|
||||
|
د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:04.10.2010 |
||||
|
مردم زیر «چتر» نیروهای بین المللی ! به مناسبت چهاردهمین سال شهادت دوکتور نجیب الله قسمت چهارم (هر گاه برای ا» منافع ملی و مردم و اعمار جامعه نوین و «انسان نوین» محک است و هر گاه «ما» برای مردم مبارزه میکنیم، بنآ ما باید به مثابه انسان نوین، تغیر یافته و رسالتمند در دفاع از منافع مردم و در کنار مردم قرار بگیریم، نه در کنار و دفاع از قاتلین مردم.!) در این قسمت بحث میخواهم به یکی از موارد یکه، در بسیج مردم و نیروهای پراگنده در دفاع و پیاده نمودن دموکراسی، تامین صلح و ثبات وایجاد یک سازمان بزرگ سراسری ملی، میتواند رول مهم داشته باشد، نگاهی کوتاه داشته باشیم. در این جای شک وجود ندارد، که سقوط طالبان از توان نیروهای خودی خارج بود و فقط ناتو و ایالات متحده امریکا قادر بود، تا قدرت طالبان را ساقط و انها را مجبور به عقب نشینی نماید. در این هم جای شک وجود ندارد، که مردم با حضور ناتو در افغانستان که در چوکات تصامیم سازمان ملل متحد صورت گرفت و از رژیم های گذشته خاصتأ طالبان و مجاهدین هم چندان دل خوش و رضایت نداشتند برای بسیج و دفاع از دموکراسی اماده بودند. صلح و ثبات و منافع شان را در حضور جامعه جهانی در افغانستان میدیدند و به اینده سخت امید وار و خوش بین بودند. به همین دلیل هم وقتی طالبان از بین رفت، مردم بلادیده افغانستان بعد از شکست طالبان انتظار و توقعات بزرگ از نیروهای بین المللی داشت، مردم توقع داشت، که بعد از سقوط طالبان در افغانستان برای پیاده نمودن دموکراسی و عدالت گام های ابتدایی بر داشته شود، عدالت و حقوق اتباع افغانستان تامین شود، یک حاکمیت واقعآ قابل قبول برای مردم افغانستان به وجود می اید، مردم زیر «چتر» نیروهای بین المللی به خوشبختی نایل شوند،صلح و ثبات در کشور به میان می آید، اما متاسفانه که چنین نشد. مردم هم چنان از جامعهء بین المللی توقع داشت، که تمام جنایتکاران ومجرمین جنگی و قاتلین مردم در طول سه دهه مورد باز پرس قرار خواهد گرفت ، مجازات و به کیفر اعمال شان رسانیده خواهد شد، که متاسفانه چنین هم نشد.! خلاف توقع و انتظارات مردم ، اکثریت قاتلین مردم افغانستان، غاصبین و قاچاقبران، چهره های بد نام وناقضین حقوق بشر که به جز فریب و دروغ برای مردم دیگر کدام کار ی نداشتند، روی کار آمدند (نمیخواهم از این چهره های بدنام تاریخ نام ببرم به خاطریکه مردم افغانستان انها را خوبترمیشناسند) و مردم در نظامیکه بعد از توافقات بن پایه گذاری شد، در تمام ارکان قدرت خدمتگذاران شان را نه بلکه اکثرأ قاتلین خود را دیدند، ادم کشان را دیدند و انانی را دیدند که مفکوره ی خدمت به مردم را در سر نداشتند. شورای مدافع حقوق بشر سازمان ملل متحد، در مورد راپور مستند انتشار یافتهء اکتوبر 2004 پروژه « داد خواهی افغانستان» (از حوادث قتل عامها، اعدام های فوری و شکنجه های سیستماتیک، تجاوزات جنسی بطور وسیع و هدف گیری های نظامی عمدی بر اهالی ملکی بین سال های 1978 تا 2001 جنایات و مجرمین جنگی خاصتآ در دوره های بعد از سال 1992) توسط یک سازمان مدافعوی و تحقیقاتی مستقل، تحقیق و رسیدگی نکرد. مضحکتر از همه اینکه، با تمام بی شرمی در 2007 پارلمان قلابی و سهامی افغانستان، فیصله شرم اور و ننگین نام نهاد مصالحه با جنایتکاران و مجرمین جنگی سه دهه را پیشکش کرد، تا تمام مجرمین و جنایتکاران سه دهه را برائت بدهند. به همین دلیل مردم به شک افتیدند، مجبور شدند، تا از نظام فاصله بگیرند، نفرت و انزجار شان را نسبت به حاکمان ابراز نمایند، مردم حق داشت تا چنین یک موضعگیری عاقلانه سالم و منطقی اختیار نمایند، بلاخره اعتماد مردم از نظام و جامعه بین المللی در افغانستان از بین رفت. ایا در جامعه یی که در طی سه دهه تا امروز با وحشیانه ترین شکل و با بی رحمی خون هزار ها افغان ریختانده شده باشد و ریختانده شود، هر روز مردم قربانی بدهد، هر روز مردم کشته بدهد و هر روز نان و زندگی شان به خاطر یک اقلیت بدنام و خون اشام تاریخ گرفته شود،خانه و کاشانه شان به اتش کشیده شود، ابرو و عزت شان پایمال شود، ممکن است که بدون جواب بماند و با شعار «مه ترا ملا میگویم و تو مرا حاجی» همه خون های ریختانده شده، و یرانی و بر بادی وطن، یکسره فراموش مردم شود ؟ به یقین که نه.! اشتباه بزرگ نیروهای بین المللی، ناتو و سازمان ملل متحد در این بود، که در تعویض طالبان از شتاب و عجله کار گرفتند و بالای ادمک های جنگ سالار بدنام تاریخ که به دموکراسی و صلح هیچ عقیده و باور نداشتند و مخالف سر سخت و سد راه ازادی های مدنی، سیاسی و عقیدتی بودند، و هیچ گونه ریشهء مردمی نداشتند تکیه کردند،و خواستند توسط قاتلین مردم دموکراسی را پیاده کنند و صلح را به مردم به ارمغان بیاورند، یعنی نیروهای بین المللی با انهایی میخواهند ارزش ها را پیاده کنند که خود به این ارزش ها نه تنها معتقد نیستند بلکه اعتقاد شان در دشمنی با این ارزش ها است. در نتیحه منافع جنگ سالاران با منافع مردم تصادم کرد و مردم از نظام فاصله گرفت و همین افراد زمینه را برای ناکامی جامعه جهانی و گسترش ابعاد جنگ، وحشت و ترس در افغانستان هموار ساختند. از انجایکه صلح و عدالت دو روی یک مسئله است،بنآ باور من این است، تا زمانیکه برخورد قانونی و مدنی با جنایتکاران سه دهه تا امروز صورت نگیرد، انها محکمه و به کیفر اعمال شان رسانیده نشود و از قدرت کنار زده نشوند و با انها تصفیه حساب نشود، دشوار است از ختم جنگ و وحشت،تامین صلح و ثبات، دموکراسی و جلب اعتماد مردم سخن گفت. یکی از عواملی پیوستن مردم با طالبان و مخالفت شان با حضور جامعه جهانی و نظام موجود همین مسئله عدم رسیدگی و عدم تعقیب عدلی قاتلین مردم است، که بدون مجازات ماندند و تا هنوز در ارکان مهم قدرت تکیه دارند و تمام امتیازات و امکانات در اختیار شان است . برای انکه در کشور صلح و ثبات به میان اید، به بحران، فساد و تداوم جنگ خاتمه داده شود، مردم در دفاع از دموکراسی و نیروهای پرگنده در یک سازمان بزرگ سراسری ملی و سالم بسیج شوند مسئله مجازات قاتلین مردم افغانستان به هر نام و نشانی که باشد، باید به یکی از شعار های روز مبدل گردد و با تمام قوت برای موفقیت این پروسه کار شود . من میدانم که طرح و بالا کشیدن این مسئله برخی حساسیت ها را در پی دارد و شاید برخی از اعضای سابق ح د خ ا حزب وطن از طرح ای مسئله متاثر و نسبت به من بد بین شوند، اما ما راه دیگر ندارم، من هم یکی از اعضای سابق همین حزب استم و ما نباید از محاسبه هراس داشته باشیم، فقط خائنین و منحرفین از طرح چنین مسائل میتر سند و هراس دارند و بس. برحی از اعضای حزب د خ ا – حزب وطن اظهار میدارند و میگویند که ما مخالف محاکمه قاتلین نیستیم اما در شرایط امروز طرح ای مسئله به نفع ما نیست.! در حالیکه برعکس تحقق ای پروسه کاملأ به نفع مردم وطن است، به خاطریکه طرح ای مسئله خواست مردم و به نفع مردم است و ما جدا از منافع مردم، انسان و انسانیت کدام منافع خاص دیگر نداریم که دنبال ان قرار بگیریم و بگردیم.! (هر گاه برای« ما» منافع ملی و مردم و اعمار جامعه نوین و « انسان نوین» محک است و هر گاه « ما» برای مردم مبارزه میکنیم، بنآ ما باید به مثابه انسان نوین، تغیر یافته و رسالتمند در دفاع از منافع مردم و در کنار مردم قرار بگیریم، نه در کنار و دفاع از قاتلین مردم.!) به این امر باید کاملأ صادق و قاطع باشیم و با صراحت و علنیت و شفافیت مسئله را مطرح نماییم، محاکمه جانیان حرف دل مردم است و تا زمانیکه حرف دل مردم بالا نشود و از ان حمایت صورت نگیرد، و حقیقت برای مردم گفته نشود،مردم بالای ما اعتماد نه خواهد کرد.! هیچ کس حق ندارد، تحت پوشش مصلحت ملی، منافع ملی را در وجود قاتلین مردم افغانستان مطرح بسازند، به خاطریکه : یکی از ده ها دلیل ادامه و گشترش ابعاد جنایت کردن، جنگ و بی ثباتی در کشور ،همین طرز فکر خام است ، که ائتلاف ها، اتحاد ها، جبهات و اپوژیسیون ها و شورا ها به بهانهء «مصلحت ملی!» با قاتلین مردم افغانستان ساخته شده و شکل میگیرد، نه از میان نیروهای سالم، وطندوست و با درد جامعه. حال ای سوال در برابر همه قرار میگیرد و آن اینکه در صورتیکه ایالات متحده امریکا و متحدین آن به ای خواست برحق مردم ما لبیک نگفت و خلاف اراده مردم ما هر یک در پی عملی ساختن اهداف خود در منطقه استند و سر نخ هم به دست انها است، پس در چنین حالت ما افغان ها چه کرده میتوانیم؟ نباید انکار کنیم که در تمام حرکت ها جای و رول خود ما افغان ها مهم بود و تمام حرکت ها و اهداف بوسیله ما افغان ها در عمل پیاده شده و پیاده میشود و دیگران بدون ما افغان ها هیچ کاری را انجام داده نمیتوانند. بنآ : افغان های وطندوست و با احساس این امکان و توان را دارند، که رول و نقش و رسالت خود را در ای مقطع حساس تاریخ انجام بدهند و آن اینکه همه نیروهای سالم دست به دست هم داده ، برای تسریع پروسه ای ساختن یک نیروی بزرﮒ سراسری ملی سالم (فرا،ملیتی و قومی و زبانی، ایدیالوژیک، حزبی و تنظیمی) که به گذشته و با هیچ یک از قالب های حزبی و ایدیالوژیک بند و بسته نباشد و فقط از گذشته آموخته باشد، صادقانه برزمند و بسیج شوند. «دیوید شوارتز» میگوید : تنها زمانی یک مسئله غیر قابل حل میشود که فکر کنید غیر قابل حل است. با ساختن چنین یک نیرو و ایجاد چتر ملی و مردمی میتوان کشور را از بحران و بی ثباتی و انارشیزم کنونی و سقوط نظام به دست افراطیون نجات داد، و قاتلین مردم را به محاکمه کشاند، نظام را در دفاع از منافع مردم سوق داد، باور و اعتماد مردم را به خود جلب کرد و مردم را به آینده امید وار ساخت، صلح و ثبات را در کشور تامین کرد و بس. چنین یک نیرو و تشکیل قادر است تا عملأ راه را برای تفاهم بین الا فغانی در شرایط کنونی هموار کند، هدفی که شهید دوکتور نجیب ا لله به خاطر پیروزی آن شجاعانه گام برداشت، و تا پایه ای دار به خاطر آن رزمید و جام شهادت نوشید، که روحش شاد باد! پایان قسمت چهارم
|
||||
|
email:
payamewatan@yahoo.com |
||||
استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد