گردانندۀ محترم
سایت
پیغام وطن
درود
بر شما!
این چند
سطر پراگنده
ام قبلا در سایت مهر به نشر رسیده اکنون آنرا
به امید نشر به شما
نیز
ارسال
میدارم.
باحترام
سمندر
ترقی خواهان چرا پراگنده اند؟
مدتی قبل در
سایت مهر نوشتۀ جالبی از آقای عظیم بابک تحت عنوان "ترقی خواهان پراگنده
و واپسگرایان یکپارچه" نشر گرديد که توجه ام راجلب کرد. به یقین که نویسنده
این مسئله را از روی دلسوزی و حسن نیت که بعضاً آنرا مایه شرم ترقی
خواهان نیز تلقی مینمایند، پیش کشیده بود. ولی جناب نویسنده به توضیح و
پهنای این مسئله آنطوریکه لازم بوده نپرداخته و توضیح نداده که چرا این
ترقی خواهان چنین پراگنده و بی تفاوت شده اند؟ چرا آنها در برابر مسائل
حیاتی منافع ملی کشور که در روز روشن با آن معامله صورت میگیرند، سخن و عمل
واحدی ندارند؟ و یا اینکه چرا ابتکار سخن واحد آنانرا که احتمالاً به
یکپارچگی شان منجر شوند از نزد شان گرفته میشوند؟ چرا این ترقی خواهان که
دیروز گلهای سر سبد و مایه امیدواری محرومان و مظلومان زحمتکش کشور بودند
امروز کشور را در میدان خدا و راستی به واپسگرایان رها کرده و خود با مشت
و لگد با همدیگر در ستیزند؟ ریشه های این پراگندگی از کجا و از جانب کی و
یا کیها آب میخورند؟ چرا باید اجازه داد و گذاشت تا این ترقی خواهان توسط
آن سازماندهندگان پشت پرده که عامل این همه پراگندگی بوده اند از ترس
اینکه گویا مشت خودشان در یکپارچگی شان باز میشوند آنانرا به پراگندگی
تشویق کنند و یا هم به بیراهه بکشانند؟ آنهائیکه نهضت دموکراتیک میهنی را
در سالهای حاکمیت ترقی خواهان با شعار زحمتکشان کشور ، به سوی قوم و
قومبازی رهنمون نمودند و بر مبنای آن ائتلاف خائینانه را علیه هموطنان
خود بستند آیا همین پراگندگی فعلی بازتاب آن کرده ها و زدوبند ها نیست که
آنها میخواهند به اين شکل برخیانت های خود در تشکل حوادث فاجعه بار سالهای
آغازین دهه نود پرده بیافگنند؟ مگر این ترقی خواهان که اکنون باهم کلاویزند
و بعضاً حتی به حاشیه رانده میشوند حالا انتظار برده میشود بدنبال فرکسیون
کدام جناب بروند تا پرچم به زمین افتاده نهضت دموکراتیک مردم را بلند کرده
و در ستیز با واپسگرایان سخن خودرا منسجم و مشت خودرا یکی سازند! مگر همین
سازماندهنده گان عقب پرده فاجعه دهه گذشته که هویت شان به همه آشکار اند
نبودند که مظاهر و تخم این همه پراگندگی و تفتین را کاشتند
و اکنون با تجدید آرایش ظاهری، سم پاشی تازه را با میتود
تازه پخش میکنند؟
حوادث سالهای
اخیر نشان دادند و بسیاری هم به این باورند که در عقب همین تنظيمهای جنگی
که اکنون نقاب سياسی به رخ کشيده و نیکتایی بسته اند، همان سرکرده های
ترقی خواهان دیروز قرار دارند و هم اکنون نیز خطوط بعدی حرکت آنان را نه
تنها تنظیم میکنند بلکه خصومتهای جنگی،تقابل ومناقشات قومی و ملی و کثرت
گرايی سياسی را نیز دامن میزنند!
بسیاری ترقی
خواهان شاید اکنون به این عقیده باشند تا وقتی که حساب وکتاب خیانت ها
سیاست بازان دست اول قبلی که آرمانهای عقیدتی خود را در تقابل و افتراق و
تصادمات ملی پیاده نمودند، حل نگردند این پراگندگی نه تنها دوام خواهد یافت
بلکه پهنای بیشتر نیز خواهند گرفت و این شاید همان ماموریتی باشد که سازمان
دهندگان پشت پرده این سناریو میخواهند حلقات کوچک فرکسیونی خود را در این
سمت کشانیده تا با سمپاشی بیشتری این افتراق و پراگندگی ها را برای ابقاء
خود دوام بیشتری دهند و خیانت ملی خودرا با فکر اینکه از حافظه زدوده
خواهند شد، پرده افکنند.
بسیاری به
این باورند تا زمانیکه مجریان آتش افروزی به خرمن وحدت ملی کشور صرف نظر از
کرده های گذشته آنان، به حیث خائنین به آرمانهای وحدت ملی قلمداد نشوند،
این پراگندگی نه تنها دوام خواهند یافت بلکه در گودال عمیقتری فرو خواهد
رفت .
لازمۀ وضع
کنونی شاید این باشد تا همه، تلاشهای خودرا برای وحدت ترقی خواهان براساس
منافع ملی کشور و وحدت ملی تمام مردم این سرزمین تمرکز داده و برای امحای
یکی و ابقای دیگری فکر خودرا متمرکز نسازند. چی این تمرکز یکبار فاجعه
آفریدند و این بار ره به ترکستان خواهند برد! پیشآهنگان ترقی خواهان
پراگندۀ امروز قبل از اینکه مسائل را در چنان کلمات و مضامین پیش کشند که
غیر از خودشان برای دیگران قابل فهم نیستند نخست بایست قبل از چسپیدن به
این یا آن بت دیروز که دیگر طلسم بت پرستی شان شکستانده شده است و یا از
سمپاتی به این یا آن چهره و مهره دیروز که محرک و سازمانده فاجعه بودند،
ایجاب میکند تا این ترقی خواهان از آموزش و واقعیت های زنده و حاکم بر
جامعه افغانی درس عبرت لازم گرفته و ره خودرا از مجریان حوادث یکنیم دهه
اخیر کشور جدا و با درک مجدد از حفظ مبانی انسانی و اصولی خود که به روان
جامعه ما قابلیت تطبیق داشته باشند با در نظر داشت اوضاع نضج گرفته جاری در
کشور خود را در یک خط واحد و بالهام از خط فکری مشی دوران ساز مصالحه ملی
شهید داکتر نجیب الله که در قلوب مردمان سراسر کشور جایگاه خاصی داشته و
سزاوار هر گونه احترام است، با مارش یکپارچه علیه واپسگرایان بسیج نمایند.
این کار دشوار قبل از وقوع فاجعه دهه نود قرن گذشته میبایست انجام میگرفت
ولی شاید هدف همین بود که چنین یک فاجعه باید صورت بگیرد!.
بسیاری هم از
بحران عدم اعتماد سخن میگویند و لی این بحران دارد عمیقتر شده میرود. راه
بیرون رفت از این بحران شاید این نباشد که گفته شود آنچه صورت گرفت به
گذشته ارتباط دارد . و گذشته هم گذشت حالا چه باید کرد!. ریشه بحران کنونی
از اعمال گذشته آب میخورد و باید به آن پاسخ اصولی داده شود. شاید این نظر
بسیار بد بینانه و منفی گرانه باشد ولی در آن واقعیتی تلخی نهفته است! با
گذشته باید تصفیه حساب اصولی صورت گیردو بعد ره به آینده گشوده شود.
نمیشود آینده
را در تحت قومانده محرکین فاجعه کنونی طرح ریزی کرد !