|
||||
|
تاریخ نشر:04.03.2010 |
||||
|
غم این خفته چند خواب در چشم ترم میشکند آرامگاه رئیس جمهور نجیب الله
آرامگاه داکتر نجیب الله در۲۰ کیلو متری جنوب گردیز، دهکده میلن ــ ولسوالی رود احمد زی بر داشته شده از سایت پشتو بی بی سی بی هیچ کتیبه و هیچ ضریح بی هیچ ضریح و نشان، نه چنان چون چهار راواق سپید و گنبد مرمرین نادر بر فراز تپه مرنجان ، نه چنان چون احاطه سبز و درختان بلند پارک زرنگار در چهار سوی آن خفته ای جبار، شاه عبدالرحمان، نه هم رواق بلند و قوس های متقاطع و چهار دیوار تیمور شاه درانی یا که به زبان کابلیان پارک تیمور شاهی و نه زاویه و ارتفاع و بافت میناتور و آیات قرآن بر سطع سنگ مشعشع چنان چون ارامگاه مسعود و نه دو برج و مدخل فراخ و پنج راواق و احاطه وسیع و تندیس، بسان قبر مزاری. نی فقط همین : دهکده تفتیده آبایی، یک گور بی نشان در کنج راهی، یک توغ و دو سنگ، بی هیچ کتیبه و ضریح. مزار ظاهرا بی زایر او، گزارشگر جستجوگر بی بی سی را در ۹۰کیلو متری کابل در گردیز کشانید، از جایکه هفت سال تمام در ارگ زشت نمای آن ، در پی یابیدن زبان مشترک با دشمنان، از خود مایه گذاشت و در ۶۰ کیلومتری دور از میران شاه، جایکه دشمنانش طرح مرگ او را ریختند، تا از گور بی نشان او، تصویر بردارد. تصویر گور نامرادی که، کابلیان عکسش را بر در و دیوارش می آویزند. دولت و دولتمدار چه زیادند رفتگانی که خفتند و از یاد رفتند و چه اندک اند آنانی که رفتند و اما در تاریخ بیدارند. کابلیان پس از ورود دسته ای های مجاهدین بود که دریابیدند، دو کس را از دست داده اند : یکی دولت و یکی دولتمدار را، دوکتور نجیب را. فروریزی به یکبارگی و پر از پرسش چهارمین دولت تک حزبی، برای انان کمتر پرسش بر انگیزبود تا وسوسه سرنوشت او در پس چهار دیوار دفتر پر اسرار سازمان ملل. دوکتور هرگز فرصت نیابید برای عوام با همان زبان روان که خاصه او بود، بگوید که بر او چه رفت که در چهار دیوار آن دفتر کذایی پناه گزید تا روزها را شب کند ؟. خواص اگر دانستند، لب نگشودند و گیریم که در سخن آیند و چه دیر، پای مصلحت و سفارش و خود نگهداری، مگر در میان نخواهد آمد ؟. کمتر مصلحت گرا ترین آنان، هنرش، خاموشی گزیدن بوده است. و اما رازق مامون با آنکه در دولت تک حزبی، پنج سال تمام رنج زندان کشیده است، ده سال تمام کوشید تا راز خوابیده مرگ دوکتور را، هر چند گاهگاهی با ایستادن در درون حادثه و با پیش فرض ها و باور های عقیدتی، به عنوان کار بی بدیل تاریخی عرضه کند، اما بسا از این آشنایان نیمه ره، فروریزی درونی را، با هزار ابهام و عمومی گرایی و به اختصار افاده کردند و بیشتر هم در پس پرده و آنچه که به بیرون اگر هم درز کرد، حکایت احباب بود و نه بیشتر از آن. خواب این خفته چند خواب در چشم ترم میشکند کودک بودم که از زبان "نیما" خوانده بودم : خواب این خفته چند خواب در چشم ترم میشکند. این بیت که هر چند در پیوستگی با تمام سروده، میتواند معنا یابد، چه دیرها بود که خوانده بودم و ظاهرا در ذهنم خفته بود. این تصویر، این غم پیام، وسیله شد که تذاعی ذهنی کمکم کند، آن بیت کوته و آفتابگون بر زبانم آید و خواب بر چشمم بشکند.
من تصویر آرامگاه رئیس جمهور نجیب الله را، از بخش پشتو بی بی سی بر داشته ام.
|
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||