www.payamewatan.com
 

 

 
 
پارلمان کشور، پارلمان مصالحۀ ملی است


متن بيانيۀ محترم نجيب الله رئيس جمهور افغانستان در جلسۀ مشترک ولسی جرگه و مجلس سنا (۹ عقرب ۱۳۶۷)
 

بسم الله الر حمن الرحيم
 

اعضای محترم شورای ملی!

نماينده گان با اعتبار مردم افغانستان!

برايم موجب مسرت فراوان است تادر چنين شرايط حساس تاريخ کشور، باشما اعضای محترم شورای ملی ج.ا، ملاقات نمايم. فکر ميکنم ملا قات کنونی مادر شرايط دشوار و پيچيده يی که حکومت، پار لمان و مردم کشور در برابر آن  قرار دارند وما با گامهای عملی برای رفع اين دشواريها در جهت نيل به صلح سراسری ملی به پيش ميرويم مفيد و موثر واقع شود.

دومين اجلاس شورای ملی جمهوری افغانستان که اکنون به پايان خود نزديک ميشود، تصاميم و فيصله هايی را در جهت تو سعه و تحکيم دمو کراسی و قانونيت اتخاذ نموده است. اما به يقين گفته ميتوانم که مردم از شما اعضای محترم شورای ملی انتظارات بيشتری دارند.

 ده سال جنگ اعلام ناشده عليه کشور ما، خسارات هنگفت و مصيبت های فراوانی را بردوش ملت رنجديدۀ ما تحميل نموده است. سياست اتخاذ شدۀ مايعنی سياست مصالحۀ ملی يگانه الترناتيف اين جنگ خانمانسوز و قطع خونر يزی و برادر کشی در وطن ماست.

قانون اساسی کشور ما عبارت از قانون مصالحۀ ملی بوده و پار لمان کشور که مطابق به احکام اين قانون بوجود آمده است، نيز عبارت از پار لمان مصالحۀ ملی و قطع جنگ و خونريزی ميباشد. يعنی پار لمانی که منعکس کنندۀ منافع مردم ميباشد.

از همين ديدگاه ما به چهرۀ  پارلمان کشور خود مينگريم. رسالت ملی وتار يخی پار لمان فقط و فقط در حل و فصل اساسی ترين مسئالۀ جامعۀ ما يعنی مسئالۀ مربوط به جنگ و صلح ارزيابی ميگردد. جای هيچ ترديدی نيست که پار لمان موجود ميتواند سهم شايستۀ خويشرا در تأمين اين مامول ملی و وطنی و برآورده شدن خواست تاريخی مردم يعنی تأمين صلح وامنيت در کشور يفانمايد.

تر کيب شورا اعم از سناتوران و وکلا اين اميدواری را بوجود آورده که اعضای شورای ملی ميتوانند در تحکيم قدرت دو لتی و حل فصل مسايل حاد جاری کشور سهم شايسته يی داشته باشند.

وکلای محترم!

در لحظۀ کنونی درک اين مسئاله برای ما ضرور است که مادر چه شرايطی قرار داريم آيا وضع دشوار و پيچيدۀ نظامی در کشور و جود ندارد؟ وجيبۀ رئيس جمهور است تاحقايق را برای مردم خود دربارۀ وضع کشور ودورنما های رشد آن بيان نمايد. ميخواهم با استفاده از فرصت از اين تالار بزرگ و محل تجمع نماينده گان مردم افغانستان ، برای تمام همو طنان خود در داخل و خارج کشور که من به خرد مندی، تجربه، وطندوستی شان چشم اميد دوخته و به آن باور کامل دارم و سرنوشت صلح در سرزمين جنگ ديدۀ افغانستان در دستان آنها قرار دارد، خطاب نمايم.

دولت جمهوری افغانستان بازهم برای تحقق سياست مصالحۀ ملی و رسيدن به مرزهای جديد مصالحه ، بتاسی از منافع عليای وطن و مردم خود پيشنهادات تازه يی را برای استقرار صلح مطرح مينمايد. متيقنم که ابتکارات جديد جمهوری افغانستان به خاطر تحقق صالحۀ ملی کمک خواهد نمود تابين طرفهای مخالف زبان مشترک بوجود آيد.

۲۲ ماه از روز اعلام سياست مصالحۀ ملی سپری گرديده است. گذشته بهترين معلم آينده است. ما آمو ختيم و تجربه کرديم که بايد به اقتضای شرايط و وا قعيت های عينی جامعه عمل نمود. بنابرين تاکنون ما بطور صادقانه، علی الرغم دشواريها و موانع به خاطر نيل به مصالحه راه نسبتاً طولانی را پيوديم و حق داريم از مخالفين خود نيز مطالبه نمائيم که اگر واقعاً خواهان قطع خونريزی و صلح هستند، تن به حقيقت بدهند و نيم راه با قيمانده را که مربوط به آنهاست بايد طی نمايند.

مصالحۀ ملی روزنۀ عادی ساختن اوضاع داخل و اطراف افغانستان و ختم در گيری ها و روياروئی نيروها را در برابر تمام افغانها گشود.

باپی ريزی پايه های حقوقی اين سياست تصاميم واقدامات متعدد در عمل انجام تافته اند، در ينجا يکبار ديگر به اقداماتی که دراين جهت اتخاذ شده است اشاره مينماييم:

رهائی ۱۶ هزار زندانی، فر مان استر داد ملکيتها عودت کننده گان، عفو عمومی، تدوين اصول جديد مناسبات ارضی و آب که پاسخگوی منافع زمين داران متوسط وبزرگ ميباشد، انفاذ قانون احزاب سياسی، تصويب قانون اساسی کشور، انجام انتخا بات برای شورای ملی وار گان های محلی، تاسيس حکومت ائتلافی بحيث پل عبوری به سوی ائتلاف وسيعتر که در آن همين اکنون نماينده گان ۳ حزب واعضای حکو مات سابق عضويب دار ند، رفع انحصار قدرت، دعوت تمام احزاب و ساز مان های مخالف برای ديالو گ و مذاکره وهمکاری به خاطر تأمين صلح و غيره. همه اقدا مات عملی اند که صورت گرفته است. ما بازهم آماده هستيم به پيش برويم وبه تمام پيشيهادات جانب مقابل گوش فرادهيم.

موازی با برداشتن گام های عملی در داخل، دولت جمهوری افغانستان در انطباق باسياست مصالحۀ ملی در عرصۀ بين المللی مو ضعگيری انعطاف پذيرتر و واقعبينانه تر را اتخاذ نمود. امضاء موافقتنامه های ژنيو در حقيقت نتيجۀ منطقی اتخاذ اين سياست ميباشد.

بعد از امضای موافقتنامه های ژنيو مردم ما بااميد واری انتظار عادی شدن عاجل اوضاع داخل واطراف افغانستان را می کشيدند، از انفاذ موافقتنامه های ژنيو تا کنون مردم افغانستان و جهانيان باور حاصل نمودند که جمهوری افغانستان وا تحاد شوروی اين موافقتنامه ها را صادقانه رعايت و عملی مينمايند، به همگان معلوم است که از ۲۶ و لايت کشور قوتهای اتحاد شوروی به کشور خود عودت نموده اند. در حاليکه پاکستان وا يالات متحده امر يکا نه تنها آنرا رعايت نکردند، بلکه بامداخلات صريح و پٍيهم، جنگ را تشديد نمودند.

اکنون مشاهده کنيم که مخالفين مصالحه چه چيز را برای کشور و مردم آن پيشنهاد مينمايند، بخش افراطی رهبران اپو زيسيون مسلح تاکنون هيچ پيشنهاد سازندۀ عملی و واقعبينانه را برای قطع جنگ ارايه نکردند. آنها صرف آرزوی تصرف قدرت را در سرمی پرورانند، در عين زمان هريک از اين رهبران تنها خود را در اوج اين اهرم قدرت مشاهده ميکند. اين طرز تفکر بدان معناست که آنها بازهم به خاطر تأمين منافع شخصی خويش از طريق جنگ می اند يشند جنگی که مردم ما در طی ده سال زهر آنرا چشيدند ودر آتش آن سوختند.

رهبران اپوزيسيون ميگفتند که اگر شوروی ها از افغانستان خارج گردند، صلح تأمين ميگردد. ولی عملاً ديده شد که با وجود امضای موافقتنامه های ژنيو وعودت قوای شوروی، نه تنها خونريزی قطع نگرديد، بلکه بيشتر شد. پس بوضاحت مشاهده ميگردد که در صورتيکه با عودت قوای شوروی صلح تأمين نگردد، معنی آن اين است که مو حوديت قوای شوروی علت اساسی منازعه وجنگ نبوده، بلکه علت اساسی در چيز ديگری نهفته است و آن تشويق مخالفين مسلح از جانب مقامات بلند پايۀ پاکستانی به خاطر ادامۀ جنگ و تحميل رژيم دست نشاندۀ شان بر افغانهاست، که نوکر حکو مت پاکستان باشد و منافع افغان ها رادر خدمت پاکستان قرار دهد.

برخی از مخالفين در خارج از کشور- اروپا و امريکا اظهار می دارند که باعودت قوای شوروی از افغانستان ح.د.خ.ا، و دولت ج.ا، اگر از صحنۀ سياسی کشور کنار بروند صلح تأمين خو اهدشد، ولی عملاً ملاحظه گرديد که بين گروپ های مسلح مخالف در مناطقی که دولت باهد فمندی تخليه کرد ويا در بعضی جا ها عقب نشينی نموده، چه زدو خورد های مسلحا نه ادامه دارد و مردم و لايات مذکور درچه  صيبت وبدبختی بسر ميبرند و هر روز فرزندان شان قربانی اختلا فات گروپ های مسلح افراطی مر بوط به احزاب مختلف ميگردد، همين اکنون بخشی از شهر تالقان بين ده ها گروپ مسلح به مناطق مختلف پار چه پارچه تقسيم شده است  و چوروچپاول جريان دارد. چنين نمونه ها را ميتوان در باميان و کنرها نيز مشاهده کرد. از آغاز عودت قوای محدود شوروی تا کنون هزاران نفر از گرو پهای مسلح مخالف در نتيجۀ زد وخورد های داخلی ميان خود شان کشته شده اند، زيرا آنها هيچ نوع پروگرام و برنامه اقتصادی و اجتماعی برای مردم افغانستان ندارند. هريک از آنان به خاطر بهره گيری از خون وجان و مال مردم برای خود تا ديروز با شوروی اعلان «جهاد» داده بودند بعداً با دو لت افغانستان  اعلان «جهاد» دادند و اکنون ديده ميشود بايکد يگر خود نيز اعلان «جهاد» ميدهند. افراطيون اشتراک نيروهای اصيل ملی رادر حاکميت کاملا رد ميکنند در آن صورت چه تضمينی برای حفظ حاکميت ملی وتماميت ارضی کشور وجود خواهد داشت؟ بازهم آنها برای چند سال ديگر در کشور ما خونريزی، جنگ و برادر کشی ميخواهند.

پدران واسلاف ما به خاطر چه زنده گی شانرا نثار کردند؟ آيا آنها در طول تاريخ به خاطر حفظ استفلال واستحکام دولت مرکزی مبارزه نه نمودند؟ کشور يکه به مناطق متعدد تجزيه شده باشد، هرگز به حاکميت و آزادی واقعی نايل آمده نميتو اند. افغانستان پارچه پارچه شده از لحاظ سياسی واقتصادی و مساعد برای مداخلۀ کشورهای اجنبی اينست آنيدۀ ايکه افراطيون برای کشور ما تدارک می بينند.

دشمن ميخواهد به کرکتر ملی افغانها صدمه بزند و روحيۀ ملی و وطنپرستانه شانرا تضعيف نموده، مورال آنها را مضمحل نمايد. ولی مردم ما ميدانند که به کی رای بدهند: به آنهايکه کندز و تخار را ويران کردند، يا به آنهايکه ميخواهند تمام افغانها با عزت و آبرو با حفظ حيثيت و وقار زنده گی نمايند. دشمنان افغانستان تمام وسايل و امکانات خود را به خاطر تشديد جنگ روانی عليه افغانها به کار انداخته اند تا ملت ما را ذليل  سازند. ما وظيفه داريم که جلو چنين دسايس و توطيه ها را بگيريم. آنها پلان تحقير و تعجيز افغانها را پيش ميبرند. اگر افراطيون متوجه شوند اين تحقير و تعجيز افغانها ، متوجه خود شان هم است.  زيرا چند کمپنی فلمبر داری تحت نامهای مختلف فلم هايی را تهيه ميکنند و افغانها را خلاف حقيقت که شايستۀ حيثيت شان نيست منحيث مردم غير متمدن به جهانيان معرفی مينمايند. در حاليکه افغانها توا نمندی، نيرو، خرد، تجربه ودانش آنر ادارند، تاهويت مستقل خود را در جهان معاطر حفظ نمايند وراه خود را به سوی زنده گی معاصر علی الرغم توطيه ها ودسايس باز نمايند.

آتش را کتهای زمين بزمين را درنظر بگيريد، ملاحظه ميشود که در عقب اين را کتها چه اهداف شومی نهفته اند. تحريک مردم، ايجاد رعب وترس و در عين حال انتقامجويی افراطيون از مردمی که به خاطر مصالحه می انديشند و از آن پشتيبانی مينمايند. افراطيون مدعی اند که ۹۹ فيصد مردم کشور طرفدار آنها اند. پس اگرايطور است چرا آنها، توسط را کتها طرفداران خود را در شهرها به قتل مير سانند؟ تصور کنيد اگر افراطيون قدرت را بگيرند، با مردم چه خواهند کرد؟ هدف از فير راکتها بی اعتبار ساختن سياست مصالحه ميبا شد، زيرا افراطيون توانايی تحمل مصالحه را ندارد، افراطيون در شاهراههای کشور دست به قطاع الطر يقی زده ومواد خوارو بار اهالی را در شاهراهها غارت ميکنند. برای اينکه مردم در گرسنگی قرار بگيرند. اين چگونه مقاومت نظامی است. آنها با نيروهای دولتی می جنگند يا با مردم؟ به وضاحت ديده ميشود که افراطيون با اين اعمال قطاع الطريقی و در شاهراهها با مردم و سا کنين شهرها به جنگ پرداخته اند. ولی مردم از خود شهامت نشان دادند و ميدهند. در اکثريت ولايات مردم در برابر اين تهديدات مقاومت و قهرمانی نمودند. ما به خود ميباليم که قوای مسلح ما توانست از منافع مردم خود دفاع کند. دشمنان در هيچيک از ولايات مهم وستراتيژيک موفق نگرديدند تا آنرا اشغال نمايند. ولايات ما اگر چه با دشواريهای جنگ ومداخلۀ خارج مواجه اند، ولی مقاومت ميکنند. اين  کار باعث ارتقای حيثيت ماميگردد، گرچه قوتهای ما منحيث المجموع برای حفظ سرکها، پلها، موسسات اقتصادی، شاهراهها وشهر ها مصروف اند ومخالفين هيچنوع مسئوليت دولتی بجز از تخريب را ندارند. ما بازهم برای اينکه بيشتر جلو حملات و تخريبات افراطيون را بگيريم ناگزير خواهيم شد تا مردم خود را در حفظ امنيت موسسات اقتصادی ودولتی و دفاع داخل شهرها بسيج نماييم وقوتهای خود را در مبارزه با افراطيون تقويت بخشيم.

شش ماه بعد از امضان موافقتنامه های ژنيو و عودت قوای شوروی بوضاحت نشان داد که افراطيون قادر نشدند تا اهدافی را که برای اشغال ولايات ستراتيژيک مهم در برابر خويش قرار داده بودند، بدان نايل آيند.

ما براساس سياست مصالحۀ ملی وبر پايۀ دوکترين نظامی ما که دفاعی ميباشد در خطوط جبهۀ خويش تغيراتی را وارد نموديم مثلاً يک تعداد واحدهای اداری را در نوار سرحدی از قطعات و جزوتامهای خود تخليه نموديم تا مهاجرين مناطق مذکور، بدون موانع در واحد های اداری مورد نظر عودت نموده و جابجا گردند، همچنان از بعضی مناطق عقب نشينی نيز نموديم ولی ببينيم که آنها با اشغال اين مناطق چه چيزی بدست آوردند: فقط جمع نمودن نيرو های شان در يک يا دو ولايت جهت چور چپاول وبوجود آوردن اهداف مساعد نظامی برای نيروهای ما. بعد از اشغال چند منطقه افراطيون در نتيجۀ عملياتهای ما تلفات سنگينی را متحمل گرديدند ودرس لازم را گرفتند با صراحت ميگويم افراطيون بدانند که از طريق جنگ چيزی بدست نخواهند آورد، بلکه دوباره تحت فشار قوای مسلح جمهوری افغانستان بادادن تلفات سنگين پرا گنده خواهندشد. بخصوص که ما برای قوای مسلح خود سلاحهای جديد را در يافت کرده ايم و دريافت مينماييم. فقط يگانه چيزيکه برجسته ميگردد حل و فصل سياسی مسئاله است نه نظامی. زيرا در اين جا کليد حل وفصل تمام مسايل مورد بحث ميباشد.

وضع نوينی که ما افغانها در ماههای اخير به آن روبرو شده ايم، باين حقيقت مشخص ميگردد که در برابر احزاب سازمان های سياسی و گروپ های مسلح موجود دو راه وجود دارد: يا بايد به خاطر صلح با هم مشتر کاً همکاری کنند تا زنده بمانند و يامشتر کا نابود شوند.

اوضاع کنونی کشور ما مستلزم يک چرخش اساسی در برخورد تمام نيروهای ذينفع در کشور است، تا با تلاشهای مشترک به خاطر تأمين صلح فقط برای ادامۀ مذاکرات وديالوگ، در يافت نقاط نظر ومنافع مشترک به جای جستجوی وجوه اختلاف، بياند يشند و عمل نمايند. اينکار مستلزم تعقل وواقعبينی سياسی بوده ويک بر خورد تازه با مسايل کشور را ايجاب مينمايد، طوريکه ديده ميشود، شخصيت های انفرادی، سازمان ها، احزاب و گروههايی که به اين هدف يعنی تأمين صلح علاقمند اند و ميخواهند سهم بگيرند، تعداد شان روز افزون است.

صلح به هيچ صورت نميتواند با مسلح شدن در برابر يکديگر تأمين گردد. فقط توافق بايکديگر به صلح می انجامد. در شرايط کنونی وانکشاف او ضاع هيچ يک از نيروها خود را از ديالوگ و مذاکره بی نياز پنداشته نميتوانند.

به صراحت بايد گفت تانيروهای فعال سياسی افغانستان پشت ميز مذاکره قرار نگرند، هيچيک به تنهايی نميتواند صلح و توافق ملی رادر کشور تأمين نمايد.

او ضاع وشرايط کنونی از همه نيروها ميطلبد تا واقعيت موجود ومنا فع امنيتی جانب ديگر را در نظر داشته وبا آن برخورد واقعبينا نه نمايند و بشکل صلح آميز رقابت بدون استعمال قوه را تعميم بخشند.

دو لت جمهوری افغانستان به جامعۀ بين المللی مراجعه مينمايد، تا از ابتکارات صلح آميز جمهوری افغانستان پشتيبانی به عمل آورد:

۱- دو لت جمهوری افغانستان در نظر دارد تا به شورای امنيت ملل متحد مراجعه واز آن تقاضا نمايد تا به صورت عاجل تهديدی را که در نتيجۀ مداخلات در امور داخلی ما از جانب پاکستان متوجه تماميت ار ضی و حاکميت ملی جمهوری افغانستان ميباشد ودر اثر نقض موافقتنا مه های ژنيو توسط پاکستان تشديد گرديده، بررسی نمايد.

۲- با نقض موافقتنا مه های ژنيو از جانب ٍاکستان سرنوشت مهاجرين افغانی مقيم پاکستان و ايران بيش از پيش تراژيک ميگردد. اين کشورها بااشکال گوناگون مانع عودت مهاجرين به وطن شان ميگردند. حکومت جمهوری افغانستان که حقايق انکار ناپذير نقض حقوق مهاجرين افغانی را در دست دارد، به سازمان های بين المللی مراجعه نموده و تقاضا مينمايد تا حکومت پاکستان را به رعايت اسناد توافقات ژنيو در مورد مهاجرين مجبور سازد.

۳- افغانستان در سياست خارجی خويش پيوسته ازسياست بيطرفی وعدم انسلاک پيروی نموده است. اين اصول در قانون اساسی جديد کشور تسجيل گرديده و لی نيروهايی در منطقه وجود دارند که تلاش ميورزند تا قلمرو کشور ما را به تختۀخيز عليه دول ديگر تبديل نموده و بدين ترتيب آنرا از تعقيب سياست عدم انسلاک وبی طرفی منحرف سازند. نبايد به اين نيرو ها اجازه داد تا سرنوشت افغانها را در پايتخت های کشورهای ديگر تعيين نمايند.

به خاطر تسجيل و تضمين اين اصل پيشنهاد مينماييم تاکنفرانس بين المللی تحت  نظر سازمان ملل متحد در مورد افغانستان دعوت گردد واز جلالتماب پريز دوکويلار سرمنشی ملل متحد تقاضا ميکنيم تامسووليت تدارک اين کنفرانس را بعهدۀ خويش بگيرد. چه موضوعات ميتواند در اين کنفرانس مطرح شود؟

- تثبيت موقف بيطر فی افغانستان.

- تدوين پروگرام جامع بين المللی برای بذل مساعدت به رشد اجتماعی -اقتصادی افغانستان و ايجاد ميکا نيزم تحقق آن.

- فراهم آوری تضمين های بين المللی در دفاع از حقوق بشر در افغانستان منجمله حق داشتن آزادی های وسيع سياسی.

بادر نظر داشت اينکه در طی ده سال جنگ تعداد هنگفت سلاح های مختلف النوع در افغانستان انبار کرديده است و به منظور ايجاد فضای اعتماد و برای اينکه در آينده باز هم مصيبت جنگ دامنگير ملت ما نشود و صلح دوامدار در کشور تأمين گردد، ميتوان مسئاله غير نظامی ساختن افغانستان و جمع آوری تمام اسلحه از کشور و سپردن آن را به کشور های توليد کنندۀ آن مورد مطالحه قرار داد. اين امر کرکتر صرفاً ملی ندا شته بلکه دارای خصلت بين المللی نيز ميباشد.  فضای عدم تشدد وا يجاد محيط همکاری وسيع بين المللی را در اين منطقۀ آسيا ايجاد خواهد کرد. دراينصورت دادن تضمين های معتبر بين المللی نيز مطرح ميباشد.

منظور ما از پيشنهاد مذکور اين است تا ديگر فرياد مردم ما از جنگ و برادرکشی بلند نشود.  زيرا زيان های جنگ های اول و دوم جهانی جمعاً ۸ سال به طول انجاميده ولی در افغانستان دامنۀ جنگ و ويرانگری به يک دهه ميرسد.  در چنين شرايط بايد فرزندان واقعی وطن و مسئولينی که به افغانستان و مردم ان می انديشند، منحيث نيرو های متعهد سياسی برای رهايی مردم خود ازين نصيبت تالاتر از منا فع ايديا لوژيک، حزبی و طبقاتی، قشری و گروهی خود فکر کنند و راههای خطر درگيری ها را برای آينده مسدود نمايند.

۴- ما با تشکيل حکومت ائتلافی «دارای پايه های وسيع و بيطرف» در افغانستان و قابل قبول برای تمام جوانب ذينفع، برخورد مثبت مينمائيم، چنين حکومت بايد بنو بۀ اول تمام جوانب را به ديالوگ جلب نموده سپس در جهت تدوير کنفرانس صلح، بر قراری آتش بس و کنترول از رعايت آن مقابله در برابر آن نيروهائيکه به مقاومت ميپر دازند بحيث وطايف عاجل واساسی خود تدابير جدی را اتخاذ نموده و انجام دهد.

۵- حکومت ما اکنون مصروف ترتيب پروگرام جديد اقتصادی است.  تعداد زيادی از متشبثين و تجار منجمله عودت کننده گا به رشد اقتصاد ملی جلب گرديده اند.

ما با بسط و توسعۀ روابط اقتصادی با کشورهای مختلف در عين زمان تماسهايی را با شرکت های غربی برقرار خواهيم کرد و به افتتاح موسسات مختلط آنها در افغانستان مساعدت خواهيم ورزند.

سياست مالی، پولی، کريدتی و گمرکی نيز منافع سکتور خصوصی را در صنايع، ترانسپورت، در عرصۀ عرضۀ خدمات تجارتی کاملاً در نظر خواهد گرفت.

از پشت اين تربيون بخاطر موافقه برای اعطای ششصد ميليون دالر کمک اتحاد شوروی، کشور های آلمان غرب و جاپان به صندوق ملل متحد در جهت احيای مجدد اقتصاد افغانستان به رهبری حزبی و دولتی اتحاد شوروی و حکومات کشورهای مذکور بهترين تشکرات خود، دولت و مردم افغانستان را ابراز ميدارم.  بهتر است ايالات متحده امريکا نيز مانند اتحاد شوروی حسن نيت نشان داده و بجای ارسال راکتها به افراطيون با ابربز احساس بشر دوستی و رعايت حقوق بشر منحيث يک کشور متمدن جهان برای احيای مجدد افغانستان در اعطای کمک به صندوق ملل متحد کمک نمايد.

همو طنان عزيز!

بعد از تأمين صلح در کشور رشد اجتماعی- اقتصادی کشور در پروگرام دولت ج.ا. جای خاص دارد.  ما پرو گرام مذکور را در چوکات پلان انکشاف اقتصادی و اجتماعی کشور تعقيب خواهيم کرد و مطابق به امکانات در جهت تأمين کار، فراهم آوری شرايط لازم تعليم و تربيه و تحصيلات عالی برای جوانان، بهبود تأمين صحت طفل و مادر، مواظبت از نسل جوان، توسعه امور ساختمانی و اعمار منازل مسکونی، بکار انداختن منابع زير زمينی، تأمين انرژی برق، بهبود امور ترانسپورت ومواصلات، رشد و تشويق تجارت وتضمين سرمايه گذاری های خصوصی، کمک به دهاقين وزمين داران ايجاد شرايط لازم برای کوچيان و رشد مالداری، احيای مجدد سيستم آبياری در دهات و روستا ها، فعاليت نموده از تمام امکانات و منابع داخلی د کمکهای بين المللی استفاده خواهيم کرد، ولی هموطنان ما باچشم سر می بينند که تا اکنون افراطيون هيچ بر نامه و پروگرام رشد اجتماعی اقتصادی کشور را در دست ندارند وشما خرابی ها و ويران گريهای شانرا در ولايات کندز، تخار، کنرها و بعضی نقاط ديگر ديديد و شنديد.

دولت ج.ا در صدد تعقيب سياست انتقامجويانه در برابر هيچکس و هيچ نيرو نمی باشد ، انتقامجويی با روحيۀ سياست مصالحۀ ملی به هيچوجه مطابقت ندارد. تمام نيروهای مخالف بايد از آيندۀ صلحآميز و برخورد انسانی دولت مطمئن باشند.

اعضای محترم شورای ملی!

کشور مادر شرايط دشوار و حساس قرار دارد. در چنين وضع وظايف مجموع ارگانهای دولتی بخصوص شورای ملی منحيث عاليترين ار گان تقنينی کشور در قانون اساسی ج.ا، کاملاً روشن است.

قبل از همه ضرور است تا وکلای محترم از صلاحيتهای شورای ملی مندرج در قانون اساسی درک همه جانبه داشته باشند، نبايد اجازه داد که جای ارگانهای اجرائيوی را ارگانهای تقنينی بگيرد. عمده ترين وظيفۀ هر عضو پارلمان را کار در جهت تحقق مشی مصالحۀ ملی و جستجوی راهها بخاطر جلب نيروهای اپوزيسيون به تفاهم و مذاکره تشکيل ميدهد. هزاران هموطن ما که در آتش جنگ ميسوزند، چشم انتظار بشما دوخته اند فکر ميکنم ايام تعطيل شورای ملی مناسبترين روزهای کار برای مصالحه باشد.

ما از وکلای محترم توقع داريم تا بحيث نماينده گان مردم، رهبری دولت و حکومت را بامشوره های سودمند و ضروری در جهت تأمين صلح، تحکيم قوای دفاعی کشور و تطبيق پلانهای اقتصادی دولت، کمک و همکاری نمايند. در شرايط کنونی ضرورت تحکيم قانونيت ونظام حقوقی جداً مطرح است. همۀ ما ميدانيم که در جريان تحقق مشی مصالحۀ ملی يکی از مسايل بنيادی که پيوسته مورد توجه جدی ما قرار داشته است عبارت از تحکيم پايه ها و اساسات حقوقی اين مشی ميباشد، بدين معنی که بعد از اعلام مشی مصالحۀ ملی پيو سته تلاش صورت گرفته است تا قانونيت ونظام حقوقی در جامعه تحکيم يافته واساسات قانونی لازم برای تعيين حقوق، آزاديها و همچنان درک از وجايب ومکلفيتهای اتباع بوجودآيد.

برهمين بنياد بعد از اعلام مشی مصالحۀ ملی بيشتر از ۶۰ سند تقنينی عمدتًا به ارتباط تضمين حقوق و تثبت مکلفيت های اتباع به تصويب رسيده است.

اين اسناد تقنينی و ساير قوانين نافذۀ کشور که پايه فعاليت ما را تشکيل ميدهد در حاليکه هومانيزم وبرخورد انساندوستانۀ ما را در حل وفصل مسايل انعکاس ميدهد، از جانب ديگر باور و اعتماد ما را برقانونيت وتسلط قانون در جامعه نشان ميدهد.

با تصويب قانون اساسی در قوس سال گذ شته صفحۀ جديد در حيات سياسی واجتماعی جامعه گشوده شد.  قانون اساسی مبانی دموکراتيک وانسانی را به ار تباط حقوق، آزاديها وتعميل مکلفيتهای اتباع بوجود آورد.

به صراحت اذعان می نماييم که رهنمای عمل ما قا نون اساسی وقوانين نافذۀ کشور که در مطابقت کامل با احکام دين مقدس اسلام قرار دارند، ميباشد. تغييرات در سيستم سياسی و تکميل ساختار دولتی منجمله ايجاد پارلمان، حکومت دارای خصلت ائتلافی، تاسيس احزاب سياسی که در پرتو احکام قانون اساسی صورت می پذيرد، فضا و جو مساعدی را بوجود آورد تا در پرتو حکومت قانون و تسلط قانون در همه عرصه ها و شئون حيات جامعه بتوانيم آرزوها واميال تاريخی مردم خويشرا تحقق بخشيم. اما دشمنان مصالحۀ ملی تلاش می ورزند تا تدابير اتخاذ شده را يکجانبه توجيه و در واقع حسن نيت و فضای دموکراتيک جامعه را بنفع فعاليتهای مغرضانۀ خويش مورد سؤ استفاده قرار بدهند.

از اينرو ضرور ميدانيم تا يکتعداد پرنسيپها را برای جلوگيری از مغالطه و سؤ تفاهم به تاکيد خاطر نشان ساخته و توجه جدی مسئولين دولتی را به سيستم حقوقی ما در زمينه جلب نمايم:

درک ما از حق و حقوق انتزاعی ومجرد نيست. ما حق را در ارتباط با وجيبه و حقوق اتباع و در پيوند با مکلفيتهای آنان مطابعه می نماييم و هر دو را لازم وملزوم يکديگر ميدانيم.

ما مفهوم دموکراسی را در پيوند با اوضاع جاری سياسی- نظامی ارزيابی می نماييم. در اوضاع کنونی مفهوم دموکراسی در داخل جامعه ما عبارت از ايجاد فضاء و شرايط مطمئن برای تحقق کامل مشی مصالحۀ ملی می باشد.  براين بنياد است که مسئوليت تاريخی ما در رابطه با مبارزه عليه تلاشها بخاطر هر ج و مرج، بينظمی، پخش اکاذيب و جعليات و ساير اقداماتی که عليه تحکيم قدرت دولتی و بی اتوريته ساختن جمهوری افغانستان انجام می يابد، قوياً برجسته ميگردد.

روی اين اصل ما برمبنای نصوص  قانون اساسی و احکام قوانين نافذۀ کشور مجبور هستيم بخاطر جلوگيری از برهمزدن شرا يطی که در پرتومشی مصالحۀ ملی وانفاذ قانون اساسی بوجود آمده، تدابير جدی ومشخصی را اتخاذ نماييم. تا توانسته باشيم زمينه های تطبيق کامل احکام قوانين نافذه گشور را بوجود آوريم با اتکا بر قانون اساسی مواردی را متذکر ميشوم:

بر حسب حکم مادۀ چارم قانون اساسی، دولت وظيفه دارد تا از استقلال، حاکميت ملی و تماميت ارضی کشور قاطعانه دفاع نمايد وامنيت و قابليت دفاعی کشور را تأمين نمايد. ازينرو ما وظيفه داريم همۀ امکانات خويشرا بخاطر تعميل مامول فوق بخرچ بد هيم.

فقرۀ اخير مادۀ شصت وچار قانون اساسی پرنسيپ با اهميتی را به ارتباط حقوق و چگونگی استفاده از آن تسجيل نموده که ميتواند منبع قابل تمسک اجراآت و تدابير در زمينۀ تحکيم قانونيت ونظم حقوقی در جامعه باشد.

در اوضاع و احوال موجود ما بايد مبارزۀ همه جانبه و گسترده را برعليه جرايم که همچون موريانه و بعضاً بشکل ملفوف سيستم دولتی و نظم جامعه را تخريب می نمايد، انجام دهيم. بخصوص ميخواهيم بر اهميت مبارزه عليه جرايم مانند خرابکاری، سبوتاژ، تبليغ عليه دولت، تبليغ جنگ، فعاليت سازمانی عليه امنيت داخلی وخارجی و ساير جرايم ضد دولتی و ضد منافع ملی تاکيد نمايم.

مبارزه برضد همه موارد فوق بايد در سرلوحۀ فعاليت ارگان های حراست حقوق قرار داشته باشد. اما ميخواهم توجه جدی مسئولين ارگانهای حراست حقوق بخصوص ارگانهای کشف، تحقيق و حارنوالی را به اين موضوع جلب نمايم که در مواردی که صراحت کامل قانونی وجود دارد چرا اعمال افراد ناقض قانون مورد تعقيب عدلی قرار نميگيرد؟

وکلای محترم!

ميخواهم با استفاده ازين فرصت به قوماندانان گروپ های مسلح در داخل کشور خطاب نمايم:

دولت جمهوری افغانستان برخورد خاص نسبت بشما دارد. شما نيز مصايب جنگ ده ساله را متحمل شده ايد برای شما بيشتر از هر کسی ديگر بايد روشن باشد که تنها تصرف قدرت از طرف يکی از جوانب، جنگ را خاتمه نمی بخشد. بلکه برعکس آنرا بازهم بيشتر شعله ور خواهد ساخت.

بنا بر آن زمان آن فرا رسيده است تا از طريق مفاهمه ومذاکره در قدرت سهيم گرديد. اين خطاب من را بحيث فراخوان جديد برای مذاکرات تلقی نمائيد.

من به مهاجرين دور از وطن خطاب مينمايم:

افراطيون راه عودت بوطن را برای شما پيشنهاد نمی نمايد بلکه شما را عليه برادران تان به جنگ تحريک ميکنند، يعنی اينکه شما برای جنگ داخل قلمرو جمهوری افغانستان شويد. اين راه،راه جنايت عليه مردم خود است. نگذاريد تا افراطيون بازهم بالای شما تجارت نمايند وشما را با بهانه های گوناگون در خيمه های سوزان نگهدارند، آنهابعد از امضای موافقتنامه های ژنيو جنگ را در دهات و قريه جات تشديد نمودند تا شما را از عودت به کشور بترسانند وباز هم فرزندان و جوانان شما را بخاطر اعزام برای جنگ و کشتار به افغانستان از شما بگيرند، نگذاريد تا باز هم افراطيون از شما مهاجرين به حيث نيروی ذخيره برای مقاصد خود، استفاده کنند.  وطن انتظار شما را ميکشد، با صلح به خانه های خويش بازگشت نماييد.

من به روحانيون و علمای کرام خطاب می نمايم:  وآنها را فرا ميخوانم:

دولت جمهوری افغانستان با درک ضرورت عينی کشور به تأمين صلح ومبتنی بر مشوره و پيشهاد شما علمای کرام سياست مصالحۀ ملی  را که در مطابقت کامل بااصول دين مبين اسلام قرار دارد با قبول گذشت های فراوان اعلام نمود ولی دشمنان از نيت پاک ما در جهت تأمين صلح و آرامش در کشور استفادۀ ناجايز نموده به حکم خداوند (جل جلاله) که فرموده است: (انماالمو منون اخوة فاصلحوا بين اخويکم)، نه تنها گردن نه نهادند بلکه ترور وقتل عام مردم بی گناه را تشديد بخشيدند.

دريکی دو ماه اخير همۀ ما شاهد حوادث غم انگيزی هستيم که هيچ قلب و روانی نيست که از آن متاثر نباشد. مادری که باکودکان معصومش بنا به مشکل زنده گی از خانه بدر شده است به طرف ايستگاه ميرود تاخود را زودتر به خانه برساند، خرده فروش دورهگردی که تمام روز را برای تأمين نفقۀ عيال خود تپيده و به مشکل توانسته است مقدار اندکی مواد طرف ضرورت اوليه را خريده و به خانه اش ببرد، موی سپيد خدا دوستی پس از ادای نماز شام سوی خانه می رود، شاگرد مکتب که نيم روز را درس ميخواند ونيم روز را لب سرک نشسته و کار ميکند تالقمه نانی پيداکند، معلم، داکتر، کار مند دولت، دريور، پينه دوز، دکاندار، شاگردمستری، ده ها و ده ها هموطن عزيز ما يعنی فرزند يک پدر، برادر خانواده و خلاصه نان آوريک فاميلی بی بضاعت که وظيفه ای جز تأمين نفقۀ خانوادۀ خود و خدمت به جامعۀ خود ندارند بی خبر از همه توطئه های شوم و عواقب ناگوار ناگهان طعمۀ راکت ديوانه وکوری ميگدرند که توسط دست ناپاک، بی احساس و وحشی يی پرتاب ميشود. خواب شيرين صبحانل کودکان معصوم  را برهم ميزند و قلب کوچک شانرا به طپش می آورد. و در يک لحظه بخاک وخون می افتند وبا اين عمل غير انسانی شيشل زنده گی شان می شکند وبه صف شهدای پاک و بيگناهی می پيوندند که داغ مرگ المناک و ناگهانی آنان خانواده ها، دو ستان و اقارب وجامعه را ساليان دراز در سوگ و ماتم می نشاند.

اين حوادث بارها در شهر کابل و ولايات تکرار می شوند و نام آنرا «جهاد» می گذارند. کدام «جهاد» و «جهاد» به خاطرچی؟

در کشور اسلامی ايکه آزادی عام وتام  ادای مناسک دينی وجود دارد وصدای الله اکبر از مناره های مسا جد آن بلند است. افروختن آتش جنگ ميان دو برادر مسلمان به هيچ وجه «جهاد» بوده نميتوا ند. پيا مبر خدا محمد مصطفی (صلی الله عليه و سلم) در غزوۀ موته به لشکر اسلام دستور داد که حتی زنان، اطفال وپيرمردان کفار را به قتل نرسانند.  درختان خرما را قطع نکنند و خانه هارا خراب ننمايند.  ولی ببينيد که دشمنان مردم مسلمان ما با استعمال راکتها و سلاحهای ثفيل به قتل عام مسلمانان بيگناه افغانستان مصروف اند و به اعمال ننگين  خود افتخار ميکنند.

امر يکا از طريق حکومت پاکستان صدها مليون دالر را در اختيار خرابکاران و تروريستان گذاشته است تا وطن ما را به ويرانه مبدل سازند. حالا مردم ما در برابر تجاوز امر يکا و يا طرفداران او قرار گرفته است. حکومت پاکستان در ضديت با ارشادات وا حکام الهی قرار گر فته که فرموده است ( يا ايهاالذين امنو اوفو بالعقود) ای مومنان به عقد و پيمانيکه بسته ايد وفا نماييد.  پاکستان منشور ساز مان ملل متحد را عملاً زير پاگذاشته است.

در چنين شرايط وظايف علمای دينی و روحانيون خداپرست ما بيشتر از پيش  سنگين گرديده است. علمای دينی به موجب ارشاد الهی که ميفرمايد ( از جمله شما گروهی است که مردم را به کارهای خير فرا ميخواند و با انجام کارهای پسنديده امر می نمايد و از کارهای زشت برحذر ميدارد.) مکلف اند درين لحظه های دشوار زندگی ابتکار فراخوانی مردم را به صلح که امر خير است به دوش بگيرند.  منابر، مساجد و اماکن مقدسه را برای دعوت مسلمانان به صلح فعالتر سازند.

همه مادر روزهای نزديک گذشته شاهد تدوير گرد همايی بين المللی اسلامی که بمناسبت ميلاد خُجستۀ سرور کائنات برگزار گرديده بود هستيم، اين گرد همايی يکبارديگر سطح عالی  اعتبار افغانستان محبوب را در ميان خانوادۀ کشورهای اسلامی تبارز داد، در ين گردهمايی شخصيت ها و رجال برجسته کشورهای اسلامی مانند مصر، عراق، ليبيا، اندونيزيا، يوگندا، يمن دموکراتيک، هند و يک تعداد زياد علمای مربوط به سازمانهای اسلامی جهان شرکت جسته، آنها واقيتهای زنده گی مردم مسلمان کشور ما را باچشم سر مشاهده نمودند، همۀ ايشان در مورد اکاذيب وشايعات دشمنان مردم افغانستان که در خارج از مرزها اتهامات پوچ و بی پايه يی را عليه ما می بندند محکوم نمودند.  هر کدام ازين شخصيتها در صحبتها و بيانيه های خويش باخلوص نيت و صفای طينت از موضعگيری و سياست دولت جمهوری افغانستان در برابر حوادث و رويداد های جاری جهان و قطع خونريزی و برادرکشی در افغانستان با تحقق مشی مصالحۀ ملی و طرح پيشنهاد دولت ج.ا، برای آغاز مذاکرات صلح با مخالفين در مکۀ معظمه که قبلۀ مسلمانان در آن قراردارد، پستيبانی نمودند. همه بادلسوزی تمام وعده سپردند تا حقايق مربوط به زنده گی مردم ما و روند تحقق مشی مصالحۀ ملی در افغانستان را به مردم کشورهای شان برسانند.

شما همو طنان عزيز، در روز مولود حضرت پيغمبر شاهد بوديد که به احترام اين روز مبارک دولت ج.ا، کنفر انس بين المللی را به اشتراک نماينده گان مختلف کشورها و سازمانهای اسلامی جهان سازمان داده و ازين روز که برای تمام مسلمانان جهان متبرک است، تجليل بعمل آورد. اما در همين روز افراطيون بالای شهرهای کابل، کند هار، سمنگان ، ننگرهار، غزنی، لوگر، پکتيا جمعاً ۴۸۰ راکت را آتش نمودند، دوازده نفر را به شهادت رسانيده و ۴۴ نفر را زخی نمودند، دو منزل را منهدم ساخته وخسارات زيادی را وارد نمودند. اينست، اعمال ضد انسانی که مخالفين به آن «جهاد» نام نهاده اند.

علمای کرام!

شما هرچه بيشتر در جهت تبليغ مصالحه کار نمائيد، اين جنبش بشر دوستانه و ملی را سمت بدهيد. زيرا راه ما با احکام قرآن عظيم الشان مطابقت دارد.

ما از سازمان کنفرانس اسلامی تقاضا بعمل ميآوريم تا در آشتی نيرو های متخاصم در افغانستان مساعدت نمايد.

جوانان وطن بشما خطاب می نمايم!

شما نيروی فعال جامعۀ ما هستيد.  همين اکنون جوانان کشور با سلاح در دست از وطن و از صلح دفاع مينمايند. قوای مسلح ما در اصل از جوانان تشکيل يافته، با جوانان اکمال ميشود، دفاع از ترقی، پيشرفت صلح و زيست در چنين سالهای دشوار در تايخ کشور ما بنام جوانان ثبت است.

دولت ج.ا، علی الرغم شرايط جنگ و فشارهای اقتصادی زمينه های تعليم وتحصيل مجانی را برای نسل جوان کشور در داخل و خارج کشور فراهم ساخته است به کشور همسايه پاکستان نظر بيندا زيد. مصرف تعليم در مکاتب و پوهنتونهای دولتی در يکسال حد اقل دوهزار کلدار معادل(۲۰۰۰۰) افغانی و در مکاتب شخصی ماهانه معادل(۳۰۰۰۰) افغانی است که بايد خانواده های متعلمين و محصلين بپردازند. در حاليکه برای نسل جوان طی سالهای دشوار در کشور ما در جهت ارتقای سطح آموزش عمومی شان کار های زيادی صورت گرفته است، آموزش را يگان همه گانی در قانون اساسی کشور تسجيل کرديده است.

او ضاع نظامی- سياسی کشور ضرورت سهم گيری فعال جوانان را در تحکيم قابليت دفاعی کشور ايجاب مينمايد. در شرايطی که تخريبات و دسايس نيروهای افراطی و جنگ طلب شدت مييابد، جوانان نميتوانند از سهم گيری در تأمين نظم و امنيت اهالی صلحدوست دور بمانند.

وظيفۀ لحظۀ جاری دستيابی به صلح است پس بياييد به خاطر صلح، به خاطر همکاری و مصالحۀ ملی مبارزه نماييم و از آن باشيوه های سياسی- نظامی با تمام شور وشوق وطنپرستانه دفاع نماييم.

سربازان، افسران ومنسوبان قوای مسلح کشور!

از وطن آزاد، مستقل، بيطرف و صلحجوی خود دفاع کنيد، از تماميت ارضی کشور واستقلال پاسداری نماييد. شما درطی ده سال ثابت ساختيد که قوای مسلح جمهوری افغانستان قادر است تا از وطن خود دفاع نمايد. حماسه های منسوبان قوای مسلح ما در قلات، ننگرهار، غزنی، کنر،خوست، گرديز، هرات، کندهار و ساير ولايات ثبت تاريخ کشور گرديده است.

جنرالان و افسران! سربازان و منسوبان قوای مسلح ج.ا،وطن دوستان واقعی!

شما مايۀ افتخار جمهوری خويش در زمين و فضا ميباشيد!

همو طنان شما بيش از هر وقت ديگر چشم اميد خود را به حماسه های شما دوخته است تا از صلح و آرامش شان دفاع نماييد.

من به همه وطندو ستان راستين که راه مصالحه را انتخاب نموده اند خطاب مينمايم:

ما تا کنون از هيچگونه تلاش به خاطر تأمين صلح و آرامش دريغ نکرده ايم.

و درين مبارزه ما تنها نيستيم. چگونه شده ميتواند که درين مبارزۀ شريفانه وانسانی که مردم افغانستان از دل و جان از آن پشتيبانی و حمايت می نمايند، خود را تنها احساس کرد.  ما احزاب نيرو مند داريم، رفقا، همرزمان و دو ستان بين المللی داريم که به خاطر صلح مبارزه مينمايند. ولی دوست داشتن و تائيد صلح صرفاً کافی نيست، بايد برای رسيدن به آن مبارزه کرد. کمک شما مردم مسلمان افغانستان نياز هميشگی ماست. نگذاريد حوادثی به وجود آيند که تجارب تلخ تاريخ (۵۹) سال قبل وطن ما تکرار گردد.

طوريکه امروز به آن افسوس ميخوريم. بدين سبب همين امروز حمايت و دفاع مطرح است تا فردا پشيمان نباشيم. قربانيهای امروز افتخارات فرداست.

ما که در جهت فراهم آوری زمينه های عودت قوای شوروی سعی و تلاش بعمل آورده ايم، کار نادرستی را انجام نداده ايم، زيرا ما بالای مردم و قوای مسلح خويش اتکا داريم واين غرور ملی ماست. حفظ غرور ملی و حيثيت مردم و ظيفۀ ماست.

گاهگاهی راجع به شخص اينجانب نيز شايعاتی پخش ميگردد که رئيس جمهور افغانستان از مبارزه به خاطر مصالحۀ ملی صر فنظر ميکند، ما از ادامۀ مبارزه به خاطر تأمين صلح و امنيت برای مردم خويش هيچگاه صرف نظر نخواهيم کرد.  راه ما صادقانه و برحق است.  ما اين مبارزۀ مقدس را برای برقراری صلح و آرامش برای مردم خويش به پيش خواهيم برد. اگر سوال تأمين آرامش صلح و خوشبختی مردم ما مطرح باشد، ما از زنده گی خويش درين راه نيز دريغ نمی کنيم.  انقلا بيون چنين نمو نه هايی را در کشور ما وساير کشور ها از خود بجاگذاشته اند.  بالمقابل مشاهده ميکنيم که مخالفين طرح های گوناگون ميريزند وحکومتهای رنگارنگ را پيشنهاد ميکنند. آنها ميگويند که ما برای خود هيچ چيز نمی خواهيم، فقط خير و صلاح مردم افغانستان را ميخواهيم ولی باز هم در پشت اين کلمات ظاهراً زيبا، هدف شان در بدست آوردن مقامات و طرح حکومات رنگارنگ نهفته ميباشد. آيا برای کسانيکه خود را رجال وشخصيت های سياسی ميدانند وشعار صلح را ميدهند، چنين ادعاها مناسب است؟

در حاليکه ما ميکوييم که در افغانستان چنان حکومتی دارای پايه های وسيع ايجاد گردد که برای مردم افغانستان قابل قبول بوده و همه نيرو های ذينفع در امر تأمين صلح راجمع نمايد، اين حکومت وظيفه دارد تانخست آتش بس را اعلان نموده و از رعايت آن کنترول نمايد. کنفرانس صلح را تاسيس کند و زمينه را برای انتخابات و تدوير لويه جرگه فراهم سازد ولی برای مخالفين مناسب نيست که قبل از تأمين صلح در جستجوی قدرت بيافتند وصلح را فربان قدرت نمايند.  مردم هر روز تلفات ميدهند ولی آنها به فکر حکومت دلخواه خود هستند. در حاليکه هر حکومتی که سيستم موجود سياسی در افغانستان، يعنی ح.د.خ.ا، حکومت ج.ا، قوای مسلح کشور، سازمانهای اجتماعی مانند جوا نان، زنان، اتحاديه های صنفی وساير نهاد های موجود را به حيث يک واقعيت در نظر نگيرد، از آغاز مهر بُطلان و ناکامی به پيشانی آن زده ميشود. بگذار، اين را همه بشنوند وبجای خيال پرستی وذهنيگری واقعبين باشند و به حقيقت تن دهند.

آنها ميگويند، صلح ميخو اهيم اما قدرت را با نفی ساير نيروها برای ما تسليم بدهيد. در حاليکه سياست  مصالحۀ ملی را تحت شرايط رفع انحصار قدرت مطرح کرده ايم. مابه خاطر صلح بود که از انحصار قدرت در دست ح.د.خ.ا منصرف گرديديم.  زيرا هرحکومتيکه بر پايه های عينی موجود کشور که بتواند از صلح دفاع نمايد، ايجاد نگردد تشکيل و حفظ آن امر دشوار است.

فقط اشتراک تمام احزاب وسازمانهای اجتما عی و سياسی در حکومت، ائتلاف لازم را تشکيل خواهد داد و آتش جنگ را خاموش خواهند ساخت.

همو طنان عزيز!

راه مصالحه را به راه عمده زنده گی خويش مبدل سازيد، رهبران واقعی مصالحۀ ملی باشيد. خردمندی صلح آفرينانه را با پايداری و قاطعيت در دفاع از زنده گی صلح آميز مردم در وجود خويش متحد ساز يد. از مساجد، اماکن مقدسه، ليسه ها، مکاتب وکود کستانها در برابر افراطيون دفاع نماييد. تحت تاثير روحيۀ تسليم طلبانه قرار نگيريد. مرگ از ديده گاه دين اسلام برای هر زنده جان و به خصوص انسان امرحتمی و ناگزير است، خداوند ميفرمايد (اينما تکونوا يدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشيده) هر کجا که باشيد مرگ شما را در می يابد ولو که در قصر های محکم باشيد.  اما اين مرگ از جانب خداوند است که اوموعد و زمان آن را معيين مينمايد و چون بدون ارادۀ او تعالی هيچ چيزی صورت پذير نيست لذا مرگی که ما و شما مسلمانان آنرا اجل (وقت معين) می خوانيم نيز بر اساس اراده، قضا و قدر الهيست که لمحه يی از موعد مقرر تغيير نمی کند. ( اذجاء اجلهم لا يستاخرون ساعته ولا يستقد مون) وقتی اجل ايشان فرا رسد لحظه يی از آن متاخر و پيش شده نمی توانند.

بنا برآن بی هراس از مرگ و با توکُل به خداوند توانا کشور محبوب و عزيز خود را بايد از حملات و تجاوزات پيهم ، تباهکن و ويرانگر نجات دهيم. باتحاد و اتفاق، امنيت شهر ها و ولايات منجمله کابل مرکز کشور مان را که تاريخ درخشان و باستانی دارد در برابر حملات افراطيون محا فظت کنيد. بيش ازين هموطنان عزيز ما نبايد در برابر مرگ و کشتار بيرحمانۀ زنان، پير مردان اطفال و جوانان که از اثر پر تاب راکتها و فيرهای ثقيل هموطنان ما را در سوگ و اندوه عظيم نشانده است، بی تفاوت بوده و حيثيت تماشاچی را داشته باشند.

به ارشادات دين مبين خويش رجوع کنيم، به تاريخ لبريز از حماسه و عظمت ملی خود مراجعه نماييم، به عنعنات، رسوم و کارنامه های پدران و نياکان خود نظر اندازيم که در طول تاريخ پنجهزار سالۀ کشور شجاعانه ومردانه از زنده گی، امنيت، تماميت ارضی و حاکميت ملی کشور محبوب ما افغانستان دفاع کرده اند.

افر اطيون تبليغ می کنند که مردم افغانستان بدون وجود قوای نظامی اتحاد شوروی از زنده گی و امنيت وطن خود محافظت کرده نمی توانند. ولی قبل از مسا عدت نظامی اتحاد شوروی آيا همواره افغانستان و مردم شجاع آن از کشور خويش مردانه وار دفاع نکرده اند و آيا اين  کشور هميشه يک مملکت آزاد وسربلند نبوده است؟ آيا همين افغانها نبوده اند که خون های سرخ وگرم خويش را بارها و به مراتب هديه دادند، آزادی و تماميت کشور را خريدند و با ثبات و استواری سنگر دفاع از ميهن را حفظ و آنرا به نسلهای بعد به امانت سپردند؟ تحت تاثير تبليغات و پروپاگندهای افراطيون قرار نگيريد وبرای دفاع از شهرها وامنيت کابل و ولايات باهم متحد شويد چنانکه مردم دلير بلخ وديگر شهرها وحدت فشرده و مطمئن را ايجاد و به اشکال و شيوه های مختلف از امنيت، حاکميت دو لتی، زنده گی اهالی ونظم حيات اقتصادی، اجتماعی خود دفاع و محافظت می نمايند.  آنها با اين سهم وطنپرستانه و شريفانۀ خويش حيات زنان، کود کان پير مردان و آبادی مساجد، باغ ها، مزارع، مکاتب، موسسات صنعتی و ديگر تاسيسات عام المنفعه را از شرحمله و تجاوز، از غرش ميزائيل و راکتهای ديوا نه و وحشی حفظ کرده و آنها را نجات بخشيده اند.

همو طنان عزيز!

از اعلام مشی مصالحۀ ملی تاکنون بخاطر تأمين امر خواستنی و شايستۀ صلح باوجود همه عقب نشينيها، گذشت ها، فراخوانها و تسهيلات دولت همه ما و شما با تأثر واندوه فراوان آلام مرگها و ويرانيها را تحمل می کنيم. به اميد اينکه امر اسلامی، افغانی و انسانی صلح در کشور مبادا با مقابله بالمثل صدمه ببيند، هميشه در طول اين مدت قدمهای نخستين در جهت صلح را ما برداشته ايم.

ولی اگر افراطيون اين اقدامات صلحجويانه ما را با آتش جواب ميدهند ما مجبور خواهيم شد جواب لازم را به آنها بدهيم طوريکه در قرآن کريم حکم می کند که (فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدی اليکم) پس برآن ها آنگونه تجاوز کنيد که برشما تجاوز کرده اند.

و حال افراطيون  به تحريک اجنبی با اقدامات ماجراجويانه وسراسيمۀ خود ما را در حالتی قرار داده اند که به آنها بياموزيم که مردم و دولت جمهوری افغانستان به نيروی ايمان و اطمينان به رسم ديرينه دينی وعنعنوی خود که هميشه مظهر شجاعت ومردانگی بوده اند توان دفاع از خود را داشته اند، دارند ودر آينده نيز خواهند داشت.

امنيت تقسيم ناپذير است. برای امنيت همکاری همگانی و صادقانه ضرور است.

بنوبۀ اول به تخريبکاران و تروريست ها اجازه ندهيد تا در شهرهای شما فعاليت کنند. در نتيجه گلوله باری های آنها اهالی غيرنظامی و کودکان و خويشاوندان شما به شهادت ميرسند. هر شهر و هر محل مسکونی خود را به قلعۀ تسخيرناپذير مبدل سازيد.  همه امکانات را بخاطر تحکيم قوایمسلح پر افتخار جمهوری افغانستان بخرچ دهيد. بايد بخاطر صلح ايستاده گی کرد و تحمل نمود.

در هر شهر بر ای سازماندهی دفاع، قوای مسلح، مفرزههای نظامی شدۀ ملکی مهمات و اسلحه بقدر کافی وجود دارد. آنها با تشريک مساعی خويش ميتوانند به اهداف پيش بينی شده نايل آيند.

بلی ما واقعاً در جريان سازشها و گذشتها انعطاف پذيری، دموکراسی و تمايل خويشرا به خاطر حل پرابلم های ايجاد شده از طريق مسالمت آميز و بشردوستانه برای همه جهانيان نشان داده ايم.

همو طنان عزيز!

ميدانيم که راه شما دشوار است. خستگی شما را رنج ميدهد، غربت و امراض کودکان تانرا آزار ميد هد.  شما دشمنان زيادی داريد ولی برای صلح و امنيت مبارزه کنيد، اين عمده ترين ثروت شما است. آزادی را حفظ ودفاع نماييد.

صرف از طريق وحدت و اتحاد تمام نيروهای ملی و وطنپرست، بدون در نظر داشت نظريات سياسی، اختلافات نژادی، قومی و غيره ميتوانيم افغانستان و مردم مانرا از ويرانی و جنگ حفظ نماييم، عنعنات نيک و وصايای نياکان مانرا بخاطر مياوريم.

اين جانب با درک مسئوليت عالی در برابر تاريخ و وطن تمام اپوز يسيون مسلح ،مهاجرين وتمام هموطنان را برای مصالحه از طريق مذاکرات مستقيم فرا ميخوانم.

پيروزی با حوصله مندی، پايداری و پيگيری است.

به آرزوی تأمين صلح و آرامش در افغانستان عزيز!

                                      ومن الله توفيق

 

برگشت به صفحۀ قبلی