www.payamewatan.com
 

 

 
 

مادر زمان مغلق و پيچيده زندگی مينمائيم، اما ما بيشتربايد يک پارچه گرديم. نزديکتربه يکديگرگرديم،  بيشتر بيک ديگر کمک نمائيم و نام پر افتخار برادری افغانی واسلامی را بلند نـگهداريم.  انحراف اخلاقـی را از بين می بريم. مبارزه بخاطر ايديال ها، اندیشه ها و اعتقادات ما نبرد شريفانه است.


بيانیۀ شهيد دکتورنجيب الله رئيس جمهور پيشين ج.ا در دومين اجلاس کمسيون عالی مصالحۀ ملی  ج.د.ا

۶ سرطان ۱۳۶۶

اعضاي محترم کمسيون  عالي مصالحۀ ملی !

دوستان عزيز!

۱۷۵ روز قبل به تاريخ ۱۳ جدي ۱۳۶۵ در زيرسقف اين قصربا نام سمبوليک (ستور) براي اولين بار در تمامافغانستان کلمات دعوت دربارۀ مصالحۀ ملي ، دربارۀ راه بسوي صلح که آنرا مردم بلا کشيده و داغ ديدۀ ماانتخاب نمودند، طنين انداخت.

اين ابتکارعظيم در انديشة علماورحانيون وطن پرست بوجودآمد. حـزب ازاين انــدیشۀ خردمندانه و مدبرانه حما يت به عمل آورد وبه آن شکل واقعي داد. اصول و ميکانيزم  تحقق برنامۀ صـلح را طرح و ترتيب نمود. اين اندیشۀ صلح آفرين که بوسیلۀ خود مردم بوجود آمد بصورت هـر چه بيشتر عقول و قــلوب مردم راتسخير ميکند.  نيرو و جاذبۀ اين انديشه، غـلبه ناپذيري و قــابليت زيست آن درپيوند ناگسستني با روان مـردم قرار دارد. پنج ماه در پشت سر قرار دارد اين ماه ها از لحاظ محتوي و ديناميزم خود مساوي به سال ها اند، در هر يک از استقامت ها که حا صل جـمع آنها سيا ست مصالحۀ ملي را ميسازد، کارهاي زيادي انجام شدهاست.  درماه جدي زمانيکه مادرجلسۀ کمسيون  عا لي گردهم آمده بوديم، دربعضي جاها ودربرخي مناطق دهقانان به افشاندن تخم آغازکرده بودند .آنــها امــروز درحال جمع آوري حاصلات، در عين حال اولين حاصلات مصالحة ملي نيزاند که  بهترين نوع حاصلات در سال هاي بعد از انقلاب ميباشد. شکران به خداوند(ج) که با ديدن مــعقوليت عمل ما حاصلات فراوان را نــصيب مردم ما ساخت. زمــانيکه سعــادت با نيرومندي يکجا ميشود، هرکارزيبا ميگردد. مــا مـيدانيم پروسه هـاي اجـتماعي نـميتوانند نـتايج زود تر را ببارآورند اما نهال مصا لحة مانيز اولين ثمرات خود را عرضه کرد.  مـمکن ايــن ثمرات هنوزنا چيزو بعضاً تلخ  باشند ولي براي ما بخاطري ارزشمنداندکه ما آنها را نخريده ايم از کــدام جايي نياورده ايم، بلکه خودمـان با کار وزحمت خود آنرا پرورش داديم. با اشک هاي خـود با اشک هاي بيوه زنان و يتيمان جنگ منفور، آبياری کرديم.  کـنون بايد کوشيد تا ميوه های آن به پــختگی برسند.
 

ثمرات مصالحه کدام هـا انـد؟

نتيجة عــمده و اساسي سياست مـصالحة ملي اين است که ازجـانب مردم ما مورد تاييد و پشتيباني قرارگرفت،نداي شمـارا يعني اعلامیۀ راکه بوسیلۀ شما تصويب گـرديده بود،مـردم شنيدند و ازآن حمايت کردند. مردم بيش ازپيش بدور  ح. د . خ . ا مـتحد گرديده و بـا گرانبها ترين نعمت يعني زندگي خود به آن اعتمــاد مينمايند. مـــيخواهم اين نتيجه را تصديق کنم براي اين منظور لازم اســت که به ارقــام مـراجعه نماييم  اگر چه ارقام  هميشه غناي انديشه ها وتجلي آنچه راکه ما آنرا  سياست مصالحة ملي ميناميم،کاملاً منعکس نمی سازند.

طي اين مدت  تحت کنترول حـاکميت مردمي از طريق صـلح آميز  ۱۳۳۵  قريه قرار گرفته اند، بيش از ۶۲ هزار مهاجر به وطن عودت نموده اند و ۲۵ هزار نفرسلاح بر زمين گذاشته و با ما پيوستند.  بيش از ۶۰۰۰  نفر از زندان رها شدند، نتايج چشمگير تــر ديگر نيز وجود دارند. از چه آغازکنيم؟ ازآنچه که بنياد واساس هر سياست ومنجمله سياست مصالحة ملي را تشکيل ميدهد، يعني عرصۀ اقتصادي مقام کاملا ً خاصي را گـرفته و وسيلة نيرومند تحقق  مصالحة  ملي  را تشکيل ميدهد.  تلاش ما براي صلح بهترين امکانات را بـوجودمي آوردتا اقتصاد را به خط مقدم مبارزه بـخاطر صلح درعين زمان به سيستم تأمينات  مـطمئن عقب جـبهة اين مبارزه مبدل نمايد. مــا تــمام دلايل را در دست داريم تا به نماينده گي از کمسيون  عــالي فوق  العادۀ از زحمتکشان کشور وقبل ازهمه طبقۀ کارگر وهمچنان کـــلکتيف هـاي وزارت ها بخاطراينکه به اثر مساعي آنها محصولات ناخالص ملي توليدشده درکشور به۶/۱۵۵ مليارد افغاني رسيده  و به اندازۀ  ۷/۳ فيصد از سطح سال ۱۳۶۴ تجاوز نمود، اظهار سپاسگزاري نمائيم. درحاليکه اين شاخص در جريان هفت سال قبلي صرف به اندازۀ ۳/۵ فيصد رشد کرده بود. عايد مــلي مساوي به ۵/۱۰۳ مليارد افغاني است که نــظربه سطــح سال گذشته به اندازۀ ۶/۳ فيصدنيز بيشتراست. پلان ساختمانهای اساسي به اندازۀ ۸/۱۱۳ فيصدتطبيق گرديده است.  پروژه هـاي مهم همکاري افغان -  شوروي مانند سيستم هاي تـخنيکي تونل سالنگ، ترمينل جــديد ميدان هـوايي کابل، لين انتقال برق ۱۱۰ کيلو ولت اتحادشوري – کندوز، بانک خون، شعبۀ ذوب و ريخت آهـن در فابریکۀ جنگلک، دستگاه تصفیۀ گاز در معادن جرقدوق، ستيشن موج متوسط راديو درشهر کابل، منازل نشيمن و يک سلسله پروژه هاي ديگر موردبهره برداري قرارگرفت. کاربا متشبثين ملي تحرک حاصل نمود، ارگان ادارة خودي متشبثين خصوصي يعني شوراي مشورتي اقتصادي صلاحيت  هاي وسيع رابدست آورده ودرعاليترين سطح حکومتي ازمـنافع خود نــماينده گي ودفاع مــيکند. اين هــمه اساس خوبي را براي رشد هــمگرايي سکتور هاي دولتي وخصوصي بوجود ميآورد. ميتوانم بــگويم که  به اولـين کــنفرانس سراسري متشبثين خــصوصي که  در ماه حمل دايرگــرديد نقش بخصوص تعلق ميگيرد. اين کنفرانس يکي از تدابير کليدي ماه هاي گذشته است. اسنادي که در ين کنفرانس تصويب گرديدند گواه برآنندکه متشبثين خصوصي کشور  سياست مصالحة ملي را درک نموده وبا جديت آنراتاييد و استقبال نمودند. شرکت کننده گان کنفرانس نه با بلندکردن دستان بلکه با سرماية خودبراي مشي جديد راي دادند.

اين مطلب بيانگربسيار مطالب وقبل ازهمه اعتمادبه حکومت واطمينان به فردا است.  کافی است گفته شودکه دولت درطي شش ماه اخير ۱۱۰ درخواست براي سرمایۀ گذاري را ازمتشبثين خصوصي دريـافت  نموده اســت.  بخصوص علاقة متشبثين بــراي استفاده از کريدت ۵۰  ميليون  روبل که حکومت ما از اتحادشوروي براي انکشاف سکتور هاي خـصوصي و مختلط ا قتصاد بدست آورد، زياد است.
 

حزب و حکومت به کـدام مسايل توجه معطوف نموده اند :

قبل از همه با استفادة بهتر از پوتنسيال مـوجود و منجمله موسسات خــصوصي غير فعال اينک گوش فرا دهيد که در سکتور فابريکاتي و کارخانــجات ما چه وضع مسلط است؟ از ظـرفيت ها براي توليد شکر ۳ فيصد، ا لياف  نخي ۱۶ فــيصد، روغن ۲۹ فيصد، منسوجات پشمي ۳۷  فيصد، مــنسوجات نخي ۵۵ فيصد، محصولات نخي ۶۶  فــيصد، استفاده صورت ميگيرد. دربارة موسسات غير فعال ميتوان چنان شکل حقوقي احياي کارآنها را که به منافع مالکين خصوصي لطمه وارد نکند، جستجوکرد. چرا دولت نميتواند اين موسسات رااز طُرُُق پرداخت معين به مالک، به اجارة موقت بگيرد.بخصوص اينکه بهره برداري از بعضي آنها حداقل مصارف را ايجاب ميکند.

صنايع دستي ذخاير قابل ملاحظه را درخود نهفته دارد. ارزش محصولات توليدی اين سکتور در حدود ۱۵ مليارد افغاني و يا ۴۱  فيصد حجم مجموعي توليدات محصولات  صنعتي کشور ارزيابي ميگردد . ولي در سالهاي اخـير در ينجا سطح توليدات نـزول نموده است، چنانچه اگر قبل از سالهاي ۶۰ سهم اين سکتور درحجم مجموعي صادرات کشور۲۰- ۲۵  فيصد به استثناي صادرات گاز بود ولي درحال حاضر فقط ۹ الی ۱۰ فيصد مــيباشد. چه ذخيرۀ نيرومنداست. ما تصميم داريم تا بدون تاخير بخاطراستفاده از آن برزميم.  لازم اســت که توجه را به خودکفايي و تامين خودکفايي وتامين خودي تقويت بخشيد زيرا کاربه سرحدي رسيده است که ما به آن ولاياتي که در گذشته نه تنها خود را تأمين ميکردند  بلکه غلة مازاد را بفروش ميرسانيدند ، نيز گندم توريد مينمائيم . تهيه و انتقالات از مرکز نبايد توليدات را تعويض نموده و علاقمندي اهالي را مبني بـر جستجوواستفاده از ذخاير و منابع محلي ازبين ببرد. چنين سياست متشبثين خصوصي را که تا الحال از امکانات آنها در محلات  نـهايت  ضـعيف استفاده صورت مي گيرد،  نيز تشويق خواهد کــرد.

فکر ميکنم که شمـا با چنين نتيجه گيري ها مـوافق خواهيد بــود. آرزوي  ديرين دهقانان تحقق يافت. يعني فرمان شوراي انقلابي(دربارة اصول اساسي تــنظيم مناسبات اراضي و آب)  تصويب گرديد. برخورد جديد درچه امري خلاصه ميگردد؟  چرخش به سوي دفاع ازمنافع دهقانان متوسط صورت گرفت. دردست دهقانان بـراي هميشه زمين هايي را که آنها بعد از انقلاب بدست آوردند باقي ماند. نصاب اعظم زمين از  ۳۰ جريب قبل به  ۱۰۰  جريب ارتقا کرد چرا؟

اول - اصلاحات ارضي جريان داشـت نتـايج مطلوب و مثمر را ببارنياورد.  از جمله  ۳۴۰  هزار هکتار زمين توزيع شده براي دهقانان کم زمين و بي زمين و فاميل هاي آنها، درحال حاضر صرف بالاي يک چهارم يعني ۲۵ فيصد اين زمين ها کار صورت ميگيرد. زمينهاي توزيع شده به دشت هاي خشک تبديل ميگردند، دلايل زياداند و همه از آنها آگاهي دارند.  با توزيع اين ساحة بزرگ اراضي به  اندازۀ 5 جريب براي دهقانان کم زمين و بي زمين، ما نتوانستيم آنـها را از لحاظ سامان آلات زراعتي، تـخم بذري، کــودکيمياوي و کريدت ها ومهمترازهمه آب تامين نمائيم.  اين مساله بدان مفهوم نيست که اصلا ً بالاي زمين نبايدکارصورت گيرد.  ما آنـقدرغني نيستيم تا  اجازه دهيم که اين زميـن ها به دشت هاي لامزروع تبديل گردند. ازهـمينجاست که سوال توزيع زمين هاي لا مزروع براي آنهائي که ميتوانند بالاي آنها کار نموده وحاصل بردارند،بميان آمـد.

دوم -  تعيين نصاب اعظمي زمينداري به اندازه سي جريب بطور مـصنوعي، اندازة  مفيد زمـين داري براي پيشبرد اقتصاد نورمال وهمچنان ساختارعنعنوي مناسبات موجوده را متضرر ساخت.

مسئلۀ عـدم محدوديت نصاب زمينداري آنهايي که نقش فعال را در  تحقق مشي مصالحة ملي ايفاء مينمايند و سهم  قابل ملاحظه در امر قطع جنگ و خونريزي، استقرار صلح  و آرامش در سرزمين ما ايفاء مينمايند نيزدر نظر گرفته شده است. خـدمات چنين وطنپرستان  بايد از  طرف شما اعضاي کمسيون  عالي و فوق العادۀ مصالحۀ ملي تأييد گردد. شرايط معين براي متشبثين خصوصي ايجادميگردد آنها ميتوانند به ايجادباغ ها به استفاده از قطعات نامحدود زمين و ايجاد مؤسسات ميکانيزه و فارمها بپردازند.اين تدابير بايدنيروهاي تازه را به امر شگوفاني اقتصادمردم جلب نمايد. مشي حزب و دولت درجـهت مراعات اساسات دين مـقدس اسلام، عنعنات و عادات مـردم انعکاس روشن و دقيقي يافته اند مثلا ً زمينهاي وقفي تحت محدوديت قرار نميگيرند،  زمين هــا بين وارثين مطابق اصل ترکه  واصل وراثت  توزيع خواهد گرديد. تذکر حالات فوق  بطور قانع کننده نـمايانگراين امر است که حزب و دولت با درک واقعيت ها به حل اين مهمترين مسأله پرداخته اند.

برخوردجديد پا سخگوي منافع اقشار تهيدست دهقانان يعني دهقانان کم زمين وبي زمين نيزميباشد.زمين ها بطور تفريقي با در نظرداشت ذخيرة (فوند) موجودة زمين درساحة معين حاصل خيزي و تأمينات آب آنها وهمچنان تعداد اعضای فاميل توزيع خواهد گرديد.

در تحقق مناسبات جديد ارضی، نقش تعين کننده به خود مردم تعلق دارد. بيأييد  به دانش  و تجربۀ مردم مابيشتر اعتماد نمأييم.  راه مصالحه از طريق قريه و از طريق دهـقانان ميگذرد ازينرو حزب و دولت همه تلاشها رابخرچ ميدهند تا دهقانان مواظبت دولت را احساس نمايند.  در سالجاری برای دهقانان ۱۶ هزار تن تخم بذری، ۱۵۵ هزار تن کود کيمياوی، ۲۳۳ تراکتور تخصيص داده شده  است، وزارت خانه ها و مؤسسات صنعتی بالای قريه ها  قيموميت خود را بر قـرار مينمايند.

از شما نيز خواهشمنديم تا ما را در کار با دهقانان کمک کنيد ، اين مسأله را بايد بخاطر داشته باشيم که دستر خوان پر از نعمات ما محصول کار دهقانان ما بوده، بر علاوه دهقانان ما تمام نيروی ما هستند.

 

اعضای محترم کمسيون!

مقياس عظيم بدبختی های کشور، ضايعات و صدمات بزرگ هر فاميل و خانوادة کشورما را مــتضررساخته است. ازينرو ما بايداز خانواده های شهدای راه انــقلاب و هــزاران هموطن که سلاح بر زمين گـــذاشته اند مواظبت جدی نمائيم . شورای وزيران ادارة خاصی را ايـجاد خواهد کرد تا مصروف اين امورگردد.

ويا پرابلم مهاجرين را در نظر بگيريم، تجربۀ پنج ماه سپری شده مسايل زيادی را بما آموخت.  ما بر خوردهای غيرمعقول و غير لازم را مشاهده نموديم و همچنان شاهد چنان شيوه ها وکار بوديم که بايد در آينده آنها را در نظربگيريم. دو روز قبل بنابر فيصلة مشترک بيروی سياسی و شورای وزيران ادارۀ امور مهاجرين به وزارت امور عودت کننده گان ارتقا يافت. در رأس اين وزارت معاون شورای وزيران محترم حسن شرق قرار دارد.  به اين وزارت وظيفه داده شده است تا يکجا با وزارت امور داخله و ارگان های محلی قدرت و ادارۀ دولتی مصروف تمام مسايل پذيرش، انتقال و جابجا کردن عودت کننده گان گردد.

برای رياست امورسياسی  وزارت امور داخله وظيفه داده  شد تا کار انفرادی را با  هر عودت کننده و با  هر خانوادۀ عودت کننده سازمان دهد. ازينرودرهر ولسوالی پست مربی رياست امور سياسی در کار با مهاجرين ايجاد خواهد گرديد. اين کار بايد بطور عالی انجام داده شود،  در آينده ما خواهيم توانست تا کمک های

کمسيون  ها و کمشنری ملل متحد در امور مهاجرين و ساير سازمان های بين المللی را در زمينه جلب نماييم.  بتأسی ازاهميت زياد و مبرم بودن اين پرابلم اينجانب با محترم کشتمند ماهوار تمام مسايل مربوطۀ مهاجرين را در جلسۀ کمسيون  خاص بررسی مينمائيم.

پراتيک نشان ميدهدکه نه تنهاجهت مادی بلکه جهت معنوی زندگی اجتماعی مردم نيزدرنظرگرفته نميشود.  نامه های مردم را که به کمیتۀ مرکزی ارسال نموده اندمطالعه نماييد. شکايت  و انتقاد همة آنها عادلانه اند.

مردم مجبور اند بنويسند، زيرا در محلات مسايل و مشکلات آنها حل نميگردد. ميخواهم به آگاهی اعضای کمسيون  برسانم که اعضای بيروی  سياسی همه روزه  با  زحمتکشان ملاقات مينما يند. طی  پنج ماه که در قصر دلکشا پذيرش جريان دارد، ۱۷۱۵ نفر پذيرفته شده اند. اينجانب ۱۰۳۸ نفر را ملاقات نموده ام.

پلانهای رشد کشور در عرصه های اجتماعی- اقتصادی با مسايل نظام ارتباط محکم دارد. مـطابق اعلامية کـه توسط شما درين سالون بتاريخ ۲۵ جدی ۱۳۶۵ تصويب گرديد، قوای مسلح درجريان ۵۲  روزشرايط آتش بس راجداً مراعات نمودند.تقريباً دو ماه سلاح های قوای مسلح ج.د.ا در غلاف بوده، طــيارات و هــليکوپتر هاپرواز محاربوی نمی نمودند. تقريباً طــی دو ماه اردوی ما يعنی بزرگترين اردوی مبارزه در منطقه يــک فيرهم ننمودوصرف بعد از تشديد ترور و حملات ازجانب دشمن و تقاضاهای مکررمردم بخاطرانجام اقدامات جوابيه ما به ماشه فشار آورديم. اما تمام جـهانيان آگاهی حاصل نمودند و مشاهده نـمودند که ۵۲  روز ما به عـهد خود وفـا نموديم و اکنون هم قــوت هــای ما صرف در حالاتی آتش ميگشايند کــه در اعلاميه درج گرديده است يــعنی بالای پايگاه ها، ديپو ها، بالای کاروانهای حامل سلاح و مهمات و آتش متقابل بخاطردفاع از خود.  طی مدت زمان بعد از اعلام مصالحة ملی قوای  مسلح ما به قدر قابل ملاحــظه تـقويه گــرديد.

قابليت محاربوی آن ارتقاء يافته و تعداد داوطلبان ازدياد يافت. نــقطة چرخش در ين عـرصه، تصويب قانون مکلفيت عسکری، همچنان بلند بردن معاشات  و ساير امتيازات مادی برای منسوبين نظامی ميباشد. در مورد اين قانون به تفصيل صحبت مينمايم. مثلاً قبلاً يک سرباز در دورۀ مکلفيت يک صد افغانی معاش مـيگرفت و اکنون بطور اوسط ۲۰۰۰ افغانی معاش می گيرد وسر باز دورة احتياط بصورت اوسط ۵۰۰۰  افغانی معاش دارد.

يک افسر پائين رتبه قبلاً بطور اوسط  ۴۰۰۰ افغانی و اکنون بالاتر از ۸۰۰۰  افــغانی معاش ميگيرد. امتيازات ديــگری نيز درنظرگرفته شده است، مثلاً در مــعاش پيلوتان بـطور اوسط ۷۰۰۰ افغانی ازدياد به عمل آمـده است. ما اين حقايق را پنهان نمی کنيم. بگذار همه بدانند که اردو بخش صاحب امتياز جـامعة ما ميباشد.

سوق و ادارۀ قوت ها بهبود می يابد، قرارگاه قوماندانی اعلی همه روزه کار مينمايد، با در نظرداشت اصول عنعنوی تکتيک اردوی ما بيشتر انعطاف پذير ميگردد. اين برخورد نتايج خوبی به بار می آورند، استقلاليت در فعاليت های اردو رشد مينمايد. اين مسأله بيشتر در عــمليات های اطراف کندهار به اثبات رسيده است. حوزۀ نظامی شمال با مرکز آن در مزار شريف ايجاد ميگردد. برای ستر مطمئن سرحدات ج.د.ا با پاکستان و ايران کـار هـای زيـادی انجام داده شده است.  حـرف بالای سترکـامل سرحـدات نـميباشـد، ما راه های جنگ را مسدود ميسازيم. برای اهالی صلحجو، برای تاجران، برای کاروانهای حامل مواد خوراکه وکالاهای صنعتی، برای قبايل کوچی راه ها به خانة ما هميشه باز خواهندبود. اقدامات ما دررابطه به تحکيم سرحدات بهيچ وجه عـليه روابط عنعنوی قــبايل ساکن ج.د.ا و آنطرف خط (ديورند) مــعطوف نـميباشد.

درعين زمان ما  از شما اعضای محترم  کمسيون  خواهشمنديـم تا کار خود  را  در  بين قبايل سرحدی  طـور دوامدارتقويه نماييد، تمام مساعی ما را درستر مطمئن سرحدات درمقابل دشمنان مصالحة ملی کمک نمايند.

در ين روز های  اخير همه اعضای رهبری از  فرقه ها و لواهای سرحدی  ديدن نمودند، ما  به اين امر معتقدگرديديم که قوای مسلح تکيه گاه مطمئن حزب  بوده و بطور فعال از سياست مصالحۀ ملی پشتيبانی  نـموده آنرا در  زنده گی پياده  مينمايد. در عـين زمان مطالعة  وضع امور نواقص زيادی  را آشکار ساخت يـکی از آنها عبارت از بـهبود اساسی کار سياسی- تربيتی در قوت ها، تبديل اردو به مکتب زندگی، مـکتب انـقلاب و مکتب مصالحه ميباشد.

بيروی سياسی کميتة مرکزی پريروز شعبه ای را ايجاد کردکه مصروف کار حزبی- سياسی در تـمام انـواع  قوای مسلح وواحد های ملکی مسلح خواهدگرديد.در شرايط مصالحۀ ملی وظايف صلح آفرين قوای مسلح ما شديداً توسعه ورشد يـافت. مانند کمک دراعمار و ترميم مکاتب، شفاخانه ها، مساجـد، راه هـا، کـارهای زراعتی، توزيع کمک بلاعوض، کار وسيعتر تبليغی و ترويجی درمناطق روستائی، مــفرزه های اردو کمک بلاعوض را به ارزش مجموعی بيشتراز ۸۰ مليون  افغانی برای اهالی توزيع ميکنند.

ميخواستم يکبار ديگر تأکيد نمايم که هـمة ما بايد برای اردو درتبديل شدن آن به اردوی نيرومند وقــادر به حل مستقل هرگونه وظايف محاربوی کمک کنيم. تضمين پيروزی مصالحة ملی در ينجا نهفته است، قـوای مسلح افتخار مردم ما اند. نيروی اردو در وجود مردم و نيروی مردم در وجود ارود است.
 

اعضای محترم کمسيون  !

ما در پلينوم ماه جوزا اشکال ادارة ائتلا فی را بررسی کرديم در کشورشرايط عينی بـرای ايجاد ائتلاف عملی و واقعی نيرو های دمـوکراتيک و همه نيرو های وطـنپرست وجــود دارد. اين ائتلاف قادر به قــطع جـنگ

برادرکشی، تأمين عادی ساختن وضع درکشور وحل و فصل پرابلم های تأخير ناپذير ملی ميباشد.  بـرای اين امــرضرورت می افتد تا مساعی تمام احزاب وگـروه هــای سياسی، روحـانيون، سازمان های اجتــماعی و شخصيت هــای وطنپرست در نهضت واحد ضد جنگ سهيم گرديده و همۀ ما با تطبيق تدابيری که خصلت سازش را دارند و اساس آن در سياست مصالحۀ ملی  گذاشته شده است بپردازيم.

همه در رابطه با مسئلۀ خصلت حاکميت دولتی در شرايط مصالحۀ ملی  ابراز تشويش مينما يند. زندگی خود به اين سوال پاسخ گفته است. واضح است که قدرت دولتی مانند خود مصالحة ملی  عينی و دارای خصلت سازش بوده و از نما يندگی وسيعتر مردم  بر خور دار خواهد شد. نيروهای واقعی نظامی و سياسی که اکنون در برابرما مقابله مينما يند، ميتوانند به شرطی که برای مصالحه خدمت نمايند در قــدرت سهيم گرديده در ارگانهای مختلط حاکميت دولتی شرکت کنند. صرف بخش متعصب مخالفين  نميتوانند  در قـدرت دولتی سهيم شوند.
 

اکنون به اشکال قدرت می پردازيم. فعاليت صلحجويانۀ مردم سوالهای دلـچسپ و تا  حدودی غير مترقبه را بوجود می آورد.  تشکيل حکومت ائتلافی درکشورما از پائين يعنی ازخط مقدم مقابله آغاز گرديده وبه تدريج قوس صعودی خود را می پيمايد. يعنی از قريه، علاقه داری،ولسّوالی، ولايت و بالاتر از آن رشد مينمايد.

اگر در مورد جنبۀ عملی اين امرصحبت کنيم، بايدگفت که درچندين قريه، علاقه داری، ولسوالی و ولايت علايم حکومت ائتلافی را مشاهده مينمائيم. بخصوص اين کاردر ولسّوالی های کـلدار و شورتيپة بلخ بـطور دلچسپ جريان دارد. تااکنون در سراسرافغانستان درحدودپنج هزارنمايندۀ طرف مقابل در ترکيب کمسيون  های مصالحۀ ملی شامل گرديده اند.  پنج وزير که در زمان رژيم های سابق کار ميکردند، درشورای وزيران ايــفای وظـيفه مينمـايند، هـمة آنها در ينجا حـضور دارند. مـا از اين گرايش استـقبال  و پشتيبانی مينمائيم و حاضر و آماده ايم تا دروازه های دفاتر وزارت خانه ها، شورای وزيران،سازمان های اجتماعی واتحاديه های ايجادگر را بروی آنانيکه بخاطر صلح نزدما می آيند، باز نمائيم.

ما الی ۲۴ سرطان پُستهای را بطور مشخص به نمايندگان جانب مقابل رسماً پيشنـهاد مــيکنيم. لازم مـی افتد قدرت را تقسيم کرد.  تقسيم واقعی قدرت معنی آنرا ندارد که ح . د . خ . ا مقام و سيمای خويش را از دست بدهد، بلکه اعتبار و محبوبيت بيشتر را در بين مــردم کـسب خواهد کـرد. زيرا مردم ميبينند و درک ميکنند که ح.د.خ.ا به مثابة نيروی عمدة بسيج کننده وسمت دهنده در مبارزه بخاطر وحدت ملی تا سرحدحکومت ائــتلافی باقی خواهد ماند. اين امر ناشی از شرايط کنونی جامعة افـغانستان مــيباشد. تمام ديالــکتيک مسأله در اينجا نهفته است. آنچه که به شکل ادارء عالی دولتی در کشور ارتباط می گيرد، از ديــدگاه ما مطابق به عنعنات ملی و تاريخی شکل رياست جـمهوری بيشتر قابل پذيرش می باشد.  بــخصوص که رئيس جـمهور نه تــنها سمبول قدرت بلکه تعميل کنندة واقعی آن باشد.

شيوه های ائتلافی حکومت مختلف بوده و ارگانهای قدرت، سازمان های اجتماعی وکمسيون  های فوق العادۀ مصالحۀ ملی را در بر ميگيرد. خاصتاً ميخواهم  نقش کمسيون های مصالحة ملی را برجسته سازم. اصل مطلب در آن است که اين  کمسيون ها تاهنوز در واقعيت امر  به ارگانهای تــماس، ديالوگ  و ميانجيگری با طرف مـقابل مبدل نگرديده اند. آنها نبا يد ارگـانهای قدرت را تعويض نمايند. امـا برای هيچکس مـجاز نيست تاصلاحيت های عــظيم شان را سلب نموده و نقش آنها را پايمال نمايد.کمسيون  هاوکــميته های اجـرائيوی شوراهای نمايندگان مردم نخست از همه بايدمنافع مصالحة ملی را اساس کار خود قرار دهند. در کشور ۳۱ کمسيون ولايتی و ۲۹۴۸  کمسيون  شهری، ولسّوالی و  قـريوی مـصالحۀ ملی فعال است. در آنها کتلۀ عظيم ملی فعال است در آنها کتلۀ عظيم  فعالين يعنی در حدود نود هزار وطنپرست بر اساس احصائية کميته هــای ولايتی متحد گرديدند.

نهاد اجتماعی ديگری از لحاظ توده ای بودن در کشور ما وجود نداشته است. کمسيون  های مـصالحة مــلی در ولايات ذيل بيشتر ايجاد گرديده اند: بدخشان ۲۶۴، جوزجان ۱۹۵، هرات ۱۹۳، فراه ۱۸۴، ننگرهار ۱۳۳ در کابل ۲۷۹ کمسيون  در مؤسسات و تصدی ها فعاليت دارد. اين يک نيروی عظيم است از اين نيرو به نـفع مصالحه چگونه استفاده به عمل می آيد؟                                                                                                          

محترم هاتف دربارۀ کارکمسيون  عالی فوق العادۀ مصالحۀ  ملی گزارش خواهند  داد آنچه که بـه کمسيون  هـای ولايتی ارتباط مـيگيرد، آنـها در ولايـات  فـراه، پکتيا، در فابريکة جنگلک و فابريکة نساجی پلخمری بهتر از سايرين کار و فعاليت مينمايند. کمسيون ها در بررسی دوسيه های رهـايی مـحبوسين فعالانه شرکت ورزيدند. اين فعاليت بعداً به کندی گرائيد. چرا ؟

ما نسبت به حل  و فصل موضوعات زمين  و آب  بر اساس قانون جديد و نسبت به توزيع کمک بلاعوض با

چنين  دقت  برخورد  نمی کنيم  تمام  اين حالات  بخاطری  رخ  ميدهد که  جبهۀ  ملی  هنوز  نـماينده گان کمسيون  های فوق العاده را جمع نکرده وکار عملی را به آنها نـياموخته است.به شيوة انتقاد از خود ميگويم که در بعضی  ولايات کميته های ولايتی کمسيون  های فوق العاده را  تعويض ميکنند.  بسياری کمسيون ها فاقد تحرک اند، نمی کوشند تا به جانب مقابل تماس حـاصل کـنند. به محلات نميروند. اين کمسيون ها به کلوپ مباحثات تبديل ميشوند.مردم کمسيون  ها را برای اين منظور ايجاد نکرده بودند، بر همة مـا لازم است فــکر کـنيم که چگونه ميتوان مؤثريت اين ارگــانهای مردمی را ارتقا داده و آنها را به ارگــان های با اعتبار مصالحة ارگان های متحرک تبديل نموده و از بيروکراتيزم و فورماليزم مبرا ساخت؟

شکل ديگر مؤثر ائتلاف جرگه های صلح می باشد که در اثر تدوير آنها قراء، علاقه داريـها، ولـسّوالی ها وولايات صلح مشخص ميشوند. اين مناطق از طريق ائــتلاف پــس از امضای موافقتنامه ها به طرف مقابل در چوکات کمسيون  های مصالحأ ملی  تشکيل ميگردند. شکــل ديــگری که عـبارت از حفظ حـکومت های سابق توسط قريه دار و ولسوال اما با قبول سياست مصالحه نيز ميتواند قابل قبول باشد. درين شرايط ما آماده هستيم تا آنها را از لحاظ مالی تـأمين نمائيم. ما بايد با جــرئت به ايجاد ارگانهای مختلف قدرت در مـناطق که تحت کنترول ما قرار ندارد بپردازيم. بعد ازجرگة صلح قطعات عسکری اعم از افغانی وشوروی ازآن منطقه خـارج ميگردند. اما حارندوی و دفـاع خودی محل که در آن مـخالـفين سابق مـيتو انند شامل باشنـد، با قـی می مانند.  تمام ارگان های حزبی- دولتی، نـظامی و سازمـان های اجـتماعی بايد به اين شـکل جـديد مـبارزة موفقانه بخاطر صلح و عـادی ساختن وضـع در کـشور توجـه جـدی مــبذول نماينـد. اين کار را بايد ماهوار انجام دهيم. بعدا ًجرگۀ عالی صلح را داير ميکنيم. ضــمناً  اعضای فـعال کمسيون  هـای مـصالحة ملی درين جرگه  بمثابة نمايندگان شرکت خواهند کرد.

پيشنهاداتی مبنی بر تدوير جرگة مليت هزاره وجــود دارد کـه در آن ميتوان تعهدات دوجانبه را ميان جرگۀ مليت هزاره و حـکومت ج.د.ا تصويب کـرد. بعد از دو هفته جرگۀ کوچيان تدوير خواهد يافت ما از مدتها به اين طرف به آنها وعدۀ چنين ملاقات را داده ايم. مـسايل زيادی که حل و فصل انها قسماً کوچی ها را به حاکميت مردم نزديکتر خواهد ساخت تـراکم نموده است.

ميـخواهم به مـحترم هـاتف با سپاسـگزاری مراجـعه نـمايم، گـروپ کـار تحت رهـبری وی کار تهیۀ طـرح قانون اساسی جديد را به پايان رسانيد. به نظرما اين قـانون اساسی مصالحة ملی خـواهد بود. ما آنرا در وقـت مناسب برای نظر خواهی مردم ومنجمله اهالی آنطرف چاپ خـواهيم کرد. بگذار دانش و تجربة مردمی که از جنگ خسته شده اند، در قــانون اساسی انــعکاس يابد.درجريان بحث پيرامون طرح قانون اساسی ميتوان در بارة نام دولت نيز مشوره کرد.

نام کنونی دولت مـحصول شتابـزده گی است که بـخشی از مـردم را دور می سازد. مـا وشما می دانيـم که مـفهوم (جمهوری)تاحدود زياد اصل( دموکراتيک) را نيز درخود نهفته دارد. اين عقب نشينی نيست اين ادامة عنعنات مردم ما و منطقة ماست.

بگذار اين موضوع را خود مـردم حل کنند. برای انقلابيون ماهيت و عمق تغييرات انقلابی مهم است ونه نام. موضوع سيستم چند حزبی،ايجاد احزاب جديدوعلنی  ساختن احزاب فعال درپلينوم ماه جوزا مفصلاً بررسی گرديد. به عرض ميرسانيم که ساختمان و قانون علنی ساختن و ايجاد احـزاب جديد را تأييد کرديم، اين قــانون درمطبوعات به چاپ خواهد رسيد.

متشبثين خصوصی،روحانيون ودهقانان می توانندکه احزاب خود را تاسيس کنند ولی اين مسأله به خودشان ارتباط دارد.برای من لازم نيست تا درين زمينه مفصل صحبت نمايم آنها درآيندة نزديک خودشان در مورد پلينوم های خود صحبت خواهند کرد.

ما  اصرار  نمی ورزيم تا  اين احـزاب  در مسايل تيوری، ستراتيژی و تاکتيکی با  ح.د.خ.ا  موافقت کنند.  آنها می توانند نظريات خود را داشته باشند، ولی يک مطلب غير قابل ترديد است، يعنی هرحزب و يا هر سازمان مکلف است از هدف همگانی يعنی استقرار عاجل صلح در افغانستان، عدم استـعمال تـضمين شدة سلاح، حاکميت ملی، استقلال، سياست عدم انسلاک وانکشاف مناسبات با کشور هـای هـمسايه  پشتيبانی و حمايت کنند.

واضـح است که احـزاب و سازمـان های جديد  قـبل از همه اعـضای جمعی جبهة ملی خـواهند شـد امـکان تأسيس بلوک بين احزاب نيز وجود دارد.  ايجاد بلاک و سيستم  چند حزبی شرايط مساعدی را برای فعاليــــت های سازمان  های  مختلف  مترقــی و وطنپرست در جهت تحقق بيشتر موفقانة سياست مصالحة ملی  در زندگی بميان می آورد.

وحدت تمام نيروهای مترقی در جبهة متحد دموکراتيک يگانه نيروی واقعی در استقرار جامعة دموکراتيـک درکشور ودر مقابل ار تجاع خواهد بود. مسلماً که پيشبردپروسة صلح آميز تأثيرات روز افزونی بالای جانب مقابل نيز وارد می آورد. جانب مقابل را در برابرانتخاب جدی قرار داده شده است يعنی اينکه ياصلح را بپذيرد ويا  بخدمت به منافع خود خواهانة با داران امپرياليستی خود ادامه دهد . پروسة  تجزيه و گروهبندی در داخل ضـد انـقلاب مسلح تـشديد گرديده است.  ۲۵۰۰  نفر مخـالفين مسلح سابق بما پيوسته اند. بسياری ازآنـها در قوتهای منطقوی خدمت می نمايند و يا به کار صلح آميز پرداخته اند(۹۳۰۰۰) افراد مسلح  با دولت در حال تماس و مذاکره اند. ضد انقلاب متعصب و آشتی ناپذيرکه علناً دشمن مصالحه ميباشند، مشخص تر گرديده است. واضح است که اکثريت آنها تروريست اند . علی الرغم موانع مختلف، مهاجرين ازپاکستان و ايران ازعقب سيم های خار دار کمپ ها عبور می نمايند. قبل از آنکه مسألة شان از طريق ديپلوما تيک حـل گردد،بخانه و کاشانة پدران و نياکان خود عودت می کنند، يعنی منتظر حل اين مسأله در ژنيو نگرديده اند.

اندیشۀ وسياست مصالحۀ ملی  علاقمندی عظيمی را درخارج از کشور، در ملل متحد، در سازمان کنفرانس اسلامی، در مذاکرات افغانستان و پاکستان در ژنيو، در گردهمايی های احزاب دوست و برادر و درسازمان های اجتماعی بين المللی بوجود آورده است.

در همه جا به حقانيت انتخاب ما به نفع صلح اعتقاد  بيشتر می گردد. شاهد ارتـقای اتـوريته و مواضع ج.د.ا در سطح بين المللی اينست که طی سال گذشته تعداد هـيأت های که ازکشور ما بازديدکرده اند، سه مـرتبه افزايش يافته و مناسبات سياسی ما با زيمبابوی و قبرس بر قرارگرديده است. روابط ما با هند نيز موفقانه رشد مينمايد.
 

دوســــتان عزيز!

زمان آن فرارسيد تا در مورد وضع معنوی مردم ما با شما مشوره شود.بلی جنگ جريان دارد. بلی اکنون غم بيشتر از شادی است ولی مسلمان بايد مسلمان باقی بماند.  شرف و وجدان صرف مشخصۀ زمان صلح نيــستند، نبايد اجازه داد رشوه ستانی و سرقت ملکيت دولتـی به افتضاح  جامعة  ما تبديل  شود .  ما مبارزۀ جدی  را  عليه اختلاس و رشوه ستانی آغاز نموده ايم و از نتايــج اقدامات خود هموطنان را از طريق وسايل اطلاعات جمعی مطلع خواهيم ساخت.  بايد گفت که اين کار يک مبارزة همگانی است و وقتی به نتیجۀ مطلوب ميرسد که کنترول مردمی بوجـود آيد و همکاری و کمک مـردم صورت گيرد. البته  نقش کمسيون  هـا در ين جهاد بر جسته خواهد بود و از شما برای مبارزه عليه اين پديدۀ  منفی اجتماعی دعوت ميکنيم. حادثات نوشيدن مشروبات الکولی و بوجود آمدن قمارخانه ها و جاهای بدتر از آن به هيچ صورت نمی توانند زندگی افغانی ما را رونق دهد.  معلوم است که  الکول نه تنها  مغاير احکام اسلامی و دشمن صحت انسان است بلکه منبع  زشتی های ديگر مانند ايجاد عدم اعتماد در زندگی  اجتماعی و خانواده گی نيز ميباشد و اين مسئلۀ اتوریتۀ ما را در نظر مردم پائين می آورد.  شما خود قضاوت نماييد طی صدها سال نياکان ماشرافتمندانه زندگی می نمودند و ايديالهای حاکميت بر نفـّس را رشد و توسعه ميدادند. مردم در مورد آنهائي که نورمهای اخلا قی زندگی اجتماعی وخانواده گی رانقض مينمايند، چه ميگويند؟  ما با مردم دانشمند که تجربۀ کافی زندگی دارند، مشوره نموديم. مسألة الکوليزم و عواقب آنرا در سطوح مختلف  بررسی کرديم و به اين نتيجه  رسيديم که راه اين زشتی ها را  ببنديم. ما به اجازۀ  شما رژيم زندگی خويش را سخت تر ميسازيم. کسی که اساسات اسلام  و جامعه  را ضعيف ميسازد و کسی که نميتواند بدون الکول زندگی نمايد و الکوليزم را امر عادی می شمارد اينها نـبايد با ما باشند.  در ين موردمن با صراحت صحبت ميکنم واطمينان داشته باشيد که اقدامات ما علنی خواهند بود. اتوریتۀ حاکميت و حزب را واسطه بازيها ضربه ميزنند.  بدون اتوریتۀ آنها هيچ چيزی بدست نه خواهد آمـد.

بگذار  ضرب المثل «اگر واسطه داری  هر چيز داری» از ادبيات ما از بين برود.

بلی!  مادر زمان مغلق و پيچيده زندگی مينمائيم، اما ما بيشتربايد يک پارچه گرديم. نزديکتربه يکديگرگرديم،  بيشتر بيک ديگر کمک نمائيم و نام پر افتخار برادری افغانی واسلامی را بلند نـگهداريم.  انحراف اخلاقـی را از بين می بريم. مبارزه بخاطر ايديال ها، اندیشه ها و اعتقادات ما نبرد شريفانه است.

بيائيد از صحبت های خود نتيجه گيری نمائيم و اين سوال را از خود نمائيم که ح.د.خ.ا و حاکميت انقلابی با کی ها مصالحه مينمايـــــند؟

جواب ميدهيــــم:

- با تمام نيروهای واقعی ملی که به قطع خونريزی صرف نـظر از دشمنی قبـلی عـلاقمندبوده و ضرورت زندگی صلح آميز تحولات مترقی را درک مينمايند.

- بــا احـزاب سياسی ،گروپ ها و فرکسيونها، با تمام مفرزه های مسلح در داخل و خارج کشور که به آنها پـيشنهاد مـلاقات گرديده است. مـصالحه نـميتواند با آنـهايی که جـنگ بـرادرکشی را ادامـه بـدهــند صورت گيرد.

سوال دوم مطرح ميگردد.

کدام تدابير دارای خصلت سازش در اساس سياست مصالحة ملی  قرار داده شده است؟

- قطع آتش از جانب قوای مسلح .

- آماده گی ح.د.خ.ا برای تقسيم قدرت با نيروهای مخالف ازطريق نماينده گی آنها در ساختار سياسی و اقتصادی کشور هم درمرکز و هم در محلات، الی ايجاد  حکومت وحدت ملی تا سرحد ائتلافی.

- تصويب قانون اساسی جديد ج.د.ا با شرکت نماينده گان جانب مقابل در پروسة بحث بالای آن.

- اسلام بحيث دين مردم افغانستان  در مادة دوم طرح قانون اساسی گنجانيده شده است.

- حل پرابلم های حاد رشد تمام مليت ها، اقــوام، پشتيبانی فــعال از سازمان هـای قبيلوی وبرآورده ساختن تقاضای های کوچی ها.

- اعلام عفو عمومی ، عدم تعقيب بخاطر فعاليت های سياسی قبلی.

- ايجاد شرايط مساعد برای عودت مهاجرين بکشور و پذيرش آنها.

- تأمين آنها از نگاه مواد غذايی ،سر پناه و کاريابی.

-انتقال سياست اقتصادی به رژيم سازش های قوی يــعنی همکاری درعرصة رشد نهادها و سکتور های اقتصادی دولتی ،مختلط ،خرده کالايی، جنسی، کوپراتيفی، مالکيت خصوصی.

- بر خورد جديد در حل مناسبات ارضی.

- حل مسألة آب بدون شتاب زده گی با در نظر داشت منافع تمام اقشار دهقانان.

- وسيعترين ائتلاف در تمام سطوح و سيستم چند حزبی.

- پشتيبانی و تشويق دولت از مولدين کالا و تاجران کـــوچک.

ما اين سازشها را با اين اميد پيشنهاد ميکنيم که از جانب مقابل شنيده شده و برای هر دو طرف قابل قــبول خواهد بود. در شرايط مصالحة مـــلی جانبين امکانات مساوی را فراهم می آورد تا حقانيت تاريخی خود را مبنی برنماينده گی از مردم افغانستان درعمل به اثبات برسانند.  عمده اينست که امــکانات واقعی برای قطع خونريزی در سرزمين افغانستان  برای مساعی ائتلاف تمام افغان های واقعاً علاقمند در پيشرفت افغانستان  فراهم ميگردد.

ولی گذشت ها از خود حدودی دارند. ح.د.خ.ا و حاکــميت مردمــی از دست آوردهای انقلاب ثور منافع زحمتکشان ، حــاکميت ملی، تماميت ارضی و استقلال واقعی کـــشور دفــاع خواهند کرد. ميکانيزم تحقق سياست مصالحة ملی  را ياد آوری مينمايم.

نقش اساسی در سازماندهی مصالحة مــلی  به جبهة ملی که دروازه های آن برای تمام اقشار و گـــروه ها و همچنان اشخاص جداگانه ومنجمله آنانيکه با برنامة ح.د.خ.ا موافق نيستندبدون استثنا باز است،تعلق ميگردد.

ارگانهای اساسی تحقق سياست مصالحة ملی کمسيون  های فوق العاده وکمسيون  های ولايتی، ولسّوالی و قـريوی مصالــحة ملی ميباشند. صلاحيت ها و ترکيب اين کمسيون  ها بوسيلة شورای انــقلابی و ارگانـهای محلی قدرت تعيين ميگردند. در وظايف کمسيون های فوق العاده همچنان نظارت از اجرای عادلانة شرايــط مصالحه نيز شامل ميباشد. مقامات دولتی و نظامی در مدت مصالحه، مصئونيت تــمام آنانی را که بــرای مذاکرات صلح آميز و ديالوگ سازنده آماده اند ومنجمله قوماندانان گروپ های مسلح مخالف را تضمين مينمايند.  ما اين شرط را جداً رعايت نموده ايم. ياد آوری ميکنم که به کمسيون  های فوق العاده تمام سطوح حـقوق و صلاحـيت های بزرگ اعطاء گرديده است. آنها با گروپ های مسلح و مها جرين داخل تماس ومذاکره ميشوند،جرگه های صلح را برای حل موضوع مصالحه وعقدموافقتنامه ها دربارة صلح طويل المدت در سرزمين افــغانستان  داير ميکنند . از شما تـــقاضا مينمايم که بانامة خاصی به قبايل و مليت های سرحدی مراجـعه نمائيد . مطلب درينجاست که ادارة ايالات متحدة امريکا و پاکستان برای ايجاد انشعاب بين قــبايل وحاکميت مردمی و انتقاد سياست مصالحه به انحای مختلف تلاش ميورزند.بگذار برادران ما ندای حقيقت را بشنوند. خــوب ميبود اگر گـروپی از اعضای کمسيون  به مناطق قبايل سفر ميکرد. مردم از جــنگ خسته شده اند در عين زمان درک اينکه خطر را ميتوان تنها با دادن دستها به يکديگر با وجود موانع ايديولوژيکی، اقتصادی وسياسی که مردم را از همديگر جدا ميسازد، مرفوع ساخت.بايد بگويم که بخصوص شما شخصيت های اجتماعی بر جسته که تجربۀ عالمانۀ زنده گی و فعاليت دولـتی را داريد و بهتر از ديگران رجحان مطلق صلح را برای همه می دانيد، بلکه تلاش ميورزيد تا به مردم خويش کمک نمائيد . جـنبش مصالــحة ملی  از لحاظ اجتماعی –  طبقاتی وظيفه دارد تا تمام اقـــشار و گروه های اجتماعی را از کوچـيان تا متشبثين خصوصی، از اعضای حــزب تا آنانيکه از سياست ح.د.خ.ا حمايت نمی کنند، متحد سازد و برای هـر کس کار و مقامی در امـــر بزرگ مـصالحة ملی  پيدا خواهد شد. همۀ ما کارکردن در شرايط مصالحه را از همديگر می آموزيم.
 

ولی مصالحۀ ملی  نميتواند صرفاً امر حزب و دولت ما باشد. جانب مقابل نيز بايد بـخش خــود را در اين راه طی کند. مصالحۀ ملی  جادۀ يـکطرفه نيست. بنابرين با در نظر داشت خواست اجتماعی و منافع تمام مــردم افغانستان  لازم است که به پروسۀ مصالحه، متکی بر فيصله های عينی و فوق العاده، تحرک نيرومـند جديد داده شود. لازم است تمام فعاليت صلح آفرين ما جداً تسريع گرديده و خصلت تــحکيم يابد. در دستيابی به اين هدف عالی نقش قاطع به وطن دوستان شامل کمسيون  مصالحۀ ملی و شخصاً به شخصيت های با اعتبار که در اين سالون گرد هم آمده ايد، تعلق دارد.

 

و من الله التوفيق

 

برگشت به صفحۀ قبلی