیها و نارساییهای پیشین مان احتراز ورزیم. رفیقهای محترم ! اگر بتوانیم وحدت با همه جزایر جدا شده از پیکر ح، د خ ا (حزب وطن) را تامین، تحکیم و حفظ نماییم، با اطمینان میتوان گفت، که افتخار نایل شدن به خدمت گذاری مردم افغانستان را حاصل مینماییم. رفیق های عزیز ! به همه شما موفقیت، سعادت و صحت آرزو می نمایم ! به پیش در راه تحکیم وحدت ! |
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||