www.payamewatan.com
     
 

 کاندیدای اکادمیسین سیستانی

 

نگاهی بردوران«خوشبختی؟»افغانستان قبل از ١٧٤٧

(دوران: مغول، تیمور، صفویان وبابُریان)

 

تذکر:

این مقاله به ارتباط مطلبی به نگارش گرفته شده که  زیرعنوان «منشاء بدبختی افغانستان» "درنشریه فروغ چاپ تورنتو (شماره ٣٧ ماه اکتوبر٢٠٠٤میلادی)از طرف کسی بنام "چهره نما"به نشر رسیده است. چهره نما باکمال بلاهت نوشته میکند: « برخلاف آنچه دیگران می اندیشند، به پنداشت من سال ١٧٤٧ میلادی راباید یک روز شوم وسرآغاز تمام بدبختی های بیش از دونیم قرن وطن شناخت.» گرچه یک افغان بنام موسوی  جواب محکمی به نویسنده مقنعه پوش داده است که دردوهفته نامۀ " مردم افغانستان"درامریکا ونیز در افغان رساله (اپریل _اگست٢٠٠۵ )در کانادا به چاپ رسیده است،مگر من موضوع رااز زاویۀ دیگری  بررسی میکنم.
 

 

چنانکه دربحث قبلی (مقدمه یی برچگونگی ظهور افغانستان معاصر) گفتیم، تهاجم اقوام کوچ نشین مغول برسرزمین های شرق میانه ونزدیک، بطور کلی درتمام شئون زندگی اجتماعی واقتصادی وتولیدی تغییرات واثرات مرگباری داشت. هنگام هجوم مغولها بکشورهای متمدن شرق میانه، اکثریت اهالی شهرها، دهات وقلاع متصرفه که در برابر مهاجمین مقاومت میورزیدند، قتل عام میشدند ویا به برده تبدیل میگشتند. اموال آنها در معرض چپاول قرارمیگرفت. خانه های ساکنین محل وبناهای تاریخی ویران میگردید. گنجینه های گرانبهای کتاب سوختانده شد وشهرهای آباد از سکنه خالی گشتند. کسانی که به نحوی از انحاء زنده مانده بودند، دچار فقر وفلاکت شدند ودرخطر دایمی میزیستند.

صنعت وتجارت ونیز زراعت در شرایط بسیار بدی قرارگرفت، اکثراشراف محلی وملاکان بزرگ وکوچک، املاک خود رااز دست دادند وبعضی از آنها نابود شدند. برخی اسیر گردیده ویا روبه فرارومهاجرت نهادند وعده ای که باقی مانده بودند، موقعیت سابق خود را از دست داده بودند وتحت شرایط توانفرسایی قرار داشتند.

صحرانوردان مغول، بعد از تصرف اراضی وسیع وبرقراری تسلط خود، املاک متصرفه ملاکین واشراف محلی را بین خود تقسیم کردند. این سیاست حتی در دوران ایلخانان اول: هلاکو(٦٤٨_٦۵۵هق=١٢۵٨_١٢٦۵م) واباقاأن (٦٦۵_٦٧٢هق=١٢٦۵_١٢٨٢م) شدت بیشتر یافت. قسمت اعظم اراضی متصرفه، از جمله اراضی موقوفه جزو اراضی دیوان یعنی دولتی واملاک خاندانشاهی مغول تحت عنوان«اینجو» درآورده شدند. سرکردگان قبایل کوچ نشین ، شاهزادگان، خاتونها، نویانها، وامراء از هرطراز، از امیرتومان وهزاره وصده ودهه گرفته تا صاحبان اقطاع وسیورغال برطبق سلسله مراتب فیودالی، بسرکردگی ایلخان وکوچ نشینان ذینفوذ که به امورگله داری رابطۀ نزدیک داشتند، ضمناً املاک بزرگ اراضی شخصی، مراتع وشکارگاه ها رانیزتصاحب نمودند.

وصول مالیات ازاراضی دیوان( دولتی) واینجو( اراضی سلطنتی وخانوادۀ شان)، که درتمام ولایات بحد وفور وجود داشت. اصولاً بطریق«مقاطعه» انجام میگرفت. مقاطعه کاران اساساً ساکنین محل بودند که طبقۀ جدید ملاک واشراف را تشکیل میدادند.این مقاطعه کاران که مطئمن نبودند درآینده نیزمجدداً اززمین های اجاره ای مالیات اخذ خواهند کرد(غالبا ً درعهد قبل از غازان خان مقاطعه برای یک سال اعتبار داشت) لذا هنگام وصول مالیات دست به هرگونه تعدی میزدند وچهاربرابراصل مقاطعه را از اهالی دریافت میکردند وهرگزبراعمال غیر مشروع شان نظارت صورت نمیگرفت.(١) صاحب منصابان عالیرتبه میکوشیدند که میزان حق المقاطعه بیشتر گردد تا رشوه های کلان دریافت بدارند. با درنظر گرفتن نفع شخصی وراه آسان ثروتمندشدن به حساب اهالی زحمتکش وخزانه دولت، برعدۀ مقاطعه کاران مدام افزوده میگشت و درنتیجه هم میزان حق المقاطعه وهم میزان رشوه ها زیاد تر میشد.بگفتۀ ابن هندوشاه نخجوانی، « خرابی وانهدام بیش از ابادی بود.»(٢)

 در دوره قبل از غازان خان(٦١٧_٦٩۵هق= ١٢٢٠-١٢٩۵م) خودکامگی کامل وغیر محدود در وضع ووصول مالیاتها،بمراتب بیشتر از دوره سلجوقی وعهد بعد از غازان خان بود. اخذمالیات وخراج توسط عمال چنگیزیان به نحوه وشیوه ئی صورت میگرفت که وصول ان از رعایای مطیع، ماهیتاً با غارت آشکار وجمع آوری غنایم از کشور دشمن تفاوتی نداشت.(٣)

در اوایل دوران پس از غلبه مغول، هیچگونه قاعده وقانونی در زمینه وصول مالیات وجود نداشت. هرقدرکه میخواستند وهرچه میخواستند، میگرفتند.(٤) جوینی دروقایع سال٦٤١هجری مینویسد:« وکار خراسان در طبطاب واظطراب بود ونوایر فتنه هاوتشویشها در التهاب واگرچه  ازمرور ازلشکرها پایمال بود، اما اهالی آن مستاصل کلی نگشته بودند.سبب آنکه ناحیتی یا دیهی که ایل شدی به مجرد اندک علوفه وده گز کرباس یا غایت صدگز به نسبت هر موضعی راضی گشتندی ودست تعرض کشیده کردند ودیهی را که بحرب وقتال بکشادندی، ظاهر آنچه یافتندی از چهارپایان واقشمه ببردندی.»(۵) دربسیاری مواردهمان عاملان پیشین محلی ومقاطعه کاران مالیاتی ویا ملاکانی بودند که بخدمت فاتحان مغولی درآمده میکوشیدند حسن خدمت ابراز دارند. بگفتۀ جوینی،«شرف الدین بیتکچی(مامورمالی)نخست هرچه توانست برسم مالیات از مردم تبریز گرفت٦۵) وسپس واردقزوین شد(ماه رمضان٦٤٢ق)وظلم وشکنجه وتعدی رابرکبیر وصغیربحدی رسانید که «آه دود آحاد خلقان به اسمان میرسید.»(٧)

سیفی هروی نیز درباره کارنامه های شرف الدین بیتکچی درغور چنین مینویسد:«دست تعدی وزوربرآورد وبه قلانات(بیگار وکارهای شاقه) وقسمات وعوارضات وتجبر وتحکم دیوانی رجال جبال غور را از منازل اوطان، جلاء وطن فرمود...»(٨)

وضع ماليات در دوران مغول بسيار دشوار تر و پيچيده تر از سراسر قرون وسطی بود. اصولاً کشور هايی که لگد کوب سم ستوران چنگيزيان شده بودند، ديگر قادر نبودند مبالغی را برسم ماليات بپردازند. روستائيان بکلی بينوا و درمانده شده بودند و درحد نهائی فقر و تنگدستی قرار داشتند. اکثر دهقانان و کشاورزان ماليات عقب افتاده داشتند و به همين سبب دسته دسته از زادگاه خود فرار ميکردند، چونکه در غير اين صورت ممکن بود در صف بردگان قرار گيرند. تاثیر مرگباراین روش خود کامگی وغارت ودزدی وبی بندوباری بیش از همه چیزموجب انحطاط بیشتر اقتصاد کشورهای مفتوحه توسط چنگیزیان میگردید.در زمان شش ایلخان نخستین هلاکوئی، وضع اقتصاد به نازل ترین حد انحطاط رسید وبخصوص طی سالهای( ٦٧٩_٦٨٩ق=١٢٨٠_١٢٩٠م) براثر سیاست مالیاتی نخستین ایلخانان وبهره کشی فیودالی غیر محدود وخامت اوضاع اقتصادی به منتها درجه رسید.

رشیدالدین درجامع التواریخ خود منظرۀ سقوط وانحطاط اقتصادی را که براثرشیوه های وصول مالیات ودریافت مکرر مالیات های خودسرانه وپرداخت مواجب خدمتگزاران ووامهای دولتی بوسیله «برات وحواله» به عهدۀ خزانه داری های محلی ( که مبلغ برات رامیان رعایا تقسیم میکرده اند) به خوبی ترسیم کرده است. فقط چند نمونه از نوشته های رشیدالدین که طرزالعمل ماموران ومحصلان را درحصول مال وخراج از روستائیان، قبل از اصلاحات غازان خان مجسم میسازد، نقل می کنیم:

در دوران قبل از غازانخان، برای وصول مالیات وعوارض گونه گون، هر ولایت را به حاکمی به مقاطعه میدادندو «آن حاکم درسالی دوقبچور(مالیۀ مواشی وسرانه) ودر بعضی مواقع بیست وسی قُبچوررا از رعیت بستدی... وبه هروقتکه ایلچی جهت مهمی یا مطالبۀ مالی ومایحتاجی بولایت آمدی بدان بهانه حاکم قبچور قسمت کردی وهرچندایلچیان بسیار میرسیدند واخراجات وملتمسات ایشان بی اندازه می بود، حاکم بوصول ایشان شادشدی ونوبتی باسم وجه مهمات ونوبتی باسم علوفه واخراجات ونوبتی باسم تعهد وملتمسات قسمت میکردی وبعضی درآن مصالح مصروف داشتی وبعضی خویشتن بردی وبعضی بشحنه وبیتکچیان داده تا همدستان وگواه دروغ اوشوند واز چندان مال که از رعیت میستدند، بخزانه نفرستادندی.»(٩)

نه تنها حاکم مقاطعه کار وبیتکچیان به عناوین گونه گون مردم را میدوشیدند، بلکه ایلچیان نیز به بهانه های رنگارنگ روستاها واهل شهرها راغارت میکردند. بگفتۀ رشیدالدین  فضل الله :« هرسال به بهانۀ ایلچیان چندین هزار زیلو وجامه خواب وغزغان وأوانی وآلات مردم می بردند وچهارپای درباغات مردم میکردند وباغی که بزیادت از ده سال بصدهزار زحمت معمور گردانیده بودند بیک روز خراب میکردند واگر اتفاقاً درآن باغ کهریزی بودی وچهارپایان درافتادی، خداوند باغ رامیگرفتند وباضعاف بها ازوی میستدند....» (١٠) همچنان در سنۀ ٦٩١ هجری ، یکی ازملاکان به دهی بزرگ که فیروزاباد نام داشت رفت تا چیزی از املاک خود درآن ده بدست آورد، ولی «هرچند سعی نمود در سه شبانه روزهیچ آفریده از کدخدایان رابدست نتوانست آورد وهفده محصل صاحب برات وحوالت میان دیه نشسته بودند ودشت بانی ودورعیت را از صحرا گرفته بودند وبه دیه آورده وبه ریسمان درآویخته میزدند تا دیگران رابدست آورند وماکولی جهت ایشان حاصل کنند وقطعاً میسر نشد ومجموع آن محصلان واتباع راعلوفه وعالفه وشراب وشاهد بایستی وازاین معانی قیاس توان کرد که دیگر انواع ظلم چگونه بوده باشد.»(١١)

« بواسطۀ سوء تدبیرات واتلافات، اکثر رعایای ولایت جلای وطن کردند ودر ولایت های غریب ، خان ومان ساختند. وشهرها ودیه ها خالی ماند وبه هرچندگاه ایلچی جهت جمع کردن غایبان برفتی ایشان را بسیار زحمات رسانیدی واضعاف قبچور به تعهداز ایشان بستدی وهرگز میل نکردندی که به ولایت خویش روند وازآن ملک عظیم متنفر گشته بودندی وبا وجود چندان ایلچی که در اوقات مختلف جهت جمع غایبان به اطراف رفتند، هرگز رعیت را با مقام خود نتوانستند برد وآنچه درشهرها مانده بودند، اکثردرخانه ها  به سنگ برآورده بودند یا تنگ باز کرده واز بام خانه ها آمدوشد کردندی وازبیم محصلان گریخته وچون محصلان به محلات رفتندی، حرام زاده ای را بادید کردندی که واقف خانه ها بودی وبه ولایت اومردم را ازگوش ها وزیرزمینها وباغات وخرابه هاکشیدندی واگرمردان رابادست نتوانستندکرد، زنان ایشان بگرفتندی وهمچون گلۀ گوسفند در پیش انداخته از محله ای به محله یی پیش محصلان بردندی وایشان را بپای از ریسمان آویخته میزدندی وفریاد وفغان زنان به آسمان رسیدی وبسیار اتفاق افتاد ومشاهده کردیم که محصل بربام رفته رعیتی رامی یافت و برعقب وی می دوید تا او رابگیرد، رعیت ازغایت عجز وبیچارگی چنان میگریخت که خود را ازبام بزیر می انداخت ومحصل بوی میرسید ودامنش میگرفت وبروی رحم آورده شفاعت میکرد وسوگند مینهاد که خود را از بام مینداز که هلاک شوی وچون اختیار از دست داده بود درمی افتادوپایش می شکست.» (١٢)

«و دراکثرشهرها از بیم آنکه ایلچیان رابخانه های ایشان فرود نیآورند، درخانه ها از زیر زمین میکردند وراه گذرها باریک، تا باشد که ایلچیان  بچنان گذرگاه میل نکنند وفرود نیایند، چه هرایلچی که بخانه کسی فرود می آمد، بیرون از آنکه زیلو(فرش) وجامه خواب  وتمامت آلات خانه پاره وکهنه میکرد، هرچه میخواستند برمیگرفتند یا کوتلچیان ایشان می دزدیدند و یا جمع کرده بتمامت میستدند ودرهای خانه بجای هیمه می سوختند.»(١٣)

سیفی هروی از چشم دید خود میگوید که درسال ٧١٦ هجری« امیر یساول(از طرف  ایلخان حاکم خراسان بود) به اسم آنکه شاهزاده یسور( یساور) راطوی خواهم کرد ، مبلغ سیصد هزاردیناربرولایت خراسان قسمت کرد وپنجا هزاردرم برخلق شهرهرات نوشت وعمال خود را گفت که میخواهم دریک هفته این سیصدهزار دینار را به خزینه معمورۀ من رسانده باشید. در روز عید قربان از جمله نواب او یکی خضر ودوم فیروزبا پنجاه سوار به هرات آمدند وهم از گرد راه خلق شهر را به زخم چوب وچماق مجروح گردانیدند وخلق را از مسجد جامع به تعدی کردن بسته بیرون آوردند وهر کس که میگرفتند صد دینار ودویست دینار براو حواله میکردند و در سوق واطراف قرب دویست تن را به شکنجه خسته وبیکار گردانیدند. القصه روزدیگر هنگام زوال مبلغ پنجاه هزاردینار ازاسکان هرات بستاندند وبندگان خدای وعزوجل چه درشهر هرات وچه درکل بلاد خراسان زبان بدعای بدونفرین امیر یساول بکشادند.»(١٤)

از اقدامات نیک غازان خان دراوایل قرن هشتم هجری( اوایل قرن چهاردهم میلادی) یکی این بودکه میزان مالیات وعوارض هرکس را مشخص کردو وصول مکرر مالیاتها را منع  وصدور برات وحواله راموقوف نمود. واگر خبرمی شدکه یکی از مقربان یا لشکریان او کالائی بزور یا متاعی را به قیمت ارزان ترمطالبه کرده است او را شدیداً مجازات میکرد، مگر متاسفانه که در عهد برادران غازان خان یعنی در عهد الجایتو وسلطان ابوسعید شیوه های اخذ مالیات وعوارض وحواله جات دوباره به عهد قبل از اصلاحات غازان خان برگشت.

يکی از مالياتهای اصلی مغول ها، خراج يا ماليات اراضی بود که به جنس يعنی بصورت سهمی از حاصل زمين و يا در نواحی مجاور شهر ها، نقداً ماخوذ ميگرديد. ميزان خراج در نواحی مختلف يکسان نبود و گاهی اضافه يی بنام «فرع» به اندازۀ ده درصد مبلغ خراج به آن افزوده ميشد.(١۵) فاتحان مغولی مالياتی بنام « قبچور » وضع کردند که نخست فقط ازصحرانشينان به مقداريک درصد از تعداد مواشی ماخوذ ميشد و بعد ها بشکل ماليات نقدی وسرانه از روستائيان و شهريان گرفته ميشد. (١٦)

پوربهاءشاعر خراسانی درقصیده ایکه درمدح علاء الدین جوینی،  مورخ ووزیر هلاکو سروده ، از فقروفاقۀ مردم خراسان که نتیجۀ سنگینی مالیات وسوء استفاده های مامورین مالی بود، اینطورمیگوید:

هـمـــه جهـــان متــفــــرق شــد و آواره

ز بی بیشمار قِلان و زبی شمار قُبچُور

ماليات سرانه يا جزيه که علی الرغم شريعت اسلامی نه تنها از مسيحيان وزرتشتيان و يهوديان بلکه از مسلمانان نيز گرفته میشد، برای پيروان اسلام بی نهايت توهين آميز بود. گذشته از ماليات های ياد شده ، عوارض گوناگون ديگری جنساً و نقداً از روستائيان گرفته ميشد که در مجموع « اخراجات » ناميده ميشد و صرف نگهداری اميران و لشکريان و ماموران عاليمقام وايلخانان و غيره ميگشت. روستائيان می بايست برای اسپان جو و علوفه و برای لشکريان آذوقه تهيه میکردند که «علفه » و «علوفه » ناميده ميشد و غله و شراب (تغار) پیشکش مینمودند.(١٧)

سنگينی بار استثمار فيودالی که در دوران مغول شدت يافت ، بر اثر شيوه خاصيکه در وصول ماليات ها بکارميرفت، سخت ترو تحمل ناپذير ترگشته بود. ميزا ن خراج و سهمی از محصول که ميبايست عايد مالک ذينفع گردد، معمولاًخود کامانه معين ميشد. در فاصله بين سالهای ۶۴۸ _ ۶۵۹ هجری = ۱۲۴۹ _ ۱۲۶۰ م) کسانیکه مالياتها را نه پرداخته بودند، اعضای خانواده ايشان به بردگی فروخته ميشد تاقروض ايشان به طلبکاران پرداخته شود.(١٨)   

سنگينی بار « بيگار» و عوارض متعددی که به نفع دولت معمول بود نيزکمتر از ماليات و بروات و مانند آن نبود. مثلاً عوارض « پستی » (تهيه مرکب) که روستائيان مؤظف بودند برای توقفگاه های پستی، يا مهمانی يا چاپار خانه ها و ايلچيان و سران لشکری اسپ وخر بدهند. «بيگار» به معنی اخص نيزکه عبارت بود از کار اجباری برای احياء و تنقيه قنوات و ساختمان قلاع و کاخ ها و احداث جاده ها نيز بار سنگينی بود که بر روستائيان تحميل ميشد. در ضمن انجام اين کار ها هزاران نفر از روستائيان، جان خود را از دست ميدادند و چارپايان بيشماری نيز در زير پای ايلچيان و خدمات رايگان پُستی سقط ميشدند. (١٩)

«نزوله» (نزول اجلال) از لحاظ روستائيان مصيبتی واقعی بشمار ميرفت. هر امير متشخص مغول و يا مامور عاليمقام دولت که به شهر يا روستائی نزول ميکرد، برای خود و همراهان و خادمان خويش ده ها منزل را اشغال مينمود.نوکران امير مغول هرچه از اموال صاحب خانه ها بدست می آوردند، می بردند و بگفته رشيدالدين حتی به ناموس زنان دست درازی مينمودند و صاحب خانه ها را مورد استهزا و سخريه قرار ميدادند.(٢٠)

روستائيان و شهريان عمدتاً خانه های خود را به حال محقر و نيمه ويرانه نگاه ميداشتند تا امير و اطرافيانش در آن نزول اجلال نکنند، ولی اين روش نيز سودی نداشت وعادتاً بلا فاصله پس ازعزيمت يک نزول کننده ، بلای ديگری نازل ميشد، يعنی مهمان ناخوانده ديگری جايگزين مهمان قبلی ميگرديد.

مقيد ساختن روستائی به زمين مربوط به دوره مغول است. طبقه خراجگزار يعنی روستائيان و شهريان از لحاظ حقوقی ، مردمی واجد آزادی فردی شمرده ميشدند، ولی تابعيت و وابستگی رعايا در برابر فيودال ها نيز عملاً وجود داشت. چون متصرف زمين بودند ، مالکين حق داشتند تمام يا سهمی از خراج را به نفع خويش وصول کنند و از اينجا است که ماليات مبدل به بهره مالکانه فيودالی ميشد. (٢١)

رسمی که به « طرح » معروف بود و طبق آن روستائيان و ارباب حرفه و پيشه می بايست کالا ها و محصولات را به قيمتی نازل تر از قيمت بازار به خزانه دولت تسليم کنند، بسيار سنگين و تحمل نا پذير بود.از جانب ديگر تجار و صنعتگران مجبور بودندخوار باری را که دولت به رسم خراج از رعايا گرفته بود چهار تا پنج بار گران ترازقيمت بازارخريداری کنند واين معامله « طرح » ناميده ميشد.(٢٢)

انواع مالیات وعوارضی که مردم می بایستی درطول یک سال به سران وماموران مغول بپردازندآن طورکه درمنابع این عهد از قبیل: جامع التواریخ رشیدی ، ودستورالکاتب نخجوانی وتاریخ وصاف آمده ، به بیش از پنجاه نوع مالیه میرسید. یک بخش مالیاتهای شرعی بود مانند: زکوة، عشر، خمس، جزیه و خراج، وبخش دیگر مالیات های غیر شرعی وعوارض محلی ازقبیل: تغار، تمغا، تابغور، ترغو، نماری، بلارغو، آلام، قبچور، قلان، شورپا، شلتاق، شناقص، شوسون، شیلان بها،ساوری، کرکیارق، آش، بهره، نزول، علفه وعلوفه، جریمه، خانه شمار، باغ شمار، سرشمار، باج، پیشکش، سلامانه، توقعات، تفاوت وتوفیر، زواید، اخراجات، تکلیفات، تخصیصات، توزیعات، قسمات، مرسوم، مال، مال وجهات، متوجهات دیوانی وسلطانی، حق الانشاء، حق التعدیل، حق التقریر، حق التحصیل، حق البیمانچه، حق التولیه، رسم الحرز، رسم الوزراء، رسم الصداره، رسم خزانه، رسوم شحنگی و داروغگی، تسعیر یا ارزیابی، تقدمه، چریک بیگار، وغیره بود که از رعایا با شکنجه وتعدی گرفته میشد.(٢٣)

فتوحات مغولان مؤقتاً شيوه برده داری را احياء کرد. مجدداً از کار بردگان به ميزان وسيعی در گله داری ، پيشه وری و زراعت و بيگاری استفاده ميشد. هم در عهد هلاکو و هم در آغاز قرن چهاردهم ، اسيران را به رسم برده در اراضی مستقر کرده وادار به کشاورزی ميکردند. صفوف بردگان را البته بيشتر اسيران جنگی پر ميکرد ، ولی عده ای بنده زرخريد نيز از برده فروشان خريداری ميشد که از هند و غيره جايها می آوردند. در دوره تیمورتجارت برده در کشورهای آسیای میانه وافغانستان رونق داشت، چناکه پس از هجوم تيموربه هندوستان، خراسان چنان از غلامان هندی اشباع شده بودکه به قول دولتشاه سمرقندی :« خراسان از اسيران و بردگان هندی، هندوستان گشت. »(٢٤)  اسفزاری خبر ميدهدکه در حدود سال ۸۷۵ هجری (= ۱۴۷۰م ) در بازار برده فروشان هرات سالانه بيست هزار برده هندی وترکی فروخته ميشد.(٢۵) حتی مقروضی که قادر به ادای قرض خويش نبود و کسی که بدهی ماليات عقب افتاده داشت ، نيز ممکن ببود برده شودویا به قتل برسد.(٢٦)

 سيستم مالياتی مغول که مؤقتاً ( برای ربع اول قرن ۱۴ م) با اصلاحات غازان خان اندکی دست تعدی وجورحکام و مامورين ماليات را از گريبان کشاورزان و رعايا سست کرده بود و بعد از ربع اول قرن چهاردهم دوباره بزمان قبل از اصلاحات بر گشت ، در دوره تيمور نيز ادامه يافت. چه تيمور خود را جانشين چنگيز ميدانست و به پيروی از سياست چنگيز و ياسای چنگيزی ، « تزوک تيموری » را بميدان کشيد و بر طبق آن عمل ميکر د.

در اين دوره بار ماليات هاى گوناگون مستقيم و غير مستقيم باز هم پشت دهقانان و مردم زحمت کش را خم ميکرد . و ماليات هاى جديد علاوه بر ماليات هاى عهد مغول از قبيل ماليات فوق العاده و عوارض ميراب و محتسب و منشى و غيره اخذ ميشد. علاوه بر آن کشاورزان مکلف به انجام خدمات اجبارى بيگار نيز بودند.تيمور خود پس از فتح هر شهرى ، خراج سنگينى بر اهالى وضع مى نمود ، چنانکه در تبريز و سيستان و اصفهان چون مامورين ماليات وحشيانه به جمع آورى آن پرداختند ، مردم شهر دست بشورش زدند و عده يى از مامورين وصول ماليات را کشتند، در نتيجه تيمور خشمگين شد و دستور قتل عام مردم شهر را صادر کرد. (٢٧)

گرچه تيمور بنابر اوامری که صادر کرده بود متوجه وضع رقت بار دهقانان و کشاورزان بود و در مورد نحوۀ اخذ خراج اراضی از کشاورزان به مامورين و حکام خود دستوراتی داده بود که اگر عملی ميشد کشاورزان ميتوانستند نفس راحتی بکشند ، اما دست حکام و عمال خراج در عمل ، بجان و مال رعايا آزاد بود.

بهر حال در دوره تيموری ، اکثريت اصطلاحات مالياتی زمان مغول همچنان مروج بود و از رعايا گرفته ميشد.حتی برخی مالياتهای جديد مانند : ماليات شکار ، ماليات مرغ ، عوارض خبر خوش و ماليات های صد يک ، و صد دو ، صد چهار و غيره از مردم اخذ ميشد. رواج وسيع « سيورغال» و رسم « تره خانی» (امتيازی که دارنده را تا ٩بارجرم از مجازات معاف ميکرد) ، در دوره تيموريان دست و دماغ صاحب سيورغال را در گرفتن و وضع انواع مالياتها بازميگذاشت، بدون آنکه چيز قابل تذکری به خزينۀ دولت وصول گردد. به سخن ديگر رواج معافيت های مالياتی و اداری و قضايی در زير نام سيور غال و « تيول» و « اقطاع » و موقوفه و خالصه ( شاهی ) و غيره در دوره تيموريان درقرن پانزدهم موجب ضعف شديد حکومت مرکزی شد و حکومت را از وصول وجوه خراج و ماليات محروم کرد.ودرمحاکمات قضائی وامور لشکری، مزيت و تفوق بارزی به اميران و ملاکان و خوانين محلی داد.

از اسنادی که از اين دوره باقی مانده است ميتوان تا حدی بکثرت و تنوع مالياتی پی برد که بر زمين ها و صاحبان آن تعلق داشته است ، چنانکه مينورسکی نقل کرده است: «سيورغال» قاسم بن جهانگير از بيش ازچهل قلم ماليات و عوارض  معاف بوده است. بنابرين سندصاحب سيورغال از ماليات و عوارض ذيل معاف شده است :

«مال و جهات» (ماليات مستمر)، «اخراجات و خارجات»(ماليات زايد) ، عوارض که بموجب حکم يا جز آن وضع ميشود(عوارضات حکمی و غيرحکمی)، «علوفه» (حق عليق برای مرکب ماموران حکومت)، «قُنُغلا»(ماليات مخصوص پذيرائی سفرا و ديگران)، «بيگار» (کار اجباری )،«شکار»(ماليات شکار) ،«الاغ« (پيک های چاپارخانه يا ماليات مخصوص چهارپايان چاپارخانه) ، «اًلام» (راهنمايانی که مجبور بودند بدون گرفتن مزد بمامورين حکومت خدمت کنند و آنان را از دهی بدهی ديگر رهنمون شوند) ،«ساوری»(هدايا) ،«ساچُق»(عوارض پذيرائی)، پيشکش (هدايا) ، «زرچريک» و پياده (ماليات چريک بمعنی امروزپياده و سواره) ، «مشتلق» (عوارضی که در موقع مخصوص مانند رساندن خبرخوش از مردم ميگرفته اند)، «احداث» (به معنی ابداعات و اختراعات)، «کدوشمار» ( ؟ ماليات خانوار و سرانه) ، «خانه شمار» ، «دست انداز» ( ؟ دخل و انعام)، «عيدی و نوروزی» (ماليات مخصوص سال نو)، «حق السعی » (مداخل محصلان ماليات)، «عشر» (يک دهم)، «رسم الصداره» (حق العمل صدراعظم