www.payamewatan.com
 

 

 
 
سیستم چند حزبی  بزرگترین دستآورد مصالحۀ ملی

متن سخنرانی دکتور نجیب الله در اولین جلسۀ وسیع رهبری، احزاب و سازمانهای سیاسی کشور که بتاریخ ١١ سنبله  ١٣٦٨ در مقر ریاست جمهوری دایر گردیده بود


رفقای محترم!

ما اولین ملاقات رهبری احزاب را آغاز مینماییم.  متیقین هستم که این ملاقات از هر لحاظ مفید خواهد بود.  میخواهم دربارۀ وضع در کشور یعنی دربارۀ لحظۀ جاری صحبت نمایم.  قبل از همه دربارۀ سیاست مصالحۀ ملی، این سیاست که اهمیت دولتی را بخود کسب نموده، آرزوها و اندیشه های تمام مردم اقغلنستان را انعکاس میدهد، میخواستم بالای مسئالۀ اساسی تاکید ورزم
. 

امروز ما پایگاه اجتماعی حاکمیت دولتی را به طوری قابل ملاحظه بسط و توسعه بخشیده و پلاتفورم ملی وطنپرستانه را ایجاد نموده ایم و بدین ترتیب امکان را برای سازمانها و دیاموگهای وسیع المقیاس فراهم ساختیم.  تمام این کارها به خاطر یک هدف یعنی به خاطر قطع عاجل جنگ برادرکشی صورت میگیرد.  اکنون حتی دشوار است تصور کرد که ماچقدر کارهای زیاد را برای تحقق سیاست مصالحۀ ملی در عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی انجام داده ایم.  بدون شک کارهاه زیادی در عرصۀ بین المللی عبارت از موافقتنامه های ژنیو می باشد.  حزب دموکراتیک خلق افغانستان با انصراف از انحصار قدرت و تقسیم آن با سایر نیروهای سیاسی مردانگی عالی سیاسی، ریالیزم و وطندوستی را از خود تبارز داد.  در شرایط سیاست جدید ما توجه خویشرا به ساختمان دولتی معطوف ساخته ایم و درین استقامت نیز کارهای زیادی صورت گرفته است.  منظور من ختم انتخابات برای ارگانهای محلی قدرت دولتی، ایجاد دستگاه جدید دولتی در سطح ولایات، انتخابات برای سوران ملی، تدویر لویه جرگه، ایجاد ادارۀ ریاست جمهوری و تشکیل شورای ملی است
.

تمام اینها دستاوردهای مساعی ما و قبل از همه دستاوردهای مساعی احزاب سیاسی، طی مدت زمان اخیر است.  ملی درین استقامت هنوز کارهای بزرگ و قبل از هنه در جهت تحکیم کادرهای دستگاه دولتی در تمام سطوح از شوداهای قریه ها گرفته الی قدرت مرکزی در پیشرو قرار دارد.  استقامت دیگری که ما آنرا رشد میدادیم عبارت از تشکل ائتلاف بود.  ولی با  صراحت باید گفت که کارهای نه چندان زیاد.  ما به صراحت کامل میتوانیم بگوییم که ائتلاف را در سطوح قریه ها، ولسوالی ها، ولایات و ارگانهای حاکمیت مرکزی تأمین نموده ایم.  ارقام درین زمینه خیلی زیاد است، ملی ما و شما کار را صرف در محدوده قلمرو تحت کنترول حاکمیت دولتی پیش میبریم و امروز ائتلاف عبارت از مظهر پایگاه جدید اجتماعی است که ما آنرا واقعاً بسط و توسعه داده ایم.  امروز هر گروپ و قشر در تمام سطوح حاکمیت دولتی نماینده دارد.  تاکنون ما کارهای کمی را در جهت جلب نماینده گان به اصطلاح (اپوزیسیون بزرگ) یعنی نماینده گان حلقه دوم عمدتاً داخل کشور و اپوزیسیون خارج کشور به اشکال ائتلافی انجام داده ایم
.

درین استقامت ما باید میتود و شیوه ها را تغییر داده و با اشکال پسیف که دیروز رضایتمندی ما را بر آورده میساخت، اکتفا ننماییم
.

منظور من ارسال نامه ها و گذاشتن چوکی های خالی در مقامات مختلف برای اپوزیسیون است.  باید در جهت مذاکدات صریح و وسیع گام برداشت.  باید به دور میز مذاکره نشست، تمام این اشکال جدید دارای مشخصات ائتلافی ایخاد شده طی مدت زمان اخیر قابلیت زیست خود را نشان داده و ما این را در نمونه های قلات، جلال آباد، غزنی و کندهار مشاهده میکنیم.  ملی ما نباید فراموش کنیم که تنها موجودیت ساختاد جدید کافی نیست و نقش تعین کننده را در هنه جا افراد و سر سپرده گی، صلاحیت و توانایی آنها در بسیج اهالی محل به خاطر دفاع ایفا میکند.

تمام این نارسایی ها در حوادث کندز به طور آشکار نمایان گردید.  اگر چه برای ما خوشآیند نیست در باره این حوارث صحبت کنیم، ملی ما باید آنرا همیشه به خاطر داشته باشیم، تا نتیجه گیریهای لازم را برای آینده انجام بدهیم.

این نتیجه گیری ها نو نیست.  ما به کادر های پخته نیز داریم.  وحدت کامل ضرورت است و رفاع خودی واقعی صرور است.  ما قطعات و جزو تام های بزرگ داریم.  مهمات و تخنیک محاربوی دایم ما قادر هستیم تا هر نوع وظیفه پیچیده را انجام دهیم، تصفیۀ کندز از وجود افراطیون این مسئاله را نشانداد.  اکنون ما مصمم هستیم تا قابلیت دفاعی و احصارات محاربوی هر ولایت را بازرسی نماییم.  ما باید در جهت تشکیل مفرزه های پارتیزانی در جهت ایاد قرارگاهنا در ولایات و تبدیلی هر مرکز ولایت، هر ولایت به قطعۀ جنگی و قلعه جنگی و یا قلعۀ نظامی که بتواند نه تنها از خود دفاع کند، بلکه در صورت ضرورت به تعرض نیز بپردازد، گام برداریم.  متاسفانه بعد از 25 ثور، اپوزیسیون مسلح جنگ و عملیات محاربوی را بالای ما تحمیل میکند.  با کمال تاسف ما طی مدت زمان اخیر بطور فعالانه به جهگ مصروف می شویم.  ملی این انتخاب ما نیست، این ضرورت تلخ است و اینکه ما میخاهیم یا نمیخواهیم ولی این استقامت ابعاد هر چه وسیعتر به خود کسب خواهد نمود و ما در انتطار آن هستیم.

ما نباید هدف اساسی استراتیژیک نظام ما یعنی سیاست مصالحۀ ملی را فراموش کنیم.  اگر جنگ را بالای ما تحمیل میکنند، ما بنوبۀ خویش باید سیاست مصالحۀ ملی را بالای آنها تحمیل کنیم و پوتنسیال امکانات برای این کار وجود دارد که از آن تا کنون استفاده بعمل نیامده است
.

اکنون لازم است تا سیاست مصالحۀ ملی را به مثابۀ پروسۀ دارای سه مرحله و سه فاکتور در نظر گرفت.  قبل از همه ما باید به خاطر آتش بس مبارزه کنیم و درین جهت از همه چیز استفاده کنیم و اگر ما به آتش بس در تمام قلمرو نایل نمی شویم، بگذار آتش بس در قرنه، در ولسوالی و دریک ولایت برقرار شود.  ما باید از تفکر عاو منطقوی به اقدامات عملی در محل مشخص گذار نماییم.  ما از این ذخیره خراب استفاده مینماییم و در همه جا از آن استفاده نمیکنیم
.

فاکتور دوم عبارت از فاکتور گسترش تماس های ما با اپوزیسیون.  بنوبه اول با اپوزیسیون حلقه دوم است یعنی آنهاییکه در داخل کشور مصروف جنگ اند.  علاوه بر اقدامات قبلی ما اکنون در ریاست جمهوری پروگرام خاص را تدوین مینماییم و گام های بزرگ را در جهت بر قراری تماسها باگروهها و رهبران مختلف اپوزیسیون خواهیم برداشت
.

میگییم مصالحه میکنیم، ائتلاف میکنیم.  ولی در عمل ما حتی در یک ولایت گذشت نکرده ایم
.

فاکتور سوم که ما باید بالای آن بیشتر کار نماییم عبارت از فاکتور اتحاد و یکپارچگی و وحدت تمام نیروهای ملی و وطنپرست
.

ما پیشنهارات را در جهت براه انداختن مذاکرات و سایر اقدامات به خاطر وحدت ملی در ماههای سنبله و میزان مطرح خواهیم نمود.  متیقن هستم که هرحزب و در مجموع تمام جبهه دموکراتیک در تمام این امور سهم فعالانه خواهند گدفت
.

آنچه که به مسئاله تحکیم قوای مسلح ارتباط می گیرد من معتقد هستم که هر حزب میتواند و باید کارهای بزرگ را درین جهت انجام دهد.  باید ازین امر پیروی کرد که مبارزه مسلحانه با بخش آشتی ناپذیر اپوزیسیون خصلت همگانی مردمی و سراسری ملی را بخود کسب مینماید.  این امر کار یک حزت نیست، نقش و مسوولیت احزاب، اتحادیه های صنفی، جبهۀ مای و هر وطندوست درین مبارزه ارتقا یابد.  سیستم چند حزبی بدون شک بزرگترین دست آورد مصالحۀ ملی است
.

سیستم چند حزبی بدون تردید یکی از عمده ترین دستاوردهای دموکراسی و قانون اساسی ما میباشد.  اگر احزاب دو سال قبل پیوسته به حزب دموکراتیک خلق افغانستان، اخزات شامل اتحاد چپ دموکراتیک و احزاب جدیدالتشکیل را در نظر بگیریم، اکنون ما با 12 ـ 11 حزب سیاسی سروکار داریم
.

این بنیار خوبی برای حل پرابلمهای سیاسی و اجتماعی جامعه ما است.  این پایه خوب برای حل پرابلم های بزرگ باخیر ناپذیر سراسری ملی بر اساس اصول دموکراسی است.  ولی این صرف بنیاد است.  هر حزب می تواند تحرک و تعرض را در تحقق سیاست مصالحۀ ملی از خود تبارز دهد و باید تبارز دهد
.

دوستان محترم!
اگر ما صلح میخواهیم،  اگر ما میخواهیم تا حقوق و آزادیهای مندرج در قانون اساسی را حفظ نماییم، اگر ما میخواهیم جمهوری و نظام دموکراتیک را حفض نماییم.  تمام احزاب و سازمانهای اجتماعی باید مانند یک جبهه واحد و یک پارچه فعالیت نمایند.  این جبهه باید جبهۀ دفاع از قانون اساسی، استقلال و حاکمیت افغانستان، صلح در سر زمین پدران ما، جبهه مبارزه به خاطر دموکراسی و آزادی برای همگان و جبهه پشتیبانی از حاکمیت ائتلافی دولتی باشد
.

در کشور ما و در سایر کشورها منجمله در کشورهای همجوار مبارزه به خاطر بدست آوردن و یا احیای دموکراسی اکنون به محور زنده گی سیاسی مبدل گردیده است، زیرا بدون دموکراسی نمیتوان توده ها را برانگیخت، نمیتوان مسیر ترقی و انکساف و پیشرفت را پیمود، نمیتوان عقبمانی را رفع نمود، به رویدادهای پاکستان دقیقاً نظر بیافگنید جنبش احیای دموکراسی نیرو کسب نموده، باوجود حفظ ساختار سیاسی ایکه ضیاالحق ایجاد کرده بود، میتوان اظهار امیدواری کرد که در آینده نزدیک اداره نظامی در این کشور جای خود را برای نهادهای دمکراتیک خواهد سپرد.  ده سال این مبارزه ادامه داشت، و اینک مبارزه ثمرات خویش را به بار میآورد
.

نمیتوان گرایشهای مشابه را در کشور همسایه ایران مشاهده نکرد.  اصول و اشکال محافظه کارانه قرون وسطایی اداره جامعه تاحد زیادی به جنگ طولانی خونین میان ایران و عراق مساعدت ورزید.  یک سمتگیری وجود دارد، مردم طالب دموکراسی اند، مردم خواهان دموکراسی بیشتر اند، ما باید به این امر مساعدت ورزیم، منجمله از طریق سازمانهای حزبی، اجتماعی و ساختار انعطاف پذیر و متحرک آن
.

دشوار نیست تا رابطه میان اپوزیسیون آشتی ناپذیر افراطی افغانستان و نظامی ساختن زنده گی سیاسی در پاکستان در وق رئیس جمهور اسبق را مشانده کرد.  رژیم ضیاالحق با پشتیبانی از نیرو های ضد افغانی و با ایجاد قرارگاه های ضد انقلاب افغانی، کمپها و مراکز تربیه تخریبکاران در قلمرو پاکستان، در عین زمان مانع روشهای دموکراتیک و فعالیت احزاب در پاکستان گردیده و آنرا خفه میساخت.  این دو پروسه متقابلاً وابسته ته همدیگر میباشند ازینرو مبارزه به خاطر دموکراسی در پاکستان در عین زمان به حیث مبارزه به خاطر تغییر خط مشی سیاست خارجی نسبت به افغانستان تلقی میگردد.  امیدوار هستیم که احیای دموکراسی در خود پاکستان با پشتیبانی بعدی از اپوزیسیون آشتی ناپذیر بر ضد افغانستان نا سازگار خواهد بود.  به عبارۀ دیگر پروسه دموکراتیک با لیدران تیپ گلبدین نا سازگار است.  نه تنها تجربه خور ما، بلکه تجرته بین المللی نیز مبین این امر است.

لازو است تا برای شخصیت سیاسی و برای هر کسی که با فعالیت حزبی ارتباط دارد.  مسئاله عمده روشن باشد.  گلبدین و افراد مشابه او، دموکراسی و پیشرفت را برای کشور ما باخود نمی آورند.  افراطیون مخالف روند پیشرفت اجتماعی اند.  طوریکه تجربه چندین ساله و رویدادهای اخیر در کندز نشان میدهد، افراطیون ترور قرون وسطائی، دیکتاتوری متعصبین و جاهلان بر نیروهای تولیدی و اخلاق وظیفه هر وطندوست افغانستان، وظیفه ضد اسلامی را برای ما به ارمغان می آورند، اعضای احزاب ما است تا مانع آنها گردیده و نگذارند تا مشعل عقل، خرد و آزادی خاموش گردد.

تاریخ را بیاد آوریم چه چیز بخ گلبدین م سایر افراطیون تشنه به خون کمک کرد، تا با هم متحد و یکپارچه شده و به نیروی بانفوذ که مرگ و ویرانی را در هنه جا به بار می آورند، مبدل کردند.  من جواب میدهم.  پراگنده گی و عدم محدت در جنبش دموکراتیک کشور، مبارزه میان احزاب و گروه های مختلف افغانستان، دعوای انحصار قدرت دولتی از طرف یک حزب، تلاش امپریالیزم و ارتجاع منطقه در جهت استفاده از اختلافات داخل افغانستان بخاطر اهداف شوم شان، به این امر کمک کرد.  ح.د.خ.ا.، اولین حزب بود که تلاش ورزید تا در سهای تلخ، ملی لازم را از گذشته آموخته و تغییرات اصولی را نه تنها در تاکتیک، بلکه در استراتیژی خود نیز وارد نماید.  چنانچه معلوم است.  پرابلم اتحاد و ائتلاف به عرصه استراتیژی ارتباط گرفته و در اینجا حزب دموکراتیک خلق افغانستان با قاطعیت اعلام نمود، قدرت در کشور میتواند صرف ائتلافی بوده که از طریق دموکراتیک بر اساس اصول دموکراسی چند حزبی تحقق می یابد.

تجربه تاریخی و واقعیت تلخ اکنون از نماینده گان تمام احزاب افغانستان می طلبد تا مافوق نظریات محدود حزبی، در سطح منافع علیای ملی قرار گرفته و بخاطر یک هدف عالی یعنی احیای صلح در افغانستان باهم متحد شوند.  سیستم چند حزبی کمتر از یک سال فعالیت میکند، ملی کارهای زیادی در جهت وحدت و یکپارچگی نیروهای گوناگون کشور بر پایه پلاتفورم مصالحۀ ملی انجام پذیرفته است.  از برکت قانون احزاب سیاسی، حزت دموکراتیک خلق افغانستان، سازا، سزا، حزب عدالت دهقانان افغانستان، حزب اسلامی مردم افغانستان، نهضت همبستگی مردم افغانستان، فدائیان و اتحادیه انصار الله بطور علنی و با داشتن حقوق یکسان در خانواده سیاسی فعالیت مینمایند اتحاد احزاب چپ دموکراتیک که از حزب دموکراتیک خلق افغانستان، سازا و سزا متشکل است، ایجاد گردیده این اتحاد فعالیت خویش را از طریق شورای انسجام بر پایه پلاتفورم مشترک تحقق می بخشد.  اینجانب منحیث رئیس جمهور افغانستان، از مساعی خستگی ناپذیر این سه حزب چپ دموکراتیک در تحقق پیگیرانه سیاست مصالحۀ و دفاع مسلحانه از سرزمین نیاکان ما، در جنگ تحمیل شده بالای مردم رنجدیده ما اظهار رصایت مندی مینمانم.  اکنون سازا و سزا نه صرف در حرف بلکه در عمل از سیاست مصالحۀ ملی پشتیبانی مینمایند.  این احزاب و قبل از همه سازا وجیبۀ خویش را در امر دفاع مسلحانه از مطن انجام میدهد
.

از پیشنهاد رهبری حزب عدالت دهقانان افغانستان که به خاطر سهمگیری آن در تقویت قوای مسلح مطرح ساخته، پشتیبانی نموده و از تلاش پیگیر و فعال آن حزب در توضیح و تشریح مشی مصالحۀ ملی ابراز رضایت مندی مینمایم
.

همچنان آرزومندیم تا رهبری حزب اسلامی مردو افغانستان با عودت قطعات محدود نظامی اتحاد شوروی، کار فعالانه را در میان آنانیکه تحت شعارهای مذهبی نا آگاهانه در صفوف افراطیون قرار دارند پیشبرده و آنها را به راه اسلام واقعی برای دفاع از وطن سوق دهد.

ـ حزب باسلامی مردم افغانستان طبق اساسنامه و برنامه خویش در وضع موجود دلایل مقنع را به خاطر اثبات بیهوده گی جنگ تحت شعار به اصطلاح «جهاد» در دست دارد، متاسفانه ازین امکانات استفاده لازم صورت نمیگیرد.

ـ چندی قبل دو سازمان سیاسی دیگر بنام های نهضت همبستگی مردم افغانستان (فدائیان) و اتحادیه انصارالله که در سرخط مشی آنان تاُمین صلح و آرامش در کشور، وحدت و همبستگی ملت قهرمان افغان و رعایت کامل اساسات دین مبین اسلام قرار دارند، به فعالیت آغاز نمودند.

ما به طور دسته جمعی در جریان نظر خواهی عامه پیرامون طرح قانون اساسی در جریان آماده گی و تدویر انتخابات، در مقت ایجاد حکومت خوب کار کردیم و همچنان مساعی خویش را در جهت دفاع مسلحانه از وطن تقویه مینمائیم.

ولی با آنهم تا اکنون پرابلم ایجاد جبهۀ مشترک دموکراتیک در مرحلۀ ابتدایی حل خویش قرار دارد، دشوازی های به میراث مانده از گذشته برخورد تنگ نظرانه حزبی نسبت به وظایف سراسری ملی، تلاش رهبران مختلف سیاسی در جهت نظر انداختن به گذشته و تصفیه حسابها، با کم بها دادن از طرف آنها به مبرمیت اوضاع نضج یافته نظامی سیاسی، تاکید بی نهایت بالای مبارزه به خاطر قدرت طلبی و امتیازات، عدم تحرک و عدم هماهنگی در مبارزه با دشمنان مصالحۀ ملی، مزاحم ایجاد این امر میشود.

ـ دموکراتیزه ساختن سیستم سیاسی در مطابقت با مطالبات قانون اساسی کار دشوار است، ولی ما منتظر چیزی دیگر نبودیم.  رویارویی نیروهای گوناگون سیاسی در محدوده قوانین موجود یک پدیده عادی بوده و در اصل ما خواهان این امر هستیم تا چنین مبارزه جامعه ما را سالم سازد و اگر خواسته باشید ما خواهان رقابت سیاسی هستیم، ملی به چهان مضع نباید اجازه داده شود تا چوپانها دراین باره باهم مناقشه بکنند که یک گوسفند به کی تعلق دارد و در عین زمان گرگ تمام رمه را بدرد.  اکنون بخصوص چنین مضع است، باید گرگ را برانیم و برای این کار لازم است تا اختلافات حزبی را کنار بگذاریم.

احزاب و سازمانهای اجتماعی جزء عمده سیستم جدید سیاسی کشور ما میباشند، هسته هین سیستم عبارت از دولت است و تنها دولت دارای نیروی باز دارنده اجتماعی است، قدرت ریاست جمهوری عبارت از محور سیستم دملتی ما میباشد، قانون اساسی را احترام و تطبیق مینمایند، خیلی علاقمند هستم، این طبیعی است، زیرا صرف از طریق احزاب میتوان پشتیبانی توده ها را از اقدامات دولت در عرصه سیاست داخلی و خارجی تأمین نمود و صرف ازین طریق میتوان به ثبات نظام دولتی نایل گردید.

من ميخوا ستم تا هريک ازين احزاب كه امروز در اينجا گردهم آمده اند، در چارچوب نظريات سياسى خويش كه با قانون اساسى كشور مغايرت نداشته باشد، نيرومند و بانفوذ باشد ناگفته نماند كه برخى احزاب تا كنون برنامه هاى خويش را برياست جمهورى ارائه نكرده اند، شما كارخويش را بر كدام اساس تنظيم مينمائيد.

همچنان خيلى عمده است تا احزاب بر پايه پلاتفورم مصالحه ملى با همديگر همكارى را آغاز نموده و ازين همكارى، نيرو مندى اضافى ائتلاف بميان آيد. اين نيرومندى اكنون براى طرد حملات اپوزيسيون خيلى ضرور است.  ما منتظر دستاوردهاى زياد فعاليت احزاب مترقى بوده و بنوبه خويش آماده هستيم تا همكارى شما را با دولت دو جانبه سازيم، يعنى نه تنها شما بما بلكه ما بشما نيز مسا عدت نمائيم.

ـ از مطالب فوق الذكر روشن ميگردد كه دولت و قدرت رياست جمهورى در تحكيم احزاب شامل جبهه دمو كراتيك دفاع از قانون اساسى جمهورى افغانستان علاقمند است. از ينرو بيائيد مشخص سازيم كه دولت كدام كمكها را بشما انجام داده ميتواند، آيا تعمير براى مقر احزاب وشعبات آن درولايات وجود دارد؟ آيا بنيه مطبوعاتى(كاغذ) خبرنگاران مسلكى وجود دارند؟ دولت ميتواند كرسىهايى را در انستيتوت تربيه كادرها، معاش براى تحصيل در خارج، يك بخش از كالاها براى فروش وغيره تخصيص بدهد، مساله تاثير احزاب مختلف بالاى تودهها منجمله تبليغات شفاهى ومطبوعات دموكراتيك ومحتواى آن خيلى عمده است. بادر نظر داشت درسهاى گذشته براى ما لازم است تا از محدوده جلسات بيرون برآمده، نزد مردم رفته اند يشه هاى مصالحه، قطع روياروى جنگ مسلحا نه، رشد همه جانبه تجارت وصنايع، حفظ و تحكيم نورمهاى اخلاقى در مطابقت با دين مبين اسلام و عنعنات مردم رابه توده ها برسانيم.

واقعيت در انحصار هيچ كسى قرار ندارد، زيرا وا قعيت هميشه مشخص است، عرصه جديد تشر يک مساعى احزاب بوجود آمده است، منظور من پارلمان است، اكنون در تدوين قوانين بايد نظريات تمام نيرو هاى اجتماعى و سياسى در نظر گرفته شود. تا اكنون شما نميتوانيد منحيث نماينده گان يك جبهه واحد در پارلمان صحبت كنيد. اين يك نارسايى جدى است ولى وقت براى رفع آن وجود دارد.

ـ از تمام احزاب وسازمانها خواهش ميكنم تا شامل مبارزه به خاطر ايجاد دستگاه سالم دولتى شوند. اين نيز پرابلم ادارى با اهميت سراسرى ملى است، چندى قبل ما برخوردهايى را در رابطه به حل اين پرابلم درجلسه حلقه بالايى كا رمندان دولتى جمهورى افغانستان بررسى كرديم، ما طرفدار انتقاد ازبيرو كراسى، سر قت دارايى ملى، تكبر وخيانت به منافع ملى هستيم ، ولى انتقاد نبايد به خاطر انتقاد صورت بگيرد، بلکه انتقاد بايد سازنده بوده و حاوى پيشنهادات درباره بهبود دستگاه دولتى باشد.

ـ پرابلمهاى متعدد حاد در عرصه مناسبات بين المللى وجود دارد، احزاب ميتوا نستند در جستجوى راههاى حل اين پرابلمها در چارچوب قانون اساسى بذل كمك نمايند ولى از همه خواهش ميكنم اين مسئاله را در نظر داشته با شند، دو لت به تبليغ ناسيوناليزم مليتهاى مختلف ساكن افغانستان وياشئونيزم برخى از مليتها اجازه نخواهد داد، هدف ما تأمين وحدت ملى تمام مردمان كشور ما است. درا ينجا ما خواهان جدى طرح اسلامى(امت) يعنى و حدت تمامى مسلمانان ساكن كشور اسلامى بدون در نظر داشت تعلقيت ملى آنان هستيم. بطور خاص ميخواهم بالاى ضرورت سهمگيرى تمامى احزاب در سازماندهى دفاع خودى گذرها، موسسات وادارات صحبت نمايم .  مااز ايجاد مفرزه هاى خاص نظامى شده احزاب مختلف و تأمين كنترول آنها بالاى ساحه ها و حتى واحد هاى مكمل ادارى همانطوريكه سازا اين كار را انجام ميدهد، استقبال خواهيم نمود.

تمامى پيشنهادات مشابه دقيقا بررسى ومورد پشتيبانى قرار خواهد گرفت.

در باره موقف حزب دموكراتيك خلق افغانستان در سيستم سياسى ما، حزب دموكراتيك خلق افغانستان و ساير احزاب داراى حقوق مساوى اند، در اين زمان وزنه سياسى هر حزب در جامعه مربوط به امكا نات عينى و سهم آن در حل وظايف سياسى، اقتصادى و دفاعى است، ما شاهد اين امر هستيم كه سهم احزاب يكسان نيست از ينرو وزنه احزاب در جامعه نيز مختلف است. نبايد آزرده شد كه درباره كدام حزب مشخص زياد حرف ميز نيم، اين حزب بايد كار زياد را انجام دهد، چنين وا قعيت وجود دارد. وهر حزب كه زياد كار ميكند، اشتباهات زياد نيز ميدا شته باشد.  امروز ما خواهان كار وعمل هستيم، مردم ازصحبتها و وعده ها خسته شده اند. اكنون كدام شکل جديد سازمانى اتحاد و يكپارچگى تمام احزاب در جبهه دمو كرا تيك دفاع از جمهورى افغانستان پيشنهاد نميگردد، ماجبهه ملى داريم و با كمك آن ميتوان تشريك مساعى احزاب را تنظيم نمود، ولى اشكال ديگرى نيز ميتوا نند وجود داشته باشد، بيائيد در آغاز به تحليل و تجزيه سياسى خويش بيا فزاييم و با استفاده از پراتيك وخواست زنده گى مسئاله ضرورت شكل مشترك سازمان همكارى احزاب و گروه هاى مختلف را حل نما ئيم.

ـ طور يكه من تصور مينمايم، ملاقاتهاى كارى رهبران احزاب بايد خصلت منظم رابه خود كسب نموده و به نورم زنده گى سياسى كشور مبدل گردد، چنين ملاقاتهاو عملکردهای هماهنگ احزاب سياسی در جهت حل پرابلمهای مبرم وحاد واقعيتهای کشور ما بايد به تبارز پلوراليزم و همچنان به مظهر وحدت ملى مبدل گردد، زيرا امروز عمده ترين معيار وحدت عبارت از آماده گى وتوا نايى براى حل پرابلمها بر پايه تأمين صلح و امنيت و سيا ست مصالحه ملى است.

ـ چند كلمه درباره جنبه های بين المللى فعاليت احزاب ودر باره بر خورد نسبت به حل مسايل سياست خارجى، سياست خارجى افغانستان مانند سياست داخلى بايد بر پايه سيستم چند حزبى متكى باشد، اين امر با اصول پلوراليزم سياسى و ائتلافى بودن سيستم دولتى ما مطابقت دارد، پا يه چند حزبى سياست خارجى ما بايد مظهر و تجسم ديگرى وحدت ملى كه عاليترين هدف تمام وطندوستان بدون در نظرداست تفاوت های سياسى آنان است، مبدل گردد. تا اكنون حزب دموكراتيك خلق افغانستان در سياست خا رجى سهم ميگيرد و سازا و سزا اولين گامها را در اين جهت بر ميدا رند، من طورى تصور ميكنم كه در عرصه فعاليت سياسى خارجى توجه احزاب بايد به استقامت هاى ذيل معطوف گردد:

ـ تحقق موافقتنامه هاى ژنيو.

ـ مناسبات با كشورهاى همجوار.

ـ مناسبات باجهان اسلامى. و...

ما با پيروى از اصول سياست خارجى بايد پيگيرانه در جهت عادى ساختن مناسبات باهمسايگان ما به نوبه اول با پاكستان و ايران تلاش ورزيم، بر خورد حكومت پاكستان نسبت به موافقتنامه هاى ژنيو موجب نگرانى مىگردد، بايد به افكارعامه پاكستان مراجعه نمود، تماسها را با احزاب سياسى و سازمان هاى اجتماعى اين كشور برقرار وهمكارى رابايد رشد داد، احزاب ما ميتوانند كارهاى زيادى رابراى گسترش همكارى با كشورهاى برادر اسلامى انجام بدهند.

در خاتمه قطع عاجل جنگ برادركشى، يگانه راه به سوى دموكراتيزه ساختن وسيع وكامل جامعه ما است. دولت خودكامه آرمان ما نبوده و ما با آنانيکه تلاش ميورزند انرا بالای مردم غير و آزاديخواه ما تحميل نمايند، مبارزه خواهيم نمود. احزاب و گروههاى كه سهم خويشرا درحل وظايف مصالحه ملى، دموكراتيزه ساختن جامعه و دفاع ازدولت ايفا مينمايند، تاكيد همگانى مردمى وتثبيت تاريخى موجوديت بعدى خويشرا در اين راه بدست خواهند آورد. احزاب ديگرى كه اهداف تنگ نظرانه حزبى خويش را مافوق وظيفه سراسرى ملى، احياى صلح قرار ميدهند خود محکوم به افتضاح ميباشند،اين احزاب زود ويا دير ولی حتماً از طرف مردم افغانستان رد خواهند گرديد.

ما براى دودلى و ترديد وقت نداريم، اتباع كشور ما به قتل مير سند، اطفال ما اين آينده سازان افغانستان بقتل ميرسند، وظيفه مشترك ما اين است تا برادركشى را متوقف سازيم.

ـ به پيش در راه وحدت ملى واقعى!

ـ به پيش در راه دموكراسى! ما پيروز ميشويم.

 

 

برگشت به صفحۀ قبلی