|
دوکتور م. پکتیاوال
۱۳۸۵/۸/۱۵
تأمین صلح و استقرار دولت
در افغانستان!
عدۀ
افغانها شاهد عوامل انحطاط د ولت شاهی، جمهورې، جمهوریهاې دموکراتیک، مجاهد
ین و طالبان اند، و خود عوامل متعد د خارجی وداخلی، منجمله تشتت و انحطاط
امور اجتماعی، اقتصادې، سیاسی و نظا می ان بوده است. ایا همچو تشتت و
پراگندگی، حالا در امور اجتماعی، اقتصا دې، سیاسی، نظامی و افزایش فساد در
دولت جمهورې اسلامی افغانستان به ملا حظه نمی رسند؟ اکنون شرکاې دولت
ایتلافی جمهورې اسلامی افغانستان، طۍ مصاحبه استاد ربانی در ترکیه اثبات
آن نیست که مذاکرات و تفاهم اتحاد مجاهدین شمال را با دولت طالبان، که
توسط نمایندۀ با صلاحیت شان در کنفرانس «بن» سقوط شانرا با کمک قوتهاې
ایساف و ناتو در افغانستان تایید و تأکید، داشته است؟ و حالا اخراج
قوتهاې ایساف و نا تو را استاد ربانی، مانند حکمتیار که در جواب تقاضاې
محترم حامد کرزۍ، مبتنی به مذاکره صلح درافغانستان شرط اساسی را تعین تاریخ
خروج قوت هاې خارجی وواگذارې جنوب شرق را در افغانستان وانمود داشته است،
هم چنان مولانا فضل الرحمن رئیس حزب جمیعت العلماې پاکستان، صلح را در
افغانستان خروج قوتهاې نظامی ایساف و ناتو خوانده است، که همۀ این بیانگر
اتحاد بنیادگران را بارې بصورت واضح تایید میکند، تا بارې افغانستان را
حمام خون بسازند، و از هر گونه ترقی و پیشرفت مردم افغانستان را محروم نما
یند.
بلی حقیقت مبرم هم همین است، که دولت جمهورې اسلامی در اثر ایتلاف نا
مقدس وعدم اشترا ک نیروې ملی- مترقی و دموکراتیک در دولت توجه خویش را
مبذول نداشته و هم در امور اجتماعی، اقتصادې، سیاسی و نظامی افغانستان هم
موفق نبوده و رضایت مردم رنجدیده و بلا کشیده افغانستان را فرا هم نکرد و
توأم با چور، چپاول، غارت و تشدید فساد بود، عدالت اجتماعی را تأمین نه
نمود، صرفاً تخاصم طبقات حاکم را بر طبقات محکوم، بطور خیلی ظالمانه تحمیل
داشت. مثالهاې زیاد وانکارناپذیرې درین مورد وجو دارند که به تذ کر بیشتر
آن نیازې وجود ندارد، چه همه روزه از هر جانب توضیح میشود.
پیشنهاد ما بر
خلاف خواست مراجع دوشمن افغانستان برین استوار می گردد که:
تأمین امنیت ملی افغانستان باید کمافی السابق توسط ملل متحد، ایساف و ناتو
تا آن وقت حفظ و نگهدارې گردد تا تمام جوانب ذیدخل افغانی، محترم حامد
کرزۍ رئیس جمهور دولت اسلامی افغانستان و پیروان شان، تحاد شمال و
مخالفین کنونی دولت اسلامی افغانستان، نیروهاې ملی- متر قی و دموکراتیک
افغانستان، به توأفق و تشکیل دولت افغانستان، طۍ انتخابات آزاد سری با
اشتراک بیش از ۵۱ فیصد افغانان واجد شرایط صورت گیرند و نه گذارند تا
بارې مردم بلاکشیده افغانستان در بلاې دیگرې بیافتد. اګر حقیقتاً نیروې
نظامی ابساف و ناتو بخاطر استقرار و تأمین صلح و د موکراسی به افغانستان
آمده باشند، باین وسیله ملل متحد، ایساف و ناتو میتواند تا یک دولت با ثبات
را در افغانستان مستقر نمایند.
چه بیانیۀ
استاد ربانی در ترکیه مبتنی بر اتحاد جبهه متحد شمال و مذاکره و اتحاد آن
با مخالفین دولت اسلامی جمهورې افغانستان و بیانیۀ حکمتیار و مولانا فضل
الرحمن، از یک طرف، و عدم اشترا ک نیروې ملی- مترقی و دموکراتیک در دولت
افغانستان از طرف دیگر و خواست مراجع متحده مجلس عمل و ارگانهاې جاسوسی
منطقه و جهانی و انعقاد جرگه قبایل این طرف و آن طرف خط تحمیلی دیو رند، که
بلاشک اخراج قوتهاې خارجی را درین جرگه شرط مبرم صلح را در افغانستان
خواهند خواست، پس نیاز تأمین صلح و استقرار دولت باثبات در افغانستان
میتواند تا تحت سر پرستی این قوتها به میان آید و زمامداران افغانستان با
دقت فراوان باید سیاست را در پیش گیرند تا با همه جوانب خارجی و افغانی
زمینه مداخله را درامور افغانستان میسّر نسازند، چه پیشرفت وانکشا ف در
افغانستان بدون جهان پیشرفته ممکن و مقدور به نظر نمی آید. ولی باید حد
اداره دولتی بدون امنیت ملی ودفاعی بنابر شناخت شرایط عینی وذهنی افغانستان
بدوش افغانها باشند. ما اجرایی این پیشنهاد را یگا نه راه حل مبرم می
شماریم و به این وسیله میتوان طۍ اتحا ملی تمامیت ارضی، استقلال ملی،
سیاست مثبت عدم انسلا ک، سیستم مختلط اقتصادې، اکمال قواې مسلح مستقل ملی،
تأمین عدالت اجتماعی، مبرم از هر نوع تبعیض وامتیاز، باز سازې و انکشاف
مزید امور اجتماعی، اقتصادې، سیاسی و دفاعی در افغانستان بوجود ایند و
دوستی وهمکارې در بین مردم افغانستان با جهانیان ابدې و خلل نا پذیر شود۰
امین
|