www.payamewatan.com
 

 

 

صفحۀ اصلی

 

تاریخ نشر:26.08.2007

دپلوم انجنیر خلیل الله معروفی
برلین، 24 آگست 2007

 

ورود کلمات دری به زبان پشتو

   حدوداً دو سال پیش مضمون مبسوطی نوشتم زیر عـنوان "ورود کلمات بی مورد و ناباب در زبان دری" که به استقـبال فـراوان خوانندگان مُواجه گردید. این استقـبال در حدی بود، که با تفـصیلات بیشتر و اضافات، به تجدید نشرش پرداختم. اینک همین شکل آخرین در آرشیفـم در پورتال افغانان، "افغان جرمن  آنلاین" قابل دریافـت است. مگر بودند کسانی از وطندارانم که مقاله بدماغـشان خوش نخورد. نه تنها این، بلکه ایشان از نشر وسیع این نوشته آنقـدر متأذی و مویدماغ گشتند، که دست به مقابله زدند. اما کاش مقابلۀ ایشان بالمثل میبود. کاش ایشان در رد نوشته ام مقاله یا مقالاتی  برون میدادند و گفـته هایم را با دلیل و برهان و استدلال رد میکردند. نه خیر! اینان این کار را نکردند و یا که قـدرت چنین کار را در خود ندیدند و چون دلشان به اصطلاح بسیار کوفـت کرده بود، باید از این نوشته و نوشته های بی شمار دیگرم و نیز از نویسندۀ  آنها انتقام میگرفـتند. و چه انتقامی خوشتر ازین، که بر نوسنده بتازند و به هـتک حرمتش بپردازند؟؟؟ بلی این هموطنان ما دقـیقاً همین کار را کردند و چون به اصطلاح اخ دلشان برنیامده، هـنوز که هـنوز است، دست از دَوزدن و توهـین کردنم برنداشته اند. من ایشان را معذور میدانم، چون ایشان مریض اند و عامل مـرض ایشان چیزی دیگر نیست، غـیر از "بیچاره شدن ها" و "تیر بخاک خوردن ها".

   دیریست که عـده ای قـلیل و نامعتنابهی از هموطنان ما، خود را به داوریهای یکجانبه در مورد زبانهای رسمی کشور محبوبم  مشغول ساخته اند. اینان یک طرف سکه را می بینند و طرف دومش را یا دیده نمیتوانند  و یا که نمیخواهـند ببینند. مثلاً سؤال میکنند که چرا "کلمات پشتو" وارد "دری" گردیده اند و یا وارد ساخته شده اند. مگر آیا  اینان از خود هـرگز سؤال کرده اند، که چرا "کلمات دری" وارد "زبان پشتو" گردیده اند؟؟؟ قـرار احصائیه ای که داده اند، تعداد "لغات دری دخیل در زبان پشتو" بیست برابر تعداد "لغات پشتوی دخیل در زبان دری افغانستان" است. اگر اندک  انصاف میبود، این هموطنان ما در درجۀ اول سؤال معکوس را مطرح کرده میپرسیدند، که چرا اینقـدر "کلمات دری" وارد "زبان پشتو" شده اند. و اگر واقعاً انصاف می داشتند، این کار را "بیست بار" میکردند، پیش از آنکه  سؤال همیشگی خود را "یک بار" به میدان می انداختند و از ورود لغات پشتو در دری میپرسیدند.

   سؤال دومی که مطرح میگردد اینست، که چرا "پشتو زبانان" کلمات "دری" را بدون کوچکترین تعصب استعمال میکنند، ولی وقـتی روی دیگر سکه را در نظر بگیریم، می بینیم که بعض دری زبانان حاضر نیستند، حتی یک کلمۀ "پشتو" را در گفـتار و نوشتۀ خود بکار گیرند؟؟؟ پشتوزبانان هـرگز نمیپرسند که چرا دفـتر و دیوان افغانستان حداکثر به زبان "دری" است؟؟؟ چرا معاملات در دوائر دولتی و ادارات و بانکها و مؤسسات و شرکتهای خصوصی و انفـرادی، تقـریباً همه به "زبان دری" صورت میگیرد؟؟؟ چرا محصلان پشتوزبان که از ولایات شرق و جنوب کشور به بزرگترین پوهـنتون وطن، یعنی "پوهـنتون کابل" راه می یابند، باید همه دری بدانند، چون تدریس در پوهـنتون کابل به زبان "دری" است، و نه به هـر دو  زبان؟؟؟ و ازین نحو سؤالات متعدد دیگری را میتوان مطرح کرد. الحاصل که "زبان پشتو" با وجودی که رسماً و قانوناً هـمتراز "دری" قـرار داده شده، مورد بی توجهی عام  و تام واقع گردیده است. هم  خود "پشتوزبانان" در حق زبان خود ظلم روا می دارند و نیز هـموطنانی، که زبان مادری ایشان پشتو نیست. یعنی که زبان پشتو مورد دو بی مهری قـرار گرفـته است؛ هم مورد بی مهری دوست و نیز مورد بی مهری "دشمن". صاحب این قـلم چندین ماه پیش مضمونی نوشت زیر عـنوان چقـدر مظلوم است زبان پشتو ــ  بی مهری دوست و "دشمن" با زبان پشتو   که ضمن آن بر موضوع اندک مکث گردید. خـوانندۀ خـواهـنده را به مطالعۀ این مقاله در آرشیف بنده در پورتال بی مثال "افغان جرمن آنلاین" دعـوت میکنم.

   "پشتو ـ ستیزان" و آنانی که نه با زبان پشتو میانۀ خوب دارند  و نه با پشتونان، از تعداد معدود و بلکه انگشت شمار کلمات دیوانی و اداری و نظامی پشتو، که در دری رائج و معمول گردیده اند، رنج میبرند و شاید حتی عـذاب میکشند. رنج و عـذاب ایشان در واقع به نفـرت تبدیل گردیده، وقـتی می بینیم که ایشان قـصداً این کلمات را از سخـن می اندازند و درعـوض لغات نامأنوسی را استعمال میکنند، که از  ماورای مرزهای  کشور ما، از طریق آثار مطبوع و بر اثر تبلیغات وسیع "دشمنان هـویت فـرهـنگی و زبانی" افغانستان،  در کلامشان رسوب کرده و ته نشین گردیده.

حال ببینیم که کلمات دری چگونه وارد زبان پشتو گردیده اند؟؟؟ "کلمات دری دخیل در پشتو" را در دو کتگوری میتوان مطالعه کرد:

ــ لغاتی که کاملاً بصورت طبیعی و در اثر "مراودات و معاملات و داد و گرفـت اجتماعی" وارد "زبان پشتو" گردیده اند و میگردند. تعداد این لغات بسیار زیاد است و شاید بتوان گفـت، که هـشتاد تا نود درصد "کلمات دری دخیل در پشتو" ازین جمله اند. استعمال کنندگان این لغات  طیف بسیار وسیع و گسترده دارند ، که تمام آحاد و طبقات پشتونان را در بر می گیرند، از امی گرفـته، تا باسواد و از کمدان گرفـته تا دانا و دانشمند و تعلیم یافـته. طوری که بر من مبرهـن گردیده، پشتوزبانان نه تنها از استعمال کلمات دری، ننگ نمیکنـند، بلکه چنین کلمات را حتی به "صد شوق  تمام" در کلام خود بکار میبرند. "پشتونان"  در قـسمت استعمال "کلمات دری" آن قـدر بی کبر اند، که بعضاً حتی ترکیبات کلان و طویل زبان دری را بعینهم در کلام خود میگنجانند. طوری که برداشت من است، پشتونان افغانستان در برابر هـیچ زبان مروج در کشور خود، احساس بیگانگی نمی کنند؛ نه در برابر زبان "دری" و نه در برابر کدام زبان دیگر وطن. بنگرید که تقـریباً تمام پشتوزبانان میتوانند به دری سخن بگویند، ولی حالت معکوس حتی برای بیست درصد هم صدق نمیکند ، یعنی که بیست درصد غـیر پشتونان هم نمیتوانند به  پشتو سخن گویند. اکثر تعلیم یافـتگان پشتون حتی هـردو زبان رسمی ما را به عـین سویه یاد دارند، و زبان دری را بسان زبان مادری خویش بلد اند. بروید سراغ شاهان و زعمای کشور که با وجود "پشتون بودن"، به دری شعر میگفـتند و دیوان شعری داشتند. اعـلیحضرت احمد شاه بابای کبیر، تیمور شاه درانی ، شاه شجاع درانی ، سردار مهردل مشرقی و دیگران همه اشعار بسیار و بسیار ناب دری از خود بجا گذاشته اند. بروید اشعار دری خوشحال خان ختک را بخوانید ، بروید آثار بی شمار علامۀ مرحوم عـبدالحی حبیبی را که در تبحر عـلمی ماننده اش در منطقه سراغ نمیگردد، ورق بزنید که نود درصد به دری نوشته شده اند؛ بروید اشعار آبدار استاد عـبدالرحمان پژواک را از نظر بگذرانید و بروید و هـزار و یک اثر دیگر پشتونان را به زبان دری ملاحظه فـرمائید.  پشتونان به گفـتۀ المانها به معنای واقعی کلمه "مولتی کولتی"  Multikulti  یعنی "طرفـدار تنوع فـرهـنگ ها" میباشند.  

ــ در مورد لغات اداری و دیوانی باید گفـته شود : چون در تمام دوره ای که کشور محبوب ما "افغانستان" نامیده میشود، دری زبانان و دری گویان ادارۀ واقعی کشور را بدوش داشتند، لغات اداری و دیوانی و عـلمی هـم در  زبان دری ساخته میشدند، و خواهی نخواهی  وارد زبان پشتو هم میگردیدند. پشتونان خواه به و یا بدون طیب خاطر، چنین  کلمات را بکار برده و آنها را در هاضمۀ بی تعصب خود حل میکردند. حتی در زمان اعـلیحضرت  احمد شاه بابا و پسرش تیمور شاه ــ که عـنفـوان و معراج تسلط پشتونها بر افغانستان شمرده میشود، و دفـتر و دیوان کشور به زبان دری بود و دیوانیان همه دری زبان ــ  نیز چنین کلمات در زبان دری ساخته میشدند و لامحاله در تمام قـلمرو احمد شاهی و تیمور شاهی رواج مییافـتند. استثنائی در کار نبود و پشتوزبانان نمیتوانستند و یا اجازت نداشتند که از اوامر سرکار عـدول و تخطی ورزند. آنچه بالانشینان میساختند، پائینیان قـبول میکردند.

سؤال درینجاست، که آیا تمام این کلمات دری  به رضاء و رغـبت وارد "زبان پشتو" گردیده اند، و یا که عـنف و اکراهی هم در میان بوده است؟؟؟ با مدنظر گرفـتن این واقعیت، که ادارۀ کشور در ادوار مختلف تاریخ بدست کسانی بوده که دری سخن میگفـتند ــ خواه دری زبان بودند و یا ترکی زبان و غـیره ــ و  بالاجبار "زبان دری"، زبان اداره و دفـتر و دیوان کشور بوده، دور از تأمل و سطحی نگری محض خواهـد بود اگر ادعاء کنیم، که ورود تمام کلمات قـدیم و جدید "دری"  به زبان "پشتو"،  به طیب خاطر و باصطلاح  عـوام "خوش برضاء" صورت گرفـته!!!

   مغولان و ترکان که از ماورای سرحدات بر سرزمین ما مسلط گردیده، بر سریر قـدرت نشستند و ادارۀ کشور را در دست گرفـتند، هـزاران کلمه و اصطلاح زبانهای خویش را در دفـتر و دیوان و در تمام شؤون اجتماعی ما رائج ساختند. ولی امروز کسی نمیپرسد، که این همه لغات ترکی و مغولی در زبان دری از کجا آمده و چرا آمده اند؟؟؟ امروزه روز هم به صدها و هـزاران لغت ترکی و مغولی در زبان دری استعمال میگردند، بدون اینکه کسی بپرسد، که چرا این لغات در زبان ما رائج گردیده و یا رائج ساخته شده اند. همین هموطنان ما که اینقـدر لغات ترکی و مغولی و ازین بیشتر هم کلمات عـربی و فـرنگی را روزانه و بیدریغ استعمال می کنند، هـرگز نپرسیده اند، که این کلمات از خارج زبان فارسی دری وارد آن گردیده ــ خواه بزور و یا بدون زور. اگر قـرار باشد که این همه کلمات بیگانه ای را که در مرور قـرون و دهـور در زبان  دری نفـوذ کرده و امروز جزءِ لایتجزای گنجینۀ لغات دری ما گردیده اند، از زبان دری دور کینم، بدون شک که زبان دری فـلج میگردد.

درینجا مایلم بر کلمات "پوهـنتون" و "دانشگاه" اندک مکث نمایم، گرچه در مقالۀ "ورود لغات بی مورد و ناباب در زبان دری" در زمینه چیزهائی تقـدیم کرده ام : 

تا حدوداً هـفـتاد سال پیش هم در ملک ما و نیز در کشور ایران ، ترکیبات عـربی "دارالعـلوم" و "دارالفـنون" را در عـوض University انگلیسی بکار میبردند. و چون خواستند کلمات معادل بومی این دو را بسازند، در افغانستان کلمۀ "پوهـنتون" را وضع کردند و تقـریباً هـمزمان در ایران کلمۀ "دانشگاه" را. بلی؛ کلمات "پوهـنتون و دانشگاه" که همزمان ساخته شده و در چلند انداخته شدند ، لغاتی اند جدید. بعض کسان ناوارد از موضوع ادعای کهن بودن کلمۀ "دانشگاه" را دارند، و حتی در جائی خـواندم که آنرا قـدمتی برابر با شهمنامۀ فـردوسی داده بودند. 

اگر از استعمال اصطلاحات مقـبول "پوهـنتون" و "پوهـنځی" در پنجاه سال پیش مطبوعات خود مثالی بزنم :

در شمارۀ 209 مؤرخ 19 قـوس سال 1338 مطابق به 12 دسمبر 1957 زیر عـنوان درشت "سپاسگزاری نسبت به تطبیق اعلامیۀ حقـوق بشر در افغانستان" چنین میخوانیم :

بساعـت دو و نیم بعد  از ظهر دیروز برای تجلیل روز اعلامیۀ جهانی حقـوق بشر كانفـرانسی در سالون پوهـنځی حقـوق  و عـلوم سیاسی منعقـد شده بود، كه در آن بعضی از رؤسا، هـیئت های تدریسی و اداری و محصلین پوهـنتون كابل حضور بهم رسانیده بودند.

ښاغـلی محمد اصغر رئیس پوهـنتون خطابه ای مبنی بر مرام و مزایای این اعـلامیه ایراد نموده و از موفـقـیت اخیری که حکومت افغانستان در راه تطبیق این اعـلامیه توسط نهضت اجتماعی طبقۀ نسوان مملکت حاصل نموده سپاسگزاری نمود.

سپس شرح مواد این اعـلامیه توسط  ښاغـلی صدقی آمر ادارۀ اطلاعات ملل متحد در کابل ایراد گردید. در اخیر بیاناتی توسط  پروفـیسر گی دو لاسال استاد حـقـوق بین الدول پوهـنځی حقـوق و عـلوم سیاسی در بارۀ سیر تاریخی حقـوق بشر ایراد گردید. *

انبوهی و کثرت لغات دری که شامل زبان پشتو گردیده اند، در حدیست، که انسان را از مثال زدن بی نیاز میگرداند. به جرأت میتوانم بگویم، که پشتونان افغانستان هـر کلمۀ دری را میتوانند در زبان خود استعمال نمایند و همین کار را نیز روا می دارند. با وجود این امر مسلم ، میخواهم  درینجا طور نمونه و گویا مشتی از خروار ، تعدادی از چنین لغات را ذکر کنم :

ــ  کلمۀ "اودس" پشتو که در معنای "وضو" میباشد، در اصل "آبدست" دری بوده  که اکنون از تداول دری زبانان افـتاده است. خوشبختانه که کلمۀ خوش ساخت و زیبای "آبدست" که بعین شکل وارد زبان ترکی گردیده، همین امروز هم، به عـین شکل مورد  استعمال ترکان قـرار دارد.

ــ "کمښت" در معنای "کمی" و "کمبود" ، از کلمۀ "کم" دری اشتقاق گردیده.

ــ "ارزښت" مآخوذ از کلمۀ دری "ارزش"

ــ "سوداگر" در معنای "تاجر" و "بازرگان" ، که کلمۀ قـدیم  و زیبای دریست، بعینه در پشتو استعمال میگردد. زبان  پشتو ترکیب "سوداگرۍ" ( با "یای ثقـیل" ) را نیز به کار میبرد، که حالت تغییر یافـتۀ "سوداگری" است. ترکیب  قـشنگ "سوداگر" که در سابق در زبان دری افغانستان کاملاً متداول بود، امروز کم و بیش از رواج افـتاده و جای خود را به لغت عـربی "تاجر"  رها کرده  است.

ــ "ناکام"  مقابـل "کامیاب" که بعینه از دری گرفـته شده ،  هـم در دری و نیز در پشتو کاملاً متداول اند.  در زبان  فارسی  ایران متأسفانه این ترکیب زیبای دری را درین معنی نمی شناسند  و در عـوض آن لغت عـربی و نارسای "رد" را به کار میبرند.

ــ  "خوشال" که از "خوشحال" دری (مرکب از "خوش" دری  و "حال" عـربی) برخاسته و تغییر شکل داده  است.  این تغییر شکل در حدیست که حتی بزرگترین شاعـر پشتو، "خوشحال خان ختک" را  نیز به شکل "خوشال خان  ختک" مینویسند و همین طور تلفـظ هم میکنند. بعض کسان طرفـدار نگهداشت این لغت مطابق به "اصل دری" آن اند، مگر زبان پشتو قانونمندی خود را دارد، که مطابق به آن هـر لغت بیگانه را با روحیه و مزاج خود تغییر داده  و استعمال میکند. این تغییر شکل دادن، محض  مربوط  به کلمات دری هم نیست،  بلکه زبان پشتو کلمات زبانهای  دیگر را نیز با تغییر شکل به کار میبندد. مثلاً "نعرۀ" عـربی را که "اسم مره" و در معنای "یک بار فـریاد زدن"  است،  به شکل "ناره" بکار می برد. و یا کلمۀ عـربی "صلح" را به صورت "سوله" تغییر داده استعمال مینماید.

    کذا کلمۀ عـربی "جماعـت" را به  شکل "جومات" تغییر داده  و از آن معنای "مسجد" را می گیرد.  و مثال های  بیشمار دیگر. البته زبان پشتو یگانه زبانی نیست، که کلمات خارجی را بر طبق طبیعت و مزاج خود تغییر داده  و  به کار میبرد؛ زبان عـربی نیز با استفاده  از قـواعـد "تعـریب" خود چنین میکند.  کلماتی را که زبان عـربی از زبانهای بیگانه اخذ کره و تغییر میدهـد "معرب" ( بر وزن "موفـق" و "مشدد" و "منور") مینامند. میتوان مثالهای بسیار فـراوان و  بی مر را ازین رشته کلمات پیش دیدۀ خوانندۀ عـزیز گذاشت، که سند این داعـیه توانند بود. مثلاً  کلمات "انگبین،  برنامه، تازه، فـیروزه، کهرمان، گوهـر، گلاب، استاد، تراز، و اسمای عـلم (خاص) از قـبیل سپاهان،  چاچ (تاشکند امروزی)، سبزوار، پوشنگ... " دری را به شکل "انجبین، برنامج، طازج، فـیروزج، قهرمان، جوهـر، جلاب، استاذ، طراز، اصفهان، شاش، اسفـزار، فـوشنج،  ..." تغییر شکل داده  و همینطور بکار میبرد. 

 

____________

 

تذکر:

*  از نویسندۀ ملی و مبارز افغان ، خانم ملالی موسی نظام، تشکر میکنم که فـوتوکاپی انیس بالا را برایم فـرستادند.

 

 

   بازگشت به صفحۀ اصلی