www.payamewatan.com
 

 

 
 

اکثريت خاموش را با يک ادعا به پشت سرخود، خدا نا خواسته، مثل گلۀ گوسفند نبايد بکشانيم و بسته کنيم.  مردم افغانستان مردم با شعور هستند، بخصوص در اين تجربۀ دوازده ساله خوب درک نمودند که دوست شان کيست و دشمن شان کيست؟ خدمتگذارشان کيست و کسی که آنها را فروخته، کيست؟

بيانیۀ شهيددکتور نجيب الله بمناسبت
چهارمين سالگرد مشی مصالحۀ ملی
قصر ستور  -   ۲۵ جدی ۱۳۶۹
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 شهيددوکتور نجيب الله در آغاز بيانیۀ شان در مورد ابتکار اتخاذ مشی مصالحۀ ملی به مثابۀ يک رويداد بزرگ تاريخ در زندگی مردم کشورو ضرورت انتخاب مشی جديد و قطع خونريزی و جنگ که طی سالهای طولانی ادامه داشت و آتش مصائب ناشی از آن خانه و کاشانۀ هر افغان را می سوختاند، ادامۀ جنگ نفاق ملی را تشديد نموده و همه را به جان هم انداخته، اقتصاد کشور را ناتوان و ناتوانتر ساخته و دور نمای هر هموطن ما را در اين سو و آن سوی مرزها تيره ساخت و بالاخره تماميت ارضی و بود ونبود کشور ما را در معرض تهديد قرار داد، توضيح دادند و در بخش بعدی بيانیۀ ايشان گفتند:

 

   هدف مصالحۀ ملی صرفاً محدود به قطع جنگ نبوده بلکه اين يک مشی کامل استراتيژيک است که متوجه سازمان دهی مجدد زندگی ملی ما در عرصه های سياسی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی و اسلامی می باشد.

   اين مشی، اساساتی را به وجودآورده و به وجود می آورد که به جنگ و برادرکشی پايان داده و وفاق ملی را تأمين می نمايد. طی چهار سال گذشته در افغانستان پايه های سيستم جديد سياسی در کشور بوجود آمد. به انحصار قدرت پايان داده شد، گذار به پلوراليزم سياسی وعقيدتی آغاز گرديد و با تصويب قانون اساسی پارلمان و لويه جرگه ها به مثابة ارگان های تمثيل ارادة جمعی مردم احيا گرديد وحقوق و آزادی اتباع به شمول آزادی های سياسی و آزادی بيان بر مبنای اصول دموکراسی در عمل تضمين گرديد. قرار است عنقريب  ادارة امور شهر ها از طريق انتخابات شاروالی ها در اختيار نمايندگان منتخب مردم قرار گيرد.

  عقيدۀ ما بر اين است که اکنون نهادهای وسيع دموکراسی يعنی حکومت ائتلافی جمهوری افغانستان، شورای ملی، دستگاه قضايی کشور، مطبوعات آزاد، مهمترين مساعی و محصول شرايط نوين و ناشی از سياست مصالحة ملی می باشد.

دربخش بعدی بيانیۀ شهيد دکتور نجيب الله  چنين آمده است:

. . . مذاکرات با رهبران تنظيم ها، قوماندانان داخلی و شخصيت های افغان در خارج از کشور طی چارسال گذشته به گرايش عمدة سياسی در فعاليت ما مبدل گرديد. در نتیجۀ مشی مصالحۀ ملی است که ما امروز ميان اپوزسيون دو صدا را ميشنويم. صدای آنهايی که همنوا با ما راه حل نظامی را مردود شمرده و خواستار راه حل صلح آميز مسايل ميباشند و آنانی که برای دوام جنگ فرياد برمی آورند. در ميان قوماندانان داخلی اپوز سيون نيز وضع چنين است. مصالحۀ ملی قوماندانان داخلی اپوزسيون را که مصايب جنگ را از نزديک احساس مينمايند، در خط تفاهم قرار دادند. اما آنانيکه منافع خود را در دوام جنگ می بينند و بخاطر جنگ قوت و امتيازات خود را حفظ مينمايند، با استفاده از همه امکانات خويش در جهت ايجاد موانع و بی باوری نسبت به سياست ما عمل مينمايند.

دوستان گرامی !
   اتخاذ سياست مصالحۀ ملی امکانات واقعی و شرايط لازم را در کشور بوجود آورد و بدين ترتيب بهانۀ بزرگی را که گويا به حيث مانع تفاهم در کشور و اساس مداخلات خارجی قلمداد ميشد، از ميان برداشت.  پابندی دولت های جمهوری افغانستان و اتحاد شوروی به موافقتنامه های ژنيو و نقض مکرر آن از جانب مقابل، افکار عامة بين المللی را در رابطه به مسأ لة افغانستان به شدت تغيير داد. امروز مواضع  بين المللی جمهوری افغانستان بيش از پيش تحکيم يافته است.

  ما ارزش و حقانيت مشی مصالحۀ ملی را می بينيم. تحرک ايجاد شده در مذاکرات ميان تضمين کننده گان موافقتنامه های ژنيو يعنی ايالات متحدۀ امريکا و اتحاد جماهير شوروی پيرامون مسألۀ افغانستان وشکل گيری مواضع مشترک که متوجه حل و فصل وضع سياسی اين مسألة است. ما تأکيد نموده و مينماييم که را حل  نظامی مسألة افغانستان آينده نداشته، صرف يک راه حل وجود دارد وآن عبارت از راه حل و فصل صلح آميز و سياسی است. ما به صراحت خاطر نشان ساخته ايم، که برای پايان دادن به جنگ راه جز مذاکرات، گذشت ها، تفاهم و قطع آتش جنگ وجودندارد. امروز حلقه های وسيع ملی وبين المللی اهميت و درستی پيشنهادات، را درک ميکند. ناديده گرفتن پيشنهادات ما به معنای دوام جنگ و خونريزيست. با خروج قوای اتحاد شوروی توانايی دولت جمهوری افغانستان جهت دفاع از استقلال، تماميت ارضی وحاکميت ملی افغانستان درمعرض آزمون دشوار قرار گرفت. دولت جمهوری افغانستان وحدت نيرو های طرفدار صلح را فراهم نموده و ازين آزمايش دشوار، پيروزمند بدر آمد.  طی دو سال گذشته دوکتورين نظامی ما واضحاًخصلت دفاعی داشته است. قوای مسلح د.ج.ا باپشتيبانی عام و تام از مشی دولت جمهوری افغانستان نقش وطندوستانة خود را در دفاع از منافع وطن و مردم در مقابله با تجاوز خارجی انجام داده است. بعد از خروج قوای شوروی افراطيون آشتی ناپذير ده ها عمليات تعرضی را در ننگرهار، خوست، قندهار، زابل، کابل و يک سلسله مناطق ديگر به راه انداختند.

   آنها به هيچ هدف عمدۀ دست نيافتند.  اما در طول اين مدت قوای مسلح ما که درفشی از صلح و مصالحه را در دست داشت و دارد، در موقعيت دفاعی قرار داشته و هدف عمدة فعاليت آنها را دفاع از اهالی، تأمين امنيت و انتقالات تشکيل داده است. ماصرفاً دوبار به عمليات تعرضی پر داختيم، عمليات در اطراف کابل و جلال آباد. هدف اين عمليات ها نيز مصئون ساختن هرچه بيشتر مردم از حملات راکتی مخالفين و در نهايت دفاعی بوده است. امروز در شهرها و دهات کشور همه درک مينمايند که قوای مسلح جمهوری افغانستان عمده ترين عامل حفظ ثبات و استقرار کامل صلح در کشور ميباشد.

   دوستان محترم! گاه گاهی شنيده ميشود که اقدامات دفاعی ماگويا با مضمون مصالحۀ ملی در تناقض قرار دارد. درين مورد بايد با صراحت خاطر نشان ساخت در شرايطی که نيروهای افراطی در کشور تا هنوز ارادة شانرا برای قطع فعاليت های محاربوی تبارز نداده اند، چگونه ميتوان از دفاع مشروع در برابرتجاوز منصرف شد. در اينجا سخن بر سر دفاع مشروع است، بايد تذکر داد، دفاع مشروع از يک شخص نه، بلکه دفاع مشروع در برابر خطری است که زنده گی و امنيت ميليون ها انسان را تهديد ميکند. مابنابر احساس مسئوليت در برابر مردم و وطن نميتوانيم اجازه دهيم که خلاء قدرت در کشور بوجود بيايد. نبايد از ياد برد که ايجاد چنين خلای قدرت در کنرها، باميان و برخی نقاط ديگر چه مصيبت های را بر مردم مذکور تحميل نموده است. جنگ بخاطر قدرت اين نقاط را به ميدان رقابت های خونين ميان گروپ های مسلح اپوزسيون تبديل نموده و نظم و قانونيت را که قبلاً از جانب دولت عملی ميگرديد، بطور فاجعه آميز برهم زد. دوکتورين نظامی جمهوری افغانستان که بر اصل دفاع از منافع وطن و مردم اتکاء دارد، حمايت و پشتيبانی وسيع مردم را جلب نموده است. امروز ما با افتخار اعلام ميداريم که قوای مسلح جمهوری افغانستان به مراتب نيرومند تر از دوسال پيش است و ده ها هزار تن از فرزندان دلير وطندوست کشور را در صفوف خويش متشکل نموده است. اين امر اهميت سياسی واقعبينانۀ جمهوری افغانستان را مبنی بر مشی مصالحۀ ملی ودفاع از صلح  آشکار ميسازد.

هموطنان گرامی!
   دست آوردهای ما در چهارسال گذشته محدود به عرصه های سياسی و نظامی نبوده است.  در چارچوب مشی مصالحۀ ملی اساسات نوين حيات اقتصادی و اجتماعی کشور پی ريزی گرديد.  اکنون در جمهوری افغانستان زمينة مناسب حقوقی و عملی جهت تحکيم و تقويت اقتصاد بازار، سکتورخصوصی و تشبثات آزاد اقتصادی بوجود آمده است.اقدامات ما علی الرغم تلاشهای مخالفين، مخالفين صلح و آشتی بمنظور محاصرة شهرها و دزديدن نان مردم جهت تأمين اهالی از نظر مواد مورد ضرورت اوليه و همچنان مساعی در جهت اعادة شرايط عادی زنده گی و فعاليت اقتصادی بلاوقفه ادامه داشته است. در پرتو سياست های جديد دولت جمهوری افغانستان تمام توجه حکومت جمهوری افغانستان معطوف به آن بوده است که شرايط لازم برای باز سازی و اعمار مجدد فراهم گردد. اما واضح است که اعمارمجدد کشورو تأمين بهتر زنده گی اهالی بدون جلب کمک های وسيع خارجی مقدور نبوده و مساعی همه جانبه را طلب ميکند. ما ميخواهيم با استفاده از هر امکان اقتصادی جنگ زدۀ کشور را احياء نموده و امکانات رشد همه جانبه را بدون تبعيض در سراسر کشور منجمله در مناطق فعاليت اپوزسيون فراهم بسازيم. تحقق سياست د.ج.ا در جهت اعمار مجدد و احيای اقتصاد کشور نه تنها عامل عمدة صلح به شمار ميرود، بلکه همچنان يگانه بر نامه و حرکت به سوی پيشرفت اقتصاد ملی و اجتماعی را تشکيل ميدهد.

   مصالحه فضای جديد اجتماعی را که بيانگر افزايش نقش مردم در تمام عرصه های زنده گی است بو جود آورده و به نيروها و اقشار مختلف اجتماعی امکان ميدهد تا سهم شانرا در آبادانی کشور و نيل به صلح ادا نمايند. طی سالهای اخير نقش روحانيون و شخصيت های ملی، قومی و اجتماعی و روشنفکران در فعاليت های سياسی و اجتماعی بيش از پيش افزايش يافته است. [صحبت شفاهی: در اين روز ها به مطالعة بعضی اخبارها و جرايد می بينيم که بعضی ها ميگويند که در افغانستان دموکراسی وجود ندارد، اگر وجود نميداشت خود بيان اين کلمه هم نميتوانست وجود داشته باشد.  و اگر وجود دارد که هر کس ميتواند آزادانه بيانی داشته باشد و نشرات آزاد اند، مطبوعات آزاد که جزءاساسی و متشکل دموکراسی  است.  پس بياييد اول اعتراف بکنيم که دموکراسی وجود دارد، باز اظهارات و عقيدة خود را و نظريات خود را ارايه بداريم. من فقط ميخواستم توجه دوستان محترم خود را که خود را ونيروهای سياسی و متحدين سياسی، شخصيت های برجستة جامعة ما را که خود را دخيل ميسازند در امر احيای صلح در کشور، باز سازی جامعة و چگونگی پيشرفت روندهای سياسی در کشور، توجه شانرا به حوادث نه چندان دورتاريخ ما جلب نمايم.  به اين مفهوم که اگر يک نظر انتقادی بياندازيم در ارتباط ريفورم ها و اصلاحاتی که در زمان شاه امان الله خان بوجود آمد، بدون در نظر داشت شرايط قبيله وی، عشيره وی و بدون در نظر گرفتن شرايط دينی، مذهبی و عقيدتی مردم افغانستان با طرز تفکر روشنفکرانه اصلاحات و ريفورم ها از بالا بدون در نظر داشت شرايط عينی جامعه با خصلت نسبتاً تند روانه شروع شد، که هم عشيره و قبيله را و هم نيروهای ديگری که از مذهب و عقيدۀ مردم افغانستان سؤ استفاده کردند، با هم متحد شدند و اين روند آغاز شده اصلاحات را که در چارچوکات يک سلسله نظريات روشنفکرانه، اقدامات از بالا شروع شده بود با مشکل مواجه ساخت، شما ميتوانيد قضاوت بکنيد. به صراحت می گوييم که اگر همين پروسه ولو به شکل انقلابی اش نه، بشکل ايوليوشن اش به تدريج آهسته آهسته از آن زمان بطور سالم انعکاس ميکرد وافراط در آن جا گنجايش نميداشت، امروز ما در اين موقف نميبوديم. باز هم سوال بررسی نقا دانۀ دورۀ اعلان يک دموکراسی ديگر در زمان صدراعظم شاه محمودخان است. بايد حلاجی شود، که آيا واقعاً آزمايشی بود از طرف بالا که ميخواستند مردم ما را بشناسند، عقايد را برجسته و روشن بسازند، و بعد از آن زير ضربه قرار بدهند؟ واقعاً همينطور بود؟ يا بعضاً از پائين تو سط نهضت های نه توده يی، بلکه باز هم دارای خصلت های روشنفکرانه بعضی تندروی های صورت گرفت که مقامات بالايی را ترساندند، آنها را ناگزير ساخت تا بالای نهضت ضربه وارد بکنند. وبازهم ميتوانست اين پروسه به تدريج انکشاف پيدا بکند اگر بر خورد معقول و ديالکتيکی صورت ميپذيرفت و با يک سلسله اقدامات تندروانه اين پروسه سرد ميشود، هنر و آرت مبارزه بايد وجود ميداشت، نزد نيرو های سياسی در آن زمان که چگونه همين اعلانی که ولو از طرف مقامات بالا صورت ميپذيرد طرف يک انکشاف سالم برده شود. بازهم برمی گرديم در يک مرحلة بعدی ديگری سال ۱۳۴۳، قانون اساسی اعلان می شود، دوران محمد ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان است. تاجای که مربوط ح.د.خ.ا و يا حزب وطن بود، اينها با کشيدن برنامة خويش و تعقيب ميتودها و شيوه ها و رفتارتکتيکی از آنها که با استفاده از شرايط مسالمت آميز، قانونی، سياسی، پارلمانی، مظاهرات، ميتنگ ها و آزادی بيان و مطبوعات و غيره اقدامات خود را سازمان ميداد. ولی حالا شما خود شاهد اين مسئله هستيد که برامدن يکتعداد جريانات سياسی ديگری که دفعتاً بازهم در همان فضای دموکراسی در سر سرک های قير، با استفاده از قانون اساسی شعار های جنگ های پارتيزانی و دفعتاً سر نگونی رژيم را مطرح بحث ساختند، اين چپروی افراد، طبقات حاکم و حکومت حاکم را باز ترساند، آنها خواستار تغييرات و تحولات در جامعه بودند ولی به تغييرات در سطح حکومت منجر شد که چند حکومت تغيير کرد. ناگزيراينکه حکومتی را بوجود آوردند که به فرمايش يا به وسيلة آنها يا به مصلحت که بين خود داده بودند، که بايد راست افراطی را رشد بدهند، تا آن سرحد که حتی سوال خطر کود تا های متعدد توسط نيروهای بنيادگرا و افراطی در رأس مورد بحث شد.

   اگر نيروهای اجتماعی، سياسی، دموکراتيک و ملی با بر خورد معقولانه وديالکتيکی و متوازن (که ماهم بايد بطوری انتقادی بگوييم که بعضاً تحت اين تأثيرات ماجراجويانه و چپروانه قرار می گرفتيم و از موضع اصولی خط مشی خود که طرح کرده بوديم انحرات می کرديم) باز حوادث را به ميدان آورد که شماامروز نتايج و عواقب آنرا درک می کنيد. من در اخبارها می خوانم که، دموکراسی وجود ندارد بخاطريکه کدام نيروی اپوزسيون دراينجا روز نامه، جريده و ياهفته نامه ندارد، فلهذا دموکراسی وجود ندارد. ما اعلان کرديم آزادی بيان و مطبوعات را، قوانين وجود دارد، قانون اساسی وجود دارد و

   بارها گفته ايم که بيائيد مذاکره کنيم، ديالوگ کنيم، بيائيد داخل مملکت، اسلحه را برزمين بگذاريد واز مبارزه مسلحانه استفاده نکنيد و از مبارزة مشروع  و قانونی وسياسی در ميدان مبارزه  داخل شويد. ما اينها را سد نکرده ايم، اين آنها هستندکه نمی خوا هند به اين ترتيب با استفاده از يک فکتی که از جانب ديگران تحميل می شود چنان سؤ استفاده کردند که گويادموکراسی در افغانستان وجود ندارد.  آياما واقعاً برای تکامل معقول دموکراسی مبارزه می کنيم؟ يا می خواهيم که به شکلی ا زاشکال زير نام دفاع از دموکراسی خدای ناخواسته در جهت تخريب دموکراسی برآييم و باز همين سمت معقول که آغاز شده است که بايد تکامل بکند و اگر با يک سلسله خصوصيات روشنفکرانه و يا چپروانه يا راست روانه يا بی موازنه بخواهيم که خدای نا خواسته کاری را انجام بدهيم همان گونه که در طول تاريخ گفتيم که به تدريج ميامديم اکنون به کدام مرحله انکشاف ميرسيديم، باز يک ضربه به نهضت واردشود؟در اينجا مسؤليت همگان بخصوص از ماهم است و خود را مکلف ميدانيم و در ارتباط با لويه جرگه،در ارتباط با حفظ تمام اين موازين و تمام مقرراتی که در قانون اساسی است سوگند ياد نموده ايم و بی حوصله هم نمی شويم.  بلکه مکلفيت خود ميدانيم، وظيفة ملی و وجدانی و افغانی خويش تلقی می کنيم که همين مسيرسياست مصالحه و تامين دموکراسی را که آغاز کرده ايم، بدون اين که بادها ما را از جای متزلزل بسازد، با پای استوار و معقول به پيش می رويم. و اما توقعات ما اينست که ديگران هم بايد در همين استقامت معقول مسؤلانه در برابر تاريخ و جامعۀ خويش گام بردارند.]

   گروه های مختلف اجتماعی در پرتو دموکراسی ، مستقلانه و با درک و جايب ملی، سهم شان را در جهاد عمومی بخاطر استقرار صلح ايفاء می نمايند.

   تحرک تازه در فعاليت های اجتماعی راه را بسوی احيای و حدت ملی، کاهش بحران اعتماد و انقطاب ها هموار می کند. تمام اين عوامل تأثير متحد کننده و بسيج کنندة مشی مصالحۀ ملی را آشکار می سازد. اين همه به اين معناست که مصالحۀ ملی که بر ارزشهای والای جامعه و دين مقدس اسلام استناد دارد.  به اساس مطمئن فکر و انديشة ما مبدل شده است.

هموطنان عزيز، دوستان محترم!
   يکی از اهداف مصالحه سرد ساختن کرة جنگ از طريق نيل و تفاهم ميان افغانها و گروه ها و سازمان هايست که متأسفانه تا هنوز بخشی از آنها در خصومت و رويارويی مسلحانه قرار دارند.  افغانها راهی جزاين ندارند. تجربۀ سالهای گذشته و خاصتاً دوسال اخير اين حقيقت را به اثبات رسانيده است. اما متأسفانه طوری که تجربه نشان داد درک ضرورت تاريخی اجتناب از مقابلۀ نظامی و روی آوردن گروه های درگير به مذاکره و تفاهم به زمان نياز داشته و به زمان نياز دارد. امروز گرچه در مقايسه با چار سال پيش طيف وسيعی از گروه ها و نيرو های درگير در جنگ ضرورت مذاکره و مصالحه را درک مينمايند. اما هنوز هم کسانی وجود دارند که دوام مقاومت مسلحانه و هر گونه مذاکرات و تفاهم را رد می نمايند. هر قدر که ندای مصالحه در ميان نيروهای اپوزسيون طنين بيشتر می اندازد، به همان اندازه جنگ طلبان دشمنی با سياست های ما را تشديد مينمايند.

   مخالفين مصالحه چه چيزی را پيشنهاد می نمايند؟  آنها مدعی بودند که هدف به اصطلاح جهاد شان خروج قوای بيگانه است.  بعد از خروج قطعات شوروی با تمام نيرو برای سقوط حاکميت جمهوری افغانستان دست بکار شدند، و با شعار جنگ تا آخرين افغان دست شانرا هرچه بيشتر به خون هموطنان خويش آلوده ساخته و خانه و کاشانۀ مردم را ويران و ويرانتر نمودند.

   مخالفين مصالحه و تفاهم ملی آشکارا مشغول جنگ برای قدرت اند. تا حال هيچ بر نامه ای، هيچ پيشنهادی و هيچ طرحی برای ختم جنگ در افغانستان به وسيلة نيروهای افراطی ارائه نشده است. اين افراد تلاش مينمايند تا ساير نيروهای اپوزسيون را به آشتی ناپذيری دعوت نموده و آماده گی آنها را به مذاکره و تفاهم با ايجاد فضای ارعاب و تهديد برهم زنند. در حالی که خود در خفاتلاش مينمايند تا در غياب ساير نيروهای اپوزسيون و به نفع آنان (به نفع همان افراد افراطی) معاملۀ را بر سر کسب قدرت انجام دهند. ما ميشناسيم که آنان کی ها هستند. اين عناصر کسانی اند که ديگران را ميترسانند، به آشتی ناپذيری دعوت ميکند، که گويا هرکس که رفت و با دولت افغانستان مذاکره کردند، خاين هستند.  در حالی که ما يک دو نمونه را افشاء کرده ايم که بيشتر از همه ايشان تلاش ميورزند، مگر به شرط اين که با يک سلسله طرح های که در حکومت طوری راه پيده کنند که ديگر نيروها را نفی کنيم. و اين در سياست ما، يعنی سياست مصالحه که تجمع تمام نيروها را مطرح بحث ميسازد و يا حداکثر نيروها را مطرح بحث می سازد. چرا که هدف ما نه تنها تأمين صلح است، وفاق ملی هم است. واين حالت تجزيه و پراگندة افغانستان را ما ميخواهيم که دوباره به وحدت ملی مبدل بسازيم. از آن خاطر هر قدر نيروهای وسيعی در ارتباط با تأمين صلح و اعمار مجدد افغانستان و حاکميت سياسی سهم بگيرند، ما به اين هدف نزديکتر شديم. تجربۀ سالهای اخير چهرۀ واقعی جنگ طلبان را که مشغول قتل و کشتار مردم اند، و به وطن خود خيانت ميکنند، به همه گان افشاء نموده است.  ولی تعداد زيادی از نيروهای مخالف بطور روز افزان راه خود را از جنگ طلبان جدا مينمايند. و بر تعداد آنانيکه طريق مذاکره و مفاهمه را انتخاب ميکنند، افزوده ميشوند. طی چهار سال گذشته، ۳۵۸۰۰۰ تن از نيروهای مسلح وغير مسلح مخالف به مشی مصالحة ملی پيوسته و يا از اقدامات مسلحانه عليه دولت صرف نظر کرده اند. مذاکرات ما با نماينده گان بخش معتدل اپوزسيون و شخصيت های افغانی در ژنيوو تماس های وسيع غير علنی با بسياری از قوماندانان و رهبران اپوزسيون به مثابة مقدمة ديالوگ رسمی بين الافغانی اين اميدواری را بوجود مياورد که ما در آيندة نه چندان دور انشاء الله و تعالی قادر خواهيم بود، در سطح وسيع به قطع مخاصمت دست يافته و با برگزاری انتخابات حکومت آينده را اساس گزاری نمائيم.

   ماهيت مصالحۀ ملی در انتخاب راه مذاکره و تفاهم و انجماد فضای مقابله و جنگ نهفته است. ما تفاهم را به معنای کنار آمدن نيروها و سهمگيری فعال همه يا اکثريت آنها در حيات سياسی و اجتماعی درک مينمائيم. تفاهم ميان افغانها با طرح کنار رفتن نيروها، رد يکی به و سيلة ديگری و پيش کشيدن شعارهای انحصار طلبانه در تضاد عميق قرار دارد. بطور مثال اينجا و آنجا  صداهای را ميشنويم که گاهی بر کنار رفتن يک نيرو وگاهی برکنار رفتن نيروهای درگير و معترض در جامعه پافشاری ميکند، کسانی هم هستند که ميخواهند از خط سوم سخن بگويند. بايد بی پرده اظهار داشت که مشکل کنونی کشور و مسألة بسيار پيچيدة استقرار صلح در شرايطی که همه جا را اسلحه فراگرفته است و روابط عاری اجتماعی عمدتاً بامقابلۀ مسلحانه تعويض گرديده است، با اين پيشنهادات حل شده نميتواند. البته يک عدة هم هستند که از اکثريت خاموش صحبت ميکنند. يعنی هدف شان توده های مردم هستند. ولی بازبطور خاموشانه همين اکثريت خاموش را با يک ادعا به پشت سر خود بسته ميکنند. که گويا با رژيم يادولت جمهوری افغانستان، توده ها نيستند.

   اينها از مردم تجريد شده اند. مردم با ما هستند. برای اثبات همين مسألۀ ما پيشنهاد نموديم که بسم الله ميرويم برای انتخابات به مردم، بگذاريد مردم و رأی آنها نشان بدهد که اکثريت خاموش با کی است.

   ما آنها را دعوت ميکنيم که بيائيد به حساب خلفای راشدين بيعت خود را از مردم تا زه بکنيم. خود را مسلمين بر جسته هم تلقی ميکنند. گاهی خود را شداد ميسازند، گاهی خود را فرعون ميسازند، گاهی نمرود می سازند.

که مسلمان خوب و بد را انسان نميتواند تشخيص بدهد. اين فقط حق الهی است.  با اعمال نامۀ که انسان در اين دنيا، در اين دنيای فانی به آنجا ميرساند و درآن دنيا به اثبات ميرساند و برايش اعلان ميگردد که تو انسان، مسلمان خوب بودی يا مسلمان بد. اکثريت خاموش را با يک ادعا به پشت سرخود، خدا نا خواسته، مثل گلۀ گوسفند نبايد بکشانيم و بسته کنيم.  مردم افغانستان مردم با شعور هستند، بخصوص در اين تجربۀ دوازده ساله خوب درک نمودند که دوست شان کيست و دشمن شان کيست؟ خدمتگذارشان کيست و کسی که آنها را فروخته، کيست؟  لذا ميترسند از گذاشتن صندوق و گرفتن رأی از مردم افغانستان و تأکيد ميکنند که ما ميخواهيم از طريق جنگ و توسط شمشير همۀ مسايل را حل و فصل بکنيم.  قطع جنگ قبل از همه مستلزم توافق ميان نيروهای عمده و درگير در جنگ است.

   تنها از اين طريق است که شعله های جنگ خاموش شده و فضای رقابت و مبارزۀ سالم سياسی بوجود خواهد آمد.  از راهی مذاکرات ميتواند.  به اين خاطر من گفتم که شما به طور مثال يک خط سوم و يک نيروی سوم را بوجود بياوريد و به اينها بگوييد که تمام صلاحيت های دوران انتقالی به عهدة شما است.  يک فيصله را بايد انجام داد. اين فيصله بايد توسط کی ها در عمل تطبيق شود، توسط همان نيروهای عمده که درجنگ درگير هستند، توسط آنها بايد عملی شود؟ وهمين حالا اگر نيروی سوم تصميمی را اتخاذ بکنند، که قابل قبول برای اين نيرو و يا آن نيرو نباشد، ما برای تأمين صلح کمک نکرده ايم. ولی اگراين نيروی عمده ويا آن نيروی عمده يا اکثريت آنها که فيصله بکنند و ما گفته ايم که سوال فيصلة شان بطور تفاهم يا کنسيسيوس باشد، تفاهم عمومی در اين صورت مکلف هستند که فيصله ها را در عمل تطبيق بکنند. و ارگانی را بايد بوجود آورد که فيصله ها و تصاميم آن ضمانت اجرائيوی را در عمل داشته باشد. و ما را در راه تأمين صلح رهبری و رهنمائی نمايد نه برای مغشوش ساختن اوضاع بيشتر در کشور. مذاکرات ميتواند فضای روانی مخاصمت آميزرا و بحران اعتماد ناشی از مقابلة نظامی چندين ساله را از ميان برداشته زمينه را برای دريافت زبان مشترک و برگذاری انتخابات مساعد سازد. هيچگونه اطمينان وجود ندارد که خط سوم و کنار رفتن اين و يا آن نيرو درد کشور را دواکند. نسخة علاج جنگ در تفاهم ميان همه نيروها يا اکثريت آنها نهفته است. هم خط اول،هم خط دوم وهم خط سوم همه يکجا با هم بايد در حرکت باشيم. ما درپيشنهادهای صلح خويش هميشه حقايق فوق رامدنظرقرار داده و مد نظر قرار ميدهيم.

   ما همه نيروها، اعم از سران تنظيم ها در پشاور، نيروهای نه گانه در ايران، قوماندانهای داخلی اپوزسيون ،نمايندگان مهاجرين، شخصيت های بزرگ افغانی مقيم اروپا و امريکا، شاه سابق و طرفداران موصوفرا به تفاهم فراخوانديم. صرف نظر از چند رهبر تنظيم های افراطی، مشی ما جاذبة بزرگی در ميان سايرنيرو ها کسب نموده و مينمايد.

دوستان عزيز!
   اگر اوضاع قبل از مشی مصالحۀ ملی را با شرايط امروز مقايسه کنيم، با اطمينان ميتوان ادعا نمود که ما راهی بس طولانی و دشوار را پيموده و به هدف والای خود يعنی تأمين صلح نزديکترشده ايم.دست يابی به صلح امروز از يک آرمان به يک اميد واقعی و قابل لمس مبدل شده است. با گذشت هرروز دورنمای حل سياسی مسألة افغانستان روشن و روشنتر ميگردد. بسياری از موانع داخلی و خارجی برای حل مسألة از ميان بر داشته شده است. گرايش روز افزون به سوی ديالوگ و مذاکره در داخل کشور و تغيير قابل ملاحظة افکار عامة بين المللی در بر خورد با مسألة افغانستان، اين امکان را بوجود مياورد تا به خاطر دست يابی به صلح و ثبات بيش از پيش اطمينان داشت. اکنون همه ميدانند که رويارويی نظامی فاقد هر گونه دورنما بوده و تنها به مصيبت مردم وطن ميافزايد. اما نبايد پنهان کرد که هنوزهم دشواری های قابل ملاحظه در راه نيل به هدف نهايی در برابر ما قرار دارد که عمده ترين آنهارا پافشاری لجوجانه بر شيوه های حل نظامی از جانب افراطيون و فقدان ارادة سياسی و نيت نيک نزد برخی حلقات حامی آنها در خارج تشکيل ميدهد. برخی انکشافات بين المللی نيز سبب شد تا توجه افکار عامة بين المللی به مسايل ديگر از جمله بحران خليج جلب گرديد و مساعی در جهت حل و فصل قضايای افغانستان تا حدود تحت شعاع قرار گر فت. ما در حالی که کوشش های خود را بخاطر تداوم و تسريع پروسة ديالوگ و مذاکرات ميان نيروهای داخلی و در بين قدرت های خارجی به خرچ داده ايم،همچنان سعی ورزيده ايم تا در مساعی بخاطر جستجوی راه های حل بحران های ديگر منجمله بحران خليج درحد مقدور آن سهم بگيريم، چنانچه ما نامه های را از آوان بروز اين معظله عنوانی سران و رهبران برخی از کشور های عربی ارسال نموده و طی آن انديشه های خود را در مورد در يافت راه های حل مسالمت آميز برای اختلافات و جلو گيری از يک درگيری وسيع مسلحانه در خليج با آنها در ميان گذاشته ايم، ايالات متحدة امريکا به حيث يک کشور معظم دنيا و يکی از اعضای دايمی شورای امنيت ملل متحد مسئوليت بزرگی در قبال صلح و امنيت بين المللی دارد. ما عقيده داريم که در پهلوی نيرو و توان بزرگ نظامی خويش ايالات متحدة امريکا ساير امکانات عظيم را در اختيار دارد که با به کارانداختن مؤثر آن ضرورت توصل به قوه احساس نخواهدشد.

   در اين ميان ميتوان از نقش نهايت مهم که ايالات متحدة امريکا در جهت حل ساير مسايل شرق ميانه منجمله مسألۀ اعادۀ حقوق حقۀ مردم فلسطين بازی نمايد ياد آوری کرد. به همين ترتيب مادرمورد موجوديت هسته های تشنج در منطقۀ خود ما نيز نگران هستيم. در اينجا ميخواهم مسألۀ درخور توجه ديگری را با شما در ميان بگذارم. هدف مناسبات بين المللی بخصوص مناسبات با کشور های منطقه وهمسايه وبخصوص امروز روی ما جانب پاکستان است.

   انکشافات جديد در سطح جهانی و پايان گرفتن جنگ سرد در عرصة مناسبات بين المللی ايجاب مينمايد، تا کشور های مختلف جهان متناسب به اين شرايط و اوضاع و احوال بالای سياست های خارجی و ديپلوماسی خود، متکی بر اصول همزيستی مسالمت آميز تجديد نظر نمايد. استراتژ های کهنه عمدتأخصلت نظامی سياسی داشت. در حالی که استاتيژی های جديد خصلت سياسی اقتصادی دارد. در روشنی انکشافات کنونی سياست های هر کشور بايد متکی بر حقايق باشد نه معيارها و اساسات کهنه و گذشته. يعنی اين سياست ها بايد بالای اساساتی استوار باشد که عمدتاً ثبات سياسی درهر کشور و منافع اقتصادی را برای طرفين و مردمان کشور های ما تأمين کند.

   اين امرمتضمن حق مردم برای دست يابی به يک راه بهتر و سطح بلند تر زنده گی و حق مسلم مردمان برای خوشبخبی و سعادت است. مهم اين است که جرأ ت و ابتکار تبديل عرصة نظامی و منازعه را به عرصة همکاری های اقتصادی داشته باشيم و بايد بدانيم که ديپلو ماسی و سياست های سابقه که عمدتاًمتکی به برخورد های ايديالوژيک بود ديگر در زمان جديد جای ندارد. مردمان صلح دوست بايد برای بهبود اقتصاد خويش متوجه باشد. نظم بين المللی اقتصادی در حقيقت امر در بسياری از جهات اين اصل اتکاء داشته و بقای منافع و آيندة اقتصادی کشورهای ما نيزبا استفادة درست و منظم از اين فرصت وابسته است .

 لذا ما خواهان در يافت های طرق، ميتودها و روابط جديد جهت انکشاف همکاری متقابل، دارای ماهيت نوين با همسايگان خود بخصوص مخاطب ما پاکستان است، هستيم. ما ميتوانيم باهمسايگان خود بجای رقيب نظامی، شريک اقتصادی باشيم. اکنون ترس و هراس از استراتيژی های کهنه مبنی بر تسخير شاهراه ها، دسترسی به آبها و ابحار و محاصرة نظامی مناطق و کشورها در فضای جديدمناسبات بين المللی جای و خريدار ندارد. بلکه به عوض آن منفعت جانبين و رفاه عامه اولويت دارد . به اين تر تيب تمام اهداف که بصورت سری و از طريق جنگ و نظامی تعقيب ميگرديد، بايد حالاشجاعانه بطور علنی و به نفع عامة مردمان ما انکشاف داده شود. افغانستان موقعيت خود رااز طريق مساعی صادقانه و همکاری مسالمت آميز وانکشاف دوجانبة مفيد با همسايگان خود تحکيم ميبخشد. 

   تقابل و رويارويی که ميراث سالهای طولانی فضای روانی مخاصمت و دشمنی بود، بايد جای خود را به يک ديپلوماسی جديد و همکاری متقابل اقتصادی خالی کند. منطقة که افغانستان و پاکستان نيز درآن موقعيت دارد از ريزرف ها و امکانات عظيم اقتصادی بر خوردار است. از اين امکانات ميتوان در شرايط بين المللی بجای تقابل ورويارويی بسود همکاری صلح آميزوحل پرابلم های اقتصادی-جتماعی در دو کشور ما و ساير کشور های منطقة ما در جهت تحکيم صلح، ثبات، دوستی و همکاری متقابل و چند جانبه بهره بر داری بعمل ايد . اين همکاری ميتواند در چوکات يک ساختار اقتصادی مؤثر که بشمول همه کشورهای منقطة ما باشد، تنظيم گردد. در چارچوب چنين همکاری و مناسبات موفق خواهيم شد زمينه های لازم روانی، سياسی و علمی را در جهت رفع پرابلم های سياسی کنونی و گذشته فراهم نماييم. ما به روابط خويش با جمهوری اسلامی ايران به حيث يک کشور همسايه که با ان دارای علايق تاريخی و فرهنگی طولانی هستيم، اهميت خاص قايل هستيم. ما عقيده داريم که زمينه های فراوان برای بسط وتحکيم روابط و همکاری ميان دو کشور اسلامی وجود دارد ما به سهم خود جهت استفاده از آن سعی لازم به خرچ ميدهيم و از گام های متقابل که اخيراً در اين راه برداشته شده اظهار خوشنودی مينماييم.جمهوری مردم چين بحيث يک کشور معظم جهان و همساية ما ميتواند نقش مهم را در امر تحکيم صلح و ثبات در منطقه و افغانستان ايفاء نمايد و در اعمار مجدد کشور ما سهم شايسته بگيرد.

   ما ازانکشاف مثبت که در چگونگی بر خورد مقامات جمهوری مردم چين در قبال مسألة افغانستان به وجودآمده است، استقبال نموده و آنرا با آرزومندی ملت و منافع مردمان دوکشور ما سازگار ميدانيم.روابط دوستی ديرينه و عنعنوی ما با جمهوری هند بطور قناعت بخش و مداوم انکشاف ميکند. رهبران افغانستان و هند همواره در صدد عرصه های جديد همکاری بيشتر متقابلاً ثمربخش ميان دو کشور هستند، پيشرفت اخير در اين زمينه بيانگر علاقه مندی و ارادة نيک آنهاست که توسعه وگسترش هر چه بيشتر دوستی و همکاری ميان حکومت و مردمان کشورهای ما ميباشد. دوستی و همکاری ميان افغانستان واتحاد شوروی که برپايه و اصل حسن همجورای بيش از پيش انکشاف مينمايد، با منافع عليای ملی هر دوکشور مطابقت دارد. مساعدت های دوام دار اتحاد شوروی در عرصه های مختلف به افغانستان، مساعی جميلة آن کشور بحيث يکی از تضمين کننده گان موافقتنامه های ژنيو جهت حصول توافق با ايالات متحدۀ امريکا روی اصول چوکات راه حل ابعاد خارجی مسألة افغانستان مورد قدردانی صميمانة مردم افغانستان قرار دارد. بنابر پيوندهای عميق فرهنگی و دينی افغانستان و ساير کشورهای اسلامی و عربی، ما خواستار گسترش و تعميق روز افزون علايق دوستانه با کشور های مذکور بوده در اين راه گام های جدی برداشته ايم و بر ميداريم.

   با درک اهميت که احياء و رشد مناسبات عالی و دوستانه با ايالات متحدۀ امريکا و ساير کشورهای غربی جهت اعادۀ صلح و ثبات و عمران مجدد و انکشاف اقتصادی و اجتماعی افغانستان دارد، ما به کوشش های صميمانه خود به اين راه ادمه خواهيم داد.

دوستان گرامی، هموطنان محترم!
   ما امروز با استفاده از فرصت يک بار ديگر به تمام نيروهای مخالف، روحانيون، شخصيت های ملی و اجتماعی، روشنفکران و همه افغانان وطن دوست خطاب مينماييم تا مساعی شانرا بخاطر ختم جنگ بکار انداخته و به ندای صلح و مصالحه که از جانب جمهوری افغانستان ارائه شده پاسخ مثبت بدهد.مابه رهبران بخش معتدل اپوزسيون خطاب مينمائيم که جنگ راه حل مشکل کشور ما نيست، مردم افغانستان در عمل به اثبات رسانيدند که هيچ نوع افراط گرايی را چه به چپ و چه به راست نمی پذيرند. مردم افغانستان ميخواهند به دور شعارهايی معقول و واقعبينانه متحد شده و برای هميش خود را از شر جنگ و نفاق نجات دهند. بياييد دست به دست هم داده و اين آرمان مردم خود را بر آورده سازيم. مابه رهبران گروپ های افراطی خطاب ميکنيم که راه حل مسايل از طريق اعمال زور بارها به بُن بست مواجه شده و چيزی بجز ويرانی، مرگ و تباهی بيشتر را به ارمغان نياورده است. اگر به منافع و خواست قاطبة مردم افغانستان اعتنائی داريد، صدای تفنگ، توپ و راکت را خاموش کنيد و بشنويد که مردم افغانستان از طرفين ختم جنگ و برادرکشی را مطالبه ميکنند.

   بياييد و به اين صداهای پر از درد و ضجة مردم گوش بدهيد و مطابق آن عمل کنيد.  ما از نيروهای اپوزسيون مقيم ايران تقا ضا ميکنيم که به طرح های ما دقيق شده و ببينند که چگونه منافع و خواست های معقول همه بخشهای جامعة افغانی بطور منطقی و واقعبينانه در آنها گنجانيده شده است، در حالی که برخی جناح های اپوزسيون  چنين منافع و خواست ها را بطور غير مسئولانه و تعصب آميز ناديده گرفته اند. قوماندانان داخلی اپوزسيون که در واقعيت امر بار گران جنگ را بدوش کشيده اند و از نزديک بامصايب و الام مردم آشنا هستند، بيشتر از نيروهای اپوزسيون مستقر در خارج، ضرورت پايان بخشيدن به حالت خونبار مردم و بيهوده گی راه حل نظامی را درک مينمايند. ما يکبار ديگر آنهارا به قطع آتش وآغاز کار و زنده گی صلح آميز فرا ميخوانيم. آنها بايد بخاطر مصئونيت و رفاه مردم محلات خويش احساس مسئوليت نموده و در جهت تأمين صلح و حفظ نهادهای اقتصادی و اجتماعی مناطق خود فعال گردند. ما شخصيت های افغانی مقيم امريکا و اروپا را مورد خطاب قرار داده و از آنهاتقاضا ميکنيم تا با استفاده از خرد، تجربه و نفوذ معنوی خويش بخاطر کوتاه ساختن دوران تلخ نفاق و خونريزی درکشورشان بکوشند. درين ميان نقش مثبتی که محمدظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان و اطرافيان موصوف بازی نموده ميتوانند،بخصوص موردتوجه است. ما صدها نامه به شخصيت های افغانی مقيم خارج ارسال داشته و پاسخ های مثبت و دل گرم کنندة از تعداد زياد آنها دريافت کرده ايم. اکثريت قاطع اين شخصيت ها علی الرغم دوری از کشور به مردم ووطن می انديشند و به راه بيرون رفت از وضع کنونی پيشنهادات و نظريات دلچسپ ارائه نموده اندکه شما با قسمتی از آن از طريق مصاحبه های تليفونی بعضی از آنها اخيراً آشنا شده ايد.  برخی از اين نظر يات و انديشه ها در تکميل و غنای طرح های دولت جمهوری افغانستان خيلی مفيد واقع شده، مردم قدرشناس افغانستان مجاهدت اين شخصيت ها را بخاطر تأمين هر چه زودتر صلح فراموش نکرده و از آنها توقع دارند تا با بر داشتن گام های شجاعانه، مساعی بخاطر ختم جنگ را تسريع نمايند.ما به نيروهای سياسی متحد خويش در داخل کشور خاطر نشان  می سازيم که اتحاد مستحکم و وحدت عمل همه نيروهای طرفدار صلح ضامن پيروزی انديشة مصالحة ملی بوده و نقاق ميان آنها باعث طولانی شدن را ه بسوی ختم جنگ خواهد شد. ميخواهم روی نقش که جبهة صلح افغانستان ميتواند به يک پل استوار ميان تمام طرفين در گير ايفاء نمايد تأکيد نمايم.

دوستان محترم، وطندارن عزيز!
   ملت افغانستان طی سالهای جنگ قربانی های فراوان داده است.  بياييد بخاطر خون پاک تمام افغانهای که در راه حق و عدالت جان شيرين خود را از دست داده اند به دربار خداوند(ج) نيايش کنيم که به اين بنده گان خود لطف و مرحمت خود را ارزانی داشته و گليم جنگ و خونريزی و تباهی و بربادی را ازسر زمين افغانها بر چيند. ما به خاطر پيروزی ها و موفقيت های که در جريان تطبيق مشی مصالحة ملی بدست آورده ايم با ابراز مراتب شکران به دربار خداوند(ج) از مردم نجيب افغانستان که از اين مشی باحوصله مندی و اميدواری علی الرغم شرايط دشوار وطاقت فرسا و مشکلات اقتصادی پشتيبانی به عمل آورده اند، سپاس گذاری ميکنيم. درنتیجۀ همين حمايت و دفاع بی دريغ مردم افغانستان از مشی مصالحۀ ملی بود که بخش های قابل ملاحظۀ اپوزسيون در موضع تأييد اين مشی قرار گرفته است. مااز ارگان های اجرائيه، مقننه و قضائیۀ دولت و همه نيرو های سياسی متحد آن که در جهت تحقق عملی سياست مصالحة ملی خدمات و مساعی شباروزی به خرچ داده اند، اظهار امتنان نموده و تأکيد ميکنيم که بهترين محک خدمتگزاری به مردم افغانستان سعی و مجاهدت در جهت تحقق هر چه بيشتر مصالحۀ ملی و آشتی ميان افغانهاست. ما به آينده خوشبين هستيم، صلح از هر زمان ديگر نزديک با ما قرار دارد. ما اميدواريم تا ملت رنج ديدة ما نه طی سالها بلکه طی ماه های آينده به آرزوی بزرگ شان بخاطر تفاهم و صلح نايل آيند. ازبارگاه خداوند (ج) مسئلت مينمايم تا به ما توفيق عنايت فرمايند تا به آرزوی مردم خويش در رسيدن به صلح مصدر خدمت شويم.

   مصالحه پيروز ميشود جنگ آينده نداشته و نميتواند به شيوۀ دايمی زنده گی مبدل گردد. مصالحه امر همۀ مردم است. مردم اين سياست را پذيرفته و در عمل تحقق مي بخشند. ما باور کامل داريم که صلح به وطن عزيز ما بر ميگردد و صدای گلوله ها برای هميش خاموش ميشود.     انشاءالله تعالی

ومن الله التوفيق

 

برگشت به صفحۀ قبلی