www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

د خپریدو تیټه / تاریخ نشر:01.09.2010

دوکتور ضمیر میهن پور

مسئله یی در بارۀ حضور من در ویدو کلیپ ها

   چند ماه قبل عده یی از سایت های وزین انترنتی نشرات افغانی و خارجی، ویدو کلیپ هایی را به نشر سپردند که حاوی جریان عملکرد برخی از وابسته های اجنبی ئی بودند که آنان زیر نام ائتلاف شمال برای پیاده نمودن استراتیژی کشورهای روسیه و ایران در قبال افغانستان، مؤظف گردیده بودند. حضور ساکت و مغموم اینجانب در برخی از مقطع های این ویدو کلیب ها سوالا تی را نزد آن عده ئی از رفقای عزیزی برانگیخت که از واقعیت حضور من در آن جریان، اطلاع نداشتند و آنرا گویا همدستی و همکاری با آن گروهی از نظامیان غیر متعهد در برابر حاکمیت ملی و استقلال کشور میدانستند که آنها با زیرپاگذاشتن تعهدات شان با حزب و دولت، زمینه را برای ایجاد خلای قدرت مساعد و کشور را به بی ثباتی کامل سوق دادند. در حالیکه چنین تلقی برخلاف موضع ملی و اصولی من بوده، زیرا من نه تنها همیشه در حمایت از سیاست مصالحه ملی قرار داشتم بلکه بخش بزرگ از کار عملی وظیفوی رسمی من بحیث مسوول ریاست اداره اول وزارت امنیت دولتی جمهوری افغانستان، نیز وقف جستجوی راه ها و زمینه های تحقق این سیاست گردیده بود.   

    در ابتدای نشر این ویدوکلیب ها بنابر حساسیت اطلاعات ناشی از وظایف رسمی ام در آن موقع، لازم ندانستم عکس العمل رسانه ئی تبارز دهم و صرف به پاسخ های شفاهی انفرادی اکتفا نموده معتقد بودم که مرور زمان، حقایق تاریخی را آنطوریکه بودند خود برملا ساخته، حق را از ناحق تفکیک مینماید. ولی اینک دیده می شود که حقایق افشا شده در این ویدو کلیب ها چنان نفرتی را علیه آن همکاران اجنبی برانگیخته که علی الرغم حساسیت اطلاعاتیکه به حفظ آن متعهد ام، رفع شکاکیت های ناشی از حضورم را در مقاطعی از این ویدوکلیب ها، مؤجه و ضرور ساخته است. بنابرین ؛ این نوشته حاوی حد اقل حقایقی است که با حفظ تعهداتم مبنی بر سری نگهداشتن اطلاعات، بمنظور ارج گذاشتن به نظریات ورفع شکاکیت رفقا، دوستان و سایرهموطنان عزیزم، تحریر داشته ام :

   افزون بر خدمات کشفی بمنظور حفاظت امنیت ملی، یکی از استقامت های کار اداره اول وزارت امنیت دولتی این نیز بود تا زمینه های تفاهم و پیشبرد مذاکرات با اپوزسیون مسلح و غیر مسلح جمهوری افغانستان را در چوکات سیاست مصالحه ملی و بمنظور جلب حمایت آنان از تعمیل پروسه صلح ملل متحد و انکشاف معقول آن، فراهم آورد. ارائه فهرست طویل از کارنامه های این اداره درین زمینه، در خور این مختصر نبوده، صرف از یک مورد آن یادآوری مینمایم که تداوم و انکشاف آن، علت حضورم را در مقاطعی از ویدوکلیب های مورد بحث، باعث گردیده بود.

  کار طولانی یکی از «رزدنت های» جوان و پرکار اداره اول در اروپا ؛ جهت پیدا نمودن راه بیرون رفت از معضله جنگ تحمیلی در افغانستان، نتیجه داد و بر مبنای آن ملاقات ها و صحبت های پیگیر آغاز و سرانجام بتاریخ 29 دسامبر 1991 (8 جدی 1370 خ) به آغاز مذاکرات رسمی میان دولت جمهوری افغانستان، سه تنظیم «معتدل جهادی» (محاذ ملی اسلامی به رهبری سید احمد گیلانی، نجات ملی اسلامی به رهبری صبغت الله مجددی، حرکت انقلاب اسلامی به رهبری مولوی محمد نبی محمدی) و برخی از روشنفکران افغانی مقیم کشور های غربی، منجر گردید. درین مذاکرات که در شهر زوریخ (کشور سویس) و با اطلاع رسمی حکومت این کشور آغاز و مدت هفت روز ادامه یافت، از جانب دولت جمهوری افغانستان عبدالوکیل وزیر امور خارجه، غلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی، دوکتور ضمیر میهن پور رئیس کشف خارجی جمهوری افغانستان و داؤد شهباز شارژدافیر جمهوری افغانستان در سویس، همچنان از جانب تنظیم نجات ملی افغانستان دوکتور نجیب الله مجددی، از جانب محاذ ملی اسلامی آقای سلجوقی، از جانب حرکت انقلاب اسلامی شهباز احمدزی و دوکتور محمد جلیل شمس در موقعیت شخصی خودش با ارتباطات مؤثر در حلقه از روشنفکران مستقل ملی در اروپا و با داشتن روابط نزدیک با گروه از طرفداران شاه سابق، شرکت داشتند.

   نگارنده این سطور که مسوولیت ثبت و تهیه رونوشت جریان مذاکرات را برای شخص رئیس جمهور افغانستان نیز بعهده داشتم، برای فعلاً از تفصیل جریان مذاکرات خودداری نموده، صرف با مراجعه به اصل رونوشت مذاکرات مذکور،آجندا و جریان مذاکرات را در روز سوم آن که بی نهایت مهم بود، منعکس می سازم.

  بعد از تبادل نظر، جانبین مذاکره کننده توافق نمودند که چهار موضوع ذیل شامل آجندای مذاکره گردند:

    1 ـ پرنسیب های حل سیاسی مسئله افغانستان ؛

    2 ـ تشخیص موقف نیروهایی که میتوانند در حل سیاسی مسئله افغانستان سهیم گردند ؛

    3 ـ چگونگی اشتراک نیروها در حل سیاسی ؛

    4 ـ میکانیزم حل سیاسی در دوره انتقال.

  روز سوم، با در نظرداشت آجندای قبول شده، مذاکرات چنین ادامه یافت :

  اول جنوری 1992 ساعت 10 صبح :

  درین روز مذاکرات روی ماده دوم آجندا متمرکز گردید. صحبت با کلام دعائیه دوکتور نجیب الله مجددی آغاز و بعد ایشان خرسندی شان را بخاطر دستبابی به اتفاق نظر روی موضوع ماده اول آجندا ـ که طی مذاکرات روز قبل صورت گرفته بود ـ اظهار داشتند. به تعقیبِ جناب دوکتور مجددی، رشته صحبت را آقای سلجوقی مسوول امور سیاسی تنظیم محاذ ملی بدست گرفته و در مورد حضور حزب وطن در دوره انتقال، با احتیاط سخنرانی نموده و اظهار داشتند که : عادلانه نخواهد بود، اگر بگویم که دوره انتقال بدون اشتراک حزب وطن مؤفقانه به انجام خواهد رسید. اما اگر آنعده یی از نیروهای مجاهدین که بخصوص خواهان حل سیاسی معضله افغانستان هستند، موضوع استعفای رئیس جمهور را مطرح ولی حق کاندیداتوری ایشان را بعد از ختم دوره انتقال مطابق قانون انتخابات ریاست جمهوری محفوظ بدانند، آیا جناب شان حاضر اند بخاطر داعیه صلح در کشور، از مقام شان استعفا دهند ؟ به تعقیب این سوال، آقای سلجوقی اضافه نمودند که : البته این سوالی بود که ما هرسه تنظیم به طرح آن دارای نظر واحد هستیم، ببینیم تا نظر هیئت شما را درین مورد نیز بشنویم.

   عبدالوکیل وزیر امور خارجه، اشارتاً به محترم غلام فاروق یعقوبی افاده نمودند که بفرمائید، ولی محترم یعقوبی گفتند: بهتر است به این ارتباط، شما آخرین صحبت هائی را اظهار نمائید که در کابل دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان، درین زمینه با ما داشتند. بدین ترتیب وزیر خارجه بعد از مقدمه یی در مورد خصلت استراتژیک سیاست مصالحه ملی و مکانیزم فعال آن مبتنی بر کنار آمدن نیروها و نه کنار رفتن آنان، اشتراک همه جوانب در قدرت سیاسی، نه انصراف و یا محروم ساختن آنان از شرکت در آن، اعتماد و همکاری مبرا از توطئه و فریب، صحبت همه جانبه نموده و در هر بخش صحبت خویش از دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان نقل قول مینمودند و تائید محترم وزیر امنیت را میگرفتند. ایشان در نهایت تذکر دادند که : اگر مفهومی را که جانب جمهوری افغانستان و شخص دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان از مصالحه ملی و مکانیزم تحقق آن دارند، شما با آن موافقه داشته باشید، در آن صورت شخص دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان به ما اظهار نموده اند که ایشان در راه تامین صلح و ثبات در کشور نه تنها به گذشتن از مقام شان بحیث رئیس جمهور افغانستان، حاضر اند،بلکه اگر ضرورت افتد از قربان نمودن جان شان نیز دریغ نخواهند کرد.

  زمانیکه وزیر خارجه جملات فوق را مطرح کردند، جناب سلجوقی از جای شان به افاده احترام برخاسته و اظهار داشتند : برای شما و شخص دوکتور نجیب الله نسبت این شجاعت و فراست شان تبریک میگویم. ایشان آن یخ هایی را ذوب نمودند که فضای مذاکرات را طی چندین سال منجمد ساخته بود. من دیگر در راه حل سیاسی مسئله افغانستان و مصالحه با جانب دولت، مانع داخلی را نمی بینم. ایشان در همین لحظه رو به دیگران نموده و گفتند: آیا با من موافق هستید؟ در این حال نخست آقای شهباز احمدزی رئیس سیاسی حرکت انقلاب اسلامی و بعد دوکتور نجیب الله مجددی گفته های جناب سلجوقی را تائید و پیشنهاد نمودند که برای ادامه بعدی مذاکرات وقت داده شود تا این موضوع را ما با رهبران خود در پشاور درمیان بگذاریم ( بقیه تداوم این مذاکرات و نتایج نهایی آن، در یک موقع مساعد به نشر خواهد رسید).

 در ختم مذاکرات زوریخ، قرار بر آن شد تا زمینه دیدار مستقیم رهبران سه تنظیم با رئیس جمهور افغانستان در کنفرانسی تدارک گردد که قرار بود به ابتکار شعبه روابط بین المللی حزب سوسیال دموکرات آلمان، بزودی در آن کشور دایر و طی آن مسئله افغانستان و تامین صلح درین کشور مطرح میگردید. باید گفت که این پروگرام تحت شعاع حوادث شمال کشور به تعویق افتید.

   در حالیکه دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان از تخریب تداوم پروسه آغاز شده زوریخ توسط آی. اس. آی پاکستان تشویش داشت، از طریق وزیر امنیت دولتی به اداره ما وظیفه سپرده شد تا کار را در زمینه تدویر دور مجدد مذاکرات مذکور در کابل، آغاز نمائیم. باوجود بحرانی بودن اوضاع کشور ناشی از بغاوت شمال، باز هم توفیق حاصل نمودیم که از هیئت های شرکت کننده در مذاکرات زوریخ دعوت بعمل آوریم تا غرض نهایی ساختن مذاکرات مذکور به کابل بیایند. در نتیجه ایشان ـ به استثـنای شهباز احمد زی به علت مریض بودن شان ـ به کابل تشریف آوردند و مذاکرات از سر گرفته شد. اما این بار مذاکرات از حالت نیمه سری بدر شده بود، زیرا مطابق هدایت رئیس جمهور افغانستان، عده یی از اعضای هیئت اجرائیه شورای مرکزی حزب وطن شامل : عبدالوکیل وزیر خارجه، محمد اسلم وطنجار وزیر دفاع، راز محمد پاکتین وزیر داخله و غلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی مؤظف به پیشبرد مذاکرات گردیده، اداره اول وزارت امنیت دولتی و شخص اینجانب بحیث رئیس این اداره، بمثابه سازمانده و مهماندار این مذاکرات مسوولیت داشتیم. در جریان حضور هیئت های مهمان در کابل و دوام مذاکرات که بطور مطلوب پیشرفت داشت، وضع کشور بطور دراماتیک بحرانی تر میگردید. بغاوت شمال به طرف مرکز گسترش می یافت و سرانجام به مرکز رسید. اینکه چرا و چطور این بغاوت آغاز شد و گسترش یافت، اوضاع کشور به بی ثباتی انجامید و چه تاثیرات منفی را بالای مذاکرات جاری در کابل بجا گذاشت و سرانجام آن را بی نتیجه ساخت، چطور آی. اس. آی پاکستان،استخبارات نظامی روسیه و سایر شبکه های استخباراتی منطقه، چی نقش هایی را در تدارک و گسترش این بحران بازی نمودند، چرا و چطور رئیس جمهور افغانستان (دوکتور نجیب الله) به دفتر سازمان ملل در کابل، پناه برد، چرا و چگونه یکی از خدمت گذاران راستین، صادق و پاکدامن وطن (شهید غلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی) جان شان را از دست دادند و ده ها سوال دیگر، موضوعاتی اند که سنگینی نپرداختن به آنها را بر دوش خویش تا اکنون احساس مینمایم و مصمم هستم تا با نشر آنچه که درین زمینه ها نوشته ام، دین خویش را در یک موقع مساعد در برابر تاریخ مادر وطن عزیزم ادأ نمایم، ولی درینجا بنابر انگیرۀ ضرورت طرح این مختصر (وجود و حضورم در برخی از مقاطع ویدوکلیب های مورد بحث) میخواهم خاطر نشان سازم که: بنابر مکلفیت اداره اول و شخص خودم بحیث سازمانده مذاکرات و مهماندار هیئت های مهمان که در عین حال مسوولیت تامین امنیت آنان را نیز بعهده داشتم، به حکم وظیفه ناگزیر بودم،هم در آستانه بحرانی شدن اوضاع کابل، هم در جریان سقوط حاکمیت دولتی و تسلیم دهی آن به «حکومت مجاهدین»، هیئت های مذکور را همراهی نمایم. چون اعضای ارشد هیئت ها بعد از سقوط حاکمیت دولتی به گارنیزیون کابل رفت و آمد داشتند، همراهی با آنان طی دو، سه روز نخست بنابه خواست آنان در تداوم وظایف و مسوولیت های قبلی بوده، هیچ نوع ارتباطی با جریان توطئه و عاملین آن نداشته است. وضع روحی و حالت چهره ام در ویدوکلیب ها نیز نارضایتی ام را از وضعیت و عدم تماسم با عاملین توطئه، خود مؤید عدم تفاهم من با آنان و پایداری ام بر اعتقادات و مواضع سیاسی قبلی ام را با وضاحت تمام تائید مینمایند. در عین حال تاکید میدارم که در جریان وقایع مذکور از جانب هیچ کسی حتی کلمه یی به عنوان تهدید بخاطر پیوستن با شخصی و یا حرکتی علیه من ابراز نشده و کسانیکه مرا می شناسند، میدانند که نه تنها شخصیت من هیچگاه تهدید پذیر نبوده بلکه کسی حتی در آن اوضاع نامطلوب نیز نمیتوانستند از چنین جرئتی برخوردار باشند. به هر صورت حضورم در آن صحنه های تاریخی حد اقل این مزیت را داشت که اکنون ناگفته های زیادی را در رابطه به آن لحظه ها برای گفتن دارم و بدین منظور هم است که یک بار دیگر میخواهم خاطر نشان سازم ؛ یادداشت هایی را که از رویداد های افغانستان طی چند دهه اخیر، بادرنظرداشت منافع ملی و مصالح جنبش ترقیخواهانه کشور تهیه نموده ام، با اغتنام از فرصت به نشر آنان اقدام خواهم کرد.

 

 

   کورپاڼه | صفحه اصلی  

email: payamewatan@yahoo.com
 

 

استفاده و نشر مجدد مطالب «پیام وطن» تنها در صورت ذکر منبع اصلی نشر آن مجاز میباشد