پاڅون
از کانادا
نگاهی به اظهارات اخیر سفیر امریکا در
افغانستان
پس از سپری شدن چند روز از حادثه خونین کابل رادیو بی بی سی این خبر را
نشرکرد که عامل حادثه
یا عامل آشوب کابل در افغانستان محاکمه نمی شود.
به
استناد خبر- مذ کور:
سفير آمريکا
در افغانستان گفته است که سرباز آمريکايی که يک کاميون ارتشی را می راند و
در تصادفی باعث کشته شدن چندين نفر شد در افغانستان محاکمه نخواهد شد.
رونالد نئومان سفير آمريکا گفت که اين سرباز نمی تواند در افغا نستان
محاکمه شود زيرا موافقتنامه های دوجانبه چنين اجازه ای نمی دهد.
در حالیکه پارلمان
افغانستان خواستار
محاکمه سرباز راننده شده است.
برای انکه
موضوع را مطابق احکام قانون مورد مطالعه قرار دهیم ایجاب مینامید
که نخست جریان حادثه
را تذکار داد.
اخیراً در
ویبسات پیام مجاهد تحت عنوان
(دوشنبه
خونين، آسيب پذيري دولت
را به نمايش گذاشت.)
جریان حادثه به
شرح ذیل انعکاس یافته است:
«روز
هشتم جوزا در پي حادثه آفريني عساكر امريكايي، كه تظاهرات مردم را در قبال
داشت و خونبار ترين روز در تاريخ پنج سال پسين خوانده شد، عدم توانايي و
شكست دولت را به نمايش گذاشت.
حوالي ساعت
۸ صبح دوشنبه هشتم جوزا، كاروان چهار واسطه يي قواي امريكايي كه از
بگرام عازم قندهار بود در مسير راه از كاريز مير تا سراي شمالي چندين واسطه
نقليه اعم از تكسي و شخصي را از جاده به كنار زده و يا هم زير گرفتند، كه
در اثر اين حادثه آفريني چندين تن به شمول زنان و كودكان جان خود را از دست
داده و ده ها تن ديگر مجروح گرديدند.
اين حادثه از
سوي مقامات دولتي حادثه ترافيكي ناشي از عوارض تخنيكي واسطه هاي امريكاييان
قلمداد گرديد؛ اما شاهدان عيني اين گفته را رد نموده مي گويند: عمل
امريكاييان عمدي بوده نه از عوارض تخنيكي و نه هم از اثر
ازدحام.
در سراي
شمالي واسطه هاي امريكاييان توقف داده شد. به اساس گفته يك سرباز
اردوي ملي كه مصاحبه زنده اش از تلويزيون طلوع نشر شد گفت كه عمل امريكايي
ها قصدي بود، اگر عوارض تخنيكي داشتند و موتر شان برك نداشت،
چرا زماني كه من آنها را توقف دادم، توقف كردند.
بعد از دو
ساعت انتظار و ديدن اوضاع رقتبار كشته شده گان و مجروحين، چون هيچ مرجعي به
سر وقت آنها نرسيد، خشم مردم به نفرت تبديل گرديد كه با پرتاب سنگ به سوي
عساكر خارجي به تبارز احساسات پرداختند، در مقابل اين سنگ پراگني واكنش
عساكر امريكايي فير مرمي و گشودن آتش به سوي مردم بود كه ده ها تن كشته و
زخمي به جا گذاشت.
عبدالرحمن
تركاري فروش در سراي شمالي مي گويد، آنها با فير بالاي مردم از ساحه خود را
كشيدند و پوليس با فير هم هوايي و هم به سوي
مردم در فرار آنها كمك نمودند.
عبداللطيف
باشنده محل چشم ديد خود را چنين مي گويد: در حاليكه مرده ها و زخمي ها در
بين موتر هاي امريكايي گير مانده بودند، چشم بنده به دوجسد زن افتاد به طرف
آنها رفتم، ديدم كه جان باخته اند.
محمدعلي
دوكاندار سراي شمالي مي گويد، در اثر فير امريكايي ها ۱۲ نفر كشته
شدند و چندين نفر زخمي شدند.
عزيز احمد
ميوه فروش سراي شمالي به خبرنگار ما گفت، وقتي كه امريكايي ها به كمك پوليس
داخلي ساحه را ترك كرده گريختند مردم بالاي پوليس به خشم شدند كه چرا آنها
را از نزدشان رها كردند. عزيز احمد عمل
امريكايي ها را قصدي و بي اعتنايي آنها نسبت به مردم خواند.
تظاهرات
مردم، آغاز گرديد، و هر لحظه خشم مردم بيشتر مي شد، تا اينكه سرتاسر شهر
كابل را آشوب گرفت، عمدتاً تظاهر كنندگان جوانان بين سنين ۱۲ تا
۲۵ سال بودند.
تعدادي از
غرفه هاي پوليس در شهر به آتش كشيده شد و يكي دو موسسه غير دولتي نيز طعمه
حريق گرديد و به ساختمان بيروني تلويزيون آريانا آسيب رسيد و چهار عراده
موتر آن به آتش كشيده شد. ارگان هاي امنيتي قادر به كنترول تظاهر
كنندگان نگرديدند، بطوري كه كاملاً شهر خالي از قواي امنيتي اعم از پوليس و
اردو گرديده بود و تظاهر كنندگان خشمگين، با آتــش زدن غرفه هاي پوليس و
پوسته هاي امنيتي ضعف دولت را برملا ساختند. به گفته بعضي
شاهدان عيني پوليس به آنها همنوايي داشته است.
دولت در صدد
است تا اصل قضيه و علت اين تظاهرات را مكتوم نگهداشته و مسؤوليت را بدوش
بياندازد.
آقاي صبغت
الله مجددي، اين تظاهرات را از قبل پلان شده مي خواند و آقاي كرزي مظاهره
چيان كه در واكنش به حادثه آفريني امريكاييان دست به تظاهرات زده اند را
آشوبگر ناميد.
با وجود
اينكه از سوي دولت تأييد شده تا در مورد تلفات ارقام ارائه نگردد، اما جميل
جنبش قوماندان امنيه كابل(سابق) در مصاحبه هاي خود تلفات را بين ۹ تا ۱۲
نفر و زخمي ها را در حدود ۱۳۶ نفر مي گويند. به گزارش تلويزيون
آريانا از بگرام تا كابل ۲۲ موتر تاكسي و شخصي توسط كاروان امريكاييان زده
شدند.
ملاتاج محمد
وكيل پارلمان در مصاحبه خود با تلويزيون طلوع گفت كه خود شاهد بود كه از
كاريزمير الي كابل قطار امريكايي با هفت موتر تصادم كرده بودند.
شفاخانه
پنجاه ودوبستر خيرخانه صد نفر زخمي را ثبت نموده كه از آن شفاخانه به ساير
شفاخانه هاي كابل انتقال گرديده اند.
شفاخانه
ايمرجنسي كابل ۶۰ زخمي را تداوي نموده كه ۲۰ نفر شان تاكنون تحت معالجه
قرار دارند. يك منبع شفاخانه ايمرجنسي گفت كه ۵ كشته به شفاخانه انتقال
گرديده بود.
آنچه كه تذكر
رفت، علاوه از كشته شده گاني است كه از محل حادثه به گورستان انتقال يافته
اند كه آمار دقيق آنها تاكنون بدست نيامده است.
شاهدان عيني
رقم تلفات را تا حدود ۳۵ نفر و زخمي ها را بالاتر از ۱۵۰ نفر ذكر مي كنند
يك روز بعد از واقعه ۱۶۰ نفر از شهروندان به اتهام شركت در تظاهرات زنداني
گرديده اند. قيود شبگردي نافـذ است و در تمـــام چهار راه ها و نقاط
مختلف شهر پوليس و اردوي ملي مستقر شده اند. كميسيوني در ارتباط پي گيري
قضيه تشكيل شده و براي جلوگيري از واقعات بعدي رأيزني با مقامات سياسي و
شخصيت هاي جهادي شروع شده است.»
قابل تذکر است که اين تصادف باعث بروز يکی از بدترين ناآرامی های سالهای
اخير در افغانستان شد. همچنان شخصی بنام اسدالله همتيار در گفتگو با
بی بی سی همچنين از نيروهای آمريکايی انتقاد کرد که به فرهنگ مردم
افغانستان احترام نگذاشته اند و در جستجوهای خود زنان را نيز بازرسی بدنی
کرده اند. به نظر وی تظاهرات در آغاز مسالمت آميز بوده است اما "فرصت
طلبان و ديگران" از فرصت برای حمله به اموال عمومی استفاده کرده اند.
در یک گذارش
دیگر آشوبهای کابل ناشی ازعمل تبهکاران و "آزردگی ناشی از ضديت با
ثروتمندان" خوانده شده است.
در یک بخش
دیگر از خبر چنین آمده:
سفير
آمريکا تذکر داده که بر اساس موافقتنامه ۲۰۰۳ بين واشنگتن و کابل نمی توان
عليه سربازان آمريکايی در کابل اقامه دعوای قضايی کرد.
این اظهار نظر نه اینکه در تضاد با احکام قانون است بلکه یکنوع امتیازی است
که امریکاییان از آن بهره مند اند و آنرا میتوان کاپیتولاسیون
نامید.
لازم میدانم
تا اندکی در زمینه روشنی انداخته شود. واژه کا پیتولاسیون بيانگر يكي
از وجوه تسلط استعمار با تصويب قانون اعطاي مصونيت هاي خاص به افسران
امريكايي در برخی از کشورهای بوده. یا به عبارت دیگر كاپيتولاسيون يا
رژيم كاپيتولاسيون مبين اين واقعيت است كه برخي دول سرمايه داري و
استعمارگر از حقوق خاصي در كشورهاي وابسته و نيمه مستعمره برخوردارند. اين
حقوق و امتيازات براي اتباع دول امپرياليستي طبق قراردادهاي نابرابر به
كشور مربوطه تحميل مي
شود. يكي از
مهم ترين مظاهر وجود كاپيتولاسيون عبارتست از آن
كه قوانين دادگستري و
احكام و دادگاه هاي محل شامل اتباع كشور صاحب امتياز نمي
شود. مثلاً در
صورت ارتكاب جرم توسط اتباع دول امپرياليستي آن
ها از طرف كنسولگري
دولت خود مورد تعقيب قرار مي
گرفتند نه از طرف
دادگاه هاي محلي. ... مظاهر ديگر كاپيتولاسيون عبارتست از حق اتباع
دول امپرياليستي به داشتن مساكن و منازل و مناطقي كه قدرت و حاكميت دولت
محلي بر آن
ها اعمال نمي
شد حق داشتن راه آهن يا پست ويژه، معافيت از پرداخت ماليات
ها و عوارض محلي يا تخفيف زياد آن.
در رژيم كاپيتولاسيون كنسولگري هاي اين ممالك سرمايه داري اختيارات اداري،
پليسي و قضايي ويژه دارند، مالكيت آن ها و خود آن ها از حيطه قدرت و تصميم
دول مربوطه محلي خارج اند. كاپيتولاسيون با حق حاكميت واستقلال خلق
ها مغايرت آشكار دارد. (رجوع شود به کتاب اصطلاحات سیاسی و اقتصادی).
اکنون لازم
پنداشته میشود تا موضوع را از دید گاه قانون مطرح بحث قرار دهیم:
طبق صراحت
ماده یازدهم قانون جزا(بخش احکام عمومی) اشخاصیکه تابعیت افغانستان را
نداشته اما در افغانستان اقامت یا سکونت داشته باشند به مقصد این قانون در
حکم تبعه افغانی محسوب میگردند مگر اینکه در قانون طور دیگری به آن تصریح
یافته باشد.
همچنان در
فقره(۱) ماده چهاردهم قانون مذکور چنین میخوانیم: احکام این قانون بر
اشخاصی که در ساحه دولت ج ا مرتکب جرم شوند تطبیق می گردد.
البته منظور
از ساحه هر مکانی میباشد که تحت سلطه دولت واقع باشد.
از متن فوق
بر مییاید که چون جرم مذکور درافغانستان بوقوع پیوسته و بایست در افغانستان
توسط محکمه ذیصلاح مورد رسیده گی قضایی قرار گیرد.
هیچنوع
موافقتنامه که مخالف با احکام قانون باشد ارزش حقوقی وقانونی نداشته و در
صورتیکه کدام موافقتنامه قبلا به امضاء رسیده باشد بایست به اطلاع عامه ویا
به تایید پارلمان کشور رسیده باشد در غیر از آن امتیازیست که آنرا باید
رژیم کاپیتولاسیون شناخت.
از جانب دیگر
یکتعداد افرادی به اتهام حمل سلاح، غارتگری، به حریق کشانیدن تعمیرات
دولتی، شعارهای ضد دولتی... گرفتار و تحت تحقیق قرار دارند که دوسیه نسبتی
شان بعد از اکمال پروسه تحقیق از طریق څارنوالی به محکمه ذیصلاح ان (محکمه
که موظف به برسی جرایم ضد دولتی) ارجاع خواهد یافت.
در انصورت
ایجاب مینماید که مسببین اصلی قضیه طبق اصول پذیزفته شده نیز در عین محکمه
مورد محاکمه قرار گیرند.
در خاتمه
توجه خوانندگان را به مطالعه مقالهً تحت عنوان قوای ایًتلاف بین
المللی هیچگونه مجوز حقوقی کشتن افغانها را در دست ندارند
که محترم داکتر عثمان- روستار سابق استاد پوهنحًی حقوق و علوم سیاسی
پوهنتون کابل آنرا نگاشته اند معطوف میدارم. در این مقاله پیرامون ابعاد
حقوقی و سیاسی مسئله مطالبی دلچسپی برشته تحریر در آمده است (
(http://www.tolafghan.com و
نیز مضمونی تحت عنوان سرزمین زلزله خیز و پس لرزه های خطرناک
که توسط محترم- امین ارمان نگاشته شده، که بطور مفصل مستند و همه جانبه
حادثه مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته و انرا در ویبسایت
(http://www.armans.info/)
بدسترس
علاقمندان قرار داده اند.