www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:10.10.2007

دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی
برلین ، 7 اکتور 2007


ابرقـدرت بهانه گیر و ساده لوحان بهانه دِه
"بازان سیاست" و "سیاست بازان" ایران

همین امروز که پیش روی تلویزیون "پیام افغان" نشسته و گویا همه چشم و گوش بودم، در حالی که بر مجریان پرتمکین و باصلاحیت آن و خصوصاً بر همت والا و ملی جناب عمر خطاب آفـرین میفـرستادم ، که یکبار نوبت اخبار رسید. اخبار پشتوی "تلویزیون آشنا"ی صدای امریکا بود و صدر اخبار از چیزی حکایت میکرد، که موضوع این مقاله را تداعی کرد. آن خبر جالب را سرتا پا شنیدم و بر ساده دلی های انسانهای عاقـبت نیندیش خندیدم. خبر از "روز قـدس" بود و تجلیلش در جمهوری اسلامی ایران و تجمع ملیونها نفـر برای شنیدن سخنان محمود احمدی نژاد و آیت الله رفـسنجانی و دیگر "بازان سیاست" و "سیاست بازان" ایران.
در باخترزمین اصطلاحاتی رواج دارند، که خواهی نخواهی در زبان ما مردم نیز ترسب میکنند. ازین جمله اند "کبوتر" و "باز" در اداره و دیوان و سیاست. "باز" به کسی گویند، که در رستۀ یک گروه و دستگاه و انجمن و حزب و غـیره ، رول اول و پیشتاز را دارد و دیگران از دنبالش روانند؛ درست همان سان که گوسپندان از پشت شبان میروند. و "کبوتران" مراد از همان "دنباله روان" یک جمع و یک مؤسسه و یک حزب است. "باز" معمولاً یکی دو تاست ، ولی "کبوتران" فـراوانند. در اتحاد شوری سابق مثلاً ستالین و بعد خروسچف و بعد برژنف و بعـد گوربه چف "بازان حزب" بر سر اقـتدار آن کشور بودند و دیگر اعـضای حزب همه دنباله رو و "آقا بلی گوی" و کسانی که در پیشگاه "بازان" دست به سینه می ایستادند. اما در مورد "بهانه گیر" و "بهانه ده" اگر گپ بزینم :
"بهانه گیر" به کسی گویند که برای انجام دادن کاری "نامشروع" بهانه میپالد ، بهانه می یابد و بالاخره بر مبنای همان بهانه به عمل مد نظر خویش میپردازد. "بهانه ده" که مخفـف "بهانه دهـنده" است، آن است که بهانه ای بدست "بهانه گیر" و "بهانه جو" میدهـد. مثال قـدیم "بهانه گیر" همان گرگی بود که بهانه ای درست کرد و آن گوسفـند مسکین را درید. اما در زمان ما بهانه گیران بسیار اند و من مثال هائی از ساحۀ سیاست جهانی پیش میکشم :
دیدیم که "جارج بوش کلان" ــ پدر همین "جارج بوش چوچه" (1) ــ چگونه صدام را در دام انداخت. وی را به تسخیر کویت تشویق کرد و آن "ساده دل" کویت را در قـبضۀ خویش درآورد. اتازونی این کار صدام را بهانه ساخت، بر عـراق بتاخت ، ولی صدام را صحیح و سالم نگهداشت. سالها بعد وقـتی پسر "حلازادۀ پدر" بر کرسی ریاست جمهوری اتازونی تکیه زد، خواست کار ناتمام پدر را بسر رساند. بهانه پالید و بهانه یافـت که "عـراق اسلحۀ کشتار جمعی دارد" ــ از قـبیل اسلحۀ بیالوژیک و اسلحۀ کیمیاوی ــ و گفـت که چنین اسلحه منطقه و جهان را به خطر می اندازد. خاک به چشم جهان پاشید ، بر عـراق بتازید و دیدیم که صدام کافـر(2) را اسیر کرد و در روز عـید قـربان به قـربانگاه فـرستاد. این ابر قـدرت "بهانه جو" اما پیش از آن نیز "بهانه" ای بتراشید و رژیم طالبی را روبید. و روبیدن طالبان "بهانه" ای بود بخاطر تسخیر افغانستان و دیدیم که امریکا با بوق و کرنا با ممالک غـرب و شرق "دنباله رو"اش و با سازمان حلقه بگوش خود که "ملل متحد" نامیده میشود ، تشریف فـرمای کشور ما گردید و تا امروز که امروز است و از آن واقعه شش سال تخت (3) میگذرد، در کشور بلاکش افغانان "تشریف" دارد. خلاصه که این ابرقـدرت "بهانه گیر" همیشه بهانه می تراشد و از قـضای روزگار که بهانه هم می یابد، که کابلیان عـزیز از قـدیم و ندیم می گفـتند که : "بهانه گیر را بهانه بسیار است".

بلی؛ دنیا با ابرقـدرتی سر و کار دارد، که مطامع ناجائز سیاسی و اقـتصادی و ... خود را با توجیهاتی بی اساس بدست می آورد. اما "زین هم بترش نیز بگویم که چه باشد؟؟؟" (4) بدتر از امریکای مفـتن و فـلوته باز (5) کسانی اند که زمینۀ بهانه جوئی و بهانه یافـتن این "یکه تاز ترکتاز" را فـراهم میکنند.

زمامداران جمهوری اسلامی ایران که خود مفـتن و سرکوبگر اند و در فـن و چال و خدعه و نیرنگ دست عـزازیل را هم از پشت سر بسته اند، در برابر فـنانی(6) امریکای محیل رنگ میبازند.

جمهوری اسلامی ایران دقـیقاً میداند که امریکا در صدد حمله بر ایران است و فـقـط منتظر فـرصت مناسب و زمانی است که "بهانه" اش کاملاً پخته شود. و هـیهات که زمامداران ایران خود این "بهانه" را برای امریکا درست نموده ، زیر "دیگ بهانه پزی" آتش روشن کرده اند و روز تا روز بر این آتش تیل میپاشند، تا این اجاق فـروزان بماند، "بهانه" پخته شود و فـراخور دهان و دندان اتازونی گردد. از زمانی که جمهوری اسلامی ایران روی کار آمد و سیاست بدست روحانی و آخوند و ملا افـتاد ، چه نبود که از چانتۀ این سیاستبازان مذهـبی بیرون نیامد.

ــ تحریک و تهدید ممالک همسایه به صدور انقـلاب اسلامی.

ــ تشکیل و ارسال باندهای مخرب برای تأمین "صدور انقـلاب" به ممالک همسایه و حتی به ممالکی که در اقـصای نقاط جهان اسلام قـرار دارند.

ــ ضربه زدن به "جبروت" اضلاع متحدۀ امریکا از طریق شعارهای "مرگ بر آمریکا" که ورد زبان خاص و عام و عامی و بازاری و روستائی و شهرنشین ایران ساخته شده بود. در کدام چارراهی و میدان نبود، که این شعار و شعارهای نظیر آن با خطوط بسیار جلی و درشت به نظر نمیرسید؟؟؟ برپا کردن تظاهـرات فـرمایشی با اشتراک صدها هـزار و شاید ملیونها نفـر در "میدان آزادی" تهران و دگر شهرهای بزرگ ایران، که ضمن آنها فـقـط به "آمریکا" و "اسرائیل" و دگر نوکران و سرسپردگان اتازونی، دو و دشنام و فـحش و ناسزا نثار میگردید. گروگان گیری 52 دپلومات امریکائی بدست "دانشجویان خط امام" به مدت 444 روز و بالوسیله ریختن آبروی امریکا و صدها مثال دیگر از کارستانی که برضد امریکا و منافع غـرب صورت میگرفـت.

ــ تهدید و تحریک عـراق به جنگ و دادن شعارهائی مانند "راه قـدس از کربلا و بغداد میگذرد" ، که منجر به جنگ هـشت سالۀ سنگین و پرتلفات بین ایران و عـراق گردید و در عاقـبت با نوشیدن "جام زهـر" خمینی با آبروریزی فـضیحت بار جمهوری اسلامی ایران و بر زمین خوردن اقـتصاد آن کشور، خاتمه یافـت.

ــ تبلیغات وسیع برضد منافع جهان امپریالیستی و حکومات زرخرید آن در منطقه و دهها مورد دیگر.

ایران بدین موارد بسنده نکرد، بلکه گامهای دیگری را نیز برداشت، که سرحد حوصلۀ غـرب را میخراشید. ازین جمله است تولید راکت های "دور پرواز" شهاب چند و چند و چند که اسرائیل و ماورای آن کشور را تا آستانه های قارۀ اروپا زیر شعاع خود گرفـته میتوانند. ازین جمله است ، پروژۀ ذروی ایران ــ که بدون شک هـدفی جز تولید اسلحۀ اتمی ندارد ــ و پیشبرد جنون آسای آن ؛ با وجود اعـتراضات شدید بین المللی و تهدیدات "شورای امنیت" ملل متحد. ( اینکه آیا یک کشور اسلامی اجازۀ تولید اسلحۀ ذروی را دارد یا ندارد، در حالی که کشور کوچک ، زورگوی ، غاصب و متجاوز اسرائیل بیش از دوصد و پنجاه عـد بمب اتمی را در "آرسنال اتمی" خود نگهمیدارد، موضوع بحث من نیست ). ازین جمله است تهدیدات صریح و بی پردۀ ایران مبنی بر نابود کردن اسرائیل. احمدی نژاد ، رئیس جمهور زورگوی ایران ، بار بار و در هـر موقع اسرائیل را تهدید به مرگ کرده و گفـته است که باید اسرائیل از نقـشۀ جهان برداشته شود و باصطلاح مکتبیان ما "پنسل پاک" زده شود. باز گفـته است که کشور اسرائیل باید ازین منطقه برکند شده و مثلاً به المان و اتریش و یا شمال امرکا انتقال داده شود. احمدی نژاد بار بار "هـالاکاست" را انکار کرده و بالوسیله هم یک واقعیت تاریخی را رد میکند و نیز رگ غـیرت هـزاران یهود متنفـذ جهان را که در اقـتصاد و سیاست جهان و خصوصاً در اقـتصاد و سیاست خود "اتازونی" رول برجسته و انکار ناپذیر دارند، میخارد.

جمهوری اسلامی ایران این کار ها را پیوسته و همه روزه میکند و با وجودی که میبیند، که از طرف شرق و غـرب در محاصرۀ نظامی امریکا قـرار دارد، از عاقـبت کار خود نمی هـراسد. ایران با وجودی که قـوای امریکا و ناتو را در افغانستان و عـراق و همچنان در همسایگی های بالا و پائین خود میبیند، "مشت" خود را با "درفـش" امریکا و ناتو جنگ می اندازد و هی به کارهای تحریک آمیز خویش در افغانستان و عـراق ادامه میدهـد. از یکطرف به شورشیان طالبی کمک تسلیحاتی و پولی و غـیره میکند و از طرف دیگر گروههای ترور عـراق را عملاً با سلاح و مهمات و مواد انفلاقی و پول و حتی آموزش و تعلیم دهی دهـشت کمک میکند. شاید ایران فکر کرده که تا اوضاع در افغانستان و عـراق نا آرام بماند، امریکا آهـنگ ایران نخـواهـد کرد. این محاسبۀ ایران در ظاهـر امر شاید درست باشد، اما امریکای مفـتن که پشت ورق را میتواند بخواند، حتماً میداند که تا رژیم دژخیم جمهوری اسلامی در ایران برحال و بر همین منوال بماند، عـراق و افغانستان روی صلح و آرامش را نخواهـند دید. پس راه حل چه باید باشد؟؟؟
یقـیناً امریکا تصمیم گرفـته که این "دانۀ سرطانی" را از طریق "عملیات" بردارد. یقـین است ــ و این را جهان خوب میداند ــ که امریکا پلانهای عملیات نظامی خود را تکمیل کرده و فـقـط منتظر فـرصت مناسب است، تا با حملاتی که ایران قابلیت جلوگیری و تدافعـش را ندارد، بیخ "نظام جمهوری اسلامی" را برکند. شاید مثل قـدیم کابلیان عـزیز که "درد دندان، کندن است" درین زمینه هم صادق افـتد.

زمامداران جمهوری اسلامی ایران به شهاب و مهاب و اردوی یک میلیون نفـری خود غـره نباشند، که جنگ امروزی "جنگ های تک" است. از طرفی امریکا گمان نکنم که فـکر تهاجم بر ایران را داشته باشد. کافـیست که طیارات بم انداز ستلت Stealth را که برای "رادار" نامرئی میباشند، بفـرستد و در یک حملۀ گسترده و شبانۀ هـوائی بیخ تمام پایگاههای راکتی و نظامی ایران را از ریشه برکند.

ایران با وجود شهود خطر جدی از ناحیۀ امریکا که اینک از طرف حکومت "سرکوزی" در فـرانسه جداً حمایت میگردد، به تحریکات خود ادامه میدهـد. شاید فـرمودۀ عـوام کابلی که "مورچه که مرگش میرسه ، بال میکشه" درین مورد هم درست ثابت گشته و جهان شاهـد مرگ رژیم "بال کشیدۀ" جمهوری اسلامی ایران گردد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیحات :
1 ــ "جارج بوش کلان" یعنی George Bush Senior که پدر جارج بوش چوچه George Bush Junior است. من "کلان" و "چوچه" را به اقـتفاء از زبان عامینۀ کابلی برگزیده ام. ایرانیان این "پدر و پسر" را "جورج بوش پدر" و "جورج بوش پسر" مینامند، که عـین ترجمۀ باللفـظ از انگلیسی است.
2 ــ "صدام کافـر" لقـبی بود که خمینی و خمینیست ها بر "صدام حسین" حین جنگ ایران ــ عـراق گذاشته بودند.
3 ــ "تخت" اصطلاح عامیانۀ کابلی و در معنای "تمام است. وقـتی بگویند "شش سال تخت" یعنی که "شش سال تمام" که حساب بعض ایرانیان "شش سال آزگار" گردد.
4 ــ "زین هم بترس نیز بگویم که چه باشد" مأخوذ از همان قـطعۀ مشهوریست، که فکر کنم از حکیم ناصر خسرو بلخی باشد که :

چون جامۀ چرمین شمرم صحبت نادان زیرا که گـــــران باشد و تن گرم ندارد
زین هم بتـرش نیز بگـــویم که چه باشد پیری که جوانی کند و شـــــــــرم ندارد

"بتر" که مخـفـف "بدتر" است ، ده قـرن پیش در زبان دری رواج داشت و حتی همین امروز هم در دری عـوام ما متداول است. شاید هم که ناصر خسرو "بتر" را بخاطر درست ساختن وزن مصراع بکار برده باشد.
5 ــ "فـلوته" یا "پلوته" اصطلاح عامینۀ کابلی و در معنای "نیرنگ و چال و فـریب" است و "فـلوته باز" یعنی "نیرنگ باز" و "حیله گر".
6 ــ "فـنان" یعنی "صاحب فـن" و آنکه فـن و هـنر بکار بندد و "فـنانی" یعنی "چالبازی".

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی