|
نوشته کوچی از آنطرف
اقيانوس
بسم اله الرحمن الرحيم
گرداننده
محترم پيام وطن اسلام و عليکم
!
اولتر از همه
به اميد صحت و سلامتی شما و ادامه کار پر تلاش و بر حق شما آ غاز مينمايم.
با مطالعه بيش
از دو ماه مطالب نشراتي آموزنده شما که تحرک واقعی را به وجود آوردهِ اند
ميخواهم نکات چند را در مورد برخی از مقالات به خصوص نوشته های نور اکبر
پايش و دکتور حميد روغ ابراز نظر نمايم خدا کند که مورد سوء تفاهم واقع
نگردد.
چه ميشنويم و چه ميگذرد؟
دوستان عزيز، مثل است که ميگويد
"که شپه تياره ده مڼی په شمار دی". نتايج حاصله کار و فعاليت سياسی
گذشته بيش از چهل سال حزب به شکل گروپی و فرکسونی آن اکنون بيش از پيش
روشن و برملا گرديده است. بخصوص که در طی چهارده سال اخير صدها کتب و رساله
به قلم خود اعضای حزب و رهبری آن نوشته و به دست نشر سپرده شده است که ثبوت
روشن از اعمال و درسهای تلخ گذشته ميباشد. اميد است اعضای حزب وطن آنها را
به صورت دقيق مطالعه نموده و درسهای لازم را از آن فرا گرفته باشند تا مشعل
راه مبارزه صادقانه حزب و مردم بلا کشيده افغانستان گردد. من در اينجا به
برخی از نقاط مهم وعملی ضروری اشاره مينمايم. عامل اساسی عدم موفقيت
سياستهای حزب وطن و شکست آن در گذشته ناشی از نادرستی جنبه تيوريک آن نبوده
است بلکه عدم موجوديت اعتقاد راسخ اعضای حزب به ارمانهای والا حزب بوده
که اکثريت آنها نيز در سطح رهبری قرار داشته و در نتيجه عملکرد غير صادقانه
آنها در برابر حزب متبارز گرديده ميباشد.
حقيقت مسلم است که در نتيجه اعمال
و اقدامات حزب که در مرحله اول و دوم "انقلاب" صورت گرفت و باعث جنگ متمادی
در کشور گرديد و بلاآخره نيروهای سالم حزب با طرحهای سياست جديد مصالحه ملی
را مطرح ساخت، لويه جرگهای عنعنوی را داير نمود، قانون اساسی کشور را
تدوين کرد، اساسنامه و برنامه حزب رابه شمول اسم آن تعديل و تبديل نمود،
کنگره دوم حزب را بعد از مدت طولانی داير نمود، زمينه ايجاد ساير احزابرا
به منظور پلورليزم سياسی را فراهم ساخت و کار وسيع شجاعانه را برای تامين
صلح در افغانستان در عرصه بين المللی آغاز نمود، که همه اين اقدامات از
نگاه تيوريک علمی بوده و جهات عملی آن نيز با خصوصيات جامعه افغانی مطابقت
داشت.
بر عکس اقدامات فوق الذکر اصولی
حزب وطن، فرکسيون بازان در درون حزب با تبانی با دشمننان خارجيشان از يک
طرف بخاطر حفظ موقف و منافع شان مهر سکوترا بر لب زدند و از سوی ديگر به
فعاليتهای مخفی پس پرده خود را ادامه دادند تا در نتيجه فاجعه اپريل ۱۹۹۲
را به بار آوردند و به گفته آقای پايش حزب وطن از هم پاشيدند.
شعلهای جنگ تباه کننده بيش از پيش
در تمام کشور در گرفت که تمامی هستيهای موجود را طمعه حريق نمود و ريس
جمهور و رهبر حزب وطن توسط دشمنان سوگند خورده مردم افغانستان شهيد گرديد
مگر عدهء از عاملين اصلی اين جنايت ضد ملی با بکسهای پر از اسعار خارجی به
طور مسوءن به امر آمر صاحب از کشور خارج گرديده اند و عده ديگر آنها در
جنگ و چور و چپاول با دزدان در داخل کشور باقی ماندند. در اينجا بايد ذکر
نمود که با گذشت چهارده سال حزب وطن و اعضای آن در داخل و خارج کشور بی سر
نوشت بسر ميبرند، لذا جر و بحثهای تيوريک کنونی در اروپا ميان اعضای حزب
به آن ميماند که تخم مرغ پيش آمده و يا خود مرغ، و اين بحثهای کلی گوی و
غير عملی تيوريک به نفع حزب در مرحله کنونی نميباشد. سوالات در اين زمينه
به وجود ميايد که:
۱-
آيا اعضای بی سر نوشت حزب وطن تا چه مدت ديگری بيهوده انتظار ايجاد سازمان
حزب محبوب خويشرا بيکشند؟
۲- آيا تا چه مدت ديگر اعضای مجبور و بی سر نوشت حزب
وطن در داخل کشور زيری چتر جبری فرکسيون بازان درون حزبی در تحت لوای شمال
و جنوب، شرق و غرب حرکت نمايند؟
به نظر من اين استدلال و جر و
بحثهای تيوريک کنونی غير عملی و بيهوده است. تنها و تنها سر نوشت آينده
اعضای حزب وطن را کار سازمانی عملی و صادقانه کنونی آنان موقعيت آينده آنها
در ميهن تعين مينمايند.
امروز با وجود فشارها و اختناق که توسط
دشمنان داخلی و خارجی ميهن ايجاد گرديده، به شمول توطيه های حلقات و
سازمانهای که قبلاً از حزب وطن جدا شده اند، مليونها زحمتکش کشور با
اشتراک اعضای بی سر نوشت حزب وطن در داخل کشور از سياست مصالحه ملی به حيث
يگانه راه نجات کشور دفاع ميکنند و همين اکنون در کلبه های ويران جنگ –
خيمه ها- دکانها -کوچه های شهرها و دهات کشور عکسهای رهبر شهيد حزب وطن و
رهبر ملی افغانستان دکتور نجيب الله وجود دارد که ثبوت دفاع واضح از سياست
ملی حزب وطن ميباشد. اکنون حتی دشمنان ديروز سياست مصالحه ملی از آن به نفع
خود سوء استفاده مينمايند اما مايه تعجب است که طرفداران سياست مصالحه ملی
بخصوص در اروپا به جدالهای تيوريک مصروف اند.
بنابرآن در اوضاع و احوال کنونی
کشور بايد تمامی اعضای حزب وطن و کادرها و فعالين آن که به سياست مصالحه
ملی عقيده دارند هر چه زود تر در سازمانهای حزبی خود تنظيم شوند و سازمان
سياسی خود را بنابر قوانين موجود کشور رسماً ثبت نمايند و به کار وطنی خويش
ادامه دهند.
آيا اين انتقاد بر همه اعضای حزب وطن
وارد نيست که در طی چهارده سال اخير نتوانستند سازمان حزبی خود را متحدانه
ايجاد نمايند و خلاء جايگاه خود را در سيمای سياسی کشور پر کنند؟ امروز
فرکسيون بازان با چهرهای حق به جانب با پکولهای سرخ و سفيد خود در داخل
کشور بخصوص در پايتخت کشور، و با براه انداختن ترس و وهشت در ميان صفوف
اعضای مجبور حزب را به صفوف سازمانهای نامنهاد خود فرا ميخوانند.
اعضای حزب وطن بايد بدانند که
کودتاچيان اول و دوم نه تنها با سوء استفاده از مقامات خود در زمان حاکميت
حزب با فريب و تطميع اعضای حزب و کادرهامصروف بودند بلکه اکنون نيز خود را
مدافع اصلی و وارث سياست صلح جويانه حزب وطن ميدانند و حتی در کمپاينهای
انتخابات پارلمانی خود از نام رهبر شهيد حزب وطن که آنها با او خيانت
کردند، غرض اهداف شوم خود سوء استفاده مينمايند و نيز با گذشت چهارده سال
اخير چهرهای زيادی از منحرفين خود را در اين و آن دربار بحيث وارث اصلی حزب
وطن قلمداد مينمايند. بايد اعضای حزب در قدم اول با هوشياری لازم سازمان
حزبی خودرا ايجاد نمايند. حقيقت مسلم اينست که ايجاد تشکيل سازمان حزبی
حزب وطن با وحدت اصولی بعدی آن با ساير حلقات و تدوير کنگره مشترک مغايرت
ندارد.
ايجاد سازمان حزبی حزب وطن از يک
طرف اعضای بی سر نوشت حزب را دور هم جمع مينمايند و از جانب ديگر زمينه
تدوير کنگره مشترک و اتحاد را با ساير نيروهای وطنپرست وملی فراهم ميسازد.
تصورات خيالی و قبلی در مورد وحدت
و اتحاد صادقانه همه حلقات که قبلاً سازمانهای خودرا رسماً ايجاد نموده
دريک کنگره مشترک از نظر عملی بعيد بنظر ميرسد. زيرا بنابر ارتباطات موجود
آنها با دشمن و طرز کنونی فعاليت آنها که از يک طرف دهن جوالرا با دزدان
گرفته و از سوی ديگر به فعاليتهای پس پرده خود آنها مانند سابق ادامه
ميدهند و صرف بخاطر فريب مردم چهرهای جديدخود را مانند مورچه يک پی ديگر با
آشيانه ميفرستند و خيانتکاران کهنه کار گذشته در عقب پرده نقش رهبری و
مشاور را ايفاء مينمايند.
امر وحدت را حزب وطن با ساير
نيروها بايداز لحاظ عملی و اصولی مطرح نمود. امکان آن وجود دارد که در
جريان عملی پروسه وحدت تعداد از سازمانهای مورد نظر با حزب وطن همگام
نشوند و ممکن است که ساير نيروهای ملی که در طی چهارده سال اخير به
حقانيت حزب وطن و سياست مصالحه
ملی پی برده اند با حزب وطن بپيوندند. لذا معيار و محک عمل است که در آينده
تثبيت ميگردد. جر و بحثهای تيوريک کنونی باعث ضياع وقت و مانع ايجادسريع
سازمانهای حزبی ميگردد. لذا نتيجه گيری اصولی از وضع کنونی ضرورت ايجاد
سازمانهای حزب وطن در داخل و خارج کشور را به صورت واضح نشان ميدهد که در
صورت عدم آن فقط به مثابه مرگ حزب وطن و اعضای آن ميباشد. |