|
||||
|
تاریخ نشر:16.04.2010 |
||||
|
کوچی «اسناد» بازی های عبدالوکیل وزیر اسبق امور خارجه چندی قبل نوشته را در سایت انترنیتی آریایی از محترم عبد الوکیل وزیر امور خارجه سابق افغانستان خواندم. در نوشته مذکور ایشان اشارات را هم پیرامون حوادث بهار سال ۱۳۷۱ و سقوط حاکمیت وقت ارایه داشته وظاهرآ عوامفریبانه بخاطر نابودی تشکیلاتی (خود و همکاران کودتا گرش در سقط ان نقش اساسی را ایفا کرد ه اند) حزب اشک تمساح ریخته است. و با دیده درایی اخطار داده اند که دیر ویا زود خاطرات اش را با دیگر اسناد مهم نیز پیشکش خواهند نمود. خواستم با برخی از نقاط آن، سوالات و توضیحاتِ مختصری را خدمت خواننگان محترم ارائه. البته برای خواننده گان محترم قابل تذکر میدانم که من نویسنده نیستم، ازینرو هر گاه در نوشته هایم کدام کمی و کاستی را مشاهده میکنید با کمال بزرگواری مرا عفو کنید. براساس ادعا و اعتراف و گویا سند و برهان ارایه شده توسط وکیل ایشان و تیم کودتاچی اش در تصمیم گیری های کلیدی بخصوص در حوادث تباه کن بهار سال ۱۳۷۱ کشور حضور «نقش فعال» داشته اند و دیگران (اعضای حزب) از آن درست اطلاع ندارند و انعده از اعضای حزب که دراین مورد تا حال چیز های نوشته اند گویا کاری خوب نکرده اند. جناب وکیل ازین هم پا فراتر گذاشته و آنها را به این و آن وابسته نموده و نویسندگان را اعضای عادی حزب نامیده و تهدید نیز نموده اند. در این زمینه باید عرض کنم که متاسفانه و یا خوشبختانه حالا مردم افغانستان و از انجمله اعضای صدیق و وطندوست حزب این واقعیتها را مستند با نشر ویدیو کلیپ های تازه به نشر رسیده به چشم سر دیده اند و نیازی وجود ندارد که در انتظار اشاره و خم ابروی رهبران باشند تا در مورد حوادث قضاوت کنند. باید با صراحت گفت که تعدادِ کثیری از اعضای حزب قبل از پخش این ویدیو کلیپ ها بنابر باور و اعتقاد که به رهبران خود داشتند به هیچ عنوان از دسیسه های پشت پرده و تبانی های ضد ملی انها اگاهی نداشتند. انها نمیدانستد که عده از رهبران به انها خیانت میکنند و فرزندان حزب و هزاران هموطن شریف افغان را با دستان بسته تسلیم جنگ سالاران مینمایند. جا دارد تا گفته شود که حزب ما که ۴۵ سال از بنیاد گذاریش میگذرد همیشه در گروگان فرکسیون بازان ماهر و توطیه گران مامور قرار داشته و جانبازی های فرزندان صدیق ان در غیاب مورد معامله قرار گرفته است و هنوز هم عده ای با پارچه ساختن حزب به دها بخش مصرف انتقام گیری از صفوف ان اند. اعضای حزب و مردم افغانستان حق دارند تا ازین به اصطلاح رهبران خود ساخته بپرسند که، شما بحیث تصمیم گیرنده های اصلی تصامیم با اهمیت حزبی / دولتی چی میراثی از خود به جا گذاشته اید؟ ایا شما غیر از جفا در حق ازین ملت و فروختن ارمانهایی ملی و وطندوستانه اعضای حزب افتخار دیگری هم دارید؟شما ها چرا مهر سکوت بر لب زده و در رابطه با وقایع کودتایی با اهمیت از جمله کودتای بهار ۱۳۷۱ صادقانه به ملت گذارش نداده و نمیدهید؟ اعضا حزب دیگر از شنیدن داستانهای تکراری و ودروغ های شاخدار شما که خود ثبوت از جرم، فرکسیونبازی ها و خیانت شما به امرمصالح مردم است خسته شده اند. واقعیت این است که مردم و از انجمله اعضای صدیق حزب دیگر حاضر نیستند تا به جفنگنامه ها و اسناد بازی های تقلبی شما گوش دهند. گاه گاهی این و ان رهبر حزبی – دولتی با کمک و امکانات دیگران سیاه مشق های طویل، عریض و قطور را با مصارف گزاف به نشر میرسانند و کوشش میکنند که با ارایه هزار و یکصد دلیل دیگران را مجرم و خود را برایت دهند اما انها باید بدانند که قضاوت تاریخ سخت و بیر حمانه است وهیچ مجرم را عفو نمیکند. یکی ازین به اصطلاح رهبران خودساخته اقای عبدالوکیل است که درین اواخر بعد از سکوت هژده ساله روی صحنه ظاهر شد و دستور بیګانه در شرایطه که حزبی ها تصمیم به گفتگو وانسجام مجدد گرفته بودند صدای نفاق و ضد وحدت خود را مانند مرغان که بیوقت اذان میدهند بلند کرد. مردم و بخصوص ده ها هزار عضو پراگنده و متشکل حزب وطن درست نمیدانند که جناب وزیر صاحب اسبق امور خارجه در نوشته کنونی شان کیها را مخاطب قرار داد اند و به چه منظور اسناد بازی کرد اند؟ برخی شواهد در آثارنویسندگان و تحلیل گران مسایل سیاسی افغاستان ثابت میسازد که شبکه های استخباراتی کشور ها ذینفع مخصوصآ شبک های استخبارتی روسیه. ایران و پاکستان مدت ها قبل در مراکز عمده دولتی پایتخت و از جمله در میدان هوایی کابل به همکاری عوامل داخلی فرو پاشی حاکمیت جمهوری افغانستان به منظور نظارت و رهبری پروسه سقوط داد نظام جا بجا ساخته شده بودند و همین ها بودند که که بعد از تحقق پلان کودتا علیه ملت افغانستان زمینه های مساعد عزیمت به اصطلاح ابرومند رهبران کودتا و از جمله اقای وکیل خارجه را مساعد کردند. ما همه بیاد داریم در شرایط که اعضای حزب توسط جانیان شورای نظار به شهادت میرسیدند رهبران کودتا در معیت کارمندان بلند رتبه دولت جهادی با اخذ سفریه های دالری و چپاول حق العضویت های حزب از طریق میدان هوای کابل به خارج پرواز میکردند. سوال اینجا است از همان میدان هوایی که شهید نجیب الله در زمان که هنوز حاکمیت جمهوری افغانستان سقوط نکرده بود و شخص خودش بر علاوه تصدی ریاست جمهوری، سر قوماندان اعلی قوای مسلح نیز بود، نتوانست نماینده ملل متحد را در میدان هوای استقبال کند اما وکیل وزیر خارجه و دها رهبر دیگر حزب / دولتی کو دتا گر با موجودیت رژیم جهادی توانستند با مصونیت و جیب ها پر کشور را ترک کنند؟ فکر نکنم که زیاد به ارایه دلایل و فاکت نیاز وجود داشته باشد وفادار بلند پایه حاکمیت قبلی حزب و دولت امکان پذیربود؟ نشر این اسناد بازی ها و پخش ویدیو های اخیر سوالات متعدد دیگر را نیز ایجاد نموده است: کاغذ نشرشده در صفحه انترنیتی «اریایی» و «پیام نهضت» از صحبت معاون رییس جمهور وقت محترم هاتف صاحب با بینن سیوان معاون و نماینده خاص سر منشی سازمان ملل متحد در امور افغانستان بعد از ۱۸ سال و آنهم در خارج از کشور و تاکید وکیل خارجه که اسناد بیشتر را از ارشیف وزارت خارجه در اختیار دارد به چی مفهوم است؟ وکیل خارجه از یکطرف خواسته است تا جرم خود را درزیر سایه شخصت ملی و محبوب جناب عبدالرحیم خان هاتف صاحب بپوشانند. و از جانب دیگر تلاش نموده تا کودتای یک مشت جنایتکار را با ارایه مضحکه بنام «اسناد»، قانونی جلوه دهد و وانمود کند که گویا این او و همکارانش نبوده اند که خلای قدرت ایجاد کردند، بلکه مسولیت تاریخی ان بدوش دیگران است. اما ا ینک در مورد محترم هاتف صاحب: عبدالرحیم هاتف یکی از شخصیت های ملی و وطندوست کشور است که ایمان داری و صداقتش نسبت به مردم و کشور عزیز ما نیاز به اثبات و تایید نامه های این ویا ان ندارد. این شخصیت با وقار و ملی که مدتی را بحیث معاون ریس جمهور با کمال ایمان داری ایفای وظیفه کرد از لحاط سیاسی همیشه مستقل اندیش بوده هیچگونه رابط تشکیلاتی با حزب نداشته است. هاتف صاحب در محفل که به مناسبت یازدهمین سال شهادت، شهید داکتر نجیب الله در کشور هالیند دایر گردیده بود، در مورد نجیب الله چنین میگوید: «نن د سوگوارۍ او د خواشینۍ ورځ ده، پدې ورځ دافغانستان یو لوی شخصیت چې دافغانستان په تیر سل کلن تاریخ کی یې ډیر مثالونه نه دی تیر شوی، اوس نسته اوسبا مالومه نده چې په افغانستان کې څه جریان راځي، یو سړی چې دډیرو خلکو امیدونه دده پورې تړلی وه خپل ارمان ته ورسید . بار بار یې ویلی وه چې زه تر خپل ژوند، تر خپلو وینواو تر خپل سر ددې دپاره تیر یم چې هیواد ته یوه سوله راشي، دهیواد خلک ارام شي او یو دبله سره مړه نکړي. مگر متاسفانه دی شهید شو او سوله تر اوسه هم نده راغلی، هغه سوله چې ډاکتر نجیب الله غوښته لا تر اوسه هم خوب او خیال دی. د ډاکتر نجیب الله په وجود کې مونږ ډیره لویه ضایعه ورکړیده .» ویا در قسمت دیگری از بیانه ای شان در همین محفل میگوید: «.... زه په یقین وایم لکه ډیر مطیع زوی چې دپلار احترام کوي په هماغه اندازه نجیب الله زما احترام کاوه. خدای دې دده سره احسان وکړي داخو زما دده سره خصوصي مناسبات دي خو زما او دده وطني مناسبات داسې دي چې ما دده په وجود کې ددې وطن دیو لوی خادم څیره لیده، ..... خلک دا فکر کوي چې که نجیب الله ژوندی وای دا وطندارانو به مراجعه کړی وای، پښیمانه سوی به وای چې راشه وروره هغه څه چې تا ویل هغه ټوله صحیح وه مونږ خطا کړی وه ته اوس راشه بیرته زمونږ دا کشتۍ چې نن یا سبا به ډوبیږی دا دنجات ساحل ته ورسوه، داسې په افغانستان کی وروسته داعلیحضرت امان الله خان څخه بل څوک ندی پیدا شوی،». فکر میکنم کافی است تا جناب وکیل خارجه بداند که زمان سوی استفاده ها گذشته است و تلاش شما و سند بازی های جناب عالی به مضحکه ای میماند که جز خودتان و همکاران کودتایی تان، هیچ عاقل دیگری به ان باور ندارد. تلاش نکنید تا بار دیگر از نام شخصیت های ملی و تاریخی مانند محترم هاتف برای برایت خود و گروپ کودتا چی خود استفاده نمایید. نقش پر افتخارملی و بین المللی داکتر شهید روشن است. بجز دشمنان داخلی وخارجی (درون حزبی وبیرون حزبی) دیگرهمه مردم افغانستان اقدامات فداکارانه ویرا تایید نموده و از آن به افتخار یاد مینمایند. برعکس بر اساس اسناد ویدوها موجود کنونی و دیگر اسناد نشر شده قبلی (انتقال قطعات میلشه های جنبش شمال و شورا نظار از میدان خواجه رواش کابل توسط جنرالان گارد ملی و امنیت ملی) ثابت میگردد که به امر بیگانه ها توطیه وسقوط حاکمیت ماها قبل از بندر حیرتان آغاز گردیده بود و همچنان اسناد بوضاحت نشان میدهند که کیها و چگونه خلا قدرت را بالا حزب و دولت افغانستان تعمیل کرده است. داکتر نجیب الله به حیث زعیم ملی افغانستان بار ها در بیانیه های خویش موجودیت حلقه های سیاه، ویرانگر و مزدور بیگانه را که در درون حاکمیت بر ضد حاکمیت ملی اجیر شده بودند افشا کرد ه است. اگر سیه دلان تاریخ مردم افغاستان را از شنیدن صدای پر جوش و حماسی شهید نجیب الله محروم ساختند و وی را از لحاظ فزیکی از بین بردند اما انها نتواستند اندیشه ها ی نجیبالله را (اندیشه مصاله ملی) نا بود کنند. امروز افغانان قدر شناس در قریه ها و شهر ها به اندشه های نجیب الله ارج قایل هستند و به قاتلینش نفرین میقرستند مردم و بخصوص اعضای حزب حق دارند از همه آنانیکه در مقامات بلند پایه حزبی و دولتی حاکمیت جمهوری افغانستان الی بهار سال ۱۳۷۱ کار میکردند و در ویدوها اخیر دیده میشوند بپرسند که همکاری آنان با تنظیمهای افراطی بر اساس کدام فیصله های حزبی و دولتی بوده است،؟ شما به فرمان کی و چرا در تبانی یا دشمنان افغاسنتان در برابر عملیه صلح سازمان ملل متحد کودتا کردید؟ و هنور هم با چشم درایی کم نظیر از جنایت خود با اسناد بازی های و وقاحت دفاع میکنید. شما به این و صد ها پرسش دیگر اعضای حزب پاسخ دارید؟ مردم خوب وبد را میتوانند تشخیص دهند. و انانی را که در برابر منافع ملت دست به بغاوت زده اند و در مخالفت با وظایف و مکلفیت ها ی دولتی شان به امر بیگانه در حق افغاسنتان جفا کردند به حیث مجرمین میشناسند. اسناد مستند اگر شما مدعی هستید که دوکتور نجیب اله دشمنی داشتیند پس چرا مردم بیگناه افغانستان و از جمله هزار ها عضو صادق حزب وطن را مجازات کردید؟ شما مطمین باشید که یکروز به جرم شهادت بیش ۶۰۰۰۰ شهروند بیگناه کابل و به خاک وخون کشانیدن شهر زیبای کابل محاکمه خواهید شد. در اوضاع و احوال سیاسی کنونی کشورتنها تنها تلاشهای صادقانه همه نیروهای سالم حزب وکادر های وفادار به وحدت اصولی حزب درهمکاری می توانند فضای اعتماد دوباره مطمین وحدت را میان حزب و مردم را بوجود آورد و نباید بیش ازاین به دشمنان سیاسی اجازه که نیروهای سالم حزب را اغفال کنند اگر کسی به نتایج اعلان شده آن که در روی صفحات ویدوها نشر شده کنونی و قبلی که موجود است قناعت ندارند میتوانند اعترافات نشر شده جنرا پنج ستاره عظیمی و وکیل را که اخیرآ در سایت های انتر نیتی به نشر رسیده است بخوانند اکنون هم مراجعه اشخاص و حلقات که در کودتای ۱۳۷۱ نقش فعال داشتند به اعضای حزب و سایرنیرو ملی ووطندوست با تزویر و نیرنگ و اهداف پشت پرده همراه است، هنوز مرجع وقبله شما تغیر نکرده است مردم و حزبی ها دیگر فریب شما را نخواهند خورد. شما باید انتظار عکس العمل های بیشتر و بحق حزبی ها را داشته باشید دور نیست روزی که ما یکجا با هم علیه شما و انانیکه باعث شهادت بیشتر از ۶۰۰۰۰ شهروند بیگناه کابلی و ویرانی شهر زیبای کابل گردیده اند به اقدامات قانونی دست بزنند. بیغم باشید اگر روز موعود فرا رسید مردم و اعضا حزب بحساب دشمنان خود خواهند رسید و اگر هم درحیات این نسل بد بخت آن روز فرا نرسید تاریخ انتقامش را از ظالمان خواهند گرفت. اعضا شریف وسالم حزب وهم میهنان دوست داشتنی شما بخاطر رنجهای بیکران مردم افغانستان دراین مورد بیطرفانه قضاوت کنید که کی درست میگوید و کی نادرست.
پایان |
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||
استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد