|
از : را زق
ویدی
۲۷ سپتامبر ۲۰۰۶ آلمان
به پرواز آی ققنوس
آتش مجمره داغ است هنوز
قوغ این کوره ی تفتیده ، خاموش نشد
و ز یاد نمرود سیاه ،
فعل بر پایی آتش،
لحظه یی هم
، فراموش نشد
*****
موسم بارش سنگ،
فصل خاکستر و
دود،
چقدر عمر نمود،
جاودانی شد
خادمان دوزخ،
مست آتش فگنی اند به فردوس خدا
مدت خدمت شیطان رجیم
چه طولانی شد
*****
ای تو همزاد ذات ابراهیم!
زسفر رفتنت زیاد گذشت.
حالی ام با هزار یاس شد، مسا فر ما!
که دگر بر نخواهی گشت.
*****
حال امید ما به ققنوس است
که چه سان از میان آتش و دود،
که چه سان از میان خاکستر
بر لبش نغمه های ابراهیم،
می پرد،
زنده میشود
از سر
|