www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:12.04.2010

بیژن وطنپور

گفتن حقیقت همت انقلابی میخواهد !

من درحالیکه به عضویت درحزب دموکراتیک خلق افغانستان وصَرف بهترین ایام جوانی ام در پای آرمانهای بزرگ و والای خدمت به انسانهای زحمتکش  و رنجدیده کشورم و به خاطر رنجهای بیکران مردم افغانستان افتخار و مباهات میکنم ولی ازاینکه در پی یکعده رهبرانی رفتم و باعث علوی مقام - ظاهری - شان شدم که باماومردم ماسخت جفا و ظلم روا داشتند، با عجز و حرمان ازهمو طنانم طلب عفومینمایم. در حالییکه به صداقت و وفاداری خود و اکثریت همراهانم و به خصوص همر زمانم که درراه مقدس خدمت به وطن وهموطنانم جان شیرین شانرافداکردند ایمان و باور دارم، نسبت باوروحرمت بی پایانم به عده ای از «رفقای» ناسپاس، سخت ناد م و ناراحتم. من اگربه بیست سال مبارزه ِ جانبازانه ِ خویش میبالم ولی از همراهی با یاران نیمه راهم سخت درحیرت وپشیمانم. من باوصف اینکه سالهاست (بعدازکودتا ی سرخهای سبز) با شیادان و توطیه کاران بریده ام و بتهای خودساخته ام رادرآرامگاه باورهایم شکسته ام، ولی نیم سایه های اثرگذارآنهادرراه طی شده ام ذهن وروانم رامی آزارد، لذا بعد از مطا لعه نوشته اخلاصمندانه وشجاعانه یک همرزم باهمتم، رفیق جمششید پایمرد که با «مردی» وهمت انقلابی خویش حقایق ناگفته رابیان داشته اند، تصمیم به نوشتن این سطورنمودم تاذهن و روانم راآرام ومسوولیتم رادرقبال رفقا همر ز مم، هموطنانم، به خصوص جهت کسب درس عبرت برای رهروان آیندهِ راه مردم ووطن، ادانمایم.

رفقا وهموطنان باشرف ونجیب !

شما میدانید که مبارزه حق و باطل، ظالم ومظلوم و. . . درجوامع پر ازتضا دها و طبقات مختلف، طی سده های متوالی پیهم وبدون وقفه بازیگزاهای هرچند نا منظمی همراه بود واین جهد و تلاش انسانی تا ترازوی عدل وانصاف درتناقض است، ادامه خواهد داشت، انسانها برای رهایی از نابرابری اکثرابه اقدامات دسته جمعی وکتلوی به مبارزه و پیکار پرداخته و میپردازند که اکثرا در میان این جماعت هاومجامع اشخاص نیرنگ بازوحیله گر،  شیاد ومکارهم درکمین راهروان کاروان خوشبختی طلبان جاگرفته و میگیرند، چنانچه درتاریخ نهضت تحول طلبانه و عدالت پسند جامعه افغانی نیز بارها ایادی حاکمان و جباران  و جو اسیس ظالمان وسلاطین جاگرفته وباعث شکست ونابودی نهضت هاوسران سرداران راستین مردم رابرباد داده اند که قبل ازفاجعه هولناک کو دتای سال 1992 ستون پنجم داخل حزب وطن درکشورما حوادث غم انگیز دگری نیزدر تار یخ پر از درد و اندوه کشور ما وجود داشته است. اما آنچه ازجانب عده ای از پیش قراولان و «رهبران» ما درآغازسده ی جاری (ثور1992) سرزد مشکل است نا می برایش  انتخاب کرد.  توطیه یا دسیسه ؟ جفایاناجوانی؟ سازش یاخیانت ملی؟ نمیشوداسم مسمای برای کو دتای خونچکا نیکه یکربع قرن است به زخم خون چکان مبدل شده است وتا حال هیچ طبیبِ شرقی وغربی به بستن این زخم دست نیافته است، یافت.  من ازسال 1346  افتخارپیوستن به صف مبارزان سربکف راه خوشبختی انسان مظلوم جامعه را بدست آوردم وهمیشه فکر میکرد م،  بلکه باور داشتم که همه یاران یا «رفقا»یم مبرا ازریا وتذویروفارغ ازغش  و د غل، عاری ازنیرنگ وشیادی اند. به خصوص وقتی به چهره های رهبران و کا ر وانسالاران لشکرعاشثقان رنجبران وطن میدیدم به جزازصفا و صداقت، نو ر شرافت وامانت داری، عزت وصلابت، غیرت ومردانه گی، قدسیت وپاکی هیچ غباری ازناخلفی وناجوانی راسراغ نمیتوانستم،  آنها به مثابه انسانهای خارق ا لعاده وخطاناپذیر درروح وروانم نفوذ داشتند. زیرا وقتی من ازدهان وقلم شان آن کلمات زیبا وروحپروررا درمدح وثنا و صفت مظلومان، که خودم نیزیکی از آنهابودم - میشنیدم ومطالعه میکردم تصورم ملال پرس وپال،  تشبس و کنکا ش راازتمامی زوایای مغزم بیرون میساخت. ولی !!

ولی با درد و دریغ، باتاثر وتالم که سخت دراشتباه بودم زیرا من هم در پیروی  و دستورپذیری یکعده منحرفین ودشمنان راه خوشبختی مردم ومیهن سهم داشته ام که باعث تحکیم حاکمیت و «بزرگی ورهبری» عده ای ازشیادان خود پرست و دون همت شده ام. من هم درجمع صا دقان دگر زینه گذار صعود نامردان تاریخ کشو رشده ام، من هم باوصف عقیده راسخ به راستی راه خویش باصداقت و پا کدلی ازپی این کجروان ازخودکش بیگانه پرست طی طریق نموده ام. چه ساده گی وچه خوشباوری؟

رفقاودوستان !

هموطنان وراهروان راه انسانیت !

لطفا ازبت پرستی و عاشقی چشم و ابرووطَبَق روی «رهبران» بپرهیزید. درراه پرخم وپیچ مبارزه یک لحظه هم ارخدعه ونیرنگ دشمن وامکان نفوذ شیاطین وشیادین د ر صفوف تان غافل نشوید. طلسم جادوی «رهبران» سرخورده و بی حیا رابشکنید وچون پایمردباهمت ازلاک غروروترس ازملامت بد رشوید و بت های درونی وبیرونی رابا سنگ ملامت بشکنیدماباید بیشترازاین به خود اجازه ندهیم که خود ودگران رافریب دهیم و ازدز دان با پشتاره به مثابه ناجیان مردم دفاع و وکالت نمایم. ما به چشم وگوش خود می بینیم ومیشنویم که این «فرشتگان» سپید جامه چه سان باشیاطین دررقص و پا یکوبی اند ومرثیه های دررسای خفا شان شب پرست میسرایند وبه امامت کورد لان تاریخ اقتدامیکنند ولی با خون شهدای گلگون کفن حزب ما «طهارت» بی نمازی خودرابجا میاورند و باسیاست سبکسر انه ی شان اردوی باعظمت انسا نها ی باشرف راسرافگند ه میسازند و برمزار بابای ذلت وسباعت ذجه وزاری سر میدهند وماهنوزهم کوله بارسخافت شان راحمل میکنیم؟.

بس است ! دگربس است این لکه های ننگ ونامردی راباید ازدامان خود و حزب سرفرازان وسربداران دورسازیم  وبا بریدن آن دانه ها ی خبیث ازبدن نظیف و ستر ه ی حزب خویش، خود، حزب و آینده ی خویش راازنفرت و نفرین نسلهای آ یند هِ مان درامان سازیم.

رفیق باهمت، رفیق پایمرد!

همت انقلابی ات بدرقه راهت !

یاران راستین ورفقای باشرف همرات !

«کسی که ار حقیقت خود را آگاه نسازد گنهگار است کسی کی حقیقت را میداند و کتمان میکند جنایتکاراست»

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد