|
||||
|
د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:03.06.2010 |
||||
|
به خط و قلم: سیل بین (11) گفتگوی جمبو و شمبو
(...اینه
«جرگه» دایر شده، انگلیس و پاکستان برای دایر شدن آن «تویست» جمبو: این چی شوریست که بر دور قمر می بینم... همه آفاق پر از فنته و شر میبینم. شمبو: لالا سلام! از دور شنیدم که شعر حافظ شیرین کلامه زمزمه میکدی، باز کدام «شور» ره به «دور قمر» می بینی و از «فتنه و شر» اش، پریشان هستی؟ جمبو: چرت زدم و چرت زدم و باز هم چرت زدم، باالاخره یافتم و دلم سر امی «ملا عمر» بیچاره سوخت. شمبو: لالا تو هم عجیب آدم هستی مگر ملا عمر هم قابل دلسوزی است؟. همه اوره نفرین میکنند و لعنت می فرستند و تو ره دلت سرش میسوزه ! جمبو: هر بی عقل قابل دلسوزی است که خود فهمیده یا نافهمیده به بازیچه تبدیل میشه، بلا خو ده پسش خودش، امی کلمه «طالب» ره که معنویت تحصیل و تعلیم ره افاده میکرد بد نام و بازیچه اغیار ساخت و اینه ده گنده بازار ِسیاست، «طالب بازی» شروع شده، هر بازیکن ده میدان بازی (افغانستان) تلاش داره با توپی بنام «طالب» به نفع خود گول بزنه و یا مانع گول شوه. شمبو: لالا! مره «باسار» و «سرسام» ساختی. واضح گپته بگو. «سر می پی نه خلاصیـژی». جمبو: او شمبو تو گاهی هم عقل چهل وزیره پیدا میکنی و گاهی هم وزیر کابینه برحال ازت جور میشه. دگه چی میتانه باشه ؛ امروز گپ، گپی امی «جرگه» اس. که خلق الله ِ در واقعیت «بی وس و بیچاره» ره با «پر زدن ده کلاه شان» از چار کنج افغانستان جمع کده اند و بحیث «چک، چکی» ها، ای بازی ره سر شان «گرم» می سازند، در حالیکه «بازیگرهای» خریده شده «کلپ» ها باهم در کش و گیر و صاحبان «کلپ» ها هم در زیر همی «خیمه»، حاضر و مصروف «خیمه شب بازی» هستن و با در نظرداشت منافع خود، بازی را نظارت میکنند. شمبو: لالا جان! تو چی میخواهی بگویی ؟. نفهمیدم که نفهمیدم. نه که «دپلومات» شده با شی ؟ جمبو: او سرچوک شده! تو گپ های امی « خبر چین » ها ره یا نمی شنوی یا میشنوی و «سرسری» میگیری. از تو میپرسم چرا امریکا اول با دایر شدن ای «جرگه» مخالفت کرد و با «کله شخی» حامد جان مواجه و سرانجام بعد از «چنه زدن» با انگلس ها «معامله» کرد و با اضافت کلمه «مشورتی» دل و نادل موافقت خوده نشان داد و دایر شدن ای « جرگه » ره مشروط به قبول عملیات نظامی قندهار ساخت. حامد جان هم به امریکا احضار شد و بعد از ادای «سجده سهوه» و دادن «اطمینان»، خوشحال و با «سرِ بلند» به وطن برگشت و ماشین دایر شدن «جرگه» ره که «جواز سیر» یافته بود، چالان کد. اینه «جرگه» دایر شده، انگلیس و پاکستان برای دایر شدن آن «تویست» میرقصند ولی ایران و روسیه و هند «غم باجه» سرداده اند و امریکا هم شمشیر دوسره عملیات نظامی قندهار ره از نیام بیرون کشیده تا آنرا با در نظرداشت فیصله های جرگه (که به نفعش است یا به ضررش) مطابق به منافع خود به چپ یا به راست (بی اعتبار ساختن فیصله های جرگه و یا برعکس) استعمال کنه؟. شمبو: لالا! ای والله ! حالی فهمیدم که چرا بین « چار کلاه » های کابل موج دیگر از مصاف دادن هــا بـا آرایش دست خـورده، شـروع شـده است. معلوم میشه کـه «سوچ» ها از «لندن» و«واشنگتن» و«مسکو» و«تهران» و «اسلام اباد» و «دهلی» فشار داده شده و مخالفین خواسته اند از نشر«فلم های مستند جریان مراسم عیسوی شدن افغانها» در آستانه تدویر جرگه، جهت وارد آوردن فشار بر حریفان واحتمالاً برای کشانیدن بحث های جرگه بسوی دیگر، استفاده افزاری بعمل آورند. جمبو: پس فهمیدی که «بادپکه پاکستانی» دست دوم (دست اول پاکستان، دست دوم روسیه) را «دست سوم» خریده و اینک از صف یاران قدیم جدا و در همان ساعات اول آغاز کار جرگه سر ستیژ گذاشتنش که با «پف» خود، «یاران قدیم» (اعضای جبهه ملی) ره ناراحت ساخت. شمبو: لالا! ایره هم بگو که چرا با وجود ادعا های خلاف و باطل بودن تعهدات قدیم، اونموی که در کنار «جبهه ملی» قر... جمبو: مه فهمیدم که چی میگی، ماندن والایش نیستی، خوب: چنانچه قرار داشت حالا هم قرار داره. برای آنکه منبع «سوچ» چنین خواسته. معلوم است که ادعا ها و اراده های خلاف، در برابر «منبع سوچ» هیچ و پوچ است. اگه قانع نشدی برو از خودش پرسان کو. مه رفتم تا پنج شنبه دیگر خدا حافظ ! شمبو: خدا حافظ لالا! >>> آرشیف گفتگو های جمبو و شمبو
|
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||
استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد