www.payamewatan.com
     
 

 سمندر

به بهانۀ سیه روز هشت ثور

ما را بـه کـجـا مـی بـریـد ؟


از هم پاشی اتحادشوروی و تغییراتی که در کشور های ساحه نفوذ این ابر قدرت دیروز و مات وزیر وزبر شدۀ امروز بوجود آمد شیرازۀ زندگی عادی این کشورها از هم پاشید و امریکا در منطقه و جهان بحیث فاتح و یکه تاز میدان لگام خودرا در این منطقه از دست داد. این جنگسالار دنیا اکنون به عناوین مختلف به هست وبود این کشورها چنگ میاندازد و تمام هستی آنان را به غارت میبرند. این جهان خوار سرمایه در هر جایکه نفت است در هر جایکه مارکیت و بازار است و در هر جایکه ثروت برای غارت است صرف نظر ازاینکه این بازار به عفت انسانها، به آزادگی کشورها به زندگی انسانها به آبروو عزت مردم ملتها چگونه بر خورد میکند  در فرجام به اشاعت فحاشی و مواد مخدره ویا به کشتار دسته جمعی میپردازد و یا به قدرت رساندن مزدوران و اجنت های وحشی خود لگام این کشور ها  را  در دست میگیرند آنانرا بقدرت میرسانند و یا خلع میکنند. این برایش اهمیت ندارد که حقوق بین الدول ، حقوق بشر و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشور ها باید احترام گذاشته شود مهم اینست که این یکه تاز میدان به هر عنوانی که باشد و به قیمت و هر تعداد قربانیان و خرابی زیر بنای این کشور ها که شود باید جای پای بیابد، سم بپاشند ،سود کمایی کند و شر اندازد و نفع ببرد و در فرجام برای دیرپایی دوامدار خود پایگاه شر اندازی نظامی ایجاد کند.

در گیر ودار این بازی خطرناک و ضد بشری، یکه تاز میدان امروز، جامعه جهانی را بطور کل بحیث طعمه از قبل هضم شده و بشکل گروگان دربست در دست چند صد سرمايه دار سيري ناپذير قيد نموده و تمام انسانهای کرۀ زمین را در حیطۀ تسلط خود درآورده و ساکنین آنرا  بنام سیاه وسفید، بنام مسلمان و عیسوی، بنام سیکهه و هندو بنام یهود ونصارا،  بنام چپ و راست بنام این ویا  آن بهم انداخته  و خود آنها از این بهم انداختن ها پلانهای دراز مدت خودرا عملی و از آن سود میبرند ، میخزند تا منابع ديگري از سودجويې را جستجو کنند ولی در فراسوی همه این طرح ها و راه های غارتگرانۀ شان این مردم است که سپرند، قربانی میدهند و طعمه دم توپ میشوند.

با تغیر شرایط و با انکشاف تکنالوژی نرم افزار این شیوه بهم انداختن انسانها نيز نرم افزاری شده. شیوه های ظریف با کارآیی مؤثرتری را به میدان میآورند تا انسانها همدیگر را با چنگ و دندان نی بلکه باتوپ و تانک و طیاره همدیگر را بدرند وو حشی گری انسان متمدن رن بیست و یکم را به نمایش بگذارد. در این نمایش  هر که پیروز بدر آمد گردن خودرا شخ ساخته و شانه های خودرا بحیث فاتح میدان بالا انداخته ومستانه براي ديگران گردن شخي خودرا به نمايش دیگر گذارند. دموکراسی، د فاع از حقوق بشر، آزادی، مساات و عدالت وغیره این مقولات زیبا رایج شدۀ امروزرا دامی سازند برای رهبر ساختن انسانهای طماع و کم ظرف در کشور های به اسارت گرفته شده تا گوشت همنوع انسان قرن بیست ویک خودرا تکه تکه کنند و خود بر غوندی خیر نشسته تماشاگر خصلت حیوانی انسانانی نظیر خود شوند تا مگر آن گروه  یکه تازان اهریمن، اهریمنان دیگری بزدایند و بعد با ایشان بپیوندند.

باگذشت سالها و با کسب نتایج بسیار با ارزش از این فرمول غارتگری مودرن این غول میدان شیوه بهم انداختن را بازهم ظریفتر و کار آزموده تر ساختند. بازی بهم انداختن که ازسیاه وسفید و جنس بهتر و جنس کهتر شروع نموده بود چنگ به دامن زدن و تعمیق اختلافات مذهبی می اندازند و انسانهارا به جان هم کلاویز مینمایند.  ثروت های آنانرا غارت و اینک بنام ملت، قوم و زبان و سمت و اقلیت و اکثریت شمال و جنوب ساکنین همه جهان را بعوض آنکه آنها را رها کرده تا بر اساس اصول همزیستی و اخوت و برادری و انسانیت و همنوع در فضای صلح و انسانیت زندگی کنند و همدیگر و سایرین را یاری رسانند تا از این همه دستاورد های علم و تکنالوژی برای خیر و فلاح و اسایش خود وکشور خود استفاده برند، آنانر بهم انداخته و بمثابه کارد وگوشت از نزد شان استفاده میکنند، خود یا کشور شان را اشغال میکند، ثروت شانرا غارت میکند و یا اینکه کشور شان را سه چار توته ساخته اجنت های خودرا در آن نصب مینمایند و یک چند ده سال دیگر را نیز به این قسم سپری میکند تا نرم افزار هایش شیوه حیوانی تری را برای قاپیدن این کشور ها کشف کنند.

حرف اصلی و جان مطلب در این است که ما به راستی و قتیکه این همه این دامها را شناسایی کرده ایم و به اصطلاح پشت ورق را هم میدانیم  ولی با وجود آن نمیدانیم ما باز هم به کجا روان هستیم دنبال کی روان هستیم و چه میکنیم و فرجام کار ما چه میشود؟

احزاب فعال کشور ما افغانستان با برنامه های رنگارنگ خود و باا هداف  انسانی و با این شعار های زیبای وحدت ملی و این فریاد های عدالت خواهی اجتماعی و رفاه همگانی براستی  این ها این کشور را  امروز به کجا رساندند و از این پس هم  آنرا ميخواهيد به کجا سوق دهند؟ سرکرده های این احزاب در حالیکه  همۀ انها خود به مجریان نقشه های دشمنان کشور مبدل شده و این وطن را در پیاده  ساختن اهداف خائینانه ائتلاف های ضد ملی و تجزيه طلبانه تبدیل کرده و اینکشور را در کورۀ آتش نفاق ملی انداخته اند اکنون باز همان طریقت بیگانه و شکست خورده دیروز را با جعلیات اضافی براه انداخته و  این همه داد و فریاد  راه میاندازند که چنین  شد و یا چنان ویا چنین میخواهیم و یا چنان. آنها دیگر چه میخواهند؟

هم اکنون از برکت این آزادی و دموکراسی وارداتی که درنتیجه دلسوزی و مهربانی های بمب افکن های بی 52 نصیب کشور ما شده و اینک کشور ما  بیش از هشتاد حزب در داخل افغانستان راجستر شده دارد و یا در خواست فعالیت داده اند.  و به همین تعداد هم شاید در دیگر کشورها در فکر هسته گزاری به چنین احزابی باشند.مردم عذاب دیده و زخمی  کشور ویران وبرباد شده ما افغانستان این سوال را پیش میکشند و میپرسند که ما به دنبال کدام جناب و آقا برویم تا حقوق خودرا نی بلکه آرامش خودرا باز یابیم و کشور آزادۀ افغان استقلال و حاکمیت ملی خودرا بیابد؟

آنان میپرسند که رهبران این احزاب که ما را به چنین یک مرحله ای از پختگی رسانیدند که اینک ما را به نام پشتون و تاجک، هزاره وازبک، ملحد و مسلمان  شیعه و سنی، شمال و جنوب، افغان و افغانستانی ، خراسان و آریایی بنام  طرفدار این و یا آن با هم انداخته و یا می اندازند و راه تمام ارزش های انسانی، افغانی و اسلامي را در بین  ما افغانها مسدود و یا آنرا  توسط بیگانگان نقب گزاری کرده اند و اینک به تماشای و انتظار ثمرۀ آن نشسته مگر دیگر از جان این ملت تکه تکه چه میخواهند؟ تعداد از شاخه های این احزاب که در تحت رهبری همان اقايوني که با ائتلاف بدنام شمال و کودتا بازی جاه طلبانه ضد ملی و ضد انسانی فاجعۀ ملی را آفريدند و بادیده درایی ننگین بار دیگر خودرا ظاهر میسازند تا مگر بحيث ناجی این و یا آن جا زند آ اینبار باز میخواهد این جامعه را نی بلکه هوا خواهان فرکسیونی خودرا به سوی کدام جهنم  رهبری کنند؟!

این سایت های زیبا این اخبار  رنگارنگ این احزاب مترقی با این همه  بر نامه های انسانی این همه مقالات فراوان و تحلیل های علمی، این همه فراخوانهای کاذب برای وحدت و همبستگی ملی، دیگر از این کشور زده وزخمی چی میخواهند؟ اینها از تنوع این همه فعالیت خصمانه که عمدتاً  در چارچوب اختلافاتی درونی که دارند و بدنبال آن روانند برای آیندۀ  این کشور وآایندۀ خود چی خوابهای را دیده اند؟

مگر مردم  ما واقعاً گلۀ گوسفند است که هر مزدور اجانب و هر کلانکار چند اوباش میخواهند مسیر حرکت شان را یا انتخاب و یا تغیر دهند ؟ آنها چرا به خود نمی آیند که مردم ما  اکنون به این باور رسیده اند که  این رهبران به اصطلاح دلسوز و مردمدار این آقایون نابغه این جامعه شناسان خبیر این ستراژیست های زمان این همه و همه کاره ها عملاً ثابت ساختند که ایشان  این کشور را با خیانتهای آشکار خود به چه حالت رساندند؟ آنهمه وعده ها و لفاظی های این اجنت های طرحهای دیگران  بیشتر در تأمین منافع دیگران بوده یا منافع ملی وطن خود ما. این ها همه بنام مردم برای خود ثروت اندوزی کردند، خیانت کردند و تخم نفاق و چند دستگی کاشتند، اجانب را به کشور ما سرازیر ساختند و در فرجام یکی هم نه در فکر این وطن شدند و نه هم در فکر رنجهای بیکران این مردم !

آنها بخوبی در یافتند که آنانی که بنام ایشان پرچم مبارزه حق و عدالت را بر افراشتند و یا خواستند اسلام را از خطر رسوایی نجات دهند به راستی اینها در فرجام چی گلهای را به آب دادند و اکنون کشور را در چه حالتی قرار دادند و خود در کدام کشورها نظاره گر کدام بد بختی های مردم ما اند و  به کجا روان هستند؟

 امروز مردم افغانستان از این همه سیاستمداران و از این همه سیاست بازان چپ و راست، از همه کسانیکه برای تبرئه خیانت های ملی خود نسخه های شر افکنی و فتنه گری پخش میکنند و گرد همآیی ها ی رنگارنگ را سازماندهی میکنند،  از کسانیکه بنام مجاهد بنام طالب صدای خودرا بلند میکنند،  از این همه ملحد و این همه مسلمان از نمایندگان پشتون و تاجک و هزاره و ازبک  و از یهود ونصارای کشور خود که ظاهر سازی میکنند  میپرسند که:

هان ای آقایون و خانمها!

این کشور را در این چند دستگی شرم آور خود به کجا رساندید واکنون میخواهید آنرا  بکجا ببرید؟

شما آقایون یکبار نی بلکه چند بار جفا های خودرا برای این ملت پرخون آزمودید دیگر از جان این مردم بلاکشیده و پوست به استخوان رسیده و این کشور پرغرور که آبرو وعزت تاریخی آنرا به سودا گذاشته اید دیگر چی میخواهید؟

هفت و هشت ثور تان ننگ وشرم تاریخ و مردم ما شد دیگر دنبال چی روان هستید ؟