www.payamewatan.com
 

(برگزیده از نشریۀ اختصاصی بزرگداشت از دوهمین سالگرد شهادت دوکتور نجیب الله)

ريشه در خاک
 

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من ترا بدرود خواهد گفت

(نگاهم) تلخ و افسرده ست

(دلم) را خار خار نا امیدی سخت آزرده ست

غم این نابسامانی همه توش و (توانم) را زتن برده ست!

تو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی

تو با دست تهی با آن همه توفانٍ بنیان کن در افتادی.

تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است!

تو را با برگ این چمن پیوندِ پنهان است.

تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی رحم بی باران،

تو را این خشک سالی های پی در پی

تو را از نیمه ره برگشتن یاران،

تو را تزویر غمخواران،

                           زپا افگند!

تو با پیشانی پاکِ نجیب خویش،

که از سوی گندم زار،

طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است،

تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت،

تو با آن چهرۀ افروخته از آتش غیرت،

که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است:

تو با چشمان غمبار،

                  که روزی چشمۀ جوشان شادی بود،

                  و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افگنده است، خواهی رفت.

و اشک من ترا بدرود خواهد گفت!
 

 
     

صفحۀ قبلی