|
کوچی
آيا صدای يک عنصر ضد ملی در تحت نام
«تشکیل
جبهۀ متحد ملی مقاومت مردم
افغانستان»
ميتواند ما افغانها را ياری رساند؟
جواب روشن است که بنابر خصوصيات جامعه افغانی و نقش موثر سمبولها هرگز نی.
مگر شنيدن اين صداهای رياکارانه بار اول نيست بلکه طی چهل سال گذشته اين
مغزهای مفتن گفتار و اعمال کثيف خود را در دامان حزب بيچاره ای که در يکی
از فقير ترين کشورها به مبارزه بر خواست بارها به صدا در آورده و اکنون همه
هموطنان وطندوست ما نه تنها از شنيدن صدای اين ياوه سرای که به سرحد
ديوانگی نزول کرده است بیزاراند، فقط مختصراً فتنه گریهای نويسنده آنرا در
چهار مرحله کوتاه ذکز مينمايم.
مرحله اول سالهای ۱۳۴۳ الی ۱۳۵۴ هجری شمسی : رقص پرنده!
در تاريخ ح.د.خ.ا. ناياب و بي سابقه است که فرد با چنين بی فکری و پر
روی از يک شاخه به شاخه ديگر هر آن خيز بزنند. موصوف عضو ح.د.خ.ا. و در
اولين انشعاب حزب که وی خود نيز درتحريکات ماجرای انشعاب نقش مفتنی را
داشته با جناح پرچم حزب پيوست و ديری نگذشته بود که با عده از منحرفين به
حلقۀ ضد ملی (تجزيه طلب) خلق کارگر پيوست و بعد از مدت دوباره بر اساس
وظيفه که داشت به جناح خلق حزب پيوست و از وی چنان خلقی چهار آتشه ساخته شد
که از حمايت پشت پرده حفيظ الله امين برخوردار بود. قابل ياد آوری است که
طی سالهای اول فعاليت سياسي اش که در انتخابات شورای ملی کشور به حيث
نماينده در ولسوالی پنجشير زادگاه اصلی اش بود شرکت ورزيد بود موصوف از
جمله کانديدهای سياسی کانديد بود که از طرز برخورد
و استعداد وی يکی از
دوستان همفکرش شادروان هادی کريم در دو بيتی از وی چنين توصيف به عمل
مياورد:.................
مرحله
دوم سالهای ۱۳۵۷ الی ۱۳۵۹ هجری شمسی : ثمره رقص پرنده!
اين فرزند چهار آتشه خلق در اولين روزهای هفت ثور با بدرقه در تخت
وزارت معارف نشست. ديری نگذشته بود که از اعمال بی خردانه فروان وی از جمله
کورسهای سواد آموزی مردم به تنگ آمده بود و بايد نفرين ميشد مگر با بسيار
شيادی و ارتباطات که قبلاً با سفارت شوروی در کابل داشت و حمايت مستقيم
امين به حيث وزير فوايد عامه مقرر شد.
مرحله سوم سالهای ۱۳۵۸ الی ۱۳۶۸ هجری شمسی : رقص دو گانه!
افغانستان در آن مرحله دچار پرابلمهای متعدد با همسايه گان و ساير
دشمنان خويش بود. برای قدرتهای بزرگ در ميدان محرکه در افغانستان آجنتهای
ايشان نقش اساسی را بازی ميکردند، و آن اين بود که اينبار اين فرزند
سويتيست چهار آتشه با نقشه کماندوهای مخفی ک.گ.ب. وارد ميدان بازی بزرگ با
تابليتهای مسموم سازی غذایُ بر ضد همکار پس پرده خويش گرديد و به همکاری
ساير ياران گيلم خلقيهای چهار آتشه را برچيد. ثمره اين مرحله و نقش وی در
آن بيش از پيش مغلق و پيچيده بود و امتيازات بيشتر را به وی عطا نمود.
اينبار وی
از يکطرف در راس اپارات کنترول و نظارات حزبی قرار داشت و از جانب ديگر به
تحريک تفرقه ميان اعضای حزب به تقسيم جناح خلق و پرچم مصروف بود و شامگاهان
خودرا نيز در دامن زدن اختلافات ميان وزارت امور داخله و وزارت امنيت دولتی
ميگذشتاند. ازنتيجه فشار اين اعمال مخفی کاری مفسدانه گاهی به اشعار سرای
و تاريخ نويسی تفرقه انداز ميپرداخت و گاهی در هنگام فرط خستگی فراوان
مهمان کشور شوراها در کنار بحيره سياه ميبود، و در وصف موی طلای ها قطعات
از اشعار نيز هديه میکرد. از آنجايکه دامن زدن به تفرقه و جنگ اين عادت
ديرینه وی نتيجه نداشت، دوران شهکاريهای اين مبارز کبير و ساير ياران وی با
طرح و ايجاد سياست مصالحه ملی خاتمه يافت. اما وی به شمول عده از ياران
خود که تا هنوز به بردن اسمای ايشان دهنش قف ميکند دست به کودتاه چينی
بردند که در کودتای اول تير شان به هدف نخورد و ناکام شدند اما از تجارب آن
در کودتای دوم در سال ۱۳۷۱ هجری شمسی استفاده عظمی به عمل آوردند.
مرحله چهارم سالهای ۱۳۷۱ هجری شمسی الا اکنون : اخذ حزينه
تقاعد و ياوه سرای جنون!
با
آغاز سياست جديد در شوروی سابق و فروپاشی نظام شوراها مهرهای دستگاه جاسوسی
ک.گ.ب. و عناصر کمک کننده آنان در خارج نيز فروپاشيد و اين متخصصين شکست
خورده پير و جوان غرض فروش در مارکيت بين مللی عرضه شد که ازاينجمله جبهه
خواه ملی کبير نيز از آن محروم نماند. وی با بسيار سهولت و مصونيت کامل از
برکت همکاری با شورای نظار و جنبش شمال از افغانستان خارج و مهمان عزيز
ذراد خانه اسلام آباد گرديد و بعد از نوشته ظهور و زوال خويش مهمان عالیقدر
درآمريکا ايالات واشنگتن شد. ما در اينجا قضاوت را به هموطنان ما و اعضای
حزب ميگذاريم که اين ياوه سراییهای قلمی ضد ملی ویرا بخصوص طي سالهای اخير
مورد ارزيابی قرار دهند. وی از آن جنايتکاران نام برده و ميبرد و آنها را
جنبش مقاومت افغانستان ميخواند که روی ميليونها جنايات آنها صدها کتب و
اسناد وجود دارد و طي پانزده سال اخير نيز به نشر رسيده است و مردم
ميتوانند روی آن بي طرفانه قضاوت نمايند. آنچه را که ثمره انحراف ضد ملی
کار عده از رهبران گذشته اند، معلوم و هويدا است که چنين قماشها نبايد حق
دکته و ياد آوری از اسمای مختلف کادرهای جوان جنبش ملی و دموکراتيک را
داشته باشد زيرا که خدا ناخواسته امراض مهلک آنان به نسل جوان سرايت نکند
که بار ديگر تحت نام
«
تشکیل جبهۀ
متحد ملی مقاومت مردم
افغانستان»
سنگ و خاک باقي مانده اين کشور بيچاره ما افغانستان به نابودی کشانيده شود.
مگر نشر مقاله غلام دستگير پنجشيری در جريده مشعل که ظاهراً توسط از گروپ
جوانان فعال به پيش برده ميشود مورد سوال است که چرا جريده مشعل فقط يک
هفته قبل از نشر مقاله ارسالی عده از اعضای حزب از شهر هامبورگ آلمان را رد
نمودند. مگر طومار تفتين نامۀ مريض روانی را در سر لوحه مقالات خويش به
نشر ميرسانند؟
وسلام |