www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:08.09.2007

دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی
برلین، ۷ سپتمبر ۲۰۰۷

روز نهم سپتمبر ــ  روز عـزا یا روز جزا ؟؟؟

 

در مورد دو روز ماه سپتمیر بسیار گفـته و نوشته شده ؛ یکی در سطح افغانستان و دیگری در سطح جهان. حاجت به تذکر نیست که اولی روز نهم سپتمبر ۲۰۰۱ است و دومی روز یازدهم  همین ماه  و همین سال. این دو روز صرف نظر از تقارن تاریخی، چند وجه مشترک دارند :

ــ یکی "مرموز بودن" و "مرموز ماندن" عـلل، عـوامل و مُجریان آنهاست. تاکنون هـیچ کس ــ نه در اینجا و نه در آنجا، نه در جابلسای عالم و نه در جابلقای آن ــ در مورد عوامل پشت پرده و مُجریان حوادث این دو روز حکم قاطع و صریح صادر کرده نمیتواند. شاید این راز سر به مُهر در "اسرار خانۀ تاریخ" پنهان بماند و تا قاف قـیامت فاش و برملا نگردد.

ــ وجه مشترک دیگر این دو روز ارتباط  آنها به کشور عـزیز ما افغانستان است. در حالی که روز نهم سپتمبر بخاطر قـتل یک جنگ سالار مشهور افغان به نام "احمد شاه مسعود"، مستقـیماً با سرنوشت جنگهای داخلی افغانستان ارتباط میگیرد، روز یازدهم سپتمبر، سیاست جهانی را با وطن ما مستقـیماً گره میزند.

یازدهم سپتمبر و ارتباط دادن آن به "القاعـده" و اسامه بن لادن و میزبانش  "تحریک طالبان"، بهانه ای شد، که اتازونی بحیث "جهانبان کرۀ زمین" بلافاصله متوجهِ افغانستان گردد، رژیم طالبان را بروبد و به کمک  ایادی غـربی خود، سرنوشت وطن ما  را در کف "باکفایت" خود بگیرد. موضوع بررسی "نان الون" Nine - Eleven  درین مقال مطرح بحث من نیست، ولو ارتباطش را با نهم سپتمبر نمیتوان نادیده انگاشت. بحث من روی نهم سپتمبر است که صفحه ای را در جنگهای داخلی وطنم رقـم میزند.

 

در بارۀ روز نهم سپتمبر که ارمغانش را همه میدانیم ، چند برداشت  متفاوت وجود دارد :

 

۱ــ یکی برداشت سرسپردگان و طرفـداران مسعـود است، که از جمیعت اسلامی  و "شورای نظار" یا بهتر بگوئیم "شورای زمردفـروشان پنجشیر" و ایادی و انصارشان و بگفـتۀ آقای قـوی کوشان "ظلمه" و "ظـُلام" ایشان میتراود. اینان همان طوری که از مسعود "قهرمان" ساختند و لقـب "قهرمان ملی افغانستان" را بر حکومت کرزی رسمیت بخشیدند، روز مرگ مسعود را گرامی میدارند، "شلۀ شیرین" و "حلوا" و "نذر لب جوی" و "اماچ بی بی غـریب" میپزند و به روح پرفـتوح آن "جنگسالار فـقـید" اتحاف دعا میکنند. اگر به دل ایشان میبود، روز قـتل مسعود را به حیث یک "روز مذهـبی" همتراز "دهم محرم" و "مولود شریف" درج تقـویم ها کرده و "رخصتی عمومی" را فـرض ذمۀ هـر افغان و شاید هـر فـرد مسلمان میساختند. جیفه خواران بخاطر "احمد شاه مسعود" برای "پنجشیر" پساوند وصفی "شریف" را  تراشیده و به تقـلید از "مزار شریف" ، پیوسته "پنجشیر شریف" میگویند و مینویسند.

 

با این همه مبالغات اغـراق آمیز و افـراطگرایانه،  از ایشان خیلی سپاسگزار باید بود، که"احمد شاه مسعود" را "شاه شهید" نخوانده و در پنجشیر زیارت "شاه شهید ثانی" را برپا نکرده اند.

اینان هـر دم  طالبان و القاعـده را بخاطر "افـراطگرائی" ایشان میکوبند، مگر متوجه  نیستند، که خودشان از همه افـراطگرا تر اند. این افـراطیان دو آتشه آنقـدر در مدح و ثنای احمد شاه مسعود می گویند و می نویسند، که اگر اشخاصی مانند "اصحاب کهف" از خواب چندقـرنه  بیدار شوند، همینکه نوشته های مسعودپرستان را بخوانند فـکر خواهـند کرد که "احمد شاه مسعود" العیاذ بالله "پیغمبر" و صاحب "وحی مُـنزَل" بوده است. من میگویم که طالبان و مسعودپرستان هـردو  "افـراطگرا" و "افـراط پسند" اند، فـرق بین ایشان درین است، که طالبان در تفـسیر و تطبیق یک" دین آسمانی" افـراط  میورزند ، و "مسعود پرستان" در حد یک "موجود خاکی" و یک  "جنگسالار".

 

۲ــ دگر برداشت اشخاص واقعـیتگراست که خوب و بد را در ترازوی عـقـل و انصاف میسنجند و بعد در مورد افـرادی نظیر مسعود حکم صادر میکنند. اینان که اکثریت قـشر چیزفهم و تعلیم یافـتۀ ما را تشکیل میدهـند، از مسعود عـین چهره ای را ترسیم میکنند، که از گلبدین حکمتیار و رشید دوستم و ربانی و سیاف  و دگر جنگسالاران جنایت گستر.

 

۳ ــ دستۀ سوم مگر کسانی اند که از برکت مسعود و مسعودخیل ها، همه چیز خود را از دست داده اند؛ دار و ندار و مال و منال  و حتی عـزیزان دل خود را. بروید و از ایشان بخواهـید ، که دریچۀ دل خود را بکشایند و زخمهای التیام ناپذیر دست مسعود و ربانی و دوستم و گلبدین و محقـق و دلگی مشر قـسیم فهیم و خلیلی و سیاف و مزاری  و ... را نشان بدهـند؛ بلی نشان بدهـند تا چشم کافـر و مسلمان و یهود و نصارا و گبر و ترسا خون بگرید. اینان درد رسیدگان و "ضرب شست دیدگان" دست  مسعود و مسعودخیلها و همترازان جنگپرور ایشان اند و اکثریت مردم مظلوم و هـردم شهید ما و خصوصاً کابلیان ستمدیده  را میسازند.

 

با مد نظر گرفـتن تمام جنایاتی که مسعود و مسعودخیل ها و همکیشان جنگ افـروز و "کابل سوز" ایشان ، در حق مردم ما و در حق پایتخت  به جان برابر ما "حضرت کابل" کرده اند، آیا بیائیم و روز قـتل جنگسالار "احمد شاه مسعود" را "روز عـزا" اعلان بکنیم  و یا که "روز جزا"؟؟؟

 

من میگویم که جزای عمل حق است و "قـوماندان مسعود" بخاطر اعمال ضد انسانی خود در همین دنیای فانی جزای خود را دید، جزای آخرت و جزای جاودانی باشد سر جایش. زود باشد که دیگر جنگ افـروزان جنایتگر و جنایت گستر هم به سزای اعمال خود برسند و تا که مردم درد رسیده و ستمدیدۀ دستِ  ستمکیشان سه دهۀ اخیر در قـید حیات اند، به چشم سر خود مرگ و قـتل و اعـدام  این قاتلان و جانیان را و جنایتکاران "خلق ــ پرچم" را ببینند و بر مردۀ ایشان "دعای رحمت" بفـرستند.

 

بی شک که "جزای عمل حق است" و آنان که دست مردم بی نوا از دست ایشان از بام تا شام سوی خداست، دیر یا زود شلاق دادگاه زمانه را خـواهـند چشید!!!

و لعـنت خدا باد بر همه قاتلان و جنایتکاران و جنایت گستران!!!

آمین یا رب العالمین

 

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی