|
داکتر
خاکستر
نه ابهام نه تصادف
نخست
:
دفاع از موضع ناروا، به یک بحث ناروا کشانده میشود. این صفحه تاب بردار
«بحث سخیفانه» نیست.
شما در خبط اشکار، به اعتراض و شورش منفعلانه، در برابر آنکه هنوز به
دانستن نرسیده دست یازیدید. که نه ابهام بود نه تصادف. آنهم در برابرآنکه
در تلاش برای ایجاد احتمال فراسو ها، افکارش به «مجموعۀ اضداد» مبدل شده
است، وبا پاسخ دگران اعتبار انشایی میابد، ورنه کیست که نداند، غایات
ومقاصد آن «پهلوان دره» (غ. د. پنجشیری) با ادغام، درهم تنی و امتزاج
رهیافت های سیاسی، همیش به هیچ انجامیده است.
دو دگر :
رسالت رسانه ای، همگونی فرهنگی را در خود تنیده است. ذکر بخش های از نامه
«چوپان» وقیحانه است، به ویژه نقل نگاری از جنرال قارییف. اما گفته بودم
من وارث مرتبه ای سلیمانی نیستم، که مشرب تقریب را امر به معروف کنم، من با
نبشته ای تمنایم را بیان کردم و حذف بخش های آن نامه را خواستار شدم.
سه دگر :
من با دید گاه جنرال قارییف و نوع روایت او مخالفم، برگردان پر هنجار آن
نیز برتیره گی آن میافزاید. نمی دانم با من موافقید خواهید بود که،
شیفتگی و گرایش وسعت گستر به آن «سربدارحلاج صفت» در برابر دگران با نوشته
آنچنانی به زیانبارگی می انجامد، گسترش بحث در مورد دریافت ها، راهکار ها و
نمود های راهبردی شهید دوکتور نجیب الله تایید پذیری بیشتری را در پی
دارد. چاره سازان و حیله اندیشان سیاسی، با قراعت دشنام زا از نوع آن
«بیت» کنار نمی روند. گفتمان حقانیت و غیر حقانیت رهبر یک مقطع حزب را به
سخافت و تنگنا های وقیحانه میکشانند،
توصیه و ترغیب به قصد تسامع، کارساز است تا تعزیر و دورزایی به قصد تشنج.
با همین حرفم تمنا میکنم در زمان دیگر و گستر، اندیشۀ سیاسی، با پرسش و
پاسخ، همدیگر را باز یابیم.
|