داکتر نجیب الله در نظر اندیشمندان
www.payamewatan.com
 

نوشتۀ زیر نظر محترم محمد ابراهیم بره کی میباشد که در شمارۀ ۵۷ نشریۀ آزادی به نشر رسیده است.
 

 

په مناسبت هفتمین سالروز شهادت داکتر نجیب الله:

کُلُ من علیها فان (هر چه روی زمین است، فنا می شود) سوره الرحمن

پنداشت ستمگر که بر ما جفا کرد               در گردن او بماند و بر ما بگذشت

بنابر فرمان خداوند، مرگ پدیدۀ همگانیست و کسی را از آن گریزی نیست.  اینکه گقته اند: «مرگ برای هر کس یکسان است، «اما» مرگ هر کس برای همه یکسان نیست!»

شهادت داکتر نجیب الله بدست دژخیمان سیاه دل  تاریک ایدیش، نه یک طایفه، نه یک قبیله و نه یک قوم را ، بلکه یک ملت بزرگ را در غم و ماتم نشاند.  اگر روز ها و سالها از آن فاجعۀ المناک و خونین بگذرد، اندوه و ماتم نبود او در غمنامه ها و سوگنامه ها، رنگین تر و سنگین تر رقم زده میشود.

هر چند کوته اندیشان خودنگر، بگونه های نا موجه در تکاپو بوده اند  با منزلت و جایگاه فقید نجیب الله را از سینۀ تاریخ خالی سازند و نقش او را در پیشبرد سیاست مصالحۀ ملی، قطع جنگ و وفاق ملی وارونه جلوه دهند.  و بودند کسانیکه با نا سپاسی و بی حرمتی فقید داکتر نجیب الله را مانع عمده در را تحقق مصالحۀ  ملی می خواندند و با بلند پروازی و طمطراق گفته بودند که: «حالا خواهید دید که ما چطور با برادران مجاهد صلح میکنیم!»سالها گست و گذشت، جوی های خون جاری گشت، جنگ های خانمانسوز با عث ویرانی های بسیار گشت، اما در اعتبار و وقار فقید داکتر نجیب الله در بارۀ سیاست مصالحۀ ملی چیزی کم نگشت.

با نبود فقید داکتر نجیب الله نه تنها صلح در کشور تحقق نیافت، بلکه جنگ در ابعاد گسترده تر آن بخاطر غصب و انحصار قدرت به جنگها قومی، سمتی، زبانی، نژادی و مإهبی کشانده شد.  تمام هستی مادی و معنوی مردم در آتش جنگ برباد شد و کشور به تلۀ خاک برابر گشت و امروز با موجودیت قوای نظامی ایالات متحدۀ امریکا و قوای «ناتو» تا هنوز صلح در کشور بلاکشیدهۀ ما برقرار نگشت.  فقید داکتر نجیب الله راه «الصلح خیر!» را پیش گرفت، که راهی بود خدا پسند.  او با صدای رسا امر «فاصلحو بین اخویکم!» را از کران تا کران بگوش جهانیان و همه افغانان چه ملا چه عامی و چه مهاجر و چه مقیم، رسانید و ضرورت آنرا مربوظ به حیات و ممات مردم افغانستان، و تحقق آنرا ضامن وحدت ملی، پیشرفت و ترقی افغانستان گفته بود.  فقید داکتر نجیب الله بار ها و بار ها گفته بود که در راه تامین صلح و قطع جنگ حاضر به هر نوع ایثار، قربانی و خود گذری می میباشد.  شهادت داکتر نجیب الله صراقت او را به این امر ثابت ساخت که: «ازالموت حق فانا اُبالی» : اگر بر حق بمیریم، چه پروا از مرگ! در پژوهش ها و نگارش ها، در «مناظره ها و محاصره ها» رازها افشاء گشت، تشتها از بام افتار، مخالفین مصالحه (دشمنان مردم افغانستان) مسئوولین حوارث خونین وطن بر ملا گشت و آنانیکه برای مقام و انتقام دست به توطیه زده اند، شناخته میشوند.  دیگر کسی نمی تواند خود را در کتابها و نوشته ها پنهان کنند.

داور تاریخ، مسئوولین حوادث غم انگیز وطن را شناسائی کرده، آنهائیکه در یک اتحاد نامقدس (توطیه) در یک کودتای سیاه علیه عملیۀ صلح ملل متحد برای افغانستان، فقید داکتر نجیب الله را در تنگناه قرار دادند که از ناگزیری به دفبر ملل متحد در کابل پناهنده و همانجا در اسارت نگهداشته شد، تا اینکه بدستو دشمنان دیرینۀ مردم افغانستان به شهادت رسید، در پیشگاه تاریخ و مردم افغانستان محکوم اند.

اگر فقید داکتر نجیب الله در جمع مردم افغانستان حضور فزیکی ندارد، اندیشه و تفکر او نسبت به صلح، قطع جنگ و خونریزی، ترقی، پیشرفت و دموکراسی در عقول و قلوب مردم ما، ماندگار است.

تابوت خونچکان او که سالیان دراز نخواهد خشکید، روی شانه های تاریخ میهن ماست.  فقید داکتر نجیب الله با تن زخمی و خون آلود، اما با غرور و سر بلندی رهسپار دیار جاودانگان شد.  اما اندوه نبود او با سنگینی همه کوهساران وطن، در دل میهن دوستان سنگینی میکند.

مزارش نورانی، خاطرش گرامی و روانش شاد!

 

 
     

صفحۀ قبلی