|
||||
|
د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:18.06.2010 |
||||
|
به خط و قلم: سیل بین
(12)
( گپ بین مه و تو و دیگه دوستا و هموطنا
باشه، دشمن های خارجی... جمبو: نشد، نشد که نشد، بخیالم که جور نمیشه، مریضش بسیار سخت اس، بیچاره سالهاس که رنج میکشه و با نشان دادن سرسختی و مقاومت میسوزه و میسازه. شمبو: لالا! باز چی سرخود گپ میزنی و حسن غمکش واری در غم کدام مریض استی. جمبو: او جوانمرگ ! دیگه چی غم میتانه باشه، غم، غم امو مریض اس که چون حسن غمکش تمام عمر ده غم وطن سوخت، فکر و ذکرش، پندارش، گفتارش و کردارش متوجه بهبود وضع، ترقی و تعالی وطن و خوشبختی هموطنان بود و آخر در همی غم خوردن ها و تلاش مریض شد و داکتر ها هم یا زور شان نمیرسه و عقل شان قد نمیته، یا لابرتوار های شان درست کار نمی کنه و یا بی تفاوت هستند. به هر صورت مرض که تشخیص نشه، عامل مرض که شناخته نشه، مکروب ها و منابع تغذیه و تکثر شان معین نشه، مریض تداوی نمیشه، که نمیشه، مسکن ها هم درد ره بطور مؤقت تسکین میکنند، اما عامل مرض و مکروبها به زندگی و فعالیت تخریبی خود مثل گذشته ادامه میدهند و باعث آزار جسم و روح مریض می شوند. شمبو: لالا! کل ِ گپ هایت صحیح، مگر ای «قصه سر گنسک» را کنار بگذار، عادت بمرگ «شف، شف» گفتنه باز شروع کدی، یکی «شفتالو» بگو و مره از ای تصورات پریشان، خلاص کو و بگو که ای مریض کیست، از کدام مرض رنج میبره و من و تو برش چی کده میتانیم ؟ جمبو: او سرچوک شده! مه یقه وطن، وطن و غمخور وطن گفتم اگه هوشیار میبودی، میفهمیدی که هدفم کدام مریض است؟ دیگه کی میتانه باشه غیر از «جنبش روشنفکری وطن» و مریضی که علایمش به شکل نفاق و شقاق ظاهر شده و میشود. شمبو: لالا ! از اول میگفتی؟ چرا یقدر «روده درازی» کدی؟ امو طور که گفتی ای جنبش ـ مثل امو پرستاریکه در خدمت مریض خود آنقدر غرق میشه که خوده فراموش میکنه و بلاخره مکروب مریض به او هم سرایت میکنه ـ آنقدر در غم وطن و عشق به آن غرق شد که مکروب های عامل مریضی وطن به جسم مبارک او هم نفوذ کرد و اینه سالهاست که رنج میتش. جمبو: اوجوان! حالی که یقه هوشیار استی و عقلت قد میته، پس بگو که عامل ای مرض که هم وطنه و هم جنبش روشنفکری وطنه رنج میته کدام مکروب است. اگر مکروب است، پس عامل بیولوژیکی است. جسم زنده است ؟ شمبو: لالا! گپ بین مه و تو و دیگه دوستا و هموطنا باشه، دشمن های خارجی وطن علیه وطن و جنبش روشنفکری وطن سلاح بیولوژیکی استعمال کدن. ای سلاح مکروبی هم وطنه و هم جنبش روشنفکری وطنه مریض ساخته و رنج میته. تا به حالی اشتباه بزرگ ای بود که در لابراتوار مایکروسکوبه سرچپه استعمال میکدن. مریضی بود، مگر مکروب ها ستر و اخفا میشد و یا بسیار ریز و غیر قابل تشخیص و شناخت، دیده میشدند. اما اینه «پایش درد نه بینه»، حالی یک لابراتواریست بسیار ماهر و هوشیار نقص کار را یافت و در «نگاه دیگر»، مایکرسکوبه سرراسته استعمال کد، تیر را به هدف زد، اصل و نصب و شمایل و نام ای مکروب های استعمال شده و لابراتوار های تهیه و مراجع استعمال آنها را به وضاحت نشان داد. حالی کار طبیب هاس که لیاقت و درایت نشان بدهند و نسخه امحای عامل مرض را توصیه و کار پرستار هاست که نسخه های توصیه شده را درست و بموقع تطبیق کنند تا وجود وطن و جنبش روشنفکری وطن را از این مکروب ها تصفیه و جسم روح آنان را از رنج عذاب مرض نجات دهند. جمبو: خدا ای لبرانت هوشیار و ماهر ره خیر بدهد، با ای تشخیص درست اش. او شمبو! خدا تو ره هم خیر بته که مره خبر کدی، حالا ما تو هم دست و آستینه بر میزنیم و خدمت ای مریض ها فرض ما هم است. برو که برویم ناوخت نشه. >>> آرشیف گفتگو های جمبو و شمبو
|
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||
استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد